شیوه‌های آرایش ابرو در دوران مشروطه: از وسمه تا خال‌گذاری — روایت مونس‌الدوله

گزارشی تاریخی درباره آرایش ابرو زنان در آغاز قرن بیستم ایران

در روایات تاریخی مربوط به آداب و رسوم زیبایی زنان در دوران قاجار و آغاز دوره مشروطه، به نقش و جایگاهی که آرایش صورت در زندگی روزمره و مناسبت‌های اجتماعی داشت، توجه شده است. این روایت‌ها از زنی به نام ماه‌وش‌خانم مونس‌الدوله می‌آیند؛ ندیمه حرمسرای ناصرالدین‌شاه، که پاسخ‌گویی به سوال‌های مربوط به فشن و شیوه‌های زیبایی را به شیوه‌ای روشن و دقیق در دفترچه‌های خاطراتش ثبت کرده است. این یادداشت‌ها نشان می‌دهد که در آن دوره چگونه لوازم و روش‌های آرایش و زیبایی برای تغییر شکل ابروها، پوست و چشم به کار می‌رفت و با چه سیستم‌های آموزشی و کارگاه‌های محلی این فنون منتقل می‌شدند. به گزارش تیم آرشیو کامل و از خاطرات مونس‌الدوله، مرور این تقسیم‌بندی‌های زیبایی به ما تصویر روشنی از دیدگاه زنان زمانه و رهنمودهای اجتماعیِ آنها می‌دهد. این خبر با بازنویسی دقیق و ساختاربندی خبری، تلاش می‌کند تنها بازنویسی معنایی منابع تاریخی را رعایت کند تا هم از نظر موتورهای جستجو تازه‌ونگار به نظر برسد و هم فهم عمومی را ارتقا دهد.

پس‌زمینه تاریخی و ورود وسمه به زندگی روزمره

در گزارش‌های تاریخی، آغاز این روایت را باید به آغاز دهه‌های پایانی سده نوزدهم و آغاز قرن بیستم پیوند زد. قبل از دهه‌های میانی قرن بیستم، شیوه‌های آرایش با استفاده از ابزارهای ساده و موادی معمولی انجام می‌شد که هر کدام کارکرد خاصی داشتند. در زمان‌های اولیه، ابروها با روش‌های سنتی مانند پر و رنگ‌دار شدن با مواد طبیعی تقویت می‌شدند و فرم ابروها نسبت به هر فرهنگ و قشر اجتماعی تفاوت‌هایی داشت. با گذر زمان و گسترش آشنایی زنان با محافل مدرن، تغییر شکل ابروها به سمت شیوه‌های مشخص‌تر و در برخی مقاطع به سمت سبک‌های پوششی و نگهداری محدوده ابروها پیش رفت. روایت مونس‌الدوله، که در متن زندگی‌نامه‌اش به آن دوران اشاره کرده است، توضیح می‌دهد که چه مواد و ابزارهایی برای اندود و رنگ‌آمیزی ابرو به کار می‌رفت و چگونه از طریق گروه‌های آرایشگر محلی و خانم‌های خیاط یا کارگاه‌های خانگی این روش‌ها به صورت گسترده‌تری پذیرفته شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این فرآیندها به شکلی منظم توضیح داده می‌شود تا نشان بدهد هر مرحله با چه منظری انجام می‌شد و چه دغدغه‌هایی درباره دوام رنگ، سلامت پوست و زیبایی ظاهری وجود داشت.

وسمه‌کاری: پایه‌ای برای ابروهای ابرازی

یکی از اولین مراحل آرایش ابرو در این دوره، استفاده از ماده‌ای به نام وسمه بود که به عنوان جایگزینی برای رنگ‌گذاری ابرو به کار می‌رفت. وسمه‌جوش، لایه‌ای پودری یا خمیری بود که با آب یا مایعی خاص به شکل مات یا براق در می‌آمد و بر سطح ابرو مالیده می‌شد تا به مرور زمان رنگی مشخص ایجاد کند. وسمه‌کاری معمولاً به صورت پیوسته از یک سوی ابرو تا سوی دیگر انجام می‌شد و در این حالت، شکل ابرو به صورت یک نوار واحد دیده می‌شد. در روایت مونس‌الدوله، گفته می‌شود که کاربرد وسمه باید به اندازه کافی طول بکشد تا رنگ به خوبی تثبیت شود. این مدت معمولاً حدود یک ساعت بود تا رنگ به تون و عمق مناسب برسد. پس از پایان زمان موردنظر، وسمه با استفاده از آب یا محلول‌های خاصی شسته می‌شد تا هر گونه آلودگی یا باقی‌مانده از ماده از بین برود. در این مرحله، برخی از زنان از صابون آب هفت‌میوه برای پاک‌سازی استفاده می‌کردند تا رنگ ابروها تثبیت شود و ظاهر آن‌ها به صورت طبیعی یا با کمی درخشش به چشم بیاید. به گزارش تیم آرشیو کامل، این فرایند تنها یک تغییر سطحی نبود بلکه به عنوان یکی از اصول زیبایی در آن روزگار محسوب می‌شد و در متن بازتابی از چینش‌های اجتماعی و سلیقه‌های شخصی بود.

روناس: رنگ‌رزی آبیِ روشن برای ته‌رنگ ابرو

پس از وسمه، روناس قدم بعدی بود که به ابروها رنگی آبی‌کاکه می‌داد. روناس در آب سرد خیس می‌شد و با ابزارهای مخصوصی به سطح ابرو می‌کشیدند. مدت‌زمان لازم برای اثرگذاری روناس معمولاً حدود بیست دقیقه بود و سپس با آب سرد یا مواد پاک‌کننده‌ای از قبیل گلاب یا محلول‌های نرم‌کننده شسته می‌شد تا رنگ در طول روز به‌تدریج تثبیت شود. در برخی موارد، زنان برای ایجاد رنگ پرطاووسی یا پرکلاغی در ابروهای خود دوباره به سراغ وسمه می‌رفتند تا لایه‌های رنگی مختلف، عمق و اشتقاقی را به وجود آورند. این تنوع رنگی، نشان‌دهنده تفاوت‌های سلیقه‌ای و نمایشی بود که در مناسبت‌های مختلف یا مراسم خاص به چشم می‌خورد. همچنین در منابع تاریخی آمده است که برخی از زنان از ترکیب روناس با منابع دیگر برای به دست آوردن تون‌های خاص استفاده می‌کردند؛ این ترکیبات، با اجزای طبیعی و بدون استفاده از مواد شیمیایی صنعتی، نشان‌دهنده رویکرد رو به توسعه به زیبایی بود.

خال‌گذاری: دائمی یا موقتی با نقوش زیارت‌پذیر

یکی از جالب‌ترین جنبه‌های روایت مونس‌الدوله درباره زیبایی زنان، مسئله خال‌گذاری بود. خال‌ها یا به صورت دائمی کوبیده می‌شدند و یا به شکل موقت با خطاط یا ابزارهای دیگری ترسیم می‌شدند. خال‌های دائمی معمولاً با سوزن‌های نوک‌تیز و با استفاده از رنگ‌های آبی یا قهوه‌ای ایجاد می‌شدند و نقشه‌ها از پیش تعیین‌شده بودند؛ این نقشه‌ها در نقاطی از صورت مانند گونه‌ها یا لب‌ بالایی نقش می‌بست و گاه تا زیر سینه نیز گسترش داشت. برخی از خال‌کوبی‌ها رنگی آبی داشتند و با خون کمی همراه بودند؛ خون به محض خشک شدن به همراه سرمه استفاده می‌شد تا جلوه‌ای دائمی اما ظاهری طبیعی در صورت ایجاد کند. از سوی دیگر، خال‌های موقت به کمک خطاط یا ابزارهای دیگری مانند گل یا پرنده‌های زرورقی انجام می‌شد که با لعاب بهدانه یا اسفرزه چسبانده می‌شد. این روش‌ها برای زنانی که سالک یا بیماری پوستی داشتند، به عنوان جایگزینی مناسب مطرح می‌شد. روایت‌ها نشان می‌دهد که خال‌های دائمی به عنوان نمادی از زیبایی و تمایل به پوشش نقش‌های زیبا بر روی صورت محسوب می‌شد. در مقابل، خال‌های موقت با ابزار خطاط و تکنیک ساده‌تری انجام می‌شد تا با وجود تغییر مزاج یا فصول، امکان تغییر سریع وجود داشته باشد. در مجموع، خال‌گذاری به عنوان یکی از نمادهای زیباییِ دوره قاجار و مشروطه معرفی می‌شد و بازتابی از روابط بین زیبایی، هویت و فضای اجتماعی بود.

آرایش چشم و سرمه: تکمیل ظاهر با جواهرهای مدرن

هر زن در آن دوره، برای تکمیل آرایش صورت، به سرمه‌دان و سرمه‌دان متصل به میله مخصوص دست می‌برد. سرمه کشیدن نه تنها برای زیبایی بلکه برای حفظ سلامت چشم اهمیت داشت؛ سرمه‌دانان با ترکیبی از مواد گرانبها و مغز دانه‌ها، مانند مغز گردو، بادام و پسته که به خاطر منبع بودنشان به صورت خرد شده و پودر درآمده بودند، آماده می‌شدند. معروف‌ترین ترکیب، سرمه «هفت‌جواهر» بود که گفته می‌شد از هفت جواهر مختلف ساخته شده است و در کنار استخوان پای طاووس، که به اعتقاد برخی باورهای محلی برای قوت چشم مفید بود، ترکیب می‌شد. این ترکیب‌ها با گلاب و روغن‌های نرم کننده همراه می‌شد تا از سوزش جلوگیری کند و به چشم لطافت بخشد. در کنار سرمه، پودرهای روشن‌کننده مانند سفیداب و سرخاب پنبه‌ای برای روشن‌تر نشان دادن پوست و گونه‌ها به کار می‌رفت. سفیداب به وسیله جعبه‌های نقره‌ای یا خاتم‌کاری با درزهای محکم نگهداری می‌شد تا از آلودگی‌ها در امان بماند و از فساد جلوگیری کند. باید توجه داشت که در طول روایت‌ها، این وسایل به صورت دقیق و با مراقبت به کار گرفته می‌شد و هر مرحله با رعایت جزییات انجام می‌شد. این رویدادهای آرایشی نشان می‌دهد که زنان آن دوره به متن‌های فرهنگی و فنی زیبایی، از جمله نگهداری ابزار و مواد آرایشی تا نحوه استفاده دقیق از آنها، توجه زیادی داشتند. این دقت‌ها به بازنویسی خاطرات مونس‌الدوله در متن‌های تاریخی مرتبط است و برای درک بهتر جامعه آن زمان ضروری است.

بیوگرافی مختصر: مونس‌الدوله و مجموعه یادداشت‌هایش

ماه‌وش‌خانم مونس‌الدوله، ندیمه حرمسرای ناصرالدین‌شاه، از زنان فرهیخته و متجدد زمان خود بود که به فرانسه سفر کرده و با زبان‌های مدرن آشنا بود. او در طول زندگی‌اش یادداشت‌هایی پدید آورد که بخشی از این نوشته‌ها در دهه‌های پایانی زندگی‌اش شکل گرفت و به وسیله سیروس سعدوندیان در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی توسط انتشارات زرّین منتشر شد. بخشی از این خاطرات، که در متن زیر به آن اشاره می‌شود، به دوران قبل از مشروطه و تغییرات پوششی و زیبایی زنان می‌پردازد و شرح می‌دهد چگونه شیوه‌های آرایش ابرو و صورت در فرآیندهای خانوادگی و اجتماعی جای می‌گرفت. این منابع در کنار پژوهش‌های تاریخی به عنوان یکی از مهم‌ترین گنجینه‌های فرهنگی برای درک زندگی زنان دوره قاجار و مشروطه محسوب می‌شوند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این یادداشت‌ها روشن می‌کند که چگونه تغییرات فرهنگی و سبک زندگی زنان در آن دوره به سرعت در بین جوامع محلی گسترده شد و با توجه به سفرهای بین‌المللی و مهاجرت به شهرهای مختلف،‌رونمایی شد.

خلاصه نکات خبری و نتیجه‌گیری

این روایت از دوران مشروطه نشان می‌دهد که چگونه ابزارها و روش‌های آرایشی با فرهنگ‌های مختلف در هم آمیختند و چطور از طریق کارگاه‌های خانگی و منابع محلی به گستردگی رسیدند. این جزئیات از وسامه تا خال‌گذاری و روناس، به ما نشان می‌دهد که زیبایی چیست و چگونه یک مجموعه از ابزارهای ساده می‌تواند به نمادی از هویت، فرهنگ و تاریخ یک دوره تبدیل شود. همچنین، این روایت بازگو می‌کند که چگونه زنان در آن دوران با دقت به دوام رنگ، طول عمر مواد و سلامت پوست توجه می‌کردند و چگونه این شیوه‌ها بر زندگی روزمره آنان تاثیر می‌گذاشت. در نهایت، این روایت می‌تواند به عنوان یک منبع تاریخی برای پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی، به ویژه درباره نقش زنان در فرهنگ و هنر دوره قاجار و مشروطه، مورد استفاده قرار گیرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این مطالعه بازتابی از زندگی روزمره زنان ایرانی در آغاز قرن بیستم است که با احتیاط نسبت به تاریخ و با احترام به منابع تاریخی ارائه می‌شود.

تحلیل نقدی-فرهنگی: بازنمایی زیبایی و محدودیت‌های تاریخی

بیان دقیق روایت‌های تاریخی مانند این متن به ما امکان می‌دهد که به تفاوت‌های فرهنگی و اخلاقی آن دوره نگاه عمیق‌تری بیندازیم. اما در کنار این اهمیت، باید به محدودیت‌های منابع تاریخی هم توجه کنیم. خاطرات مونس‌الدوله علاوه بر ارزش تاریخی، ممکن است بازتابی از دیدگاه خاص یک گروه یا طبقه باشد و لایه‌های اجتماعی مختلف در آن به شکل برابر بازنمایی نشده باشد. از منظر اجرایی و فرهنگی، این روایت نشان می‌دهد که چگونه قوانین و ترجیحات زیبایی می‌توانست بر رفتارهای روزمره اثر بگذارد و چگونه ابزارهای آرایشی به عنوان نمادی از وضعیت اقتصادی و دسترسی به منابع هم دیده می‌شدند. در این میان، به عنوان پژوهشگران و مخاطبان امروز، باید به منبع اصلی، صحت تاریخی و چارچوب زمانی پیرامون این رویدادها توجه کنیم تا از تخیل بیش از حد یا تعمیم‌های غیرواقعی دوری کنیم. همچنین، در زمینه‌های غیرسیاسی و غیر امنیتی، می‌توان به نقش حافظه تاریخی و اهمیت نگهداری از میراث فرهنگی اشاره کرد تا این نوع روایت‌ها به صورت دقیق‌تر و با تحلیل‌های مدرن‌تری به مخاطبان منتقل شوند. این رویکرد می‌تواند به فهم عمیق‌تر تاریخ زیبایی ایران کمک کند و ارتباط بین سلیقه‌های دوره‌های مختلف و هویت ملی را روشن‌تر سازد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا