تحولی استراتژیک در واکنش به بحرانهای ملی: فاصلهگیری از قدرت و بازتعریف کنشگری اصلاحطلبان
در پاسخ به تحولات گسترده داخلی و فشارهای خارجی که اقتصاد، معیشت و ثبات اجتماعی را تحت تأثیر قرار دادهاند، کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران نامهای به سیدمحمد خاتمی منتشر کرد. این متن که به شکل خبری-تحلیلی نگارش یافته است، خروجی بازنگریای را معرفی میکند که از نگاه نویسندگان آن، اصلاحطلبی در وضعیت حال حاضر ایران نیازمند بازتعریف پارادایم و فاصله گرفتن از رویکردهای قدرتمحور است تا امکان بازسازی اعتماد عمومی و نجات ایران از بحرانها فراهم آید. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل.
آنچه در این نامه مطرح میشود، صرفاً پاسخ سادهای به بحرانهای پیش رو نیست، بلکه نگاهی است به اصول و مبانی کنش سیاسی اصلاحطلبان در شرایطی که فشارهای خارجی و محدودیتهای داخلی، گفتوگوی سازنده و اصلاحات مبتنی بر شفافیت را با چالشهای جدی روبهرو ساخته است. در این راستا، کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران بررسی میکند که چگونه میتوان با بازگشت به جامعه و کنار گذاشتن مواضع محافظهکارانه، اصلاحطلبی را به نیرویی برای حل مشکلات بدل کرد. این رویکرد تازه بر محور صداقت، مسئولیتپذیری و تعهد به منافع عمومی استوار است و میکوشد از ظرفیتهای جامعه برای مدیریت بحرانها بهره ببرد.
زمینههای بحران و چرا اکنون زمان بازنگری است
در متن گزارش، بحرانهای انرژی و معیشت، تشدید فشارهای اقتصادی و نارضایتی اجتماعی که در سالهای اخیر به شکلهای مختلف بروز کردهاند، بهعنوان مؤلفههای اصلی رو به گسترش معرفی میشوند. تحریمهای شورای امنیت که به بازگشت یا تشدید محدودیتها منجر شدهاند، روابط خارجی کشور را به دشواریهای بیشتری دچار ساختهاند و افکار عمومی در این شرایط به دنبال راهحلهایی روشن و قابل اجراست. نویسندگان نامه تأکید میکنند که ابزارهای گفتوگو و اصلاحِ موثر در این مقطع کمتر به کار گرفته شدهاند و این کمبود، به تضعیف اعتماد ملی و کاهش انگیزه عمومی برای مشارکت سیاسی منجر شده است. از این منظر، اصلاحطلبی به جای حفظ وضع موجود باید به بازتعریف مسیرهای عملگری و مشارکت فعال در تصمیمگیریهای کلان بپردازد.
در پاسخ به پرسش اصلی که «چه باید کرد؟»، کمیته سیاسی به این نتیجه میرسد که اصلاحطلبی نه پایان یافته است و نه بیاثر، اما برای بازتولید کارکرد تاریخیاش نیازمند تغییر جدی در رویکرد است. این تغییر شامل فاصلهگیری از قدرتِ متمرکز، حرکت به سمت جامعهمحوری، و جابهجایی از رویکرد محافظهکارانه به رویکردی مسئولانه و اخلاقی است. این نگاه، بهویژه وقتی با واقعیات امروز کشور همراه شود، راهگشاست زیرا در شرایط فعلی اعتماد عمومی به اصلاحطلبان تنها با نشان دادن صداقت، شفافیت و تعهد به عدالت قابل بازسازی است.
پنج گام کلیدی برای خروج از وضعیت موجود و احیای نقش اصلاحطلبان
کمیته سیاسی پس از رصد دقیق وضعیت، پنج دغدغه اساسی را بهعنوان نقشه راه پیشنهاد میدهد که بهطور روشن و قابل اجرایی ارائه شدهاند. هر یک از این گامها بهصورت بخشی مستقل توضیح داده شده و در عین حال با دیگری در ارتباطی منسجم قرار میگیرند تا گذار از وضعیت بحرانی به یک چارچوب پایدار و مسئولانه میسر شود:
- بازگشت به جامعه و حضور میدانی
اصلاحطلبی باید از اتاقهای سیاست به میدان زندگی مردم بازگردد. یعنی همراهی با گروههای اجتماعی، صنفی، زنان، معلمان، کارگران و جوانان و شنیدن دردها و نیازهای واقعی آنان، نه فقط تولید شعار؛ بدون حضور میدانی و گفتوگو با جامعه، هیچ اصلاحی پایدار نخواهد ماند. - اعلان وظیفهگشایی فراتر از خطوط جناحی
در این مرحله، اصلاحطلبی به عنوان یک حرکت فراگیر برای نجات ایران از بحرانها تعریف میشود. بیان گفتمانی که هدفش حفظ تمامیت کشور، کاهش خشونت داخلی و بازسازی اعتماد عمومی است. این به معنای پیشنهاد راهحلهای عملی و قابل اجرا است: دیپلماسی فعال، شفافیت در مدیریت، مبارزه با فساد، و کاهش تنشهای داخلی و خارجی. - تعریف روشن مرزهای اخلاقی با قدرت
اعتماد مردم زمانی بازمیگردد که مرزهای اخلاقی با صراحت روشن باشند. اصلاحطلبی باید همواره به بیعدالتی و محدودیتهای ناعادلانه ایستادگی کند و پذیرش دشواریهای ضروری برای استمرار اصلاحطلبی را بخشی از مسیر بداند. - پذیرش نقد صادقانه گذشته
یکی از آفتهای سالهای اخیر، توجیه ناکامیها و سکوتها بوده است. اکنون زمان آن است که اصلاحطلبی با صداقت به نقد گذشته بپردازد، خطاهای احتمالی را بپذیرد و با بازنگری در استراتژی، اعتماد از دست رفته را بازیابد. این گام، به معنای کنار گذاشتن روایتهای دفاعی و پذیرش مسئولیتپذیری است. - نوسازی ساختاری و ورود نسل جدید به تصمیمگیری
اصلاحطلبی باید از نظر ساختار نیز دستخوش تحول شود. نسلهای تازه باید در تصمیمگیریها حضور واقعی و مؤثر داشته باشند تا چشماندازهای نو، بازتابی عینی در سیاستهای اجرایی بیابد. جبهه اصلاحات باید باز، شفاف و پاسخگو باقی بماند و از هرگونه رفتار غیردموکراتیک در درون سازمانهای سیاسی پرهیز کند.
اگر خاتمی و سایر فعالان سیاسی بتوانند این پنج گام را به عنوان یک چارچوب همگانی بپذیرند و برای اجرای آن ارادهای روشن و قابل ردیابی نشان دهند، اصلاحطلبی میتواند از بحران کنونی عبور کند و دوباره به عنوان نیرویی موثر در مدیریت بحران و بازسازی اعتماد عمومی ظاهر شود.
پیامدها و چشمانداز آینده
در پایان، تیم نگارشی این گزارش بر این باور است که پاسخ به پرسش «چه باید کرد؟» چیزی فراتر از اصلاحات گزینشی است. این پاسخ، بازتعریفی از جایگاه اصلاحطلبی در ساختار سیاسی ایران است: اصلاحطلبی باید از قدرت فاصله بگیرد تا به مردم نزدیک شود؛ از محافظهکاری عبور کند تا صداقت بیشتری پیدا کند؛ و از انتظار برای گشایش از بالا به سمت تولید ظرفیتهای اجتماعی و فرهنگی از پایین حرکت کند. این مسیر، اگر به صورت همافزا و هماهنگ با نیرویهای اجتماعی دنبال شود، میتواند به بازسازی اعتماد ملی، کاهش ریسکهای اجتماعی و ارتقای کارایی سیاسی منجر گردد. با این رویکرد، اصلاحطلبی نه تنها از بحران عبور میکند، بلکه به عنوان نیرویی پویا و اخلاقی در خدمت منافع ملی باز میگردد.
به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این متن با هدف ارائه نسخهای روشنتر و ساختارمندتر از بیانیهای است که پیشتر منتشر شده بود. نتیجه این بازتعریف میتواند پیامدهای عملی فراوانی در رفتار سیاسی، دیپلماسی، و فضای عمومی کشور داشته باشد. در هر حال، روشن است که مسیر آینده با وجود دشواریها، از طریق صداقت، همبستگی ملی و تعهد به اصلاحات عمیق پایدار میشود.
برای دنبال کردن تحلیلها و گزارشهای تخصصی درباره اصلاحطلبی و روندهای سیاسی ایران، با ما همراه باشید و خبرنامه ما را دنبال کنید.
