آفت بینقشگی و بازتعریف نقشه عملی برای دوران پس از پیروزی در رهبران و نهضتها
به گزارش تیم آرشیو کامل، محسن اسماعیلی، معاون راهبردی و امور مجلس رئیسجمهور، در مقالی که در یکی از روزنامههای کشور منتشر شد، به تحلیل فقر مبانی نظری و فقدان نقشه راه عملی برای دوران پس از پیروزی در نهضتهای اجتماعی و سیاسی میپردازد و این مسأله را به عنوان آفت اصلی نهضتها معرفی میکند. او با مرور تجربههای تاریخیِ از جمله مشروطه و پیامدهای آن، و با استناد به دیدگاههای آیتالله طالقانی، به این نتیجه میرسد که ابهام تئوریک میتواند به تفاسیر متعارض با ارزشهای دینی منجر شود و فرصتطلبان را برای ارائه خواستههای خود به نام دین تشویق کند. همچنین او بر این باور است که جامعه به عنوان معیار صحت ادعاهای زمامداران ندارد و این فقدان نقشه راه، زمینه را برای سردرگمی و بیاعتمادی نسبت به کارنامه رهبران فراهم میکند. در این راستا، متن به این نتیجه میرسد که نیازمند طرحی روشن برای آینده هستیم تا با بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی و دینی، راهی مشخص برای حکومت اسلامی ترسیم شود؛ طرحی که هم از منظر دینی معتبر باشد و هم پاسخگوی نیازهای زمانه باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیل بر پایه استنتاجی از متنهای تاریخی و فکری صورت گرفته است و بر پیوستگی بین نظریه و عمل تأکید میکند.
پیشزمینه تاریخی: فقر مبانی نظری در مشروطه و پیامدهای آن
در سطور ابتدایی، متن با تأکید بر وجود خلاء نظری و نبود نقشه عملی برای دوران پس از پیروزی، به توضیح میپردازد که چگونه این کمبود میتواند به بروز تفاسیر گوناگون و گاه مغرضانه از دین و ارزشهای مردمی منجر شود. در این زمینه، سخنان آیتالله طالقانی به عنوان یک منبع ارزیابی مهم یاد میشود که در مقدمهای دردمندانه بر کتابی درباره مشروطه، به پیامدهای فقدان طرح روشن آینده اشاره میکند. این فقدان، از نظر نویسنده، سه نتیجه اصلی دارد: نخست ایجاد ابهام در نقش دین به عنوان یک سامانه پاسخدهنده به نیازهای اجتماعی، دوم نمایش سلیقههای مختلف که ممکن است با نام دین ارائه شود اما با ارزشهای دینی فاصله پیدا کند و سوم کاهش اعتماد عمومی به نهادهای دینی به دلیل نبود معیار و نقشه اجرایی مشخص برای آینده.
در ادامه، توضیح داده میشود که چه تفاوتهایی بین تئوریهای مختلف میتواند مردم را در برابر رفتارهای سیاسی-اجتماعیِ نیروهای مختلف به عقب براند. بدین ترتیب، بدون طرح روشن برای آینده، هر گروهی میتواند طرحی خام برای جامعه ارائه دهد و این کار ممکن است با دین به عنوان ابزار مشروعیت همراه شود، اما در عمل با نیازهای واقعی مردم همسو نباشد. این نکته از منظر نویسنده، به ویژه برای نسلهای جوان مسلمان که در معرض مسلکها و مرامهای گوناگون قرار گرفتهاند، دارای بار مسئولیت بزرگی است.
نائینی و مطهری: دو بال فکری برای آینده اسلامی
یکی از بخشهای کلیدی متن به تبیین دیدگاههای آیتالله سید محمدنائینی و کتاب او با عنوان «تنبیه الأمه و تزکیه الملَّه» میپردازد. بر اساس روایت اسماعیلی، عظمت این کتاب از منظر طراحی الگوی مطلوب حکومت دینی در فضای اجتماعی پرابهام قابل درک است. نویسنده با استناد به شجاعت فکری نائینی و ظرفیت برای استخراج، تصفیه و تبدیل مواد خام فرهنگی اسلامی به طرحهای روشن، نشان میدهد که نائینی برای ارائه طرح آینده با جسارت و اراده روبهرو شده و از این منظر ارزشمند است. همچنین به نظر میرسد که مطهری نیز آنتیژه آفت اصلی نهضتهای اسلامی را فقدان طرح روشن برای آینده میداند. به روایت متن، مطهری تأکید میکند که صرف تخریب وضع موجود، بدون ارائه برنامهای روشن برای ساختن وضعی بهتر، موجب دلهره و نارضایتی میشود و مردم به سمت طرحهای گروههای دیگر گرایش پیدا میکنند، حتی اگر به رهبران خود اعتماد داشته باشند. این بخش نشان میدهد که از دید محتوایی، روحانیت باید به عنوان «گروه مهندس اجتماعی» مسئولیت ارائه طرح آینده را به عهده بگیرد و از عدم ارائه طرح روشن در این حوزه به شدت پرهیز کند.
در ادامه، نویسنده به ارزیابی عملی این دو منظر میپردازد: از نگاه نائینی، وظیفه استخراج از منابع فرهنگی غنی اسلامی و تبدیل آنها به مواد قابل استفاده و طرحهای روشن برای حکومت اسلامی، کاری است که باید با صراحت و بدون تاخیر انجام شود. این توصیه به عنوان یک راهبرد کلان مطرح میشود که هدف آن جلوگیری از ابهام و سردرگمی در نسلهای پس از پیروزی است. از سوی دیگر، دیدگاه مطهری بر این تأکید است که هنگامی که طرحهای روشن ارائه نشوند، مسیر برای گروهای غیر همسو با دین باز میشود و ممکن است منابع مشروعیت را به سمت الگوهای غیر دینی سوق دهد. به همین دلیل، در این نگاه، روحانیت باید به عنوان نیرویی با اعتماد عمومی، نقشه آینده را به طور عمومی و روشن به جامعه معرفی کند تا از بروز انحرافات جلوگیری شود.
راهکار عملی: از استخراج تا اجرای طرحهای روشن
بخش مهم دیگر متن به ارائه یک فرایند عملی برای تبدیل این بینشها میپردازد. اسماعیلی پیشنهاد میکند که برای ساختن یک طرح آینده روشن و قابل اعتماد، باید سه گام کلیدی دنبال شود: استخراج دقیق مواد خام فرهنگی از منابع دینی و فرهنگی غنی ایران، تصفیه و همسوکردن این مواد با نیازهای زمان و همچنین تبدیل آنها به طرحهای روشن و قابل اجرایی که بتواند نظارت و ارزیابی عملی را میسر سازد. این فرایند نه تنها به بهبود کارکرد نهادهای دینی و سیاسی کمک میکند، بلکه به جوانان مسلمان نیز اطمینان میدهد که دین برای آیندهشان نقشه دارد و تنها به تشریفات و شعارها متکی نیست. نویسنده بیان میکند که این کار نیازمند بیداری فکری و کار جهادی است و روحانیت به عنوان «گروه مهندس اجتماعی» باید به وظیفه خود در این زمینه عمل کند و از ابراز نداشتن نقشه روشن دوری کند.
عظمت نائینی و کتاب Tanbiḥ al-Ummah: الهامی برای طراحی آینده
در ادامه متن به شرح و بررسی بیشتر میپردازد که عظمت اندیشه نائینی و کتاب او در فضاهای پراز ابهام، از منظر کاوش در طراحی یک الگوی مطلوب حکومت دینی، روشن است. با اشاره به دیدگاههای استاد شفیعی کدکنی درباره شجاعتِ دستیابی به طرح، نویسنده تأکید میکند که در دوران خود، نائینی با رویکردی متفاوت و جسورانه به طراحی آینده اسلام پرداخت و با توجه به فضای غبارآلود آن زمان، از خودگذشتگی و استواری در برابر فشارهای مختلف نشان داد. این بخش همچنین به این نکته اشاره میکند که هرچند ممکن است برخی افراد از طرح روشن و جامع فاصله بگیرند، اما این نوع نگاه میتواند به تدوین معیارهای دقیق برای ارزیابی ادعاهای زمامداران در پوشش دین منجر شود و به پایداری حکومت اسلامی کمک کند.
تحلیل اجرایی نهایی: نکتههایی برای اجرا و ارزیابی
این بخش، که به صورت یک نتیجهگیری عملی نوشته میشود، بر این نکته تأکید میکند که هیچ امری عملی در حوزه دین بدون طرح عملی و سازوکارهای اجرایی روشن قابل تحقق نیست. به باور نویسنده، ارائه طرحهای مشخص، قابل اندازهگیری و قابل ارزیابی برای آینده، به اعتماد عمومی و تقویت کارآمدی نهادهای اجتماعی و دینی کمک میکند. علاوه بر این، لازم است فرایندهای اجرایی با چشمانداز اسلامی و با در نظر گرفتن نیازهای روز جامعه هماهنگ شوند. در نهایت، مقاله به این نتیجه میرسد که با وجود منابع غنی فرهنگی، تنها استخراج و تصفیه کافی نیست و باید طرحها به گونهای طراحی و ارائه شوند که بتوانند در عمل پاسخگوی مسائل روز و اجرایی باشند. این امر به ویژه در مواجهه با چالشهای اجرایی غیرسیاسی و امنیتی اهمیت دارد و میتواند به تقویت ثبات و انسجام اجتماعی منجر شود.
تحلیل نهایی: نکتهای برای سیاستگذاری و جامعهشناسی اجرایی
به عنوان پایانبخش کاوش، این تحلیل میگوید که اگرچه فقر مبانی نظری و نبود طرح اجرایی روشن، میتواند دینداری را به مجموعهای از شعارها بدل کند، اما با طراحی و اجرای نقشههای روشن که از سوی گروههای مؤثر و معتبر ارائه میشود، میتوان این خطر را کاهش داد. با توجه به تجربههای تاریخی و تأکید بر نقش روحانیت به عنوان نیروی مهندسی اجتماعی، لازم است که طرح آینده با محوریت اصول دینی و پاسخ به نیازهای زمانه تدوین شده و به صورت روشن در سطح جامعه منتشر شود. این امر میتواند از تبدیل دین به ابزار سیاسی جلوگیری کرده و به یک مدل حکومتی با پذیرش عمومی از منظر دینی کمک کند. در نهایت، این فرایند نباید به جای نقدهای سازنده، با نقشههای غیرشفاف همراه شود؛ بلکه باید با شفافیت، پاسخگویی و ارزیابی مستمر همراه گردد تا از بروز دوباره آفتهای مشابه جلوگیری شود.
