مرور کلی گزارش
این گزارش که اخیراً از پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است، به بررسی وضعیت فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در ایران میپردازد. با استفاده از دادههای یک نظرسنجی تلفنی انجامشده در آبان ۱۴۰۴ و با نمونهای از شهروندان بالای ۱۸ سال، تصویر جامعی از چگونگی رفتارهای مرتبط با کتاب، محتوای مصرفی و موانع اجرایی پیش روی کتابخوانی ارائه میدهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، یافتهها نشان میدهد که شاخصهای پایه مانند تعداد افرادی که به طور میانگین کتاب میخوانند نسبت به سالهای پیش کاهش یافته است و در مقابل، زمان صرفشده برای محتوای دیجیتال و متون علمی در قالب محتواهای دیجیتال ارتقاء یافته است. این تحولات از تغییر در الگوی مصرف فرهنگی خبر میدهد و به ویژه در مواجهه با فشارهای اقتصادی و کمبود وقت، الگوی مطالعه از کتاب چاپی به محتوای دیجیتال یا متون علمی آنلاین تغییر یافته است. پیام اصلی گزارش این است که موانع عینی و زیرساختی که بر سر راه مطالعه قرار دارد، از بیعلاقگی شخصی فاصله گرفته و به فشارهای معیشتی و دغدغههای اقتصادی مرتبط است. در گزارش آمده است که این تغییرات به خودی خود مسئلهای فرهنگی است، اما پیامدهای اجرایی آن نیازمند بازنگری در سیاستها و راهبردهای دسترسی و affordability کتاب است.
یافتههای کلیدی پژوهش
در ادامه، برخی از شاخصهای کلیدی این نظرسنجی آماده است تا تصویر روشنی از وضعیت کنونی فرهنگ کتابخوانی ارائه شود:
- سؤال اصلی از پاسخگویان این بود که آیا کتاب میخوانند؟ پاسخ ۴۱.۱ درصد بود و ۵۸.۹ درصد گفتند که نمیخوانند. این نسبت نشان میدهد که با وجود گسترش دسترسی به منابع متنوع، بخش زیادی از جمعیت همچنان از کتابهای چاپی یا غیرچاپی فاصله دارد.
- سرانه مطالعه کتاب برای پاسخگویانی که کتاب میخوانند، بهطور متوسط ۱۸۶ دقیقه در هفته بود. وقتی این رقم به کل جامعه تعمیم داده میشود، میانگین روزانه به ۲۶.۶ دقیقه در روز میرسد. اما با احتساب کل جامعه آماری، این مقدار به حدود ۱۰.۹ دقیقه در روز میرسد که نشاندهنده کاهش مضاعف سرانه مطالعه با لحاظ کردن افرادی است که کتاب نمیخوانند.
- در زمینه محتوای غیر درسی، میانگین زمان صرفشده برای متون علمی و مستندات در شبکههای اجتماعی و دیگر رسانهها حدود ۷۰ دقیقه در روز است. این نرخ نشان میدهد که مصرف محتوای دیجیتال و متون علمی به شکل گستردهای در کنار یا جایگزین کتاب چاپی قرار گرفته است.
- پرطرفدارترین دستههای کتابها عبارتند از: رمان و داستان (۲۱.۲ درصد)، کتابهای تاریخی (۱۵.۴ درصد) و روانشناسی/تربیتی (۱۴.۷ درصد). این ترکیب نشان میدهد که علاقه به داستان و تاریخ همچنان در اولویت مخاطبان است، اما سهم کتابهای تخصصی نیز حضور نسبی دارد.
- متوسط خرید کتاب در سال برای پاسخدهندگان کتابخوان، ۱۱ جلد است و حدود ۲۲.۱ درصد از پاسخدهندگان بیش از دو میلیون تومان در سال صرف خرید کتاب میکنند. این دادهها نشان میدهد که هزینههای کتاب تا حدی به دغدغه معیشتی مرتبط است و توان خرید کتاب در سطوح پایینتر با درآمدهای متوسط کاهش یافته است.
- عضویت در کتابخانه تنها از طرف ۲۳.۸ درصد از پاسخدهندگان گزارش شده است و بهطور متوسط این گروه ۱۲ جلد کتاب را در سال امانت میگیرند. علاقه به کتابخانه وجود دارد، اما نسبت عضویت به کل جمعیت نسبتاً پایین است.
- در زمینه الگوی مصرف کتاب، پاسخدهندگان بیان کردهاند که ۴۱.۷ درصد در طول یک هفته آخر یک کتاب را بهطور کامل مطالعه کردهاند. این رقم نشان میدهد که با وجود کاهش برخی شاخصها، تعهد به مطالعه در گروهی از کتابداران هنوز وجود دارد.
- انگاره عمومی درباره رفتارهای کتابخوانی این است که ۸۱.۴ درصد با این باور همنظرند که «مردم ما کمتر مطالعه میکنند»، که نشاندهنده نگاه انتقادی نسبت به وضعیت کل جامعه است و شاید برای سیاستگذاران انگیزهای برای بهبود شاخصهای فرهنگ کتابخوانی فراهم کند.
- براساس پاسخها، بیشترین موانع برای مطالعه کمبود وقت است که ۴۹.۷ درصد از افراد آن را بهعنوان بزرگترین مانع معرفی کردهاند. همچنین ۳۵.۳ درصد عقیده دارند نبود دغدغه مالی و معیشتی میتواند به افزایش فرهنگ کتابخوانی کمک کند و ۲۱.۸ درصد از دسترسی آسان و ارزان به کتاب بهعنوان عامل مؤثر یاد کردهاند.
زیرساختها و موانع دسترسی به کتاب
گزارش نشان میدهد که رفتارهای خرید کتاب در سالهای اخیر تحت تأثیر قیمتها و شرایط اقتصادی قرار گرفته است. انتظار میرود با وجود برآوردهای پایین سرانه مطالعه، تمایل به دسترسی به کتاب و منابع آموزشی همچنان وجود داشته باشد. اما با وجود افزایش استفاده از محتواهای دیجیتال، هزینههای خرید کتاب و محدودیتهای زمانی میتواند به کاهش انگیزه مطالعه انجامد. این نکته بهویژه درباره پاسخدهندگان با درآمدهای کم و متوسط صادق است. در این راستا، ارتقای زیرساختهای کتابخانهای، تسهیل عضویت و دسترسی به کتاب با قیمت مناسب میتواند به بهبود شاخصهای کتابخوانی کمک کند.
رفتار مصرف محتوا و تغییر الگوهای فرهنگی
یکی از نکات مهم این گزارش، تغییر الگوی مصرف از کتاب چاپی به محتوای دیجیتال و متون علمی در قالب مقالهها، تحلیلها و مستندات است. در شرایطی که منابع کاغذی ممکن است با هزینههای بالاتر در دسترس باشد، پژوهشگران نشان میدهند که مردم به دنبال دسترسی سریعتر و ارزانتر به محتوای آموزشی هستند. این تغییر الگو به معنای نیاز به بازنگری در استراتژیهای فرهنگی و آموزشی است تا با حفظ کیفیت مطالب، امکان دسترسی گسترده و مقرون به صرفه برای عموم فراهم شود. در گزارش اشاره شده است که میزان مصرف محتوای دیجیتال برای محتوای علمی بهطور قابل توجهی بالا است و این میتواند به ایجاد فرصتهای جدیدی برای نشر، آموزش و یادگیری منجر شود، هرچند باید با توجه به کیفیت و صحت محتوا نظارت لازم انجام شود.
نتیجهگیری و پیامدهای اجرایی
بر مبنای دادههای این نظرسنجی، میتوان گفت که سرانه مطالعه کتاب در ایران همچنان با چالشهایی جدی روبهرو است، اما در عین حال، علاقه به یادگیری و وجود انگیزههای آموزشی نیز دیده میشود. فشارهای معیشتی و دغدغههای اقتصادی بهعنوان عوامل اصلی کاهش سرانه مطالعه شناخته میشوند، در حالی که دسترسی آسانتر و ارزانتر به کتاب و بهبود زیرساختهای کتابخانهای میتواند تا حدودی به بهبود وضعیت کمک کند. برای سیاستگذاران و سازمانهای فرهنگی—اجتماعی، این نتیجه مهم است: راهبردهایی که با در نظر گرفتن محدودیتهای زمان و هزینه برای شهروندان طراحی شوند، احتمال موفقیت بیشتری در افزایش کتابخوانی خواهند داشت. همچنین، توجه به کیفیت و صحت محتوای دیجیتال و فراهمسازی محیطی امن و مناسبی برای دسترسی به منابع آموزشی میتواند به تقویت فرهنگ کتابخوانی کمک کند. در این راستا، توسعه برنامههای تشویقی برای عضویت در کتابخانهها و ارائه تخفیفهای قابل توجه برای خرید کتاب از نظر اقتصادی میتواند به بهبود مشارکت عمومی منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گزارش برای تصمیمگیریهای سیاستی و اجرای برنامههای فرهنگی، نقطهٔ آغاز مناسبی است تا با توجه به واقعیتهای روز جامعه، گامی روشن در مسیر ارتقای سطح کتابخوانی برداشته شود.
تحلیل یک پاراگرافی با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران
در بررسی این گزارش از منظر سیاستهای اجرایی، بهرغم وجود چالشهای اقتصادی و فشارهای معیشتی، امکان طراحی مداخلات مدیرتی و اقتصادی برای بهبود فرهنگ کتابخوانی وجود دارد؛ به عنوان مثال با ایجاد تسهیلات مالی برای خرید کتاب، گسترش دسترسی به منابع آموزشی و تقویت ظرفیت کتابخانهها، میتوان از کاهش سرانه مطالعه کاست. این تحلیل تنها به جنبههای اجرایی غیرسیاسی میپردازد و از بحثهای سیاسی و امنیتی پرهیز میکند، تا امکان ارائه راهکارهای عملی و قابل پیادهسازی در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران فراهم شود. موفقیت این مسیر به همدلی میان سیاستگذاران، نهادهای فرهنگی و جامعه هدف نیاز دارد تا از ظرفیتهای موجود نهایت استفاده صورت پذیرد.
