مقدمه و چارچوب رویداد
در فضای امنیتی خاورمیانه، گمانهزنیها درباره احتمال بروز درگیری یا حمله نظامی میان آمریکا و اسرائیل با ایران همواره یکی از رفتارهای معمول رسانهای و دیپلماسی است. این گزارش بر پایه گفتوگوهای منتشرشده و تحلیلهای دیپلماتیک مطرح میشود و با هدف ارائه تصویری عمیق و ساختارمند از وضعیت موجود و سناریوهای محتمل ارائه میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، بررسیهای جدید نشان میدهد که بازیِ قدرت در این منطقه با شدت بیشتری دنبال میشود و بازیگران اصلی به سمت افزایش بازدارندگی و فشار دیپلماتیک و نظامی حرکت کردهاند. در این چارچوب، تامینی از حساسیتهای امنیتی و خطرات احتمالی برای مردم و زیرساختهای حیاتی کشورها وجود دارد که باید با دقت و شفافیت مدنظر تصمیمگیران قرار گیرد.
وضعیت فعلی و نگرش دیپلماتیک
عبدالرضا فرجی راد، دیپلمات پیشین ایران در نروژ و استاد ژئوپلیتیک، در گفتوگو با رسانههای داخلی توضیح داده است که دو طرف بزرگ منطقهای و فرامنطقهای – آمریکا و اسرائیل – به یک «بازی بزرگ» با قطعیت درباره آغاز حمله نرسیدهاند. وی تأکید میکند که ایران به هیچ عنوان حملهٔ پیشدستانه انجام نخواهد داد، چرا که چنین اقدامی ممکن است با تبعات چندجانبهای در سطح منطقه و جهان مواجه شود و بهطور گستردهای مواجهه با پاسخهای شدید از سوی کشورهای رقیب منجر شود. بنا بر این منظر، میتوان نتیجه گرفت که در حال حاضر ایران به عنوان کشور مقتضی به دفاع از خود و بازدارندگی مینگرد و مسیر تجاوزگری را به عنوان رویکردی عملیاتی در نظر نمیگیرد.
همچنین طبق گفتوگوهای منتشرشده، سوال اصلی این است که آیا آمریکا یا اسرائیل حمله خواهند کرد؟ به نظر فرجی راد، احتمال حمله وجود دارد؛ هرچند وی پیشتر در دورههای قبل این احتمال را کم میدانست. به گفتهٔ وی، حضور گستردهٔ نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، ناوهای هواپیمابر و هزینههای بزرگ تحمیلشده به منطقه، این احتمال را تقویت کرده است. وی همچنین با اشاره به اخبار مبنی بر کاهش پروازهای برخی خطوط هوایی به مقاصد اسرائیل و دیگر نشانهها، امکانِ وقوع درگیری را محتمل دانسته است. او با این حال تأکید میکند که ممکن است آمریکا بخواهد ضربهای بزند و سپس ایران را به میز مذاکره بکشاند. این گفتهها از سوی برخی تحلیلگران دیگر نیز مطرح شده است و به سمت افزایش فشارهای سیاسی-نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران میانجامد. به گزارش تیم آرشیو کامل، در فضای داخلی ایران، مسائلی وجود دارد که میتواند بر تصمیمگیریهای امنیتی اثرگذار باشد، اما به هر حال این دیدگاهها در سطح کارشناسی باقی میمانند و به عنوان برداشتهای تحلیلی مطرح میشوند.
سناریوهای محتمل و مسیرهای احتمالی
بر اساس تحلیلهای دیپلماتیک و نظامی موجود، سه سناریوِ اصلی میتواند در کوتاهمدت و میانمدت قابل بررسی باشد. نخست، حملهٔ محدود از سوی یکی از بازیگران غربی (احتمالاً اسرائیل یا با همکاریِ آمریکا) که هدف از آن فشار به منظور دستیابی به امتیازات دیپلماتیک یا دستکشیدن از برخی مواضع ایران است. در این سناریو، امتداداتِ سیستمِ دفاعی ایران و بازدارندگی موجود، همراه با واکنشهای منطقهای و بینالمللی، میتواند به شکلِ گستردهتری از پاسخها و واکنشهای دیپلماتیک-امنیتی منجر شود. دوم، عملیات ترکیبی که طی آن دو کشور بهطور مشترک اقدام میکنند تا از منظر استراتژیک، کارآییِ بیشتری در تجاوز به ایران داشته باشند؛ در این حالت، همزمان با حمله، فشارهای دیپلماتیک در سطوح عالی و اعمال تحریمهای شدید ادامه مییابد. سوم، سناریویِ تحریک و اغراق در فضای رسانهای که با هدف از میان بردنِ ثباتِ منطقه و افزایش فشارهای داخلی به کار گرفته میشود تا تصمیمگیران جمهوری اسلامی ایران در موقعیتِ مذاکراتیِ سختتری قرار گیرند. در هر سه حالت، وجودِ سیستمِ پدافندی و تقویتِ توان بازدارندهٔ کشور از منظر استراتژیک و عملیاتی، یک محورِ کلیدی است که باید به آن توجه شود. واقعیت این است که هرگونه اقدام نظامی میتواند تبعات گستردهای بر امنیت انرژی، اقتصاد، و زندگی روزمره مردم داشته باشد و مسئولیتِ مدیریتِ این تبعات به عهدهٔ نهادهای امنیتی، اجرایی و مرجعیت عالی نظام خواهد بود.
ابعاد منطقهای، اقتصاد و امنیت داخلی
در ارزیابیِ امنیتیِ منطقه، حضورِ فعالِ آمریکا در خاورمیانه و همچنین طرحهای استراتژیکِ ایالات متحده در گرینلند و سایر نقاط، موجب شکلگیریِ زنجیرهای از پاسخها و واکنشهای متقابل میشود. این زنجیره به شکلهای گوناگون بر اقتصاد و زیرساختهای حیاتی منطقه اثر میگذارد؛ از قیمت انرژی تا امنیت خطوط کشتیرانی و تجارت بینالمللی. همچنین با توجه به گسترشِ گفتگوهای دیپلماتیک در سطح جمهوری اسلامی ایران و همراهی با همسایگان، امکانِ ایجادِ شرایطی برای کاهش تنشها از طریق کانالهای غیررسانهای و مذاکراتِ سرّی وجود دارد. در این چارچوب، هرگونه تصمیمگیری نیازمندِ هماهنگیِ همهجانبه بینِ نیروهای امنیتی، دفاترِ سیاسیِ عالی و نهادهای حقوقی و قانونی است تا از نظرِ حقوقِ بینالملل و چارچوبِ قانونیِ جمهوری اسلامی ایران، کمترین خطرِ قانونی برای کشور و مردم وجود داشته باشد.
نتیجهگیری و پیامدهای بلندمدت
در مجموع، میتوان گفت که احتمال وقوعِ حمله در شرایط فعلی به صورتِ محدود یا ترکیبی وجود دارد اما این احتمال بهلحاظِ توازنِ قوای منطقهای و بازدارندگیِ موجود، به عنوان یک سناریوِ محتمل باید با دقتِ فراوان دنبال شود. پیامدهای اقتصادی-امنیتی، اجتماعی و فرهنگیِ چنین رویدادی گسترده است و به همین دلیل تصمیمگیران و رسانهها باید با شفافیت و دقت، بهروزسانیِ اطلاعات را در دستور کار قرار دهند. در این راستا، باید به تقویتِ توانِ دفاعیِ داخلی، استمرارِ گفتگوهای دیپلماتیک و ایجادِ کانالهای اعتمادسازی بینِ کشورها توجه کرد تا احتمالِ بروزِ درگیری به حداقل کاهش یابد.
تحلیل حقوقی-اجرایی از خبر
در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، هرگونه اقدام تهاجمی علیه کشور دیگری باید در چارچوبِ دفاع مشروع و دفاع از مرزها و منافع ملی تبیین شود و در وضعیتِ جنگ یا بحرانِ داخلی، اختیاراتِ اتخاذِ تصمیمهای امنیتی تا حدودی از سوی مقامات عالی کشور و نهادهای مربوطه تعیین میشود. این تحلیل تأکید میکند که هر گونه اقدامِ نظامیِ خارج از چارچوبِ قانونیِ کشور، به خطر افتادنِ امنیتِ ملی و مشروعیت داخلی را به دنبال دارد. از منظرِ عملیاتی، تمامی تصمیمهای امنیتی باید با توجهِ به اقداماتِ اعتمادساز و مدیریتِ بحران و با هدفِ حفاظتِ جانِ مردم و زیرساختهای حیاتی باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، در شرایطِ فعلی تمرکز بر بازداشتِ تنشِ منطقهای، تقویتِ دفاعیِ کشور و تلاش برای بازگرداندنِ مذاکراتِ سازنده و پایدار در مسیرِ حلِ مناقشات از طریق کانالهای دیپلماتیک اولویت دارد و هرگونه اقدامِ غیرقانونی یا غیرشفاف به شدت موردِ مخالفت قرار خواهد گرفت.
