فارن پالسی: رهبری آیت‌الله خامنه‌ای انقلاب ۱۳۵۷ را پایان‌یافته نمی‌داند؛ چالش واشنگتن روان‌شناختی و هویتی است

نگاه تازه به گزارش فارن پالسی درباره رهبری ایران

به گزارش تیم آرشیو کامل، رخدادی که از گزارش فارن پالسی برداشت می‌شود، حاکی از این است که آیت‌الله خامنه‌ای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را به‌عنوان رویدادی پایان‌یافته یا بسته‌شده تلقی نمی‌کند بلکه آن را فرآیندی در حال تداوم می‌داند. این نگاه از منظر تحلیلگران غربی، به عنوان چارچوبی برای درک رفتارهای سیاسی تهران و نحوه همسویی با ابزارهای داخلی و خارجی تبیین می‌شود. در این راستا، عنوان اصلی در گزارش فارن پالسی، تأکید بر این است که مفهوم مقاومت به‌طور تجربه‌شده، تنها ابزار سیاست خارجی نیست، بلکه عنصری هویتی و مشروعیت‌بخش برای نظام جمهوری اسلامی است. این نکته به‌ویژه در رابطه با تجربه تاریخی انقلاب اسلامی، از دوران مبارزه با رژیم پهلوی تا دوران دفاع مقدس و مدیرت جمهوری اسلامی در سال‌های پس از جنگ، به‌عنوان بخش‌هایی از ساختار هویتی نظام مطرح می‌شود.

در این بازنگری، بحث «شهادت» به‌عنوان یک گفتمان رسمی نیز به خوبی نشان داده می‌شود: تهدید به ترور یا حذف فیزیکی لزوماً به بازدارندگی نمی‌انجامد، زیرا در روایت مقاومت، کشته شدن در مسیر مقاومت می‌تواند سرمایه نمادین برای تقویت روایت ایستادگی شود. از این منظر، اتکای صرف به تهدیدهای نظامی ممکن است نتیجه‌ای معکوس در پی داشته باشد. در حوزه برنامه هسته‌ای نیز، با وجود تمایز بین منطق بازدارندگی و چانه‌زنی، برخی کارشناسان غربی تأکید می‌کنند که در روایت رسمی تهران، این برنامه تنها یک ابزار فنی نیست بلکه با محورهای استقلال، عزت و رد سلطه پیوند خورده است. در این صورت، عقب‌نشینی کامل در برابر فشارهای حداکثری می‌تواند به‌عنوان «تحقیر» تعبیر شود و از دید رهبر عالی ایران نسبت به حساسیت ویژه‌ای برخوردار است.

چالش واشنگتن با تهران از منظر روانشناختی و هویتی

یکی از نکات کلیدی گزارش که در بازنمونه‌برداری‌های غربی هم تأکید می‌شود این است که چالش‌های آمریکا در قبال ایران تنها از منظر ژئوپولیتیک رخ نمی‌دهد؛ بلکه ابعاد روان‌شناختی و هویتی نیز نقش تعیین‌کننده دارند. به عبارت دیگر، مدت‌هاست تحلیلگران متوجه هستند که تا زمانی که اختلاف بر سر مفاهیم بنیادین هویتی، برداشت از مشروعیت و مفهوم استقلال ادامه دارد، نبرد بر سر سیاست‌های اصلاحی یا تغییر رفتار، به‌راحتی قابل حل نیست. این چارچوب، می‌تواند توضیح‌دهنده برخی رفتارهای تهران در مواجهه با تحریم‌ها، فشارهای بین‌المللی و گفتمان‌های غربی باشد که همچنان بر مبنای تعامل قدرت و تضاد منافع شکل می‌گیرند.

در این زمینه، گزارش فارن پالسی به‌طور خلاصه به این نتیجه‌گیری می‌رسد که انقلاب ۱۳۵۷ نه تنها یک رویداد تاریخی بلکه یک چارچوب هویتی است که در قالب گفتمان‌های رسمی و تجربیات تاریخی در طول چهار دهه، به قدرت تصمیم‌گیری در ایران مشروعیت بخشیده است. این رویکرد می‌تواند توضیح دهد که چرا تهران از ابزارهای مختلف برای حفظ استقلال ملی و پرهیز از پذیرش سلطه خارج از چارچوب خود استفاده می‌کند؛ از جمله درون‌مایه‌های مربوط به «مقاومت» که به نظر برخی از ناظران، صرفاً ابزار دیپلماسی خارجی نیست بلکه یک سرمایه مشروعیت‌آور داخلی محسوب می‌شود.

بازتاب‌ها و پیامدهای ژئو-روانشناختی در روابط ایران و آمریکا

در گزارش فارن پالسی آشکار می‌شود که رویکرد ایران در برابر غرب، به‌ویژه در محور رابطه با ایالات متحده، از دو لبه ترکیبی برخوردار است: از یک سو، تمایز بین منافع ملی و فشارهای بین‌المللی، و از سوی دیگر، چالش‌های ناشی از برداشت‌های روانی و هویتی که می‌تواند باعث ایجاد مقاومت‌های داخلی و فشارهای امنیتی شود. این دیدگاه می‌تواند توضیح دهد که چرا برخی تصمیم‌گیری‌های تهران به ویژه در حوزه سیاست خارجی، با تحلیل دقیق از روایت‌های داخلی همراه است تا در نهایت از انسجام داخلی و مشروعیت ملی حفاظت کند. در این فرایند، توجه به نمادهای گفتمانی مانند شهادت و استقلال، به‌عنوان عواملی که می‌توانند روایت رسمی جمهوری اسلامی را تقویت یا تضعیف کنند، نقشی حیاتی ایفا می‌کند.

در نهایت، گزارش فارن پالسی به این نتیجه می‌رسد که برای فهم رفتار رسمی تهران، باید اقتصاد، سیاست داخلی، و همچنین باورهای هویتی و رویکردهای نمادین را در کنار منطق‌های ژئوپولیتیک دید. به تعبیر برخی کارشناسان، این ترکیب می‌تواند توضیح دهد که چگونه ایران با وجود فشارهای گسترده، تمایل به حفظ استقلال و پرهیز از پذیرش سازوکارهای غربی را در بلندمدت حفظ می‌کند و این امر را می‌تواند به‌عنوان یکی از ویژگی‌های کلیدی راهبردی جمهوری اسلامی در دوره فعلی تلقی کرد.

بازنگری در روایت‌های رسانه‌ای و نکته‌های اجرایی و حقوقی

بر خلاف برخی برداشت‌های ساده از روابط ایران و آمریکا، آن‌چه در این گزارش ذکر شده است، نشان می‌دهد که روایت‌های گوناگون رسانه‌ای درباره ایران، ممکن است از زوایای مختلفی به موضوع نگاه کنند. از منظر اجرایی و حقوقی، این مشاهدات باید با دقت در چارچوب قوانین داخلی و منابع رسمی کشور بررسی شوند تا از هرگونه تعبیر غیرواقعی یا تبلیغاتی پرهیز شود. در این راستا، مهم است که رسانه‌ها و تحلیلگران توجه داشته باشند که رویکردهای داخلی ایران به شدت به مفاهیم استقلال، عزت ملی، و پروژه‌های توسعه‌ای مرتبط است و هرگونه تفسیر باید با حساسیت‌های قانونی و امنیتی کشور همسو باشد.

در پایان این گزارش، تأکید می‌شود که گفتمان «مقاومت» گرچه می‌تواند به‌عنوان ابزار دیپلماسی در سطح بین‌الملل عمل کند اما در بافت داخلی ایران، به‌عنوان یک روایت هویتی و مشروعیت‌بخش به‌طور گسترده‌ای پذیرفته شده است و این امر در رفتارهای سیاست خارجی کشور و همچنین در مدیریت مسائل کلان داخلی منعکس است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که نگاه به انقلاب ۱۳۵۷ به‌گونۀ یک فرایند پویا باقی می‌ماند و می‌تواند در قالب‌های گوناگون به حیات خود ادامه دهد، بدون اینکه به توسعه یا تغییر مبانی پایه‌ای منتهی شود.

تحلیل حقوقی-اجرایی با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران

در تحلیل‌های حقوقی-اجرایی می‌توان گفت که بازنمایی رویدادها و نگرش‌های کلان سیاسی در قالب رسانه‌ها باید با چارچوب‌های قانونی کشور هم‌سو شود. این به معنی پرهیز از هر گونه تحریک یا ترویج مطالب مغایر با امنیت ملی و اصول قانون‌مداری است. از منظر اجرایی، وجود دیدگاه‌های هویتی قوی در محیط سیاسی برخی کشورها، می‌تواند به شکل‌گیری فرهنگ تصمیم‌گیری منطبق با مبانی اسلامی-ایرانی منجر شود. با این رویکرد، انتشار گزارش‌هایی که به بازنگری در قالب‌های گفتمانی می‌پردازند، باید با رعایت استانداردهای حرفه‌ای خبرنگاری، دقت در انتقال مفهوم و پرهیز از گرایش‌های غیرمسئولانه منتشر شود. در نهایت، هر گونه تحلیل انتقادی باید با فاصله‌ای از پرسش‌های صریح قانونی مواجه شود تا از تفسیرهای ناصحیح و جهت‌دهی به سمت مسائل امنیتی پرهیز گردد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا