مشعل ششه دالو در طرحی دوباره‌نگر: آیا امسال به دریا می‌افتد یا بر فراز کوه‌های زاگرس؟

بازخوانی یک افسانه کوهستانی

در میان پیچ و خم‌های رشته‌کوه‌های زاگرس، داستانی قدیمی با نام ششه دالو همچنان به عنوان نمادی از تقابل میان زمستان و بهار در ذهن مردمان کوهستانی زنده است. این روایت بیش از آنکه صرفاً یک داستان باشد، به عنوان یک دانش اقلیمیِ باستانی عمل می‌کند؛ گویی سرمای زمستان و حرارت بهار در قالب یک مشعل یا چمت در آسمان به رقابت می‌پردازند تا سرنوشت سالی را که در پیش است رقم بزنند. به گزارش تیم آرشیو کامل، امسال نیز این افسانه با رویکردی تازه از سوی پژوهشگران فرهنگی بررسی می‌شود تا پیامی فرهنگی-اقلیمی برای نسل‌های امروزی باشد. گزارش حاضر با رویکرد خبری-تحلیلی سعی می‌کند این افسانه را از منظر تاریخ، زبان‌شناسی و اقلیم‌شناسی اهل بختیاری بازخوانی کند و جایگاه آن را در فهم مدرن از تغییرات آب و هوا روشن سازد.

رودیدگاه کهن و ریشه‌های معنایی واژه‌ها

«دالو» به عنوان مادربزرگ یا مادرِ کهن، نمادی از پایداری و تسلّط بر عناصر جوی است. در روایت‌های محلی، این شخصیت با دو فرزند به نام‌های احمدیل و مهمدیل مرتبط می‌شود؛ دو چله یا دو دوره زمستانی که نماد سردی‌های عمیق هستند. پژوهشگرانِ زبان‌شناسی به بررسی این نام‌ها پرداخته‌اند و گمانه می‌زنند که احمدیل و مهمدیل ممکن است بازتابی از نام‌های کهن‌تری در تقویم باستانی باشد که با گذر زمان به نام‌های اسلامی-عربی تبدیل شده‌اند. در این فرایند، شباهت‌های ساختاری میان نام‌ها و تقویم‌های کهن همچنان در گویش‌های محلی حفظ شده است، هرچند که حضور شتران در این نبرد نمادی به نظر می‌رسد و ممکن است بنا به تفاوت‌های زیستی و فرهنگی منطقه تبدیل به نمادی دیگر شده باشد.

چله‌های زمستان و شش روز بلند آذرماه

در افسانه ششه دالو، شش روز آخر زمستان با نام ششه دالو آغاز می‌شود؛ دوره‌ای که با توضیحی کیهانی بهار در آسمان گره می‌خورد. این شش روز، در قالب نمادی از تقابل‌های طبیعی، به صورت یک کِشاکِشِ دراماتیک نمایش داده می‌شود: آیا آتشِ مشعل به سمت دریا پرتاب می‌شود تا بارش و برکت را به همراه آورد یا به سمت کوهستان‌ها فرود آید تا خشکسالی و کم‌آبی را رقم بزند؟ این پرسش، در طول سال‌های متمادی به معیشت عشایر و کشاورزان منطقه پاسخ می‌دهد و با تغییرات اقلیمی، اهمیت این روایت بیشتر می‌شود. در این چارچوب، گفته‌های بومیان زاگرس با پژوهش‌های علمیِ اقلیم‌شناختی همسو می‌شود و از طریق تحلیل‌های میدانی و تاریخی، نقش این افسانه در درک رفتارهای اقلیمی در گذشته و حال روشن می‌گردد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت همچنان در میان جوانان و بزرگسالان منطقه به عنوان یک منبع غیررسمی اما کارآمد برای بازشناسی الگوهای بارش و تغییرات فصلی شناخته می‌شود.

روایت شش روز بهار و تقابل با نوروز

بخش پایانی این افسانه با حضور عمو نوروز و دالو شکل می‌گیرد. عمو نوروز که نماد بهار و زندگی است، همواره برای جلوگیری از تسلّط زمستانی و حفظ تعادل طبیعی می‌کوشد. در این روایت، دالو با قصد جبران ناکامی‌های زمستانی، شش روز پایانی اسفند را با دستان خویش به کار می‌برد تا بهار را به دست‌آورد. با این فرایند، تناقضی که میان خشکسالی و باروری وجود دارد، به زندگی جمعی پیوسته و حس امید آفرین به سال نو را در میان مردم تقویت می‌کند. این داستان با وجود سهیم بودن عناصر تخیلی، در بطن خود پیامی علمی-اجتماعی دارد که می‌گوید تغییرات اقلیمی تنها با رویکرد علمی و فرهنگی مدیریت‌ شدنی است و نباید به ستیز با نیروهای طبیعی کشیده شود. در سال‌های اخیر، پژوهشگران محلی با بررسی دقیق منابع شفاهی و متون قدیمی، تلاش کرده‌اند تا هر چه بیشتر بافت این افسانه را با دانش روز همساز کنند و به شکل‌گیری یک زبان مشترک میان نسل‌های مختلف کمک نمایند.

پیام‌های اقلیمی و آموزه‌های فرهنگی

افسانه ششه دالو علاوه بر جنبه‌های قومی-فرهنگی، به عنوان یک «دانشنامه اقلیمیِ روایت شده» عمل می‌کند. با هر بار بازگویی این داستان، به نوعی یادآور می‌شود که چگونه جوّیِ منطقه زاگرس با باد، برف و باران در تعامل است و چگونه انسان‌ها با پیش‌بینی‌های سنتی و ابزارهای محلی خود، دست به مدیریت منابع می‌زنند. در این چارچوب، پژوهشگران تأکید می‌کنند که این روایت باید به عنوان یک منبع تاریخی-فرهنگی در کنار دانش‌های علمیِ آب و هوا قرار گیرد تا فهم جامعه از الگوهای اقلیمی بهبود یابد و پایداری منابع طبیعی حفظ شود. همچنین، با توجه به تغییرات اقلیمی، بازخوانی این افسانه می‌تواند به شکل‌دهی به رویکردهای اجتماعیِ مسئولانه‌تر در قبال منابع آب و زمین کمک کند. این روند با تاکید بر احترام به قوانین و چارچوب‌های فرهنگی و دینی ملی دنبال می‌شود و از هرگونه برداشت غیرقانونی یا سیاسی که می‌تواند به جایگاه یک فرهنگ آسیب برساند، پرهیز می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، هر گونه بازتنظیم و بازتفسیر این داستان باید با حساسیت و با حفظ ارزش‌های تاریخی انجام شود تا هم از نظر فرهنگی و هم از نظر علمی، به سوی درک مشترک و مسئولانه‌تری گام برداریم.

تحلیل پایانی: از افسانه تا سیاست‌گذاری اجرایی

در عصر حاضر که تغییرات اقلیمی به وضوح محسوس است، افسانه‌های منطقه‌ای مانند ششه دالو می‌تواند به عنوان ابزاری برای آگاهی‌بخشی عمومی عمل کنند؛ اما باید بین روایت‌های فرهنگی و تصمیم‌گیری‌های اجرایی تمایز قائل شد. این افسانه با بیان تقابل زمستان و بهار، به مردم می‌آموزد که وجود تنش‌های طبیعی نتیجه‌ای ندارد جز عبور از فصل‌های سال با همکاری و هماهنگی جمعی. با این حال، تصمیم‌گیری‌های اجرایی مرتبط با منابع آب، مدیریت کوهستانی، و سیاست‌های محیط زیست باید بر پایهٔ داده‌های علمی، اصول حقوقی و چارچوب‌های قانونی جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرد و از سوی دیگر با ارزش‌های فرهنگی و تاریخی جامعه هماهنگ باشد. به علاوه، هر گونه اقدام عمومی باید از منظر امنیتی-اجتماعی و بدون جهت‌گیری سیاسی انجام شود تا آگاهی مردم از تغییرات اقلیمی به صورت سازنده و حقوقی تقویت شود. این تحلیل نشان می‌دهد که افسانه‌ها می‌توانند نقشی تربیتی در میان مردم ایفا کنند، اما همواره باید به منابع معتبر، قوانین مرتبط و اصول اخلاقی پایبند باشیم تا از هرگونه سوءبرداشت یا سوءاستفاده جلوگیری شود. در پایان، با توجه به ظرفیت بالای افسانه‌های منطقه‌ای در تقویت هویت ملی و همچنین آگاهی از تغییرات آب و هوایی، می‌توان از این روایت به عنوان یک منبع آموزشی برای نسل‌های آینده استفاده کرد تا با درک بهتری از جوامعِ کوهستانی و توصیه‌های علمی، به سوی توسعه پایدار گام برداریم.

تحلیل حقوقی-اجتماعی از نقش افسانه در درک اقلیم و مدیریت منابع

این تحلیل نشان می‌دهد که افسانه‌های قوم-منطقه‌ای مانند ششه دالو می‌توانند به تقویت حس مسئولیت‌پذیری در قبال منابع طبیعی کمک کنند و به ایجاد همگرایی فرهنگی در مواجهه با بحران‌های اقلیمی یاری رسانند. با این وجود، هر گونه کاربری از این narratives در قالب سیاست‌های اجرایی باید ضمن حفظ شان فرهنگی، با چارچوب‌های قانونی جمهوری اسلامی ایران همسو باشد و از ورود به مسائل سیاسی یا امنیتی که می‌تواند به محیط زیست یا امنیت اجتماعی آسیب برساند جلوگیری کند.

در نهایت، این بازتفسیر از ششه دالو کوششی است برای حفظ تاریخ محلی و دستاوردهای علمی-فرهنگی در کنار رویکردهای مدرن علمی، تا سال‌های آینده نیز امکان فهم بهتر و کارآمدتری از روابط بین انسان و محیط زیست فراهم شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا