مروری بر واکنش رسانهای به دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی
به گزارش تیم آرشیو کامل، روزنامهای به نام جوان در شماره اخیر خود به نقد دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته و با طرح پرسشهایی درباره مواضع و رویکردهای این دبیرخانه، تلاش کرده است به موضوعی حساس از منظر رسانهای پاسخ دهد. گزارش اصلی اگرچه از وجود نقدها سخن میگوید، اما بر آن است تا چارچوبی برای گفتوگو فراهم آورد و به نوعی فضایی برای پاسخگویی متقابل ایجاد کند. در این زمینه، متن یادشده تأکید میکند که در کنار مباحث مربوط به ایران اینترنشنال، برخی رسانههای جریان انقلاب نیز به تدریج شورا را زیر سؤال میبرند و نقد میکنند. این تصویر کلی، حاوی نکاتی است که از منظر استقلال رسانه و نقش پاسخگویی دبیرخانه بررسی میشود.
در روایت این گزارش، آمده است که برخی رسانهها که به نظر نویسنده در چارچوب جریان انقلاب میگنجند، با گسترش نقد نسبت به دبیرخانه، سعی دارند موضوعات را به صورت مداوم واکاوی و بازنشر کنند. در این میان، صحبت از این میشود که اگر رسانهای به نقد موضوعی میپردازد، بهتر است با دبیرخانه تماس برقرار کند تا بتوان پاسخی رسمی و روشن ارائه کرد. در متن آمده است: اگر خبرنگاری پرسشهایی دارد یا یک مسئول دیگر چنین گفته و شما هم پاسخ بدهید، معمولاً چارچوب پاسخگویی پذیرفته میشود و از بار پاسخگویی فرار نمیکند. این بخش از گزارش، هرچند به صورت نکتهای کوتاه مطرح میشود، اما بازگوکننده رویکرد موجود در برخی از رسانهها است: تمایل به ایجاد گفتگو با نهادهای رسمی و جلوگیری از سهگانهسازی یا یکطرفه بودن روایت.
بر اساس متن، انتظار اکثر سازمانهای دولتی این است که رسانهای که نقدی مینویسد، پیش از انتشار با آنان تماس بگیرد تا موضوع از طریق پاسخ رسمی یا توضیح از سوی دبیرخانه روشن شود. نویسنده مینویسد که برخی از مقامات یا سازمانها ترجیح میدهند با پاسخ مستقیم از سوی شخصیتهای رسانهای مواجه شوند تا از هرگونه برداشت نادرست یا تحلیلهای سطحی جلوگیری کنند. این نکته از نظر بعضی ناظران میتواند به ایجاد فضا برای تعامل سازنده بیانجامد، اما از منظر دیگر، این رویکرد ممکن است با محدودیتهای آزادی بیان مرتبط باشد و نقد را به شکل محدودتری جلوه دهد. در گزارش، اشاره میشود که چنین رویکردی به عنوان یک چارچوب گفتوگو برای خبرنگاران و مسئولان شناخته میشود، اما در عین حال بحثهایی درباره شیوههای نقد و پاسخگویی وجود دارد.
در ادامه، گزارش به این نکته اشاره میکند که برخی از پرسشها با پاسخهای محدود یا عدم پاسخ مواجه میشود. به صورت نقلقولی، آمده است که معمولاً وقتی یک مسئول یا منبعی تماس میگیرد و میگوید: «ما چرا باید به نقد ما پاسخ بدهیم؟» یا «ما پاسخ نمیدهیم»، رویکرد پاسخگویی دچار چالش میشود و گاهی نهاد پاسخگو از ارائه توضیح خودداری میکند. این توصیف به طور روشن نشان میدهد که چارچوبی برای تعامل رسانهای ایجاد شده است، اما حفظ توازن بین نقد و پاسخ نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در این بخش از گزارش، به گونهای مطرح میشود که این رویکردها میتواند به سمت مجموعهای از باجگیری یا فزونی دادن سطحیگری در رسانهها نیز سوق پیدا کند و از منظر نویسنده، باید با دقت و انصاف بیشتری به نقد پاسخ داده شود.
نویسنده همچنین با بیان عباراتی روشنتر، به مسأله اتهام «اینترنشنالبودن» برخی رسانهها اشاره میکند. در ادامه آمده است که برخی بازرگانی یا رسانههای زرد ممکن است از این نوع اتهام برای تخریب یا اتهامزنی استفاده کنند، اما از سوی دیگر، رسانههای رسمی و حرفهای که دارای سابقهای بالا و تیم تحریریه با تجربه هستند، باید به نقدها با رویکردی منصفانه و مستند پاسخ دهند. این بخش از گزارش، با تأکید بر تقویت رویکردهای حرفهای رسانهای، تلاش میکند نشان دهد که نقدی که از سوی رسانههای با تجربه مطرح میشود، بر پایه شفافیت و حقیقت استوار است و نباید از طریق القای اتهامات غیرمستند تبدیل به رویکردی عمومی شود.
در ادامه، گزارش به ارزش و اهمیت تحمل نقد اشاره میکند و از مخاطبان میخواهد که نقد را برای بهبود روندها و خدمات عمومی مفید بدانند. از زبان نویسنده چنین برمیآید که رسانهها باید به عنوان صدای مردم عمل کنند و مدیران رسانهای نیز باید این صدای رسامی را بشنوند و پاسخگو باشند. با این رویکرد، عمل به اصول اخلاقی خبر و پرهیز از تظاهر به بیخطا بودن در برابر نقد، میتواند به تقویت اعتماد عمومی کمک کند. نویسنده تأکید میکند که همه طرفها باید بدانند که نقد، بخشی از فرایند پویای اطلاعرسانی است و پاسخگویی به سوالات عمومی از اصول پذیرفتهشده حرفهای به شمار میآید. همچنین در پایان شاهد اشاره به این است که برخی با چالش مواجه میشوند که چرا برخی از رسانهها را نقد میکنند و آیا این نقدها تنها به پرداختن به موضوعات غیرکارشناسی محدود میشود یا نه. در این زمینه، نگارنده با پرسشی روشن میگوید: آیا ما در مسیر نقد رسانهها با آزادی بیشتری روبهرو هستیم یا با محدودیتهایی روبرویم که ممکن است به انحصار یا جهتگیری خاصی منتهی شود؟ این بحث همچنان ادامه دارد.
گزارش همچنین با اشاره غیرمستقیم به فضای رسانهای کشور، به این نکته اشاره میکند که رسانههای رسمی و با تجربه نباید از نقدهای منصفانه فراری باشند و باید امکان پاسخگویی دقیق را برای مقامات فراهم آورند. در نهایت، متن به شکل غیرمستقیم به این نتیجه میرسد که رفتارهای نقدی و پاسخگو بودن، میتواند به ارتقای کیفیت گزارشهای خبری و جلوگیری از گسترش روایتهای یکطرفه کمک کند. هرچند که این فرایند نیازمند چارچوبهای شفاف و احترام به اصول اخلاقی، حرفهای و قانونی است. برای خواننده روشن است که این گزارش بیشتر به تشویق به گفتوگوی رسانهای و تقویت جایگاه پاسخگویی میپردازد تا به صورتی که هدف آن تحقیر یا تخریب یک نهاد باشد.
پایانبندی این گزارش با یک اصل کلی مطرح میشود: نقدِ سازنده و پاسخگو بودن، اگر به شکل درست و با رعایت اصول اخلاقی انجام شود، میتواند به بهبود عملکرد نهادها و ارتقای سطح آگاهی عمومی بیانجامد. در این راستا، به گزارش تیم آرشیو کامل، انتظار میرود که نهادها با پذیرش نقد و خبرنگاران با رعایت اصول حرفهای، به سمت ایجاد فضای تعاملیتر و شفافتر حرکت کنند. همچنین لازم است توجه داشت که مطالب مطرحشده در این گزارش، جنبه تحلیلی دارد و نباید به عنوان توصیهای برای اقدام یا موضعگیری سیاسی تعبیر شود. در پایان، این متن تنها بازتابی از یک نشست خبری-رسانهای خاص است که با هدف ارتقای فهم عمومی از فرایند نقد و پاسخگویی نگاشته شده است. 17302
تحلیل حقوقی-اجرایی
در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، آزادیهای بیان و نقد برای نهادهای رسانهای و مقامات دولتی در کنار وظایف پاسخگویی و شفافیت باید رعایت شود. این تحلیل به دور از مباحث سیاسی و امنیتی، بر این نکته تأکید دارد که نقد رسانهای باید مبتنی بر مستندات باشد و پاسخگویی به سؤالات مطروحه، اگر چه ممکن است از منظر برخی افراد مضر به نظر برسد، اما به عنوان یکی از ستونهای عملکرد شفاف ارزیابی میشود. همچنین، جایگاه نشستها و گفتوگوهای رسانهای باید به گونهای باشد که سوءبرداشت ایجاد نکند و امکان پاسخگویی را برای طرفهای ذینفع فراهم کند. در این چارچوب، ضروری است که تعامل بین رسانهها و نهادهای مسئول به رویکردی حرفهای و قانونی تبدیل شود تا روند اطلاعرسانی روشن و کارآمد باشد و از توهمات یا اتهامات بدون پایه جلوگیری شود. این تحلیل تأکید میکند که پاسخگویی شفاف و قابل قبول برای مخاطبان، به ویژه در حوزههای حساس مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، به اعتماد عمومی کمک میکند و به ارتقای کیفیت گزارشدهی منجر میشود.
