نقدی بر تولید فیلم درباره حوادث دی‌ماه: شتاب‌زدگی و مسئولیت هنری در قاب سینمای ایران

بازتاب خبر پیش‌تولید فیلمی درباره حوادث دی‌ماه و پرسش‌های بنیادین درباره مسئولیت هنری

در روزهای اخیر خبرهایی درباره آغاز پیش‌تولید فیلمی با محوریت حوادث دی‌ماه منتشر شد. عنوان این پروژه که به گفته برخی منابع در مراحل اولیه است، به تصریح برخی فعالان فرهنگی و سینمایی، می‌تواند نقش مهمی در بازنمایی رویدادهای اجتماعی ایفا کند. با وجود این، واکنش‌های گسترده‌ای از سوی صنف کارگردانان و منتقدان نسبت به این دست پروژه‌ها مطرح شده است. آنها بر این باورند که هر گونه رویکردی در قالب فیلم باید با دقت، تحقیق میدانی و فاصله هنری صورت گیرد تا روایت به جای ترسیم پاسخ‌های ساده، به فهمی چندوجهی از واقعیت منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحث‌ها با وجود اهمیت آن برای شفاف‌سازی روایت‌ها، همچنان با نگرانی‌هایی از سوگیری و شتاب‌زدگی همراه است.

در پی انتشار اخبار مربوط به این پروژه، کانون کارگردانان سینمای ایران در پاسخ به اظهارات رئیس بنیاد فارابی بیانیه‌ای منتشر کرد و اشاره کرد که چرا فیلم‌های مورد حمایت فارابی در جشنواره فجر چهل‌و‌چهارم نتوانسته‌اند دغدغه‌های مردم و نسل جدید سینمای ایران را به درستی بیان کنند. این بیانیه تأکید کرد که منظور از بازنمایی رویدادهای اجتماعی، تجربه آموخته‌شده از واقعیت‌های روزمره جامعه است و نه تقلید سطحی یا تکرار قالب‌های از پیش نوشته شده.

اما در کنار این پاسخ‌های رسمی، خبر دیگری نیز در روزهای اخیر مطرح شد: شایعه یا خبر تأیید شده‌ای مبنی بر آغاز پیش‌تولید فیلمی با عنوان «شب بلوا» درباره رخدادهای دی‌ماه گذشته. مشخص نیست این پروژه از یک نهاد مشخص هدایت می‌شود یا از بخش خصوصی، اما مطابق برخی گزارش‌ها، روایت این فیلم به چهار ساعتی از رخدادهای روز ۱۸ دی می‌پردازد؛ روزی که اینترنت، ارتباطات تلفنی و پیام‌رسانی در سطح کشور کاهش یافت و روایت غالب از آن دوره به خیابان‌های پایتخت محدود می‌شد. در این میان، منتقدان و کارگردانان ایرانی بر این باورند که چنین رویکردهایی بیش از آنکه هنری باشند، یادآور رویه‌ای کهنه‌اند که به جای گفت‌وگو و تحلیل، به دنبال انجام کار نمایشی با محتوای تبلیغی است.

این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که هر گونه روایت هنری از حوادث اجتماعی باید به دور از کلیشه‌های رایج، به پرسش‌گری و پژوهش میدانی متکی باشد. به گفته برخی از نویسندگان و پژوهشگران، روایت‌هایی که با سرعت و بدون فرصت برای تحقیق، به صورت پیش‌فرض قهرمان و مقصر را تعیین می‌کنند و به نتیجه از پیش نوشته شده‌ای برسند، نه تنها مخاطب را به فکر کردن وادار نمی‌کند، بلکه با کاهش اعتماد عمومی نسبت به رسانه‌های تصویری، آثار را از کارکرد اصلی خود که همدلی و فهم افکار عمومی است، دور می‌کند. این نکته در کنار کمبود فضا برای گفتمان منتقدانه، می‌تواند منجر به کاهش اثرگذاری آثار گردد و به جای ایجاد آرامش اجتماعی، فاصله بین گروه‌های مختلف جامعه را افزایش دهد.

در کنار بحث محتوا، مسأله زمان‌بندی انتشار و تولید اینگونه پروژه‌ها نیز مطرح است. هنوز برخی از زخم‌های دی‌ماه در جامعه تازه شده و فرآیندهای اجرایی که غیرسیاسی و امنیتی تلقی می‌شوند، از اهمیت بالایی برخوردارند. به قول اهالی صنعت، گاهی فرصت‌های تحقیق و گفت‌وگو با جامعه هدف می‌تواند درک عمیق‌تری از وضعیت ارائه دهد و به روایت واقعی‌تر منجر گردد. این امر به ویژه زمانی اهمیت می‌یابد که مخاطبان امروز، پیش از هر نمایش، روایت‌های متنوعی را از طریق منابع مختلف شنیده‌اند و انتظار دارند تا رسانه‌ها با رویکردی دقیق‌تر و با فاصله مناسب، واقعیت‌ها را بازگو کنند. در این میان، برخی از منتقدان از این زاویه به پروژه‌های این‌چنینی نگاه می‌کنند و تأکید می‌کنند که فیلمی که به جای پاسخ دادن به سوالات، به دنبال ارائه یک روایت یک‌جانبه باشد، نمی‌تواند با اهداف هنری و اجتماعی همسو باشد.

با وجود این نگرانی‌ها، برخی از تهیه‌کنندگان و کارگردانان نیز بر این باورند که هنر سینما قادر است با روایت صادق و پژوهشی، بازتابی از واقعیت را ارائه دهد و به گفت‌وگوهای لازم با مخاطبان منجر شود. آن‌ها استدلال می‌کنند که اگر فیلمی درباره رویدادهای دی‌ماه ساخته شود، باید از دوران بحران به سمت فهم مشترک حرکت کند، از بازنمایی چندر سایه‌ای برخوردار باشد و از ورود به هر گونه داوری ساده و قطعی پرهیز کند. در این میان، تأکید می‌شود که پروژه‌های این‌چنینی باید از طریق پژوهش‌های علمی، مصاحبه با شاهدان عینی و کارشناسان، و بررسی مستندات معتبر شکل بگیرد تا بتواند به عنوان یک منبعی معتبر برای آینده مورد استفاده قرار گیرد و از درک سطحی زمان بحران جلوگیری کند.

مسئله مهم دیگری که در میان بحث‌ها مطرح می‌شود، این است که آیا تولید چنین آثاری در حال حاضر به نفع جامعه است یا تنها با هدف بازاریابی یا تبلیغ محسوب می‌شود؟ آیا سازندگان واقعاً در پی ارائه یک روایت علمی، انسانی و چندوجهی هستند یا صرفاً به دنبال جلب توجه عمومی و سود مالی‌اند؟ این پرسش‌ها به ویژه در فضای رسانه‌ای امروز، که هر گونه محتوا با سرعت بالا در دسترس است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در این میان، منتقدان تأکید می‌کنند که برای حفظ ارزش‌های هنری و مسئولیت اجتماعی، لازم است فرایند ساخت فیلم با شفافیت کامل انجام شود و به شیوه‌ای عمل کند که به جای ارائه روایت از بالا به پایین، به گشودگی برای گفت‌وگو با جامعه و پذیرش دیدگاه‌های متفاوت متکی باشد.

در پایان، به رغم وجود گمانه‌زنی‌های مختلف درباره «شب بلوا» و سایر پروژه‌های مشابه، آنچه بیش از هر چیز روشن است این است که رویکردهای مشارکتی و پژوهشی، در کنار صبر و تنوع دیدگاه‌ها، می‌تواند به افزایش کیفیت تولیدات سینمایی درباره رویدادهای اجتماعی کمک کند. چرا که سینما به عنوان آئینه‌ای از جامعه، وقتی آینه‌وار عمل کند که با احترام به تجربه‌های زیسته مردم و با فاصله لازم از قدرت و گفتمان رسمی فیلم را بسازد، می‌تواند به بهبود درک عمومی از رخدادها و کاهش سوءتفاهم‌ها کمک کند. بنابراین، مسیر درست نه آن است که با شتاب و با اتکاء به رویکردی دستوری، روایت واحدی را تحمیل کنیم و نه آنکه از یادگیری و همدلی فاصله بگیریم، بلکه با رویکردی پژوهش‌محور و با مشارکت گسترده مخاطبان و کارشناسان، به سوی فیلمی هدفمند و سازنده حرکت کنیم. این فرایند می‌تواند برای جامعه مفید باشد و در کنار ارزش‌های هنری، به تقویت اعتماد عمومی به رسانه‌ها منجر شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا