روزنامه اطلاعات به وزیر آموزش و پرورش: پذیرش قرعه‌وزارت با چه انگیزه‌ای بود؟ رودربایستی یا احساس تکلیف؟

بازنویسی خبر: نقدی به وزیر آموزش و پرورش درباره پذیرش سمت و قرعه‌وزارت

به گزارش تیم آرشیو کامل، در یادداشتی که در یکی از صفحات روزنامه اطلاعات منتشر شد، نویسنده به ارزیابی انتخاب عضوی از دولت برای حضور در وزارت آموزش و پرورش می‌پردازد و با تأکید بر این‌که یک وزیر آموزش و پرورش باید از موضع آگاهی و اطلاع‌رسانی درباره «کجاهای دنیا» صحبت کند، به نقدهای مطرح‌شده درباره اظهارات و رویکردهای این وزارتخانه می‌پردازد. متن در اصل با بیان این نکته آغاز می‌شود که هر گونه نقض‌هایی در گفتارهای وزیر می‌تواند از اعتبار و عیار استدلال‌های وی بکاهد؛ امری که در پاره‌ای از مباحث آموزشی، به شکل گسترده‌تری مورد توجه قرار می‌گیرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته در محورهای اصلی نقد به کار گرفته می‌شود تا مشخص شود که آیا پذیرش قرعه‌وزارت با انگیزه‌های روشن و همسو با نیازهای آموزشی کشور همراه بوده است یا صرفاً نتیجه ملاحظات اجرایی و شبکه‌های انتخاباتی بوده است.

در ادامه متن، سؤالاتی کلیدی مطرح می‌شود که به نظر منتقد، از نگاه جهان‌شناسی آموزش و پرورش در سطح بین‌المللی قابل تعقیب است. اولین پرسش این است که در کشورهای پیشرو، آیا وزیر آموزش و پرورش با زبان عمل و واقعیت‌های آموزشی جهان سخن می‌گوید یا اینکه گفتمان‌های ایدئولوژیک و تبلیغی بر آموزش‌های پایه اثرگذار می‌شود؟ نویسنده با مقایسه‌ای ضمنی، به این نکته اشاره می‌کند که در برخی سیستم‌های آموزشی، تمرکز بر محتوای علمی، مهارت‌های آموزشی وپایداری ساختارهای مدرسه‌ای، جایگزین تبلیغات ایدئولوژیک شده است. این مباحث با استناد به تجربیات جهانی مطرح می‌شود تا پرسش‌های مربوط به موقعیت و نحوه‌ی تعیین سیاست‌های آموزشی در داخل کشور را برجسته سازد.

در بخش دوم متن، به موضوعات اجرایی مرتبط با وزارت آموزش و پرورش اشاره می‌شود. یکی از محورهای اصلی نقد، فراخوانی و استخدام خارج از تخصص در مدارس است؛ به‌زعم نویسنده، نیروهای آموزشی که در نهادی با مأموریت فرهنگی فعال‌اند، باید با نیازها و تخصص‌های مشخص مدارس همسو باشند و از طریق فرایندهایی با شفافیت علمی جذب شوند. این نکته به‌ویژه در برابر الزامات کیفیت آموزش، مدیریت منابع و بهبود فضاهای آموزشی بازتاب داده می‌شود. در این راستا، پرسش‌هایی درباره توازن بین ملاحظات اجرایی و حفظ استانداردهای تخصصی مطرح می‌شود تا مشخص شود که آیا ترکیب نیروی انسانی در آموزش ایران تا چه اندازه پاسخگوی نیازهای روز است یا با تنش‌ها و گره‌های قدیمی از جمله فهرست‌های انتخابی و دیدگاه‌های متفاوت دست به گریبان است؟

یکی دیگر از محورهای نقد، اشاره به رابطه‌ی وزارت آموزش و پرورش با مسائل ساختاری مدرسه‌سازی و بهسازی فضاهای آموزشی است. نویسنده به‌طور تلویحی می‌پرسد که وقتی صحبت از تبدیل کلاس‌های کپری و آلونک‌های آغلی به فضاهای آموزشی مطلوب می‌شود، آیا رویکردهای جدید آموزشی و استراتژی‌های پرورشی به جای توجه صرف به نمادهای بصری و شعارهای مدیریتی، محور تصمیم‌گیری‌ها قرار می‌گیرد؟ در این بخش نیز با وجود برخی نکات درباره «مکان مقدس مدرسه» و نقش آن در روحیه‌بخشی به دانش‌آموزان، از سوی نویسنده تأکید می‌شود که نقدها نباید از روی قصد تخریب باشد، بلکه باید به بهبود عملکردهای اجرایی و کارآمدی در مدارس منجر شود. با این هدف، مباحثی دربارهٔ ایجاد سازوکارهای شفاف برای ارزیابی عملکرد مدارس، نظارت بر اجرای برنامه‌های آموزشی و ارزیابی اثرات سیاست‌های آموزشی مطرح می‌شود تا از تکرار اشتباه‌های گذشته پرهیز شود.

در بخش آخر، نویسنده به پرسشی کلیدی می‌پردازد: با فرض این‌که گزینه‌های عضویت در شبکه‌های انتخابی وجود داشته باشد و قرعه به نام فردی بیفتد، چه عواملی در تصمیم‌گیری نهایی نقش داشت؟ آیا این تصمیم نتیجه رودربایستی بود یا احساس وظیفه و تکلیف؟ این سوالی است که در پایان بخش اصلی مطرح می‌شود و با توجه به اصول حکومتی و اجرایی کشور، از نگاه صاحب‌نظران آموزشی مورد بررسی قرار می‌گیرد تا روشن شود که چه میزان از تصمیمات در سطح وزارتخانه با مبانی علمی و نیازهای آموزشی همسو است و چه میزان در نتیجه فاکتورهای دیگر خارج از چارچوب آموزشی اتخاذ می‌شود.

تحلیل اجرایی-حقوقی

این تحلیل با رویکردی اصولی به بررسی فعلان آموزشی و مدیریتی می‌پردازد و تأکید می‌کند که در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران و با توجه به سیاست‌های کلان آموزشی کشور، هر تصمیم مدیریتی در حوزه آموزش و پرورش باید مبتنی بر شفافیت، تخصص‌گرایی و انطباق با اهداف آموزشی باشد. نقدهای مطرح‌شده در متن اصلی، هرچند به جنبه‌های اجرایی و تجربه‌های عملی مرتبط می‌پردازد، اما نبایستی به مفهوم مخالفت با اصول قانونی منتهی شود. اصلاحات ساختاری و بازنگری در فرایندهای استخدام و ارزیابی عملکرد باید با رعایت حقوق کارمندانی که در خدمت آموزش‌اند و همچنین با حفظ شأن حرفه‌ای معلمان و مدیران مدارس انجام پذیرد. علاوه بر این، نقدهای مطرح‌شده در مورد تمرکز بر سیاست‌های آموزشی و پرورشی باید به سمت بهبود کیفیت تدریس، تقویت نقدپذیری در مدیریت آموزشی، افزایش شفافیت در فرایند جذب و تعیین معیارهای روشن برای ارزیابی آثار برنامه‌ها رود. به عنوان نتیجه، اگرچه بازنویسی این متن برای بازنشر رسانه‌ای انجام شده است، اما بازنویسی باید با در نظر گرفتن چارچوب حقوقی و اجرایی کشور انجام پذیرد تا از هرگونه اشکال جهت‌گیری غیر قانونی جلوگیری شود. همچنین لازم است تأکید شود که مباحث مربوط به سیاست‌گزاری آموزشی و نقدهای اجرایی نباید به مباحث سیاسی یا امنیتی تبدیل شود تا تمرکز بر بهبود کارایی و پاسخگویی به نیازهای آموزشی باقی بماند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا