تنوع هدایت‌شده در نیویورک: پیروزی زهران ممدانی و چالش‌های سوسیالیسم شهری در برابر وال‌استریت

تنوع هدایت‌شده در نیویورک: پیروزی زهران ممدانی و چالش‌های سوسیالیسم شهری در برابر وال‌استریت

در جریان انتخابات شهرداری نیویورک، پیروزی زهران ممدانی با اقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد و به‌عنوان نشانه‌ای از بازتعریف نیروهای سیاسی در شهر بزرگ آمریکا شناخته می‌شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، ممدانی با دریافت بیش از ۲ میلیون رأی و کسب ۵۰.۴ درصد آرا در مقابل ۴۱.۶ درصد نامزد دیگر و ۷ درصد نامزد مستقل، به عنوان نخستین شهردار مسلمان، از جامعهٔ جنوب آسیایی و جوان‌ترین منتخب در تاریخ طولانیِ شهرداری نیویورک مطرح شده است. این نتیجه، به تحلیل‌های جامعه‌شناختی اشاره می‌کند که نسل جدید رأی‌دهندگان، به‌ویژه نسل Z، نقش کلیدی در ایجاد ائتلاف‌های تازه شهری ایفا کرده‌اند. دریافت این رأی با وجود گروه‌های مخالف و موافق، حاوی تفاوت‌های عمیقی در الگوی رأی‌دهی و هویت‌های شهری است.

به گزارش تیم آرشیو کامل، بیوگرافی ممدانی نشان می‌دهد که او فرزند محمود ممدانی، پژوهشگر سیاسی با ریشهٔ هندی-اوگاندایی و میرا نایر، کارگردان هندی-آمریکایی است که از کمپالا اوگاندا به نیویورک مهاجرت کرد. وی در سال ۱۹۹۱ به دنیا آمد و تحصیل در مطالعات آفریقایی را از کالج بوین آغاز کرد. پیش از ورود به مجلس ایالتی در کوئینز، او به‌عنوان مشاور مسکن، خواننده رپ و نماینده منطقه ۳۶ کوئینز فعالیت داشت. کارزار او بر سه محور اصلی متمرکز بود: مسکن مقرون‌به‌صرفه، حمل‌ونقل رایگان و مالیات بر ثروتمندان. این خطوط، به‌ویژه در بافت‌های اقتصادی که با تورم مسکن و هزینه‌های زندگی دست‌به‌دست می‌شود، در قالب مدل «سوسیالیسم دموکراتیک» به‌کار گرفته شد.

اختیارات شهردار نیویورک در چارچوب منشور شهر، گسترده است و شامل ریاست اجرایی، کنترل بودجهٔ کلان ۱۱۲ میلیارد دلاری و مدیریت بخش‌هایی مانند آتش‌نشانی با یک نیروی کار حدوداً ۳۰۰ هزار نفری می‌شود. شورای شهر اما در نظارت و نحوهٔ اجرای قوانین نقشِ سیاست‌گذاری را ایفا می‌کند. این ساختار، برای اجرای برنامه‌های پیشنهادی ممدانی—از جمله فریز اجاره برای واحدهای مسکونی و تعمیق سیاست‌های تأمین مسکن—چالش‌آفرین است و ریسک‌هایی مانند کاهشِ سرمایه‌گذاریِ ساختمانی را به همراه دارد. به گزارش خبرگزاری‌ها، این مواضع در برابر منتقدانی مانند برخی رهبران جمهوری‌خواه و حتی برخی دموکرات‌های میانه‌رو با واکنش‌هایی روبه‌رو شده است. در تحلیل‌های بین‌المللی، واکنش‌ها نیز رنگ‌و‌بویی متنوع دارد؛ از تمجید برخی چپ‌گرایان و نمایندگان احزاب اروپایی تا مخالفت برخی گروه‌های سنتی در آمریکا و همچنین واکنش‌های سیاستمداران خارجی که هر یک روایت متفاوتی از جایگاه شهری نیویورک ارائه می‌دهند.

در زمینهٔ سیاست‌های مسکن، ممدانی از طرح‌هایی مانند ثبات اجاره برای یک میلیون واحد موجود در شهر و ارائهٔ حمل‌ونقل رایگان سخن گفته است. مخالفان این رویکردها را «رادیکال» توصیف می‌کنند، زیرا این سیاست‌ها را به‌عنوان کاتالیزوری برای کاهشِ سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و وقوع رکود ساختمانی مطرح می‌کنند. با این وجود، پشتیبانان او می‌گویند که این سیاست‌ها به‌ویژه در محله‌های متوسط و کم‌درآمد، به‌جای فریادِ بازارِ آزاد، عدالت را در اولویت قرار می‌دهد. گزارش‌های نیویورک تایمز و NPR نشان می‌دهد که این سیاست‌ها توانسته است بخش‌هایی از رأی‌دهندهٔ جوان و تازه‌وارد را بسیج کند و در ریج‌وود و مناطق مشابه، آرای قابل توجهی را به‌سوی ممدانی جلب کند. تحلیل‌های مرکز بروکینگز نیز به این نتیجه رسیدند که این رویکرد می‌تواند تورم را تحت‌نظر بگیرد اما با ریسک‌های اقتصادی روبه‌رو است و نیازمند توازن دقیق بین حقوقِ مستأجران و سطح سرمایه‌گذاری است.

مواضع سیاسی ممدانی در زمینهٔ فلسطین و سیاست‌های خارجی، نیز به بحث‌های داخلی و بین‌المللی دامن زد. او از موضع‌گیری‌های حمایتی نسبت به فلسطین سخن گفت و با تاکید بر «جهانی‌سازی انتفاضه» به‌نوعی از مسیرهای روابط بین‌الملل برای تقویتِ عدالتِ محلی صحبت کرد. این مواضع با نقدهای گوناگون روبه‌رو شد و در عین حال دسته‌های مختلفی از جامعهٔ مدنی و مهاجران را به سمت ائتلاف‌های جدید هدایت کرد. با این حال، تحلیلگران اقتصادی و سیاست‌گذاری شهری تأکید می‌کنند که برای اجرای عدالت شهری، باید به تعادل دقیق بین سیاست‌های اجتماعی و تواناییِ بازار برای تأمین مسکن و ایجاد فرصت‌های شغلی توجه داشت. به گزارش منابع مختلف، ممدانی همچنین از وکالت رایگان برای مهاجران و حمایت از دسترسی به خدمات عمومی خبر داده است؛ برنامه‌ای که در چارچوب حقوق شهروندی و عدالت اجتماعی می‌تواند به تقویتِ انسجامِ شهری کمک کند.

در نهایت، رویکرد ممدانی به عدالت شهری و تنوعِ جمعیتیِ نیویورک، به شکلِ یک «پارادوکسِ تنوع» تفسیر می‌شود: از یک سو تنوعِ جمعیتی و مشارکت نسل جدید، از سویی دیگر، قطبی‌سازی‌های سیاسی که به‌طور هم‌زمان درون شهر و در روابط با فدرال رخ می‌دهد. تحلیل‌های اقتصادی نشان می‌دهد که با وجودِ مزایای عدالت اجتماعی، چالش‌هایی مانند حفظِ رشدِ ساختمانی، تأمین منابع برای خدمات عمومی و توازنِ هزینه‌های زندگی وجود دارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، نسل Z با رویکردی عدالت‌محور، قدرت سیاسی را در مناطق شهری به سمت گفتمان‌های تازه‌ای هدایت می‌کند و این تغییرِ سبکِ رهبری، می‌تواند نتیجه‌ای دوگانه در پی داشته باشد: تعادلِ بهتر بین حقوقِ شهروندان و ثباتِ اقتصادی شهر، یا بازرگانیِ سنگین‌ترِ وال‌استریت که ممکن است از چالش‌های عدالتیِ مسکن سربرآورد.

تحلیل نقادانه با رعایت چارچوب‌های قانونی

در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، می‌توان رویدادهای شهریِ آمریکا را به‌عنوان مطالعه‌ای تطبیقی در حوزهٔ عدالت اجتماعی و مدیریت شهری بررسی کرد. تحلیلِ رویدادِ نیویورک نشان می‌دهد که سیاست‌های عدالت‌گرا در سطح کلانِ شهر، با مدیریت منابع و تعامل با بخش خصوصی می‌تواند به توازنِ بین حقوقِ شهروندان و فرصت‌های اقتصادی منجر شود، البته با الزاماتِ قانونیِ محلی و محدودیت‌های بودجه‌ای. از منظر اجرایی، پژوهش‌های مستقل نشان می‌دهد که حفظِ ثباتِ بازار مسکن در کنارِ ایجادِ واحدهای مسکونی عمومی و حمایت از اقشار کم‌درآمد، نیازمند ترکیبی از ابزارهای مالی، هماهنگی با نهادهای شهری و حتی سازوکارهای شفاف‌سازی است تا از بروزِ اتّکای بیش از حد به کمک‌های فدرال جلوگیری شود. چنین رویکردی می‌تواند در تجربهٔ ایران نیز مبنای ایده‌های مشابهی باشد که با توجه به ماهیتِ اقتصادِ کشور، به‌صورت-localized و متناسب با ظرفیت‌های اجرایی پیاده‌سازی می‌شود. به هر حال، رویکردِ «تنوعِ هدایت‌شده» به‌عنوان یک چارچوبِ سیاستیِ شهری، به‌شرطِ وجودِ استراتژیِ پایدار، می‌تواند به تقویتِ انسجامِ اجتماعی و کاهشِ شکاف‌های اقتصادی منجر شود، در حالی که از این رویکرد نباید به از دست رفتنِ سرمایه‌گذاری خصوصی یا خاموشیِ پروژه‌های توسعه‌ای منجر گردد. در نتیجه، تحلیلِ عملیِ این رویکرد در ایران نیز می‌تواند به‌عنوان تمرینی برای طراحیِ برنامه‌های شهریِ عدالت‌محور با حفظِ پایداریِ اقتصادی مطرح گردد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا