رژیمهای گیاهخواری و سرطان: یافتههای یک مطالعه بزرگ با ۱.۸ میلیون داوطلب
به گزارش تیم آرشیو کامل، مطالعهای که نتایج آن در یکی از مجلههای معتبر سرطان منتشر شده است، به بررسی ارتباط رژیمهای بدون گوشت با بروز چند نوع سرطان در جمعیتی بزرگ میپردازد. این پژوهش با استفاده از دادههای نزدیک به ۱.۸ میلیون داوطلب از سه قاره انجام شد و هدف اصلی آن شناسایی الگوهای تغذیهای بود که ممکن است خطر ابتلا به برخی سرطانها را تحت تأثیر قرار دهد. پیگیریهای طولانیمدت به مدت متوسط حدود ۱۶ سال نشان میدهد که تفاوتهای رژیمی میتواند با خطرهای مختلف سرطانها رابطهای داشته باشد، هرچند که تفاسیر نهایی باید با احتیاط و در نظر گرفتن محدودیتهای مطالعه انجام شود.
روششناسی کار رویهای است که گروه پژوهشی با ترکیب دادهها از چند مطالعه مختلف در کشورهای گوناگون انجام دادهاند و رژیمهای غذایی شرکتکنندگان را به دستههای اصلی تقسیم کردهاند: گیاهخواران (سبکهای بدون گوشت)، وگانها (رژیم کامل بدون هرگونه محصول حیوانی)، پسکاترینها (بیشتر مصرف ماهی)، گوشتخواران و گروهی که تنها مرغ و ماکیان مصرف میکنند و از گوشت قرمز یا گوشت فرآوریشده خودداری میکنند. با توجه به این تقسیمبندی، افراد تحت پیگیری بهطور میانگین حدود ۱۶ سال دادههای مرتبط با سلامت خود را ثبت کردهاند و نتایج بهدست آمده از این دادههای ترکیبی، نکات مهمی را درباره اثر رژیمهای گیاهخواری بر بروز سرطانها روشن میکند.
نتایج کلیدی مطالعه
در قالب میانگینهای مقایسهای میان گروههای رژیمی، پژوهشگران به چند یافته کلیدی دست یافتند که میتواند به تفکیک تفاوتهای رژیمهای بدون گوشت با گوشتخواری منجر شود:
- میلوم متعدد: کاهش خطر ۳۱ درصدی در گیاهخواران نسبت به گوشتخواران مشاهده شد.
- سرطان کلیه: کاهش خطر ۲۸ درصدی در گیاهخواران مشاهده شد.
- سرطان لوزالمعده: کاهش خطر ۲۱ درصدی در گیاهخواران دیده شد.
- سرطان پروستات: کاهش خطر ۱۲ درصدی در گیاهخواران مشاهده شد.
- سرطان پستان: کاهش خطر ۹ درصدی در گیاهخواران نسبت به گروه گوشتخوار دیده شد.
همچنین در گروههای مختلف، تحلیلهای فرعی نشان داد که در میان وگانها، خطر کارسینوم سلول سنگفرشی مری دو برابر شد و خطر کولورکتال در این گروه تا حدود ۴۰ درصد افزایش یافت. در مقابل، در گروه پسکاترینها (افرادی که عمدتاً ماهی میخورند)، احتمالهای کمتری برای سرطان پستان و کلیه و نیز سرطان روده بزرگ گزارش شد. در گروهی که فقط مرغ و ماکیان مصرف میکردند اما از گوشت قرمز یا گوشت فرآوریشده پرهیز مینشد، سطح خطر سرطان پروستات نسبت به برخی گروههای دیگر کمتر بود. این دستهبندیهای دقیق، به محققان امکان میدهد تا تفکیکهای رژیمی در بروز سرطانها را بهتر تبیین کنند.
بر اساس گزارش گاردین، تیم پژوهشی دادههای رژیم غذایی شرکتکنندگان را جمعآوری و بر اساس الگوهای غذایی اصلی دستهبندی کرده است. سپس افراد به مدت متوسط حدود ۱۶ سال پیگیری شدند تا بتوانند بهخوبی تفاوتهای طولانیمدت رژیمها را در بروز سرطانها دریابند. نکته مهم این است که پژوهشگران تاکید کردند رژیمهای گیاهخواری و وگان، اگر بهطور بهینه و با توجه به نیازهای تغذیهای برنامهریزی شوند، از نظر سلامت تغذیهای میتوانند مناسب و کافی باشند. با این وجود، برخی از نکات بالقوه منفی نیز در این رژیمها مطرح است. برای نمونه، گروههای گیاهخوار و وگان معمولاً در مقایسه با رژیمهای همهچیزخوار ممکن است مقادیر کمتری از برخی مواد مغذی مانند ویتامین B۱۲، پروتئین یا چربیهای اشباع داشته باشند؛ اما از نظر مواد مانند فیبر و ویتامینهای ویتامین C اغلب غنیتر هستند. با وجود این، یافتهها نشان میدهد که تنها با بازنمایی کلی رژیم گیاهخواری نمیتوان به نتیجه واحدی رسید و باید به تفاوتهای رژیمهای گیاهی و تجزیه و تحلیل دقیقتری پرداخت.
در غالب پژوهشهای مربوط به رژیمهای گیاهخواری، نویسندگان به این نکته اشاره میکنند که هرچند این رژیمها بهطور کلی بهویژه در زمینه افزایش مصرف میوه، سبزیجات و فیبر میتوانند مزایای تغذیهای داشته باشند، اما ممکن است مصرف برخی ریزمغذیها مانند ویتامین B۱۲ یا پروتئین کافی در برخی افراد کمتر باشد. برای همین، این نتایج نباید به معنای توصیههای عمومی برای همگان در نظر گرفته شود؛ بلکه نشان میدهد که الگوهای رژیمی که میخواهند بهمثابه رژیمهای گیاهخواری و وگان اجرا شوند، باید با تلاش برای جبران کمبودهای احتمالی مانند ویتامین B۱۲ و ترکیب مواد غذایی بهطور دقیق طراحی شوند تا به یک حالت سالم و متعادل برسند.
در میان گروههای مختلف، همچنین تحلیلها نشان میدهد که تفاوتهای فرهنگی، جغرافیایی و دسترسی به منابع غذایی میتواند بر نتایج تأثیرگذار باشد. به عبارتی دیگر، سبک زندگی، سطح فعالیت بدنی و شیوه استفاده از مواد غذایی فرآوریشده نیز میتواند به شکل مهمی با خطر سرطان در ارتباط باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، هرچند نتایج این مطالعه برای روشن کردن رابطه رژیمهای گیاهخواری با سرطانها مفید است، اما نمیتواند جایگزین توصیههای پزشکی فردی شود. همیشه باید افراد با مشاوران تغذیه یا پزشکان درباره نیازهای ویژهشان گفتگو کنند تا رژیم به شکل ایمن و کارآمد پیادهسازی شود.
تحلیل یک پاراگرافی و نگاه نقادانه به ابعاد اجرایی رژیمهای گیاهخواری
در کنار نتایج کم و بیش روشن این مطالعه، نکتهای که باید بهطور جدی مدنظر سیاستگذاران و مدیران اجرایی سلامت مطرح شود، جدی بودن تفاوتهای اقلیمی و فرهنگی در کشورها و همچنین ظرفیتهای مختلف بازار غذایی است که میتواند طراحی و اجرای یک رژیم گیاهخواری یا وگان سالم و متعادل را دشوار یا ساده کند. اجراییسازی این یافتهها به معنای ترویج همگانی یک رژیم واحد نیست، بلکه به معنای فراهمآوری منابع غذایی متنوع و باکیفیت است تا افراد بتوانند بهطور آگاهانه و با دسترسی آسان به میوهها، سبزیجات، غلات کامل، انواع حبوبات و منابع ویتامین B۱۲ دست یابند. دولتها و مؤسسات بهداشتی باید با در نظر گرفتن تفاوتهای منطقهای، پشتیبانی از آموزش تغذیهای، تنظیم بازار و ارائه مکملهای ضروری را در نظر بگیرند تا از بروز کمبودهای تغذیهای جلوگیری شود. از دید اجرایی، اجرای چنین الگوهای رژیمی نیازمند همکاری مداوم با صنایع غذایی، کشاورزی و آموزش عمومی است تا مسیرهای دسترسی به غذاهای سالم، مقرون به صرفه و باکیفیت را هموار کند. همچنین باید به مخاطرات احتمالی مانند افزایش احتمال برخی سرطانها در برخی گروههای خاص یا کمبودهای غذایی در برخی جمعیتها با رویکردی دادهمحور پاسخ داد و همزمان با توصیههای علمی معتبر، به بهبود گزارشدهی سرطان و ارزیابی دقیقتر خطرها پرداخت.
