لید: حقیقت در تقابل با نمادها؟
در روزهای اخیر و با محوریت میدان انقلاب تهران، روایتی از «تانک انقلاب» به عنوان نمادی از بزرگداشت گذشته و تشکیل هویت ملی برجسته شده است. اما واکنشهای تاریخی-اجتماعی به این روایت نشان میدهد که نمادها تنها با نمایش ظاهری تفاوت معنا میگیرند و فهم دقیق از تاریخ مستلزم روایتی چندسویه است. این گزارش با رویکرد خبری-تحلیلی به بررسی چگونگی ورود این نماد به فضاهای عمومی، کارکرد واقعی آن در فهم تاریخ و پیامدهای سیاسی-اجتماعی میپردازد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این رخداد تنها بازنمایی نمادین نیست، بلکه آزمون قابل توجهی برای یاوهسازی تاریخ از طریق نمایشهای صحنهای است.
در این چارچوب، مسئله اصلی بر سر این است که چگونه رویکردی باستانی-نمادین میتواند به جای تقویت آگاهی تاریخی، باعث ایجاد تبیینِ یکپارچه و یکجانبه شود. برخی از برگزارکنندگان این رویداد با اشاره به بنمایههای تاریخیِ ایران، سعی میکنند با استفاده از تصاویر از پیش تعیینشده و ترکیبِ عناصر دوران باستان، تصویرِ «امت واحده» و «کشتی یکپارچه» را به جامعه ارائه دهند. اما منتقدان میگویند که این رویکرد میتواند به سوءاستفادههای سیاسی دامن بزند و تفاوتهای میان تاریخ واقعی و روایتهای ساختهشده را کمرنگ کند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، واقعیت تاریخی ایران همیشه از ترکیب چند روایت پدید آمده است و بهرهگیری از نمادهای تاریخی بهتنهایی نمیتواند جایگزین پژوهش دقیق و منابع مستند شود.
پسزمینه تاریخی و گفتمان رسمی
اگر به دلایل تاریخی نگاه کنیم، روایتهای ملیگرایانه در ایران همواره با دو دسته از منابع روبهرو بودهاند: نخست، تلاش برای حفظ انسجام ملی از طریق نشان دادن پیوند میان گذشته و حال؛ دوم، استفاده از این پیوند به عنوان ابزار سیاسی برای مشروعیتبخشی به تصمیمات کنونی. در این فضا، مقبرهها، نمادهای باستانی و تصاویر کلاسیک از شاهان و سلسلههای تاریخی بهعنوان عناصر بیزمانِ هویت ملی معرفی میشوند. با این حال، تفسیرهای مختلفی از این نمادها وجود دارند: برخی آنها را به عنوان میراث مشترک و عامل همصدایی مینگرند، در حالی که دیگران به استفادههای ابزاری از این نمادها اعتراض میکنند و آن را به کارگیری سیاستزده از تاریخ میدانند.
در این راستا، نامهایی چون کورش بزرگ، داریوش و شاپور ساسانی بهعنوان عناصری از گذشته که میتوانند با روایتی معاصربخش پیوند یابند، در فضاهای عمومی بازنمایی میشوند. اما پاسخ واقعگرایانه به این بازنماییها نیازمند تحلیلهای دقیق تاریخگرا است و نه تنها نمایشِ تصویری از «عظمتِ گذشته» که ممکن است با واقعیتهای اجتماعیِ امروز همخوانی نداشته باشد. از منظر نقشآفرینان استانِ میدان انقلاب، استفاده از این نمادها همواره با هدف برانگیختن احساسات گذشتهگرایانه همراه بوده است، اما هرگز به معنای پذیرشِ واقعیتها و تنشهای پیچیده نیست. در نهایت، این روایتها میتوانند به یک دیدگاه واحد منجر شوند که از پیچیدگی تاریخ کم میکند و تفاضلهای اجتماعی را نادیده میگیرد.
واکنشها و نقدهای سازنده
در مواجهه با این رویداد، دو جریان فکری قابل تشخیص است: کسانی که بر اهمیتِ استفاده از نمادها برای تقویتِ روحیهٔ همبستگی ملی تأکید میکنند و کسانی که به نام تاریخ، از نمایشِ بیش از حد و مصنوعی ابراز نگرانی دارند. منتقدان این رویکرد بهطور مشخص بر چند محور تأکید میکنند: نخست، اینکه نمادهای تاریخی زمانی معتبرند که با پژوهشهای علمی و منابع معتبر همراه باشند؛ دوم، اینکه نمایشهای صحنهای باید به واقعیتهای اجتماعی-اقتصادی امروز پاسخ دهند و نه صرفاً به عنوان نمایش رقابتهای سیاسی عمل کنند؛ سوم، خشکانیدنِ فاصلهٔ میان گذشته و حال برای جلوگیری از ایجادِ تفکرِ تکصدایی.
در کنار این نقدها، برخی از حامیان رویکرد تاریخی-نمادین بر این باورند که نمادهای باستانی میتوانند به بازتعریف هویت ملی کمک کنند، به شرط آنکه این نمادها با روایتهای پژوهشی همگام باشند و از جایگاه «اعتبارِ تاریخ» حمایت کنند. با این وجود، اکثر تحلیلگرانِ مستقل هشدار میدهند که در برخی مواقع، نمایشِ این نمادها میتواند به تقابلهای فراآیندهای منجر شود که از منابعِ تاریخیِ معتبر فاصله دارد. همچنین دربارهٔ پوشش رسانهای این رویداد، برخی منتقدان از نبودِ تحلیلهای تخصصی و ارجاع به مستندات تاریخی سخن میگویند و بر نیاز به شفافیتِ بیشتر در گزارشهای رسانهای تأکید میکنند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، چنین گزارشهایی باید بهطور منصفانهای به مرورِ تاریخ و منابع علمی بپردازند تا از گزارههای سلیقهای پرهیز کنند.
پیامدها برای فهم هویت ملی و انسجام اجتماعی
اگرچه نمادها و تاریخِ باستانی میتواند به تقویتِ احساسِ همبستگی اجتماعی کمک کند، اما تنها در صورتی که رویکردِ رواییِ تاریخ با منابع علمی همراه باشد و از هر گونه تبلیغآمیزی فاصله بگیرد. در غیر این صورت، این رویکرد نه تنها به تولیدِ روایتِ واحد منجر میشود، بلکه شکافهای اجتماعی را عمیقتر میکند و به بیاعتمادی نسبت به نهادهای رسمی دامن میزند. بهویژه هنگامی که رویدادهایی با این سطح از نمایش و نمادگرایی با برنامههای شهری و تصمیمگیریهای عمومی گره میخورد، اهمیتِ مدیریتِ دقیقِ مجوزها، حفاظت از آثار تاریخی و رعایتِ استانداردهایِ پژوهشی بیشتر میشود تا از هرگونه سوءاستفاده جلوگیری شود.
این رویداد همچنین نشان میدهد که چگونه رسانهها و نهادهای آموزشی باید با دقتِ بیشتری، منابع مستند و گزارشهای تحلیلی را در کنار تصاویرِ نمادین قرار دهند تا فهمِ تاریخیِ جامعه تقویت شود. بههر حال، این مسأله نباید به بهانهٔ «همهپرسی تاریخ» یا «نمایشِ عظمتِ گذشته» به بحرانِ اعتماد عمومی منجر گردد. انسجام ملی نیازمند گفتوگوهای باز، نقدپذیر و مستند است تا بدانیم که چگونه گذشته میتواند به سمتِ پاسخگوییِ به چالشهای امروز پیش برود.
در این مسیر، از منظر برخی کارشناسان، باید به تفاوتِ بین حفظِ میراث و سواستفاده از آن توجه کرد. میراثی که با پژوهشهای تاریخی و بهکارگیری رویکردهای علمی پشتیبانی میشود، میتواند به توسعهٔ فهمِ مستقل از تاریخ کمک کند. اما وقتی میراث با اهداف سیاسیِ روزمره همسو میشود، ممکن است به گفتمانی تبدیل شود که تنها به دنبال حفظِ قدرت است و از گفتوگوی چندجانبه بازمیماند. این نقدها میگویند که برای حفظِ انسجام اجتماعی و اعتمادِ عمومی، باید از نمادهای باستانی به عنوان ابزارِ نقدِ تاریخی و آموزشی استفاده کرد، نه به عنوان ابزارِ تبلیغی برای مشروعیتبخشی به پروژهٔ خاص.
جمعبندی و چشمانداز
در پایان، پیام این گزارش آن است که نهادها و رسانهها باید به توازن بین نمادها و پژوهشهای تاریخی اهمیت بدهند. هنگامی که نمادها تبدیل به زبان رایجِ گفتوگو میشوند، باید از شفافیت منابع، امکانِ نقدِ مستقل و ارزیابیِِ دقیقِ تاریخ برخوردار باشند تا از هرگونه سوءاستفاده جلوگیری شود. انسجام ملی در نتیجهٔ یک گفتوگوی صریح و سازنده با تاریخ شکل میگیرد، نه از طریق نمایشِ تنها یک روایتِ برگزیده. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این مقاله با هدف ارائهٔ تصویرِ کاملِ واقعیتِ تاریخی ارائه میشود تا از ایجادِ روایتِ سیاستزده و تبلیغی جلوگیری کند. اگرچه برخی از تصمیمگیران و ذینفعان ممکن است بهسرعت به سمتِ تغییرِ رویکردها بروند، اما لازم است که این فرآیند با مشارکتِ گستردهٔ جامعۀ علمی، رسانهها و شهروندان ادامه یابد تا به نتیجهای قابلقبول برای همه برسیم.
