انتقادهای تازه از اظهارات رئیس‌جمهور و رئیس مجلس در اجلاس خانواده: نبود سازوکار اجرایی مشخص

بررسی رویداد و جایگاه گفتارهای رسمی در اجلاس خانواده

به گزارش تیم آرشیو کامل، در جریان اجلاس خانواده که با حضور مقامات عالی‌رتبه برگزار شد، فضای سالن به‌گونه‌ای شکل گرفت که اکثر مخاطبان از انتظار خود برای شنیدن راهکارهای عملی و سیاست‌های اجرایی به‌جای کلی‌گویی‌های سطحی دست کشیدند. گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد که حرف‌های رئیس‌جمهور و رئیس مجلس با واقعیت‌های خانواده‌های امروز همسو نبود و برخی از مخاطبان احساس کردند که این گفتارها نه تنها به مشکلات موجود پاسخ نمی‌دهد، بلکه از ظرفیت‌های قدیمی که پاسخگوی نیازهای جدید نیستند، نشأت می‌گیرد. در این میان واکنش‌های رسانه‌ای نیز به شدت به این نکته اشاره کردند که همایش‌های چنین سطحی، اگر بدون چارچوب عملی و مسیر اجرایی باشد، از تأثیرگذاری کمتری برخوردار است و به‌زودی به فراموشی سپرده می‌شود.

در ادامه، نقدها به قالبی اشاره می‌کند که در اغلب چنین همایش‌هایی مشاهده می‌شود: صحبت از مسائل به‌طور کلی و بدون ارائه نقشه راه مشخص، صرفاً برای پرکردن زمان سخنرانی و ارائه تعارفات سیاسی است و در نهایت منجر به خاموشی در فضای تخصصی که به‌زودی به سمت ارائهٔ گزارش‌های اجرایی و بودجه‌های مشخص می‌رود، نمی‌انجامد. برخی شرکت‌کنندگان و ناظران می‌گویند که سخنان رئیس مجلس با متن از پیش نوشته‌شده بود و از زبان واقعیت‌های وضعیت خانوادگی امروز فاصله داشت؛ گویی قرار بود با جملاتی آماده، فضای صحنه را فضاسازی کنند و پس از آن سالن را ترک کنند. از این منظر، نقد به این است که اگر قرار است همایش‌های این گونه، به‌عنوان نقطهٔ آغاز سیاست‌گذاری محسوب شوند، باید فراتر از شعارهای کوتاه و تعاریف صرف، به تبیین چارچوب‌های اجرایی و پایش اجرایی دست یابند.

بازنمایی دقیق از سخنان و واکنش‌های مخاطبان

در بخش سخنان رئیس‌جمهور، همان‌گونه که برخی گزارش‌ها اشاره کرده‌اند، تأکید بر چالش‌های موجود در حوزه خانواده و زنان مطرح شد، اما بسیاری از شرکت‌کنندگان این پرسش را مطرح کردند که آیا اینِ گفتارها به‌راستی به­nفع خانواده‌های امروز و نسل‌های آینده تبدیل می‌شود یا صرفاً بازتولید مجموعه‌ای از مواعظ است؟ از سوی دیگر، اظهارات رئیس مجلس به‌صورت گسترده‌ای با رویکرد شعاری اجرا شد و به نظر می‌رسید که با واقعیت‌های جدیدی که خانواده‌های ایرانی با آن مواجه‌اند، همخوانی ندارد. برخی از تحلیلگران نوشتند که اگر هدف از چنین همایشی، ایجاد انگیزه و جلب اعتماد عمومی باشد، باید از زبان تخصصی و نزدیک به واقعیت‌های اجرایی استفاده کرد تا قابلیت اجرا و پایش وجود داشته باشد. همچنین اشاره شد که استفاده از قالبی که اصطلاحاً با عنوان «برای خانواده‌ها تولید محتوا می‌کنیم» مطرح می‌شود، نیازمند ارائه سیاست‌های روشن و برنامه‌های اجرایی است تا مصرف‌کنندگانِ سیاست، یعنی خانواده‌ها، بتوانند اثرات ملموسی را در زندگی روزمره خود لمس کنند.

به‌طور خلاصه، بازنمایی از این نشست حاوی دو مسئله عمده بود: نخست، فاصله میان ادعاها و واقعیت‌های خانواده‌های امروز که به‌خصوص در زمینه‌های ازدواج، فرزندآوری و حفاظت از واحد خانواده نمود پیدا می‌کند؛ و دوم، نقصِ رویکرد اجرایی که به‌جای ارائهٔ نقشه‌های اجرایی روشن، به تداوم عادتِ گفتگوهای بدون نتیجه می‌انجامد. در این وضعیت، بسیاری از حضار به‌ویژه فعالان اجتماعی و پژوهشگران حوزه خانواده، بر این نکته پافشاری می‌کردند که نهادهای مختلف با نقش‌های متفاوت خود—دولت و قوه مقننه، آموزش و پرورش، رسانه و نهاد دین—باید نه‌تنها مسئولیت خود را به‌طور هم‌زمان ایفا کنند بلکه با همکاریِ دقیق و هماهنگ، مسیرهایی را برای بهبود وضعیت خانواده فراهم سازند.

بحران‌های خانوادگی و نقشه راهِ سیاستی

در ادامه می‌توان به مسئله‌ای مهم اشاره کرد که در فضای عمومی مطرح شد و آن این بود که بحران‌های خانوادگی، به‌جای این‌که ناشی از کمبود منابع یا نبودن سازمان‌های پشتیبان باشد، از توازنِ کارکردیِ نهادهای مختلف نشأت می‌گیرد. برخی از ناظران تأکید کردند که اگر دولت و نهادهای وابسته، به‌جای تمرکز بر ابزارهای سنتی و گاه قدیمی، به‌دنبال شیوه‌های نوین و سازگار با تحولات اجتماعی باشند، می‌تواند به‌طور مثبتی در جهت تقویت اعتماد و کارایی خانوارها گام بردارد. در این زمینه، بحث از قوانین و سیاست‌های حمایتی، به‌ویژه در زمینه حقوق فرزندان، حمایت از مادران خانه‌دار یا شاغل، و نیز ایجاد فرصت‌های آموزشی و اقتصادی برای جوانان، به‌عنوان محورهای اصلی مطرح شد. گروهی از شرکت‌کنندگان تأکید کردند که رهایی از نگاه خانواده-به-یک واحد اقتصادی، به شرط حفظ کرامت و استقلال اقتصادی و اجتماعی اعضای آن، می‌تواند به پویایی خانواده‌ها کمک کند.

در این چارچوب، نگاهِ نقدی به نقشِ نهادهای عمومی از جمله آموزش و پرورش، رسانه، و نهاد دین مطرح شد. برخی منتقدان گفتند که آموزش‌وپرورش باید به‌سانِ نهادی که سرمایهٔ آینده است، فرصت‌های آموزشی بیشتری ارائه دهد و هزینهٔ زندگی خانوار را کاهش دهد تا پدیده‌های ناخوشایند مانند فرار از ازدواج یا کاهش فرزندآوری تقلیل یابد. رسانه‌ها نیز از این منظر که باید به‌عنوان پل ارتباطیِ موثر میان نهادهای تصمیم‌گیر و مردم عمل کنند، با نقدی جدی روبه‌رو شدند؛ به‌ویژه نسبت به بازنماییِ غیرواقعی یا سطحی از مسائل خانوادگی که می‌تواند به ایجاد انتظارهای غیرواقعی منجر شود. از سوی دیگر، نهاد دین نیز به‌عنوان یکی از ستون‌های اجتماعی، باید کارکردِ معنویِ خانواده را تقویت کند و از گرایش به سمت تک‌محوریِ مسائل پرهیز کند؛ در حالی که برخی از گفتمان‌های رسمی موجود، به جای تقویتِ انسجام خانوادگی، به گره‌گشاییِ محدود از طریق نظارت و توصیه‌های اخلاقی متمرکز شده‌اند.

نهاد خانواده و وظایف متنوعِ جامعه

بر اساس دیدگاه‌های مطرح‌شده در این نشست، خانواده به‌عنوان کانون اصلی جامعه، به‌طور مستمر با فشارها و چالش‌های متعددی مواجه است. این چالش‌ها تنها به بحث ازدواج یا فرزندآوری محدود نمی‌شود؛ بلکه در کنار مسائل اقتصادی، آموزشی و رسانه‌ای نیز خود را نشان می‌دهد. به‌قول برخی ناظران، وقتی که نهادهای دیگر به‌طور همزمان در وظایف خود ناکام می‌مانند، خانواده به‌ناچار باید بار وظایفِ فراتر از توان خود را به دوش بکشد. این پدیده، به گفتهٔ منتقدان، نشان می‌دهد که بازنگری در مدل تعاملِ حاکمیت و نهادهای اجتماعی ضروری است و این بازنگری باید با یک بسته سیاستی جامع و قابلِ ارزیابی همراه شود.

در این راستا، برخی از پژوهشگران و فعالان اجتماعی پیشنهاد می‌کنند که اولاً قوانینِ کارآمدتری برای حمایت از خانواده و زنان تدوین شود؛ ثانیاً سیاست‌های اجراییِ این قوانین به‌صورت شفاف و قابل‌ پایش پیاده‌سازی گردد؛ ثالثاً منابع و ابزارهای لازم برای اجرای این سیاست‌ها به‌طور پایدار تخصیص یابد. در کنار این‌ها، اصلاحاتی در حوزه‌های فرهنگ عمومی، آموزش‌های همگانی و رسانه‌ای نیز پیشنهاد شده است تا تجربه‌های عملیِ بهتر و قابلِ اندازه‌گیری را به وجود آورد. این دیدگاه‌ها، هرچند با نقدهای مخالف مواجه می‌شود، اما به‌عنوان مسیرهایی برای کاهش فاصله بین ایده‌های سیاستی و زندگی روزمره خانواده‌ها مطرح می‌شود.

جمع‌بندی و نگاه آینده

نگرش غالب در پایان این نشست این بود که خانواده به‌عنوان واحدی اجتماعی به شدت به حمایت و مراقبت نیاز دارد و این حمایت باید از سوی مجموعه‌ای از نهادها با همکاری نزدیک تامین شود. از این منظر، اجتناب از شعارزدگی و ورود به عرصه سیاست‌گذاریِ اجرایی، می‌تواند گامی برای بهبود وضعیت خانواده‌های ایرانی باشد. در عین حال، اشاره به این نکته ضروری است که هر گونه اقدامِ سیاستی باید مبتنی بر شفافیت، تضمین حقوق افراد و پایداری منابع باشد تا به نتیجه‌ای پایدار و قابلِ اندازه‌گیری منجر شود. به گزارش منابع خبری، این نشست بازتاب‌دهندهٔ یک چالشِ گسترده است: وقتی روایت رسمی از مشکلاتِ خانوادگی، بدون ارائهٔ نقشهٔ راه مشخص و قابلِ اجرا باشد، به‌طور طبیعی انتظار عمومی از سیاست‌ها کاهش می‌یابد و اعتماد نسبت به مؤسسات کاهش می‌یابد.

تحلیل حقوقی-اجرایی از وضعیت خانواده و سیاستگذاری

در چارچوب قانون‌گذاری جمهوری اسلامی ایران، بهبود وضعیت خانواده مستلزم انطباقِ سیاست‌های اجتماعی با اصول قانونی و پذیرش تغییرات اجتماعیِ نوظهور است. این تحلیل تأکید می‌کند که هر طرحِ سیاستی باید با اصول عدالت اجتماعی و حفظ کرامتِ انسانی همسو باشد و از ابزارهای اجراییِ روشن و پایش‌پذیر استفاده کند تا به نتیجهٔ عملی در زندگی روزمرهٔ مردم منجر شود. همچنین لازم است که قوانینِ مربوط به خانواده، آموزش و پرورش و رفاه اجتماعی به‌صورتی بازنگری شوند که هم‌زمان با تحولاتِ جمعیتی و تغییرات در قالب خانوارها، کارکرد مؤثر داشته باشند. از منظر اجرایی، وجودِ بودجهٔ پایدار، شفافیتِ عملکرد و گزارش‌دهیِ منظم به میادین خبری از الزامات کلیدی است تا پاسخگویی به مطالبهٔ عمومی را تقویت کند. با این رویکرد، می‌توان در قالبِ چارچوبی روشن، از تجربیات جهانی بهره جست و با حفظ اصولِ قانونیِ کشور، گام‌های عملی را برای تقویتِ خانواده‌ها برداشت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا