سفر به عمق روایت خاطرات اوج دفاع از منظر آیتالله هاشمی
در بخشی از خاطرات آیتالله سید علی خامنهای نیست؛ بلکه از یادگارهای آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی که با عنوان اوج دفاع منتشر شده، مشاهده میشود که روز پنجشنبه چهارم دیماه سال ۱۳۶۵ (وفق تقویم رسمی جمهوری اسلامی)، صبحگاه با شور و هیجان آغاز شد و از وضعیت میدان نبرد خبر تازهای در دست نبود. در این زمان، ارتباطات از خطوط معمول قطع بود و تیم عملیات همچنان در حال پایش بود. طبق این روایت، یک تماس مبهم از طرف آقای رفیقدوست برقرار شد و با توضیحی مبهم اعلام کرد که پیش از رسیدن آقای سنجقی به مجموعه، نباید خبری اطلاعرسانی شود. این پیام مبهم در همان آغاز خبر، نگرانی و ابهام را در تیم تصمیمگیری تقویت کرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، با وجود قطع ارتباطها، اهواز همچنان وضعیت قرمز را برای حرکت دشمن اعلام میکرد و این میتوانست نشاندهنده آمادهسازیهای هوایی دشمن باشد.
ساعتها بعد، آقای سنجقی به صحنه رسید و توضیح داد که در سه محور اصلی، به اهداف اولیه دست یافته نشده است. این تشریح ضمن روشن ساختن وضعیت میدانی، منجر به بازتعریف اهداف شد و از زبان مسئولان آغاز شد که نام عملیات را «کربلای چهار» بنامیم و هدف را پاسخ به شرارتهای عراق اعلام کنیم. در ادامه، مشخص شد که خطوط پُرنفوذ دشمن در منطقه شلمچه و جزایر بواریان و ماهی به عقبنشینی رسیدهاند و همچنان دشمن در مقابل اروندرود و جزایر مینو، به شکل محدود از خاک خود دفاع میکند. جزیره امالرصاص بهطور نسبی در اختیار نیروهای ما قرار گرفته بود، هرچند بیانیه رسمی نیروی مربوطه در آن لحظه منتشر نشد تا تثبیت مناطق بهطور کامل مشخص شود.
در بخش روند اجرایی، با وجود آمادگی و روحیه بالا و امیدهای فراوان، به نظر میرسید تا آن لحظه، ادامه عملیات بهعنوان یک معیار تاکتیکی نامطلوب است و لازم است به پیگیریهای آینده پرداخت. با این حال، از همان زمانها، بحثهایی در اتاقهای فرماندهی شکل گرفت. بالاخص آقای رشید در جلسات حضور داشت و مخالفت خود را با اجرای عملیات ابراز کرد. در این گفتوگوها، طرفین به این نتیجه رسیدند که اگر دشمنان در امالرصاص و جایگاههای دیگر به حملات جدید بپردازند، ممکن است حالت انفعالی در میدان ایجاد شود و به تلفات بیشتری منجر گردد. همچنین درباره امکان اجرای عملیات کمکی، بحث شد و مشخص گردید که اجرای آن میتواند به زمان بیش از یک ماه نیاز داشته باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، در نهایت نظر فرماندهی سپاه این بود که ادامه عملیات از همان شب آغاز شود و نظر فرماندهان لشکرها نیز این تصمیم را تأیید کرد. این تصمیمات، مسیر فعالیتهای آینده را روشن کرد و نشان داد که دیدگاههای مختلف فرماندهان در کنار اراده واحد ستاد، بر تصمیم نهایی اثرگذار بوده است.
در این مسیر، جزئیات میدانی از اهمیت بالایی برخوردار بود. با حضور حدود شصت گردان در منطقه، نیروها تا آن لحظه در جزیره امالرصاص و منطقه سلولهای اماللبابی پیشروی محدود داشتند و قرار بود از آنجا به سوی خطوط دشمن در ساحل مبارزه کنند. از منظر جاهایی که دشمن تا آن زمان کنترل کرده بود، برخی نقاط از قبیل امالرصاص و سرپل در جزیره اماللبابی در اختیار نیروهای ما بود. بهطور تکمیلی، استراتژیهای آتی در قالب عملیاتهای همگاه مطرح شد تا دشمن با شرایطی مواجه شود که نتواند تمرکز واحدی بر سر امالرصاص داشته باشد. این تغییر رویکرد، بر پایه تحلیلهای میدانی و با درنظر گرفتن شرایط اجرایی و زمانبندی در نظر گرفته شد. این بخش از روایت، به خوبی نشان میدهد که تصمیمات درون صفی چگونه با منافع عمومیتری که مربوط به دفاع کشور است، تطبیق داده میشود و ارتباط میان تهدیدهای پیشِ رو و راهبردهای پاسخ، بهطور مستقیم بر طرحهای عملیاتی اثر میگذارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این پرونده از منظر تاریخی-استراتژیک، نشان میدهد که تصمیمات اجرایی در شبهای حساس جنگ، با ترکیبی از اراده فرماندهی، ارزیابی میدانی و نکتهسنجیهای تیمهای پشتیبانی گرفته میشود تا مسیر عملیات آینده روشنتر شود.
در پایان این بخش از روایت، بهنظر میرسد که بر اساس جمعبندیهای انجامشده در جلسات فرماندهی، تصمیم بر ادامه عملیات از همان شب گرفته شد و همچنان فرماندهان لشکرها نیز با این دیدگاه موافقت داشتند. این نکته نشان میدهد که همسو بودن ارادهٔ فرماندهی و تیمهای میدانی در یک پروژهٔ پیچیده نظامی، گاهی به رغم اختلافهای نظری جزئی، به وحدت تصمیمی منجر شده است. با این حال، باید توجه داشت که این گزارش تنها از منظر خاطرات یک فرد در یک بازه زمانی مشخص نقل میشود و لزوماً تمام ابعاد موضوع را در بر نمیگیرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این پرونده میتواند زمینهای باشد برای بررسیهای تاریخی دربارهٔ روند تصمیمگیریهای اجرایی در میدانهای نبرد و اثرگذاری این تصمیمات بر روند عملیاتهای بعدی.
تحلیل نهایی این روایت نشان میدهد که در عصرهای بحرانی جنگ، سازوکارهای تصمیمگیری با تکیه بر اطلاعات محدود و فشار زمانی، به سمت تصمیمهایی میرود که هم بتواند به سرعت به نتیجه برسد و هم از لحاظ اجرایی کارآمد باشد. این نکته، بهخصوص در فضای اجرایی که در آن منابع محدود است و تصمیمگیریهای سریع و دقیق حیاتی است، اهمیت دارد. در عین حال، این گونه روایتها به ما یادآوری میکند که دگرگونیهای میدانی و تغییر وضعیت دشمن بهطور مستقیم با تاکتیکهای اجرایی و مدیریت منابع انسانی و تسلیحات گره میخورد. از این منظر، تحلیل این خاطرات میتواند به عنوان یک منبع تاریخی برای پژوهشهای آینده در زمینهٔ مدیریت عملیات نظامی در دورهٔ جنگ تحمیلی مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل اجرایی-حقوقی درباره تصمیمات عملیات کربلای ۴
در این بخش یک تحلیل کوتاه مطرح میشود که بهطور همزمان به جنبههای اجرایی و چارچوبهای قانونی مرتبط با تصمیمات در زمان جنگ میپردازد: تصمیم برای ادامه عملیات در شبهای پرتنش، با وجود احتمال تلفات و عدم قطعیتهای میدانی، نشان میدهد که تصمیمگیرندگان به ارادهی دفاعی و حفظ اروندرود از طریق اعمالی استراتژیک پشتکار دارند. این تصمیمها باید با رعایت اصول قانونی و اخلاقیِ مربوط به اصول دفاعی و حفظ جان نیروها انجام میشدند و در چارچوبی انجام میشدند که از منابع موجود و زمانبندی مناسب استفاده شود. با توجه به روایتهای موجود، این رویکرد تا حدی با منافع ملی و امنیتی کشور همسو بوده و میتواند به مطالعهٔ دقیقتری از مدیریت ریسک و سازوکارهای تصمیمگیری در شرایط بحرانی کمک کند.
