کاهش فاصله یا تشدید مناقشات؟ مرور اولیه مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده
پس از حدود هشت ماه دوری از میز مذاکره و خروج نسبتاً سریع از فاز نخستین گفتوگوها، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده به اتاقهای گفتوگو بازگشتند. این بازگشت با مسیرهای غیرمستقیم و با میانجیگری عمان دنبال میشود و تیمهای مذاکرهکننده به شکل غیرمستقیم با یکدیگر در دو نوبت در مسقط (۱۷ بهمن) و ژنو (۲۸ بهمن) دیدار کردند. برخی منابع رسمی، از ارزیابی اراده و جدیت هر طرف برای استفاده از دیپلماسی و همچنین رسیدن به اصولی برای ادامه مسیر در آینده نزدیک خبر میدهند. به گزارش خبرآنلاین، این فرایند با تفاوتی در حضور برخی شخصیتهای فکری و دیپلماتیک همراه بوده است. در کنار حضور نمایندگان ایران به ریاست سید عباس عراقچی، همچنین جرد کوشنر (جرد کوشنر)، داماد رئیسجمهور سابق آمریکا، و استیو ویتکاف (استیو ویتکاف)، نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا، در برخی از گفتوگوها حضور داشتند و حضور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به عنوان یکی از حاضران در اتاق مذاکرات، نسبت به دورهای پیشین نکتهای کم و بیش روشن را ایجاد کرد. این توضیحات نشان میدهد که فرایند مذاکرات ژنو و مسقط، از جنبههای فنی و حقوقی به سمت تعیین چارچوبهای عملیاتی حرکت میکند. لازم به یادآوری است که در طول خبر، عبارات متعددی از سوی رسانهها درباره چگونگی پیشبرد مذاکرات منتشر شده است و در برخی گزارشها آمده است که «به گزارش تیم آرشیو کامل» نیز در توصیف برخی از این نشستها استفاده شده است. به گزارش خبرگزاریها، تیمهای ایرانی و آمریکایی تا کنون دو دور در مسقط و ژنو برگزار کردهاند تا درباره اراده دو طرف در توسل به دیپلماسی و همچنین درک مشترک از اصول مذاکراتی برای مرحله آینده بحث کنند. این گزارشها همچنین از وجود یک فضای نسبتاً فنی در مذاکرات خبر میدهند که کمتر به جنبههای سیاسی کلان میپردازد و به دنبال تعریف دقیقتر سازوکارهای راستیآزمایی و کنترل است که میتواند به شکلگیری یک چارچوب قابل اتکا برای توافق منجر شود. این روند با وجود فضای جنگی و فشارهای احتمالی منطقهای، به نظر میرسد که هدف از مذاکرات ژنو و مسقط، رسیدن به یک توافق سریع و بهدنبال آن کنترل پرتنشهای منطقهای است. در این مسیر، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نقش فنی و راستیآزمایی مهمی ایفا میکند و حضور گروسی میتواند به روشنتر شدن این نقش کمک کند. این نکته نیز مطرح شده است که مذاکرات به سمت تعریف سه ستون اصلی پیش میرود: مسائل هستهای، رفع تحریمها و منافع اقتصادی مشترک. در کنار این موارد، برخی تحلیلها به حضور یا نقشآفرینی برخی اشخاص و نهادها اشاره کردهاند که میتواند بر فضای مذاکرات اثر بگذارد. با این حال، توضیحات رسمی نشان میدهد که تا کنون بحثها بیشتر در سطح اصولی و فنی متمرکز بوده و موضعگیریها نسبت به دامنه و میزان محدودیتها هنوز در دست بررسی است. در چنین فضایی، سؤال کلیدی این است که آیا طرفین میتوانند به یک «توافق سریع» دست یابند که از منظر فنی و حقوقی توجیهپذیر باشد و از منظر سیاسی نیز قابلیت اجرایی داشته باشد؟
چارچوبهای فنی و سیاسی مطرح در مذاکرات ژنو و عمان
در روند گفتگوهای غیرمستقیم، سه محور اصلی به عنوان ستونهای فنی در حال تعریف و بحث هستند: نخست، تنظیم محدوده و نحوه راستیآزمایی فعالیتهای هستهای ایران و تضمین صلحآمیز بودن آنها؛ دوم، تعیین چارچوب رفع تحریمها و ارتباط آن با منافع اقتصادی دو کشور؛ و سوم، ایجاد یک چارچوب جمعی از منافع مشترک که بتواند به ثبات منطقهای و انگیزههای اقتصادی مشروع هر دو طرف را تقویت کند. گروسی به طور روشن تأکید کرده است که آژانس باید بتواند به تاسیسات کلیدی دسترسی پیدا کند تا فرایند راستیآزمایی را بدون اشکال پیش ببرد و هر چه سریعتر به شفافیت لازم برسد. این نکته باعث شده است تا برخی گمانهها مطرح شود که هدف از حضور آژانس، ایجاد اطمینان کافی برای طرفهای مذاکره با یکدیگر است تا از احتمال بازگشت به درگیریهای نظامی جلوگیری شود. علاوه بر این، برخی منابع به اختلاف نظرهای گسترده بر سر اندازه و دامنه محدودیتهای غنیسازی اشاره کردهاند و اینکه نگرانیهای آمریکا از سطح ذخایر ایران و احتمال اشاعهترسانی، به شکل موازی در حال پیگیری است. با این حال، تحلیلگران بر این باورند که چارچوب اصولی مذاکرات، با وجود تفاوتهای عملی، قابل دستکاری و مدیریت است و میتواند به یک توافق قابل قبول برای دو طرف نزدیک شود. در این زمینه، جایگاه ژنو به عنوان محل تعریف این ستونهای فنی، در کنار نقش عمان به عنوان واسطهگر منطقهای، میتواند به ایجاد یک فضای امن مذاکراتی منجر شود که از فرایندهای گذشته متمایز است. در هر حال، توافقی که در این فاز انتظار میرود، باید به گونهای باشد که بتوان از طریق سازوکارهای راستیآزمایی کارآمد، از بازگشت به گزینههای تحریکآمیز یا تصمیمهای ناگهانی جلوگیری کرد. هر چند برخی تحلیلگران معتقدند که تقریبا هیچ چیز در مذاکرات ژنو غیرقابل تغییر نیست، اما همواره امکان دستیابی به یک توافق مشترک با معیارهای حقوقی و فنی روشن وجود دارد که به نفع هیچیک از طرفها یا طرف مقابل تمام نشود. در این فرایند، یکی از نکات کلیدی، پاسخدهی به این سؤال است که آیا محدودیتهای غنیسازی میتواند به نحوی تعریف شود که نگرانیهای امنیتی را پاسخ دهد بدون اینکه حقوق فنّی ایران را زیر سوال ببرد. برای این منظور، برخی طرفها بر این باورند که باید یک «خط تعادل» روشن بین آنچه آمریکا ممکن است بپذیرد و آنچه ایران بر اصول حقوقی و فناوری خود تأکید دارد، ترسیم شود. این خط تعادل، در کنار حفظ استقلال فنی ایران، میتواند به اعتمادسازی در سطح بینالملل و کاهش ریسکهای بروز درگیری منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل این روند، تا کنون به شکل گیری یک نقشه راه گسترده برای مذاکرات اشاره شده است که باید در مراحل بعدی با وضوح بیشتری تصویب شده و فضایی امن برای ادامه گفتوگوها ایجاد کند.
نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مدیرکل آن در گفتگوها
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، همواره در تلاش است تا با استفاده از تجربه و منابع فنی آژانس، نقش میانجی و ناظر واقعی را در فرایند مذاکرات ایفا کند. او در ژنو و گفتوگوهای پشت درهای بسته، با اشاره به حضور مستقیم آژانس در کنار ایران و آمریکا و همچنین تأکید بر شفافسازی در مسائل فنی، این نکته را مطرح کرده است که مذاکرات باید به سمت تعریفی دقیق از عناصر توافق حرکت کند. گروسی خواستار ایجاد سازوکارهایی شده است که پاسخ به پرسشهای حقوقی و فنی را به طور همزمان فراهم کند و این امر را به عنوان یکی از ستونهای اصلی مذاکرات معرفی کرده است. او همچنین اشاره کرده است که محدود کردن دامنه و میزان بازرسیها باید با حفظ حقوق و چارچوبهای بینالمللی و حفظ امنیت منطقهای انجام شود. حضور گروسی در ژنو و احتمالا در دورهای آینده، به بهبود فهم مشترک از اینکه چه چیزهایی را باید راستیآزمایی کرد، کمک میکند و میتواند به کاهش تفاوتها در مواضع دو طرف منجر شود. با این وجود، گروسی نیز تأکید دارد که هنوز اختلافهایی در مورد دامنه و میزان محدودیتها وجود دارد و رسیدن به توافقی که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند، نیازمند زمان و فضای بیشتر است. در مجموع، نقش آژانس و گروسی به عنوان حلقهای از زنجیره فنی مذاکرات، میتواند به نزدیکتر شدن تفاهمها و کاهش عدم قطعیتهای اجرایی کمک کند و بدین ترتیب مسیر رسیدن به نتیجه را هموارتر سازد.
وضعیت مواد هستهای ایران و نگرانیهای امنیتی
در گزارشهای فنی ارائهشده، مواد هستهای ایران پس از حملههای انجامشده تا ژوئن ۲۰۲۵ در محلهای قبلی باقی ماندهاند و به نظر میرسد که برخی از این مواد هنوز قابل دسترسی باشند، هرچند که قابلیت دسترسی به آنها ممکن است با محدودیتهایی مواجه شود. تحلیلگران بر این باورند که هیچ نشانهای از وجود یک پروژه فعال و نظاممند برای ساخت سلاح هستهای مشاهده نشده است، اما نیتها و سیاستهای کشورهای ذینفع میتواند در کوتاهمدت تغییر کند. در این چارچوب، سوال کلیدی این است که چگونه میتوان با ایجاد شفافیت کامل در مورد مواد و چرخه تولید، از افزایش خطر اشاعه جلوگیری کرد و در عین حال به حقوق ایران در توسعه فناوری صلحآمیز هستهای احترام گذاشت. گروسی در این زمینه بر اهمیت بازگرداندن بازرسان و دسترسی به سایتهای مورد حمله یا مشکوک تأکید میکند تا اطمینان حاصل شود که هیچگونه تغییری در مقیاس و کارکرد مواد وجود ندارد و همچنین از وجود هرگونه برداشت مشکوک نسبت به اهداف صنعتی یا پژوهشی ایران کاسته شود. این نکته به ویژه زمانی مهم است که توازن بین حفظ امنیت کشورها و حقوق فناوری فنی ایران در چارچوبی چندجانبه مطرح میشود. بیتردید، این بحثها از منظر حقوق بینالملل و همچنین اصول جامع کنترل اشاعه، به عنوان بخش مهمی از فرایند مذاکرات محسوب میشوند و میتوانند به ایجاد اعتماد متقابل کمک کنند. در کنار این نکته، سایر موضوعات مرتبط با حفظ توازن بین توسعه فناوری هستهای و نیازهای امنیتی منطقهای نیز در حال بررسی است تا از هرگونه شکاف اجرایی جلوگیری شود و طرفین بتوانند با اطمینان بیشتری به مسیر توافق گام بردارند. به گزارش تیم آرشیو کامل، چارچوب کلی مذاکرات نشان میدهد که طرفین به سمت تدوین یک توافق با سه ستون اصلی پیش میروند و انتظار میرود که در آینده نزدیک، این ستونها به صورت عملیاتی و قابل اجرا تبدیل شوند.
تصریح به واقعیتهای منطقهای و دیدگاههای رهبران
در کنار مذاکرات فنی، فضای امنیتی-نظامی پیرامون ایران با حضور گسترده نیروهای ایالات متحده در منطقه و افزایش حضور نظامی در اطراف ایران، بر شدت فضای مذاکرات تاثیرگذار است. برخی تحلیلها با تفکیک بین استفاده از ابزار فشار و امکان رسیدن به توافق سریع، به این نتیجه میرسند که هر دو طرف به دنبال کاهش تنش و جلوگیری از تشدید بحران هستند. این افق میتواند منجر به ایجاد یک فضای بحرانزدایی در کوتاهمدت شود؛ اما همزمان لازم است که ملاحظات داخلی و مسائل اجرایی که غیرسیاسی و امنیتی هستند نیز با دقت بررسی شوند تا از سوءتفسیر و سوءاستفاده پرهیز شود. در چنین شرایطی، گفتگوها به سوی شفافسازی هر چه بیشتر مجموعهای از اصول فنی و حقوقی حرکت میکند تا بتوان از برهمخوردن ثبات منطقه پیشگیری کرد. به عبارت دیگر، توافقی که ممکن است شکل بگیرد، باید به گونهای باشد که از طریق ملاحظات حقوقی و فنی، از تصمیمگیریهای یکطرفه و اقدامهای یکجانبه جلوگیری کند و به تقویت امنیت و ثبات منطقه کمک کند. در این راستا، مذاکرات ژنو به عنوان محل تعریف ستونهای فنی توافق، و حضور آژانس به عنوان ناظر فنی، میتواند به نمونهسازی یک چارچوب اجرایی کارآمد منجر شود که اجرای آن بتواند اعتماد جامعه بینالمللی را جلب کند. همچنین، به دلیل وجود دغدغههای مربوط به اشاعه و محدودیتهای غنیسازی، باید سازوکارهای کنترل و نظارت به گونهای طراحی شوند که هم از نظر فنی دقیق باشند و هم از نظر حقوقی معتبر بمانند. به گزارش تیم آرشیو کامل، آینده این مذاکرات به شکل یک مسیر چندمرحلهای دیده میشود که در هر مرحله، با شفافیت و راستیآزمایی قویتر، گامهای بیشتری به سمت توافق نهایی برداشته میشود. این مسیر اگر با رویکردی واقعگرایانه و با درنظرگرفتن ملاحظات امنیتی و اقتصادی منطقهای دنبال شود، میتواند به پیامدهای مثبت برای ثبات و کاهش ریسکهای امنیتی در خاورمیانه منجر گردد.
جمعبندی نهایی و چشمانداز آینده
در مجموع، مذاکرات ایران و آمریکا با وجود چالشهای فنی و سیاسی، وارد مرحلهای شده است که به جای تمرکز بر روایتهای سیاسی کیفی، به تعریف دقیقتر و قابل راستیآزمایی از عناصر توافقی میپردازد. حضور گروسی و نقش آژانس در این فرایند، به عنوان یکی از نقاط کلیدی برای کاهش شکافها و ایجاد گامهای اجرایی قابل پایش، میتواند به نزدیکتر شدن دو طرف به یک توافق مناسب کمک کند. با این حال، رسیدن به نتیجه نهایی به معنای واقعی کلمه، به توازن دقیق بین نیازهای فنی، منافع اقتصادی و ملاحظات اجرایی داخلی ایران و آمریکا بستگی دارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، در حال حاضر چارچوب کلی توافق مشخص به نظر میرسد اما اجرای دقیق آن نیازمند زمان، دیپلماسی هوشمندانه و سازوکارهای شفاف راستیآزمایی است. در چنین شرایطی، آنچه که میتواند به ثبات منطقه کمک کند، تعریف یک مسیر روشن برای دستیابی به توافقی است که به طور همزمان مسأله هستهای را مدیریت کند، تحریمها را به صورت گام به گام و با چارچوب حقوقی معقول رفع کند و منافع مشترک را به صورت منطقی و قانونی تضمین نماید. برای طرفهای مذاکره، ایجاد اعتماد و حفظ انسجام داخلی نیز از همان آغاز یک کار حیاتی است تا بتوانند در برابر فشارهای بیرونی، از مسیر مذاکرات خارج نشوند. به گزارش تیم آرشیو کامل، فضای فعلی مذاکرات نشان میدهد که این مسیر میتواند با وجود دشواریها، به نتیجهای برسد که از نظر فنی معتبر و از نظر حقوقی پایدار باشد.
تحلیل حقوقی-اجرایی از چارچوب و مسیر مذاکرات
در نهایت، آنچه درباره این مذاکرات اهمیت مییابد، این است که چارچوب ایجادشده بتواند از منظر حقوق بینالملل، موازنهای میان تضمینهای فنی و حمایت از منافع ملی ایران را ایجاد کند و همچنین با توجه به قوانین جمهوری اسلامی ایران، به واقعیتهای اجرایی بنشیند. این تحلیل نشان میدهد که ایجاد سازواری برای راستیآزمایی دقیق و بازگشت بازرسان به سایتهای هستهای، در کنار تعیین دامنه و سطح غنیسازی، از اهمیت اساسی برخوردار است. از منظر امنیتی-اجرایی، هر گونه توافق باید به گونهای طراحی شود که تغییر ناگهانی یا تحولی ناخواسته در اختیار نهادهای تصمیمگیرنده را محدود کند و از نظر حقوقی، ضمانتهای لازم برای اجرای تعهدات را فراهم آورد. همچنین، باید به تضمین اینکه تعهدات اقتصادی بتواند به واقعیات اجرایی منجر شود و از طریق سازوکارهای شفاف و قابل اندازهگیری، به ثبات اقتصادی منطقه کمک کند، توجه کرد. این مسیر باید با یک چارچوب مشخص و قابل راستیآزمایی برای تمامی طرفها همراه باشد تا از احتمال سوءبرداشی و سوءاستفاده جلوگیری شود و در نهایت به ایجاد اعتماد بین ایران و آمریکا و همچنین بین دو کشور و جامعه بینالملل منجر گردد.
