خلخالی: محاکمه کارتر در ایران به شیوه نورنبرگ، گفتمان حقوقی و سیاسی زمانه

زمینه تاریخی و آغاز مجادله حقوقی پس از اشغال سفارت

در سال‌های نخست پس از انقلاب اسلامی ایران و به دنبال حمله و اشغال سفارت ایالات متحده در تهران توسط گروهی از دانشجویان پیرو خط امام، زمزمه‌های تشکیل نهادهای قضایی برای پاسخ به جنایات ادعاشده از سوی مقامات واشنگتن دوباره در محافل سیاسی و حقوقی ایران مطرح شد. در این فضا، شخصیت‌های دارای جایگاه شرعی و قضاییِ آن دوران، از جمله آیت‌الله محمدرضا خلخالی، واکنش‌های متقاطع نسبت به نقش آمریکا در منطقه را بیان کردند. این گفتمان با هدف روشن‌سازی ابعاد حقوقیِ اقدامات آمریکا و پاسخ به آن از طریق سازوکارهای قضاییِ ایران مطرح شد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در روز چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۵۸، خلخالی بیانیه‌ای منتشر کرد که در آن خواستار رسیدگی به «جنایات دولت آمرکیا در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین» و محاکمهٔ کارتر و دولت این کشور در دادگاهی مشابه نورنبرگ شد. بیانیهٔ منتشرشده در عصر همان روز در روزنامه کیهان بازتاب یافت و در قالب یک موضع رسمی از سوی دادگاه‌های انقلاب اسلامی ارائه شد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این موضع‌گیری نشان از ارادهٔ قاطع نهادهای قضاییِ جدید برای مقابله با رفتارهای دولت مداخله‌گرانه آمریکا داشت.

درون‌مایه بیانیه و ادبیات حقوقی

بیانیهٔ خلخالی با تأکید بر ضرورت توضیح و افشاءِ جنایاتِ ادعاشدهٔ آمریکا، به تشبیه رویدادها و بازتابی از جنگ سرد و دخالت‌های آمریکا در نقاط مختلف جهان پرداخت. در متنِ بیانیه، اشاره شد که کارتر به‌دلیل «پناه دادن یک نفر جانی بالفطره» به نام «محمدرضای دزد» نمایانگر رویکردی است که باید در یک دادگاهِ علنی و با شمایلِ دادگاه نورنبرگ، دربارهٔ جاسوسی‌ها، دخالت‌ها و جنایاتِ سازمان‌های امنیتیِ غربی در ایران و جهان روشن شود. این سخنان با زبانِ آرمانیِ عدالتِ جهانی و بازگرداندن حقوق قربانیان مطرح شد و از منظرِ حقوقیِ جمهوری اسلامی سعی کرد زمینهٔ مواجههٔ قانونی با اقدامات آمریکا فراهم شود.

هم‌زمان، زبانِ بیانیه به گونه‌ای بود که تصور محاکمهٔ مقامات سابق آمریکا در ایران را نه تنها از منظرِ حقوقی بلکه از منظرِ تاریخیِ مبارزه با اشغالگری و سوءاستفاده‌های قدرت توضیح دهد. در متن بیانیه، مفهومِ دادگاهی «ناظر به حقیقت و بی‌طرفی» به عنوان شاخصی از عدالت مطرح می‌شود و گفته می‌شود که این دادگاه می‌تواند به افشای حقیقت‌های مربوط به دخالت‌های فراموش‌شده و پرونده‌های جناییِ گذشته منجر گردد. همچنین در این بیانیه پژوهشی کوتاه دربارهٔ سابقهٔ سفرهای نظامی و عملیات‌های آمریکا در منطقهٔ خاورمیانه و آفریقا ذکر شد تا از منظرِ تاریخیِ دقیق‌تر به موضوع نگاه شود. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این بیانگرِ عزمِ جدیِ مقامات وقت برای پاسخ‌دهیِ حقوقی به رویدادهای بزرگ بود که به لحاظ تاریخی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.

پیامدها و بازتاب‌های سیاسی-حقوقی

اظهارات خلخالی در ادامهٔ خود به تبیین این موضوع پرداخت که محاکمهٔ کارتر در ایران می‌تواند از منظرِ حقوقی، سیاسی و دیپلماسیِ بین‌المللی حائز اهمیت باشد. او در متنِ بیانیه اشاره کرد که گزارش‌ها از حرکات ناوگانِ جنگیِ آمریکا و استفادهٔ آن برای فشار بر ایران، نمادی از رویکردِ استیلاطلبانهٔ غربی است و راستی‌آزماییِ این رویدادها به‌واسطهٔ یک فرایند قضاییِ عادلانه می‌تواند پیامدهای زیادی داشته باشد. در این چارچوب، خلخالی پیشنهاد کرد که دادگاهی در ایران با سبکی شبیه به نورنبرگ تشکیل شود تا تمامی ادعاهای مربوط به جاسوسی‌ها، سفارت‌خانه‌های متهم و سایر اقداماتِ امنیتیِ ایالات متحده به‌طور علنی و شفاف بررسی شود. در این راستا، او بر این باور بود که تاریخِ جهان و به‌خصوص مناطق اسلامی و کشورهای در حال توسعه، باید به صراحت از جنایاتی که از سوی نیروهای آمریکایی و هم‌پیمانانش انجام شده است، آگاه باشند و از این منظر ایران می‌تواند نقشِ محوری در بازنگریِ این پرونده‌ها ایفا کند.

نکتهٔ قابل‌توجه در این بیانیه این است که خلخالی از روشِ ناظر به قضیهٔ نورنبرگ استفاده کرده است تا مفهومِ محاکمهٔ علنی و شفاف را به عنوان راهکاری برای افشای واقعیت‌ها معرفی کند. این رویکرد از دید برخی تحلیلگران، بر پایهٔ اصولِ عدالتِ کیفریِ بین‌المللی و نیز مفاهیمِ مسئولیت‌پذیریِ دولتی استوار بود. در عین حال، مخاطبانِ داخلی و بین‌المللی به‌طور گسترده به این بیانیه واکنش نشان دادند. برخی از رسانه‌ها در پوششِ این رویداد، بر جنبهٔ تاریخیِ آن تأکید کردند و برخی دیگر بر پیامدهای دیپلماسیِ منطقه‌ای و بین‌المللیِ چنین ادعایی تمرکز کردند. هرچند که در آن‌دوره، چنین موضعی به‌طور مستقیم به سیاست‌های جاریِ دولت و نظامِ قضاییِ کشور پیوند داشت، اما به هر حال بازتاب‌های عمومیِ آن نشان داد که موضوعِ پروندهٔ آمریکایی‌ها و نقشِ آمریکا در رخدادهای مختلفِ تاریخِ معاصرِ ایران، همچنان محلِ مناقشه و بحث است.

در تکمیلِ این تحلیل، برخی از تحلیلگران سیاسی اشاره کردند که چنین بیانیه‌ای در سال‌های پس از انقلاب در ایران، می‌تواند به ایجاد یک گفتمانِ حقوقیِ مستقل از نفوذِ غربی منجر شود و از منظرِ حافظهٔ تاریخیِ ملتِ ایران، به‌عنوان یک سندِ تقابل با حضورِ نیروهای خارجی در درون و پیرامون ایران در نظر گرفته شود. به هر حال، این رویداد نشان می‌دهد که نهادهای قضاییِ انقلاب اسلامی، از همان آغازِ شکل‌گیریِ ساختارِ قدرتِ جدید، به دنبال تعریفِ خطوطِ قرمزِ قانونی در برابرِ مداخلاتِ خارجی بودند و از این رو، مسئلهٔ محاکمهٔ کارتر را نه تنها به‌عنوان یک موضوعِ حقوقی بلکه به‌عنوان مسئله‌ای سیاسی-تاریخی مطرح کردند.

سیر تاریخی و تحلیل حقوقی: پرسش‌ها و پاسخ‌ها

یکی از نکاتِ کلیدیِ این گفت‌وگو، تبیینِ این بود که چگونه می‌توان از منظرِ حقوقی بین‌المللی، با مفاهیمی مانند عدالتِ کیفری بین‌المللی و مسئولیتِ دولتی برخورد کرد. در طولِ این بحث، به‌روشنی اشاره شد که محاکمهٔ کارتر در ایران یا هر کشورِ دیگر می‌تواند با ملاحظاتِ واقع‌گرایانهٔ سیاستِ خارجی و همچنین منعطف‌بودنِ چارچوب‌های قانونیِ داخلی سازگار باشد یا از منظرِ برخی افراد، به چالش کشیده شود. در این چارچوب، برخی از منتقدانِ ادبیاتِ حقوقیِ آن دوران معتقد بودند که چنین ادعایی، به‌ویژه در زمانِ انقلابی، می‌تواند به کشیده‌شدنِ روابطِ بین‌المللی به سویِ تشنج و تنش‌های بیشتر بیانجامد. با این وجود، طرفدارانِ این رویکرد تأکید می‌کردند که باید به دنبالِ پاسخ‌های روشنِ تاریخی و حقوقی بود تا از جانبه‌گیری‌های سیاسی جلوگیری شود و حقایقِ مربوط به جنایاتِ ادعاشده منتشر شود.

در این مسیر، برخی از پژوهشگرانِ حقوقی پیشنهاد دادند که تشکیلِ دادگاهی با استانداردهایِ دادگاه‌های بین‌المللی، اما با حضورِ نمایندگانِ ایران و با رعایتِ اصولِ بی‌طرفیِ عدالت، می‌تواند به تقویتِ اعتمادِ عمومی و اثباتِ حقوقیِ ادعاها کمک کند. در کنارِ این مباحث، یادآوریِ برخی رویدادهای تاریخیِ دیگر مانند واترگیت، ارتباطاتِ پیوسته‌ای با پرونده‌هایِ مربوط به کارتر و دولتِ وی یافت می‌شود و گمانه‌زنی‌ها دربارهٔ نقشِ آمریکا در رویدادهای گوناگونِ منطقه‌ای و بین‌المللی شکل می‌گیرد.

جمع‌بندی و چشم‌اندازِ تاریخی-قانونی

بررسیِ بیانیهٔ خلخالی در سالِ ۱۳۵۸ نشان می‌دهد که چگونه یک رهبرِ قضاییِ جمهوریِ اسلامی، از طرفی به دنبالِ پاسخ‌دهیِ حقوقیِ عینی برای جنایاتِ ادعاشدهٔ آمریکا بود و از طرفی دیگر، با بهره‌گیری از قالبِ نورنبرگ، برداشتِ اصولیِ عدالت را به چالشِ دیپلماسیِ معاصر گره می‌زد. این رویکرد، درکِ عمیق‌تری از رابطهٔ میان حقوقِ بین‌الملل و سیاستِ داخلی فراهم می‌کند و به‌عنوان یک نمونهٔ تاریخی از گفتمانِ حقوقیِ زمانِ انقلاب، قابل مطالعه است. در پایانِ این بازنویسی خبری، لازم است تأکید شود که این متن مبتنی بر بازنویسیِ رویدادها و بیاناتِ تاریخی است و هدفِ آن پرداختن به جنبه‌های حقوقی و تاریخیِ داستان است تا خوانندگان بتوانند تصویری روشن از چالش‌های کشورهای منطقه‌ای و جهانی در آن دوره بدست آورند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این رویداد همچنان به‌عنوان یکی از نقاط عطفِ گفتمانِ عدالتِ جهانی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران باقی می‌ماند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا