نگاهی نو به نمایش «چهار صندوق» در تماشاخانه مهرگان
به گزارش تیم آرشیو کامل، نمایش «چهار صندوق» به کارگردانی محمد کرمی این شبها در تماشاخانه مهرگان به صحنه میرود و با رویکردی نمادپردازانه به سوالات اجتماعی و اقتصادی زمانه میپردازد. این اثر که نوشته بهرام بیضایی است، با بازسازیهای انجامشده و نگاهی اکسپرسیونیستی به زبانِ اجرایی، قصد دارد مفاهیم اصلی درام بیضایی را در قالبی معاصر و قابل فهم برای مخاطبان امروز عرضه کند. نمایش از تاریخ ۱۴ بهمن آغاز شد و تا ۸ اسفند ادامه دارد. میخواستیم با استفاده از نمادها و رنگها به شکل غیرمستقیم به بحرانهای اجتماعی اشاره کنیم، و در عین حال از زبان بیضایی برای بیان نقدهای اجتماعی بهره ببریم.
در این اثر، چهار دسته اصلی جامعه با رنگهای مشخص معرفی میشوند و هر رنگ نمادی است از یک طبقه یا منظر فکری: زرد برای اندیشهورزان و روشنفکران، سبز برای سنتیها و نگرشهای مذهبی، سیاه برای توده مردم و کارگر، و رنگی که به اقتصاددانان و بازار اشاره دارد. چنین نمادپردازی در بیضایی به سال ۱۳۴۶ بازمیگردد و این رویکرد در این اجرای جدید با تلفیقی از سبکهای نمایشی، در قالبی غیرکلاسیک عرض اندام میکند. به گزارش تیم آرشیو کامل، کارگردان با تأکید بر این نکته که نباید این چهار قشر را به شخصیتهای عادی تقلیل دهد، بلکه آنها را به صورت اغراقشده و اگزجراتی تصویر میکند، به ابهام و تعاملی تازه در روایت میرسد: چه زمانی واقعاً این چهار گروه با هم گفتوگو خواهند کرد و چه زمانی آرامشِ جامعه با واقعیتِ برخورد با بحران قطع میشود؟
کرمی در گفتوگو با رسانهها توضیح داد که متن نمایش درباره یک خطر موهوم است که این چهار قشر هنوز آن را تجربه نکردهاند اما دربارهاش بارها صحبت میکنند. مترسکی که نماد این بحران ساخته میشود، به خالقانش میگوید اگر روزی از من ناراضی باشید چه میشود؟ پاسخ این پرسشها، منجر به بحران درونی و از هم پاشیدگی نظمِ نمایشی میشود که در نهایت با باز شدن صندوقها، آگاهیها باز میشود و شخصیتها به یکدیگر پی میبرند و تصمیم به نابودی سرباز دشمنِ نمادین میگیرند. پایان نمایش اما با ابهام همراه است؛ مشخص نیست مترسک پایین میآید یا نه و این ابهام، به شکلدهی تفکر مخاطب در جریان اجرایی کمک میکند.
وی درباره شیوه اجرایی اثر گفت: آثار استاد بهرام بیضایی به طور سنتی متکی به یک سبک واحد نیستند و بهطور مداوم از ترکیبی از شیوههای مختلف بهره میگیرند. من نیز در اجرا از رویکردی اکسپرسیونیستی و در عین حال تلفیقی استفاده کردهام و تنها از آنچه برای بیان مفهوم لازم بود، بهره بردهام. استفاده از رنگها تنها به منظور القای تفکر نیست و هیچ کدام از این رنگها به صورت مستقیم به یک دیدگاه سیاسی یا دینی اشاره ندارد؛ بلکه با توجه به امکان افراط در هر تفکر، چنین رویکردی در نمایش منعکس میشود تا مخاطب امروز بتواند به صورت آزادانهتری با اثر برخورد کند. این متن فرامرزی است و از هر کجا که در جهان رخ دهد، میتواند با مفاهیم آن با مخاطب ارتباط برقرار کند. کارگردان با اشاره به تغییرات پیشنهادی در پایان اثر، تأکید کرد که این تغییرها برای نزدیکتر شدن اثر به نسل امروز انجام شده و قصد ندارد با استفاده از تِکتِکهای کلاسیک به صورت خشک پیش برود.
مجوز اجرای این اثر پیش از درگذشت استاد بیضایی اخذ شده بود و تیم اجرایی با همکاری دوستان و همراهان پروژه، از جمله ملیکا مشعل بهعنوان مشاور پروژه و با ارتباطهایی که با شاهین گرگانی و سالن مهرگان وجود داشت، متن را برای مجوزدهی ارسال و مجوز دریافت کردند. کرمی در پاسخ به نگرانیها درباره حساسیتهای اجرای آثار بیضایی گفت که طبیعی است این آثار با گارد و حساسیتهای زیادی روبهرو باشد، اما وی از ابتدا به گروه اعلام کرده است که احتمال مواجهه با حاشیهها و جلسات مجوزی وجود دارد و اینها برای او مسئله اصلی نیستند. او ادامه داد که زندگی با ریسک معنا پیدا میکند و هنر نیز بدون ریسک پیش نمیرود.در گفتوگوهای اخیر، کرمی درباره بازخورد مخاطبان اشاره کرد که با وجود شرایط اجتماعی نامساعد، برخی مخاطبان حضور مکرر در سالن داشتهاند و نقدها و بازخوردهای آنان برای او ارزشمند است. او همچنین تأکید کرد که پس از پایان اجرای رسمی این نمایش، حتماً جلساتی برای تحلیل و بررسی رخدادهای اجرایی برگزار خواهد شد. اجرای «چهار صندوق» چهارده بهمن آغاز شده و تا هفتم مارس (۸ اسفند) در تماشاخانه مهرگان ادامه دارد. گروه بازیگران این نمایش را شقایق وطنی، میلاد قنبری، مرجان صالحی، بهنوش ناصرپور، ملیکا مشعل، فریماه پروانی و مرین علیزاده تشکیل میدهند.
در نگارش این اثر، کارگردان میکوشد تا با استفاده از زبانِ اجراییِ ترکیبی، نکاتی از زندگی اجتماعی ایران را به تصویر بکشد؛ به ویژه نحوه برخورد طبقات مختلف با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی که با وجود تفاوتهای ظاهری، در نهایت بر سر یک سرنوشت مشترک میتازند. این تجربه، با وجود ریسکها و دغدغههای اجرایی، نشان میدهد که چگونه میتوان با بازنویسی و بازتفسیر یک متن کلاسیک، آن را به زبان امروز و برای مخاطبان امروز بازگو کرد بدون از دست دادن روح اثر اصل. بنابراین، نمایش «چهار صندوق» نه تنها قابِ تصویریِ جامعه ایران را بهروز میکند، بلکه از طریق روایتِ نمادینِ صندوقها، گفتگوهای صریح و غیرمستقیم با مخاطب را تشویق میکند تا به تصمیمگیریهای جمعی و آیندهٔ اقتصادِ جامعه بیندیشند.
تحلیل صحنه و سیاستهای اجرایی
در نگاهِ کلان، این نمایش با رویکردی انتقادی به مسائلی مینگرد که معمولاً در تحلیلهای صرف سیاسی جای گرفته یا به صورت روایتی سطحی از آنها برخورد میشود. از منظر اجرایی، ترکیب سبکهای بیضایی با زبانِ اجرایی نوین، فرصتی را فراهم میآورد تا مخاطب امروز بتواند به شکل دقیقتری به مفهومِ عدالت اجتماعی و نقشِ اقشار مختلف در ساماندهی اقتصاد و سیاست نگاه کند. با وجود اینکه در ایران قوانین و چارچوبهای اجرایی حساسیتهای خود را دارد، اما نمایش به گونهای طراحی شده است که از لحاظ هنری و نه از لحاظ سیاسی، مسائل اجرایی را نقد کند — بهویژه در زمینهٔ نحوهٔ توزیع ثروت، تضادهای اجتماعی و تلاش برای ایجاد همصدایی در میان اقشار مختلف جامعه. از منظر ایمنی اجرا و حقوق دیجیتال هم، تمرکز بر نمایشِ صحنهایِ باز و با تیمی چندرشتهای، نشان میدهد که رویکردی مسئولانه برای ارائهٔ یک تجربهٔ نمایشی در محیطهای فرهنگی ایران وجود دارد. بنابراین این اثر با وجود جذابیتِ بصری و روایی، به شیوهای عمل میکند که بتواند به عنوان یک گفتوگوی هنری-اجتماعی در کشور مطرح شود، بدون اینکه به ملاحظات قانونی و اجرایی خدشهای وارد کند.
