روایت مادر مینابی از شهادت فرزندان در حادثه مدرسه شجره طیبه
به گزارش تیم آرشیو کامل، ماجرا از همان روزهای نخست انتشار خبر انفجار در محله المهدی میناب آغاز شد؛ روزی که خانواده احمدزاده، که به تازگی در همسایگی مدرسه شجره طیبه ساکن شده بودند، قصد رفتن به روستا و ادامه زندگی کشاورزی را داشتند. محدثه فلاحت، مادر دو فرزند امین و مهدیه احمدزاده، در این روزها با دلهره و امیدی در کنار همسایگانش به جستوجو برای یافتن نشانههایی از فرزندانش میپرداخت؛ فرزندانی که روزه بودن در روز حمله را به یاد داشتند و به قول خودش، معادلات زمانی و مکانی را با ایمان به پایان آسمانی میشدند.
در دل محلهای که صدای انفجار ناگهان همه چیز را تغییر داد، او با خاطرات کودکی فرزندانش مواجه شد. مدرسه شجره طیبه، که پیشتر محلی برای تربیت فرزندان این خانواده بود، اکنون به صحنهای تبدیل شد که تصاویرش در ذهن مادران و پدران منطقه نقش بسته است. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و نقل قولهایی که از نزدیکان خانواده منتشر شده، این حادثه با آسیبهای عمیقی همراه شد که پس از آن، جامعه میناب به شکلهای مختلف به سوگ نشسته و در کنار بازماندگان ایستاده است.
مادرانی چون محدثه فلاحت، با وجود دردهایی که هرگز از یاد نمیرود، با ایمان و ارادهای که از مکتب زینب و اهل بیت میآموختهاند، به مدیریت فشارهای روانی و فیزیکی دوران فقدان میپردازند. روایتهای منتشر شده نشان میدهد که این مادر، هرچند که با چشمانی اشکبار از فرزندانی میگوید که دیگر در کنار خانواده نیستند، اما با قدرت مقاومت در برابر فشار رو به رو میشود تا از این فاجعه عبور کند و به فرزندانش افتخار کند که در روزهای آخر حیات خود به صورت رو به رو با معانی عظیم انسانی و دینی مواجه شدند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایتها دستهای از صحنههای تکراری از سوگهای جامعه ایران هستند که در قالب خانوادههای داغدار و مردمی که از کنار هم بودن در این شرایط قویتر میشوند، بازگو میشود.
در گفتوگوهایی که با مادران سایر دانشآموزان شهید یا زخمیشده صورت گرفته، گاه با واژگانی مشترک روبهرو میشویم: احساس مسئولیت در برابر فرزندان، فشارهای اقتصادی و اجتماعی پس از حادثه، و در عین حال پایداری در جهت فرستادن پیام صلح و امنیت به جامعه. محدثه فلاحت در بخشی از روایت خود از روز حادثه میگوید: «صبح روز حمله، هر دو فرزندم امین و مهدیه روزه بودند. امین هنوز به سن تکلیف نرسیده بود و میخواست مانند خواهرش روزه بگیرد. با وجود این، لقمهای برایش میگذاشتم تا هر وقت گرسنه شد، بخورد. با هر گامی که به مدرسه نزدیکتر میشدم، اضطرابم بیشتر میشد، اما به امید دیدار دوباره از هر جایی میگذشتم.» این جملات به خوبی نشان میدهد که چگونه روزهداری و باورهای خانوادگی به عنوان ستون فکری این خانواده در کنار غم سنگین شهادت فرزندان، به تقویت صبر و امید در روزهای بحرانی تبدیل شدهاند. این روایتها، که در بسیاری از خانوادههای ایرانی در چنین شرایطی شنیده میشود، به شدت بر احساس تعلق به جامعه و نقش والدین در حفظ ارزشهای دینی تأکید دارد.
در بررسی سیر رویدادها و بازنمایی آنها در رسانهها، به نظر میرسد که والدین داغدار در کنار رسیدگی به تشییع پیکر فرزندانشان و پشت سر گذاشتن فرآیندهای قانونی پزشکی قانونی، به دنبال یافتن انعکاس همدلی و همدردی از سوی جامعه و مسئولان هستند. ریشهای که در این داستانها همواره وجود دارد، شکوفایی معنوی و اجتماعی در مواجهه با فقدان است: از یکسو، تقویت روحیه همفکری و همبستگی میان خانوادههای داغدار و از سوی دیگر، تلاش برای حفظ امنیت فرزندان در مدارس و رسیدگی به نیازهای آموزشی و روانی آنها. در این راستا، تغییراتی در روالهای تشییع و یادبودها دیده میشود تا به عاملان حادثه پیام تأسف و ادامه زندگی با حفظ عزت خانوادهها داده شود. با توجه به گزارشهای منتشر شده، پیکرهای شهدای این حادثه به سرعت شناسایی شدند و در سردخانه میناب نگهداری و در مسیر طی تشییعی که با حضور جمعی از مردم برگزار شد، به سمت محلهای دفن حرکت کردند. والدین، با وجود فشار روانی شدید، به تعامل با مقامات و کارشناسان ادامه میدهند تا از این طریق به فرزندان خود و دیگر خانوادههای داغدار آرامش بدهند و به جامعه هم این پیام را منتقل کنند که با حفظ احترام به ارزشهای اخلاقی و دینی، میتوان به مسیر زندگی بازگشت.
آنچه در این میان بیش از هر چیز دیگری برجسته است، نقش آموزش و پرورش در مدیریت چنین بحرانهایی و بهبود شرایط برای بازماندگان است. خانوادهها میخواهند که فرزندانشان، چه آنان که روزه بودند و چه آنان که غیر روزه بودند، از حمایتهای لازم برخوردار باشند تا از تبعات روانی این حادثه دور بمانند و بتوانند با کمترترین آسیب اجتماعی به مدرسه بازگردند یا مسیر تحصیلی خود را دنبال کنند. از دیدگاه جامعه محلی، این رویداد، به عنوان یک چالش فراگیر در نظر گرفته میشود که نیازمند افزودهشدن ظرفیتهای حمایتی از جانب مدارس، مربیان و خانوادهها است. به گزارش تیم آرشیو کامل، حضور متخصصان روانشناسی و مشاوران مدرسه در روزهای بعد از حادثه، یکی از اقداماتی بود که به کاهش فشار روانی بر دانشآموزان انجامید، اما همچنان جای کار وجود دارد تا به زبانهای مختلف و با رویکردهای فرهنگی گوناگون، به مضامین روزهداری، شهادت و زندگی پس از فاجعه پرداخته شود و این مسأله به عنوان بخشی از آموزشهای جامع و فرهنگسازی محلی در نظر گرفته شود.
در پایان، باید به حضور فعال مردمی در قالب ستادهای تشییع و پشتیبانی از خانوادههای داغدار اشاره کرد. «اسمعیل جهانگیری»، یکی از اقوام و مسئول ستاد مردمی تشییع شهدای مدرسه شجره طیبه، با اشاره به نگرانیهای مادران داغدار بیان میکند: «مادران دوباره با توجه به این که فرزندانشان علم به دوش در رکاب حضرت مهدی خواهند گشت، به این باور میرسند که با همیاری یکدیگر و با حفظ ایمان و اراده، میتوان از این آزمون عبور کرد و پیام شهادت را به عنوان افتخارِ جمعیِ خانوادهها منتقل نمود.» این توضیحات به شدت نشان میدهد که چگونه رویدادهای تلخ میتواند به تقویت حس همبستگی اجتماعی انجامیده و مسیرِ درمان و بازسازی را برای جامعه فراهم آورد. به عنوان نتیجه این روند، خانوادهها نه تنها به دنبال پاسخ به چرایی حادثه هستند بلکه به دنبال یافتن راهی برای حفظ احترام به شهیدان و حفظ انسجام اجتماعی هستند.
تحلیل کوتاه از جنبههای اجرایی-اجتماعی این فاجعه و بازتابهای آن
در نگاهی کلان به این رویداد و بازتابهای آن در سطح جامعه میناب، میتوان گفت که جنبههای اجرایی حادثه بیش از هر چیز بر ظرفیتهای حمایتی مدارس و ابزارهای ارتباطی بین خانوادهها و مراکز آموزشی تأکید دارد. وجود یک شبکه حمایتی روانی-اجتماعی در مدرسهها و محلهها به منظور پاسخگویی به مشکلات روانی دانشآموزان در روزهای پس از حادثه، به شدت ضروری است و باید توسط سیاستگذاران محلی و ملی پیگیری شود. همچنین، فرآیند تشییع و یادبودها به گونهای طراحی شود که با حفظ احترام و عزت شهدا، از فشارهای روانی بازماندگان کاسته شود و به این ترتیب، جامعه بتواند به سرعت به زندگی عادی بازگردد. در نهایت، آنچه از این روایتها درسآموز است، اهمیت توجه به ارزشهای فرهنگی و دینی به عنوان پایههای استحکام خانوادهها و جامعه است. با توجه به این نکته، اجرای طرحهای آموزشی که به تقویت ارزشهای اخلاقی، تقوا و همبستگی اجتماعی میانجامد، میتواند در برابر حوادث مشابه آینده از آسیبپذیری کمتری برخوردار باشد. این تحلیل با توجه به قوانین جمهوری اسلامی ایران و با تمرکز بر جنبههای غیرسیاسی و غیراجرایی است که میتواند به ایجاد یک محیط امنتر برای دانشآموزان و خانوادهها کمک کند.
