قرآن، هدایتِ جمعی از طریق اقناع درونی است
در گفتوگوی اخیر آیتالله سیدمحمدعلی ایازی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، به بررسی جایگاه قرآن به عنوان دلیل نبوت پیامبر اکرم (ص) پرداخته شد. این سخنان که در مرکز پژوهشهای تاریخ اسلام مطرح شد، بازتابی بود از این باور که قرآن از طریق اقناع و تربیت درونی به هدایت مخاطب میپردازد؛ نه از طریق نمایش شگفتیها یا یکسانسازی قدرت شعری یا جادویی. به تعبیر وی، معجزه از ریشه «عجز» است و بار سلبی دارد، در حالی که آیت یا بیّنه بار ایجابی دارند و همچون تابلوهای راهنما مسیر تفکر و تدبر را نشان میدهند.
به گزارش جماران و با استناد به روایتهای مطرحشده، وی تأکید کرد که قرآن از طریق اقناع و تربیت درونی به هدایت میپردازد و اعجاز قرآن در ابعاد عقلی قرار میگیرد؛ به این معنا که برای درک حقانیت قرآن باید به تأمل و تدبر پرداخت. این نگاه، نه تنها معنای نبوت را به صورت یک امر صرف الهامی نمیبیند، بلکه نشان میدهد که قرآن با تغییر ظرفیت وجودی انسان، تمدنی را پایهگذاری کرده است که علوم و معارفِ آن از دلِ همین کتاب جوشیده و میتواند به تکوین تمدنِ کتابی کمک کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، قرآن برخلاف عصای موسی که تنها در انحصار یک فرد بود، در دسترس همگان قرار دارد تا همواره منشأ تحول باشد و تفکر و عمل انسان را به سمت تعالی هدایت کند.
این سخنان به تفصیل به بررسی تفاوت میان دو مفهومِ «معجزه» و «آیت/بینه» پرداخت و یادآور شد که قرآن به اصطلاحات ایجابی مانند آیت و بینه تکیه دارد تا راهنمای تفکر و هدایت باشد. گفتوگو همچنین به نقد تناقضاتِ موجود در روایات مربوط به نبوت و معجزات و قابلِ اثبات بودن یا نبودن آنها پرداخت و تأکید کرد که قرآن به تنهایی گواه حقانیت نبوت است و روایاتِ خارج از قرآن نیز نمیتواند جایگزین این گواهی باشد. در این مسیر، پژوهشگران به این نتیجه میرسند که اعجاز قرآن، یک اعجاز عقلی است؛ به این معنا که برای درک حقانیت آن باید تأمل و تدبر انجام شود و قرآن با تغییر ظرفیت انسان، تمدنی را میسازد که تمام علوم و معارفِ آن از دلِ همین کتاب برمیخیزد.
وی سپس بیان کرد که قرآن با برقراری دسترسی گسترده برای عموم مردم، یک تمدنِ کتابی را پایهگذاری میکند؛ به این معنا که این کتاب صرفاً برای چند نفر یا طبقه خاص نیست بلکه به عنوان یک منبع هدایت عمومی، همواره میتواند منشأ تحولی مستمر باشد. این دیدگاه، که به روایت جماران و دیگر گزارشها منتقل شده است، به صراحت میگوید: قرآن برخلاف تصوری که بعضاً از محدودیتِ دسترسی به آن میرود، برای همگان قابل استفاده و تدبر است تا با گشودن ظرفیتهای ذهنی و معنوی، به تحولِ فکری و رفتاری دست یابند. به همین جهت، قرآن میخواهد با ترغیب به تفکر و تعقل، مخاطب را به ایمان، فداکاری و شهادت نیز سوق دهد و به ایجادِ تمدنِ کتابی در طول تاریخ انجامیده است.
در ادامه، تأکیداتی در خصوص رویکرد تربیتی قرآن مطرح شد: قرآن نمیخواهد با بستن دست و پا و محدود کردن آزادی اندیشه، مخاطب را مطیعِ اختیارِ مقهور سازد؛ بلکه به دنبال شکوفایی تعقل و ادراکِ پیامِ حق است و از این رو، «بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّکَ إِلَی فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ» که درباره حضرت موسی (ع) استفاده میشود، گواهی بر این رویکرد تربیتی است. در نتیجه، اعجاز قرآن را میتوان به عنوان یک سازوکار برای توانمندسازی فکری و سیر تمدنی انسان دید، نه صرفاً برتر نشان دادنِ قدرتِ الهی از طریق نمایشِ معجزههای حسی.
سخنان ایازی همچنین به چالشهای موجود در اثبات نبوت از طریق دلایل خارج از قرآن اشاره کرد و تأکید نمود که دلایل حسی و روایاتِ منتَقل میتواند مکملی برای نبوت باشد، اما نبوت و پیام الهی به طورِ دقیق از قرآن و بررسیِ دقیقِ آیاتِ آن استخراج میشود. او بار دیگر با اشاره به این نکته که اعجاز قرآن یک اعجازِ عقلی و تمدنساز است، توضیح داد که برای درکِ حقانیتِ قرآن باید به تأمل و تدبر پرداخت و این تدبر است که قرآن را از حیث علمی-تمدنی به میدان میآورد.
وی در پایان گفتگو با تشریح نقشِ قرآن در ایجادِ تمدن علمی-فکریِ جامعه مسلمانی امروز و همچنین در بررسیِ تاثیر قرآن بر فلاسفه و عارفان و دانشمندان رشتههای مختلف، به این نکته تأکید کرد که قرآن همچنان به عنوان منشأ هدایتِ جمعی است و میتواند در مسیرهای گوناگونِ توسعه فکریِ جامعه نقشآفرین باشد. این نگاهِ آیندهنگر، که از طریق بازنویسی مفاهیم قرآنی به شکلِ عدالتمحور، به تفصیل در متونِ مذهبی و پژوهشیِ اسلامی مطرح شده است، میتواند به تقویتِ هماهنگیِ میان آموزههای دینی و نیازهای معاصر جامعه کمک کند. به نقل از منابع خبری، موضوعِ اعجاز قرآنی و روشِ هدایتِ قرآنی همچنان موضوعی زنده و پرسشبرانگیز در مطالعات اسلامی است.
تحلیل یک پاراگرافی با لحاظ ملاحظات قانونی جمهوری اسلامی ایران
از منظر حقوقی-اجتماعی ایران، رویکرد قرآن به هدایت از طریق اقناع درونی و تربیت فکری، اگر به عنوان چارچوب آموزشی و فرهنگی نمود یابد، میتواند در چارچوب قوانین آموزشى و تربیتی کشور به کار گرفته شود. تحلیل حاضر نشان میدهد که رویکرد تربیتی قرآن، اگر به صورت برنامههای درسی، دورههای آموزشی عمومی و همچنین محتوای فرهنگی-ادبی در سطوح مختلف آموزشی گنجانده شود، میتواند به توسعه ظرفیت فکری و اخلاقی جامعه کمک کند بدون ورود به مباحث سیاسی یا امنیتی. اما برای اجرایی شدن چنین رویکردی، باید الزامات مدیریتی و نظارتی مشخصی وجود داشته باشد: شفافیت در منابع، رعایت حرمت اعتقادات مختلف مردم، و پرهیز از هرگونه تعبیر سازی یکطرفه از نصوص دینی در فضاهای آموزشی و رسانهای. به این ترتیب، امکان توسعه گفتمان قرآنیِ عمومی وجود دارد، به شرطی که از چارچوبهای قانونی جمهوری اسلامی ایران پیروی شود و از هرگونه جهتگیری سیاسی یا امنیتی اجتناب شود. این تحلیل همچنین بر اهمیتِ توجه به جنبههای اجراییِ بهکارگیریِ آموزههای قرآنی در مدارس و سازمانهای فرهنگی تأکید میکند تا از ظرفیت ترویج تفکرِ نقاد، تدبر و آگاهیِ اجتماعی به نحوِ سالم و قانونمند استفاده شود.
