مقدمه
در فضای حفظ و ترویج میراث سینمایی ایران، مراسمی در موزه سینما با هدف بزرگداشت و نمایش آثار کلاسیک برگزار شد و همزمان بر یادداشتِ فریدون جیرانی، رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران، به کیانوش عیاری و لادن طاهری تمرکز یافت. این رویداد که به ابتکار کانون کارگردانان و همکاری موزه سینما برگزار شد، بازتابی نو از ارتباط بین نسلهای سینما و نقش ساختارهای فرهنگی در استمرار نمایش آثار تاریخی دارد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این رویداد، علاوه بر گرامیداشت کارنامه عیاری، به هماندیشی برای بهبود فرایند نمایش فیلمهای کلاسیک در ایران پرداخت و اهمیت حفظ سلامت تاریخ سینمایی کشور را برجسته کرد.
چارچوب رویداد و محتوای یادداشت
در این مراسم که برای نمایش یکی از آثار کلاسیک سینمای ایران برگزار شد، فریدون جیرانی، به جای حضور مستقیم در مراسم، متنی را برای کیانوش عیاری نوشت و از طریق آن به نقش و جایگاه عیاری در نقشهی داستانی و فنی سینمای ایران پرداخت. متن جیرانی راجع به رویکردهای داستانی و فرمهای روایی در دهههای گذشته نوشته شد و با محوریت همکاری و همزیستی میان نسلهای مختلف فیلمسازی ایران ارائه شد. در این یادداشت، جیرانی با تمرکز بر آن چه در دوران فعالیت عیاری شکل گرفته بود، به چالشهای فکری و تجربههای عملی اشاره کرد و بر اهمیت نگاه جسورانه و آزمونگری در خلق آثار جدید تأکید کرد.
همچنین در متن آمده است که لادن طاهری، مدیر فیلمخانه ملی ایران، با رویکردی فرهنگی و گسترده، به عنوان یک مدیر فرهیخته و علاقهمند به سینما، نقشی کلیدی در استمرار نمایش فیلمهای کلاسیک ایفا کرده است. او به عنوان کسی که با مجموعهسازی و مدیریت منابع، زمینهٔ دسترسی نسلهای مختلف به آثار کلاسیک را بهبود بخشیده است، مورد ستایش قرار گرفت. این نکته نشان میدهد که چگونه مدیریت فرهنگی میتواند به همافزایی بین موزه، مکتبها و نسلهای فیلمساز منجر شود و در نتیجه، تاریخ سینمای ایران بهگونهای زنده و در دسترس باقی میماند.
گزارش از متن یادداشت و تحلیل فصلی آن
در متن جیرانی، با اشاره به دوران شکلگیری رویکردهای تازه در سینمای دهه ۶۰، به ویژه با نگاه به فیلمهای معاصر آن زمان—از جمله آثار مهم مثل «تنوره دیو» تا «شبح کژدم»—تأکید میشود که پویایی و جسارت در فرم، زاویههای nuevo و طراحی صحنههای غیرمعمول میتواند افق تازهای برای روایتهای سینمایی بیافریند. این یادداشت با مرور بر شگردهای روایی و همچنین ترکیب بازیگران و فضاهای تصویری، به شکلگیری یک زبان تازه در سینمای ایران در دوران پس از انقلاب اشاره میکند. در کنار این مرور، به بیان اهمیت آرشیو و نمایش بدون محدودیت برخی آثار کلاسیک نیز پرداخته میشود تا نسلهای آینده بتوانند از تجربههای بهدستآمده به شکل فراگیرتری بهره ببرند.
جیرانی با استفاده از مثالهایی تاریخی، به تقابل بین نمایش واقعگرایانه و رویاپردازی تصویری میپردازد و نشان میدهد که مدیریت و نمایش این آثار بدون حضور فاعلان فرهنگی کارآمد ممکن است به فراموشی سپرده شود. در این معنا، رویکردهای نسلهای پیشین فیلمسازی به عنوان گنجینهای برای نسلهای جدید محسوب میشود و روایت جیرانی نشان میدهد که چگونه یک مدیر فرهنگی مانند طاهری میتواند با حفظ و ارتقای استانداردهای فنی و آموزشی، بذر حفظ این میراث را در نسلهای آینده بنشاند.
نقش لادن طاهری و جایگاه Film Archive در ایران
نقش لادن طاهری به عنوان مدیر فیلمخانه ملی ایران از منظر تاریخی، فرهنگی و مدیریتی با اهمیت خاصی همراه است. طاهری با تمرکز بر حفظ و دسترسی آزاد به آثار کلاسیک، همواره تلاش کرده است تا با حمایت از نمایشهای عمومی، گشایش مسیرهای پژوهشی و فراهم سازی فضاهای آموزشی، زمینهٔ آشنایی نسلهای جدید با تاریخ سینمای ایران را فراهم آورد. حضور او در این رویداد به عنوان یک مدیر فرهنگی با دیدی روشن، نشان میدهد که چگونه سازمانهای مرتبط با سینما میتوانند با همکاری نزدیک با کانون کارگردانان و موزه سینما، روند نمایش فیلمهای کلاسیک را به شکل بهینهای هدایت کنند.
نگرش طاهری، از منظر راهبردی، بر سه محور اصلی استوار است: حفظ دقیق نسخههای موجود فیلمها، فراهمسازی دسترسی عمومی به این آثار و ایجاد فضای آموزشی که جوانان را با زبان و تاریخ سینما آشنا کند. این سه محور در کنار یکدیگر، به ایجاد پیوستگی میان گذشته و حال سینمای ایران کمک میکند و امکان پژوهشهای مستقل در آینده را تقویت میکند. این رویکرد با افزایش کیفیت نمایش در سالنهای موزه سینما و فیلمخانه ملی ایران، به تقویت EAT یا اعتبار تخصصی در نگارش و ارائه محتوای سینمایی میانجامد.
پیوستگی میان نسلها و چشمانداز آینده
بخش مهمی از گفتوگوهای پیرامون این مراسم، به مسیر آینده نمایش فیلمهای کلاسیک و حفظ میراث سینمایی ایران اختصاص داشت. مقامات و فعالان حوزه سینما بر آن تأکید کردند که بدون ایجاد ساز و کارهای پایدار، ارث گرانبهای فیلمهای کلاسیک به نسلهای آینده منتقل نخواهد شد. در این راستا، پیشنهاداتی برای گسترش دسترسی به آرشیوهای فیلمی، افزایش مشارکت محققان و دانشجویان سینما، و فراهمسازی برنامههای آموزشی منطبق با استانداردهای بینالمللی مطرح شد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، چنین اقداماتی میتواند به تقویت قابلیتهای پژوهشی مخاطبان و افزایش کیفیت تولید محتوای سینمایی منجر شود.
جمعبندی و پیامدهای فرهنگی
در نهایت، این مراسم به شکلی روشن نشان داد که حافظهٔ تصویری یک کشور تنها با نمایش مکرر آثار یا مرور تاریخچههای تکراری تقویت نمیشود؛ بلکه با رویکردی هماهنگآمیز بین نهادهای فرهنگی، پژوهشگران، هنرمندان و نسلهای جوان است که میتواند ارزش تاریخی را به تجربهٔ زنده و مؤثر تبدیل کند. جیرانی با یادداشت خود نه تنها به تأکید بر اهمیت کار کیانوش عیاری میپردازد بلکه با بزرگداشت لادن طاهری و نقشش در فیلمخانه ملی ایران، به این نتیجه میرسد که پاسداشت تاریخ سینما نیازمند مدیریتی قوام یافته، شفاف و آماده برای پذیرش نسلهای آینده است. این رویکرد، که با همکاری موزه سینما و دیگر سازمانهای مرتبط تقویت میشود، میتواند به بازتولید و بازنمایی آثار کلاسیک در قالبهایی که برای مخاطبان امروز نیز جذاب و قابل دسترس است، منجر شود.
خلاصهای از منابع و بیان نتیجه
بهگزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این مراسم و یادداشتٔ جیرانی، به عنوان یک گام دیگر در جهت حفظ و تبیین تاریخ سینمای ایران مطرح شد و نشان داد که چگونه ادبیات نقد و پویایی مدیریتی میتواند به تقویت بینش عمومی درباره هنر هفتم کمک کند. در پایان نشست، نمایندگان کانون کارگردانان و فیلمخانه ملی ایران با ابراز امیدواری نسبت به آینده، بر تداوم نمایش آثار کلاسیک بدون ممیزی و با حفظ کیفیت فنی و هنری تأکید کردند. زمانهٔ فهم و دریافتهای تازه و نگاه به نسلهای آینده، از نگاه جیرانی و همکاران او، به عنوان رکن اصلی توسعهٔ سینمای ایران مطرح میشود.
به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، ۲۹ آبان ۱۴۰۴
