زنان مجرد و سرپرستی نوزادان: چارچوب قانونی و واقعیت اجرایی در ایران

چارچوب قانونی سرپرستی نوزادان توسط زنان مجرد

در حوزه فرزندخواندگی و نگهداری کودکان بی‌سرپرست، چارچوب قانونی مشخصی وجود دارد که از طریق قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست مصوب سال 1392 و آیین‌نامه اجرایی مربوطه تبیین شده است. طبق این چارچوب، زنان مجرد بالای 30 سال قادر به پذیرش سرپرستی کودکان هستند؛ با این حال، دامنه پذیرش به دوره سنی و جنسیت کودک محدود می‌شود و بر اساس آیین‌نامه، اولویت‌ها و محدودیت‌هایی مانند انتخاب جنسیت کودک (صرفاً دختران در برخی مصوبات) و حفظ منافع کودک در نظر گرفته می‌شود. به گزارش خبرآنلاین و با استناد به توضیحات مدیرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی، این سازوکارها براساس تصمیمات قانونی و ارزیابی‌های تخصصی اجرا می‌شود. حضور وکیل و ارزیابی‌های روانی-اجتماعی بخشی از فرایند است تا سلامت روانی و سازگاری فرزند در خانواده سرپرست تضمین شود.

به گزارش تیم آرشیو کامل، این چارچوب به‌گونه‌ای طراحی شده است که به حفظ منافع کودک و ثبات خانواده کمک کند و در کنار آن به عدالت فرصت‌های سرپرستی نیز توجه شود. به‌ویژه در سال‌های اخیر، با وجود افزایش آگاهی عمومی از سازوکارهای قانونی، تعداد ورودی‌های بی‌سرپرست واقعی برای نوزادان کاهش یافته است و این مسأله به دلیل بازگشت برخی کودکان به خانواده‌های زیستی یا کاهش ورودی کودکان بی‌سرپرست است. در نتیجه، هرچند تقاضا برای سرپرستی افزایش یافته است، اما به دلیل محدودیت‌های ورودی و فرایندهای ارزیابی، آمار واگذاری‌ها در سطح ثابتی باقی مانده است.

وضعیت کنونی فرزندخواندگی و روندهای اجرایی

بر اساس اطلاعات موجود، فرایند فرزندخواندگی در ایران طی سال‌های اخیر تغییرات عمده‌ای را تجربه نکرده است: افزایش آگاهی عمومی و اعتماد به سازوکارهای قانونی به افزایش تقاضا منجر شده است، اما در عین حال کاهش ورودی کودکان بی‌سرپرست واقعی، به‌ویژه نوزادان قابل واگذاری، به معنای حفظ سطح ثبات در آمار واگذاری است. در این چارچوب، زنان مجرد می‌توانند به شرط داشتن شرایط لازم، سرپرستی دختران در سنین بالاتر یا کودکانی با شرایط خاص را بر عهده بگیرند. صدرِ این سیاست، حفاظت از سلامت روانی کودک و حفظ بنیان خانواده است و این امر به‌طور آشکار نیز توسط مقام‌های مسئول تأکید می‌شود.

به‌گفتهٔ مدیرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی، گرچه تقاضا برای پذیرش سرپرستی در بین زنان مجرد افزایش یافته است، اما تعداد کودکان واجد شرایط برای پذیرش محدودتر است و از این رو تغییرات ناگهانی در آمار مشاهده نمی‌شود. همچنین، در صورت تعارض بین منافع کودک و فرآیند سرپرستی، امکان بازگشت موقت یا فسخ سرپرستی وجود دارد تا سلامت روان کودک حفظ شود. این واکنش‌ها همانند سایر ملاحظات تربیتی دوران رشد است و به معنای ناکارآمدی فرایند نیست.

روند ارزیابی و ارزیابی‌های پیش از واگذاری

فرآیند واگذاری برای زنان مجرد از منظر قانونی نیازمند طی مراحل مشخص است که شامل ارزیابی‌های تخصصی و روانی است تا سازگاری کودک با سبک زندگی خانوادگی جدید تأیید شود. این ارزیابی‌ها به‌طور معمول با مشارکت مشاوران حرفه‌ای و تیم‌های تخصصی در حوزه کودکان انجام می‌شود تا احتمال پذیرش سرپرستی برای کودکان با شرایط سنی مختلف یا با نیازهای ویژه بررسی شود. این رویکرد ارزیابی‌محور، تنها با هدف حفظ سلامت کودک و پایداری خانواده سرپرست انجام می‌گیرد و به هیچ وجه جنبه تبعیض‌آمیز ندارد. به خاطر اهمیت این ارزیابی‌ها، آموزش‌های پیش از واگذاری نیز تقویت می‌شود تا والدین سرپرست بتوانند با چالش‌های تربیتی دوران رشد کودک مواجه شوند.

اولویت‌ها در فرایند سرپرستی و محدودیت‌های کودکان

بر اساس سیاست‌های موجود، اولویت با خانواده‌های زوج برای سرپرستی نوزادان است تا ساختار خانوادگیِ پدری و مادری حفظ شود. زنان مجرد در جایگاه دوم و به‌شرط داشتن شرایط مناسب می‌توانند سرپرستی دختران در سنین بالاتر یا کودکانی با شرایط خاص را بر عهده بگیرند. این رویکرد با هدف حفظ مصلحت کودک و ثبات خانواده تعیین شده است و ابعاد جنسیتی این سیاست نباید به عنوان تبعیض خوانده شود. با این وجود، سازمان بهزیستی در سال‌های اخیر بهبود راهکارهای حمایتی برای این گروه از متقاضیان را در دستور کار قرار داده است تا عدالت در فرصت‌های سرپرستی افزایش یابد و از آسیب‌های روانی یا اجتماعی احتمالی جلوگیری شود.

فسخ سرپرستی و بازگشت کودک به خانواده زیستی

در مواردی که کودک وارد دوره‌هایی مانند نوجوانی می‌شود یا با تغییرات روانی-هیجانی مواجه می‌شود، ممکن است تصمیم کارشناسی ایجاب کند که سرپرستی به‌طور موقت بازگردانده شود یا به‌طور دائمی فسخ گردد. این تصمیمات با هدف حفظ سلامت روان کودک و حفظ مصلحت او اتخاذ می‌شوند و نشان می‌دهند که فرایند سرپرستی یک فرایند پویا است که با تغییرات زندگی کودک سازگار می‌شود. این نکته نباید به معنای نقصی در فرایند سرپرستی تعبیر شود؛ بلکه بازتاب واقعیت‌های تربیتی دوران رشد است و تداوم آموزش‌های پیش از واگذاری و حمایت‌های روانی-اجتماعی را تقویت می‌کند.

نقش سازمان بهزیستی و آموزش‌های پیش از واگذاری

سازمان بهزیستی در سال‌های اخیر تمرکز خود را بر تقویت آموزش‌های پیش از واگذاری و افزایش حمایت‌های روانی و اجتماعی برای خانواده‌های سرپرست معطوف کرده است. این اقدام‌ها با هدف آماده‌سازی بهتر فکری و عاطفی برای پذیرش کودک در خانواده جدید انجام می‌شود تا هم سلامت کودک و هم پایداری خانواده فراهم گردد. افزون بر این، سیاست‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که با اصول قانونی و مصلحت کودک همسو باشند و هر تصمیمی که در راستای بهبود شرایط کلی فرزندخواندگی اتخاذ می‌شود، با شفافیت و در جهت عدالت انجام پذیرد.

عدم واگذاری نوزاد به زنان مجرد و نکته‌های کلیدی

مطابق قوانین موجود، اولویت سرپرستی نوزادان با خانواده‌های زوج است و زنان مجرد در اولویت بعدی قرار دارند تا کودک از حضور در خانواده دارای پدر و مادر بهره‌مند شود. این سیاست نه تنها با هدف حفظ ساختار خانوادگی بلکه با توجه به مصلحت کودک و واقعیت‌های اجرایی فرزندخواندگی تنظیم می‌شود. در کنار این سیاست، سازمان بهزیستی بهبود راهکارهای ارائه‌شده به زنان مجرد را دنبال می‌کند تا فرصت‌های برابر و عادلانه‌تری در اختیار آن‌ها قرار گیرد، به‌خصوص در زمینه پذیرش فرزندان دختر با سنین بالاتر یا شرایط ویژه. به‌این‌ترتیب، بهبود آموزش‌ها، ارزیابی‌های دقیق‌تر و پشتیبانی‌های روانی-اجتماعی از جمله اقدامات کلیدی برای ارتقای عدالت در مسیر سرپرستی است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روندها نشان می‌دهد که بخش اجرایی همواره به‌دنبال تعادل بین منافع کودک و فرصت‌های خانوادگی مختلف است.

نتیجه‌گیری و چشم‌انداز آینده

در مجموع می‌توان گفت که چارچوب قانونی و سازوکار اجرایی ایران در زمینه فرزندخواندگی و سرپرستی، به‌گونه‌ای طراحی شده است که سلامت کودک را اولویت قرار دهد و مسیرهای برابر برای زنان مجرد نیز فراهم شود هرچند که با محدودیت‌های عملی و جمعیتی مواجه است. افزایش آگاهی عمومی، ارتقای آموزش‌های قبل از واگذاری، و ارائه حمایت‌های روانی-اجتماعی مستمر می‌تواند به بهبود دسترسی زنان مجرد به فرصت‌های سرپرستی کمک کند، بدون اینکه منافع کودک به خطر بیفتد. این نکته همواره باید در کنار بحث‌های عملی و مدیریتی مورد توجه باشد تا فرایند فرزندخواندگی به‌عنوان یک فرآیند انسانی، شفاف و پایدار باقی بماند. به گزارش تیم آرشیو کامل، با وجود تغییرات جزئی در آمار ورودی کودکانی که قابل واگذاری هستند، سیاست‌های موجود به‌طور مداوم بازنگری می‌شوند تا انصاف در دسترسی به سرپرستی تقویت گردد.

تحلیل اجرایی و نکته‌های سیاستی

برای ارتقای کارآمدی فرایند، پیشنهاد می‌شود که با تقویت کانال‌های اطلاع‌رسانی、 آموزش‌های تخصصی برای کارکنان و متقاضیان، و همچنین افزایش مسیرهای پشتیبانی روانی-اجتماعی، امکان دسترسی عادلانه‌تر برای زنان مجرد به سرپرستی دختران یا کودکان با شرایط خاص فراهم آید. هم‌چنین، حفظ مصلحت کودک و افزایش شفافیت در ارزیابی‌ها باید همواره در اولویت باشد تا از هرگونه سوءتفاهم یا برداشت ناعادلانه جلوگیری شود. به‌ویژه، باید بهینه‌سازی فرایندهای ارزیابی و تعیین معیارهای روشن برای پذیرش یا عدم پذیرش کودکان در خانه‌های سرپرستی انجام شود تا در عمل شاهد همسویی بیشتر با قوانین و اصول عدالت باشیم. این مسیر اجرایی می‌تواند به یک مدل پایداری تبدیل شود که هم سلامت کودک را تضمین کند و هم فرصت‌های برابر را برای زنان مجرد فراهم آورد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا