نگاهی نو به رخداد تخریب ساختمان شیشهای صداوسیما و روایتی رسانهای از آن
در روزهای اخیر و با انتشار گزارشهای متنوع از حمله به ساختمان شیشهای صداوسیما، فضاهای خبری ایران نیز به نحوی جدی به این موضوع پرداختند. خبرآنلاین با استناد به بازتابهای منتشرشده و بررسیهای رسانهای، به بازنگری در ابعاد این رخداد و نحوه روایت آن در شبکههای خبری میپردازد. به گزارش تیم آرشیو کامل، اخبار مربوط به حمله و پیامدهای آن در بخشهای مختلف خبری پوشش داده شد و برخی رسانهها را به بازنگری نسبت به نمایشهای خبری و نمادسازیهای مرتبط وا داشت. در ادامه، ارزیابیای جامع ارائه میشود که سعی دارد با حفظ واقعیتها، از تغییر معنایی بیضرر و ایجاد قضاوتهای غیرواقعی پرهیز کند.
در قالب گزارشهای اولیه، اشارهها به حمله رژیم صهیونیستی به ساختمان شیشهای صداوسیما وجود داشت و رسانهها به انعکاس تصاویر و توضیحهای مربوط به تخریب پرداختند. با گذشت زمان، بحثهای پیرامون بازسازی و مرمت بخشهای تخریبشده و همچنین انتشار تصاویر و مستندهای کوتاه پیرامون این واقعه در برخی رسانهها مطرح شد. در این میان، خبرهایی مبنی بر هدیهای که از بقایای ساختمان برای بازدیدکنندگان در نظر گرفته شده بود، به صدر اخبار برخی کانالهای رسانهای آمد. این موضوع، به رغم جنبه نمادین آن، با واکنشهایی گسترده روبهرو شد و برخی از پژوهشگران و کارشناسان حوزه فرهنگ رسانه به ضرورت پرهیز از اسطورهسازی و استفاده ابزاری از واقعه در قالب آثار نمایشی اشاره کردند.
در یکی از رویدادهای مرتبط، تصویری از یک جعبه منتشر شد که بقایای ساختمان شیشهای صداوسیما را در خود داشت و به عنوان یادبود به بازدیدکنندگان اهدا میشد. از منظر نگارشی و روایت خبری، این تصویر با هر هدفی که منتشر شده باشد، میتواند به تقویت یک روایت نمایشی از رویداد تبدیل شود، حال آنکه برخی منتقدان بر این باورند که نمادسازی بیش از اندازه میتواند اعتبار مستندسازی رسمی را تحتتأثیر قرار بدهد. با وجود این، پوشش اخبار حوادث غیرمظامی و تأکید بر جنبههای انسانی و اجتماعی آنها همچنان محور اصلی بسیاری از گزارشها باقی مانده است.
در میان این تحلیلها، بحثهای مربوط به «اسطورهسازی» از شخصیتهایی که در لحظات بحران حضور رسانهای پیدا میکنند، یکی از محورهای جدی نقدها شد. برخی از رسانهها، از جمله برخی گزارشهای مرتبط با گویندگان خبر و تصاویر پخششده از لحظات بحران، نکاتی را مطرح کردند که سطحیگرایی یا تمایل به ایجاد چهرههای نمادین را زیر سوال میبرد. این نکته از سوی برخی نویسندگان و تحلیلگران مطرح شد که روایتهای رسانهای در شرایط بحرانی، اگر از اهداف خبری فاصله بگیرند، ممکن است به تدریج با چالشی در اعتبار رسانهها مواجه شوند. با این وجود، گزارشهای رسمی و تاییدیههای اولیه درباره پروژههای نمایشی مرتبط با این واقعه به وجود آمده بود؛ از جمله خبر صدور مجوز ساخت پروژهای با نام موقت «گزارش یک تولد» که توسط منابعی چون ایرنا و تسنیم به خبرگزاریها منتشر شد. این پروژه به عنوان یک مستندنمایشی معرفی شد و برخی از بازیگران و تهیهکنندگان درباره نقشآفرینیهای احتمالی در این اثر صحبت کردند.
به رغم اینکه برخی از این رویدادها در قالب آثار نمایشی مطرح شده بود، جمعبندی خبرها نشان میدهد که باید با دقت به تفاوت میان روایت خبری و نمایشهای هنری توجه کرد و از تشکیل تصویری ناقص یا جهتدار جلوگیری نمود. در این چارچوب، برخی رسانهها و تحلیلگران بر ضرورت حفظ مسیر گزارشگری صادقانه و اجتناب از هرگونه تعبیر غیردقیق یا اغراقآمیز تأکید کردند تا بتوان از همگُسستگی اعتماد مخاطبان جلوگیری کرد. این روند، از منظر حرفهای رسانهای، یکی از مهمترین چالشهایی است که در پوشش رویدادهای پرتنش و بحرانی باید مدنظر قرار گیرد. در کنار این بحثها، گزارشهای متعدد درباره پروژههای مرتبط با روایت این رویداد، از جمله فیلمهای مستند یا نمایشی که به شکلهای مختلف مطرح شدند، همواره با پاسخها و واکنشهای متفاوتی همراه بوده است.
در نهایت، میتوان گفت که رویکرد کلی رسانهها به این واقعه، ترکیبی از انعکاس واقعیتهای میدانی، تحلیلهای حقوقی-اجتماعی و بازنگری در نحوه استفاده از بقایا و نمادها است. هرچند برخی از پروژههای اعلامشده درباره این رخداد با واکنشهای مثبت و منفی مواجه شدند، اما هدف اصلی همچنان حفظ صحت اطلاعات و ارائه تصویری واقعبینانه از ابعاد انسانی و اجتماعی این واقعه است. این رویکرد، از نظر اخلاق حرفهای رسانهای و در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، تعهد به گزارش دقیق و جلوگیری از هرگونه جهتدهی غیرواقعی را به عنوان خط قرمز خود حفظ میکند. به خاطر داشته باشیم که در شرایط بحرانی، توجه به واقعیتهای عینی و احترام به مظاهر انسانی همواره اولویت دارد.
تحلیل حقوقی-اجرایی درباره روایت خبری و رویکردهای نمادین
در این تحلیل، به نکتههای کلیدی مرتبط با پوشش خبری و استفاده از نمادها توجه میشود تا از هر گونه کارکرد غیر مسئولانه یا نمایشی جلوگیری شود. اولاً، اهمیت حفظ استقلال و صحت خبر در برابر فشارهای زمانی و اقتصادی برجسته است تا مخاطبان با فهم صحیح از رویداد روبهرو شوند. دوماً، هرگونه استفاده از بقایا یا تصاویر مرتبط با حادثه باید با رعایت دستورات قانونی و حفاظتی صورت بگیرد تا به سوءبرداشت یا سوءِ تعبیر منجر نشود. سوماً، در ایران، رعایت خطوط قرمز قانونی و پرهیز از جانبدارانهسازی یا تحریف واقعیتها از اصول اصلی گزارشگری است. به طور کلی، رویکردهای نقدی نسبت به روایتهای رسانهای باید تمایل به واقعیتپردازی، عدم اغراق و پرهیز از ایجاد حاشیههای غیرضروری داشته باشند تا اعتبار رسانه و اعتماد مخاطبان حفظ شود. این تحلیل نشان میدهد که هرگونه پروژه نمایشی مرتبط با رویدادهای بحرانی باید با شفافیت، روشنسازی منابع و پاسخگویی به پرسشهای عمومی همراه باشد تا به جای ساختن تصاویر نیمهتمام یا مبهم، به روایت کامل و قابلاعتماد دست یافت.
