بررسی پدیده ماکیاولیسم عوامانه در گفتمان ایران
در یادداشتی که در روزنامه شرق منتشر شد، واژه ماکیاولیسم عوامانه به نقد اخلاق گرایی گزینشی در کارزارهای سیاسی و رسانهای ایران میپردازد. نویسنده بر این باور است که برخی گروهها با به کارگیری اخلاقی سطحی و گزینشی، تصور میکنند بر اساس یک معیار واحد از راستین بودن خود سخن میگویند و حق گفتن و درستی گفتن را به نفع خود مصادره میکنند. این رویکرد به عنوان شیوهای در رسانههای مختلف، از جمله برخی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، از جمله ایران اینترنشنال نام برده میشود؛ جایی که به اعتقاد نویسنده، برای طرف مقابل حقیقت و واقعگرایی جایگاهی نمییابد. برای روشن ساختن منطق این نقد، یادداشت به مثالی کاریکاتوری اشاره میکند که با وجود ضعف هنری، نکتهای مهم را درباره اخلاق گرایی گزینشی مطرح میکند: به رغم وجود صحنهای ساده از جسد کودک و دو نفر اطرافش، سوالی درباره کیست که او را کشته است، مطرح میشود و نتیجهگیری درباره محکومیت یا نکردنِ شخص معین را به تعویق میاندازد. این نمونه، به گفته نویسنده، تکرارِ واقعیِ در سیاست عمومی ماست. به گزارش تیم آرشیو کامل، نمونههایی مانند رخداد دبستان میناب و کشته شدن حدود ۱۶۰ نفر در این حادثه، همچنین مناقشات پیرامون کشتههای دیماه و واکنشهای گوناگون نسبت به موشکزدن به مدارس و پاسخهای مقامات، نشان میدهد چگونه روایتهای مختلف بر تفسیر حادثهها اثر میگذارند. این تحلیل همچنین به نقش رسانهها در شکلدهی داوریهای اخلاقی میپردازد؛ به گونهای که گفته میشود برخی از رسانهها به خاطر منافع سیاسی یا جناحی، روایاتی را برجسته یا نادیده میگیرند. در این چارچوب، ارزیابیهای اخلاقی تابعی از هویت بازیگران میشود و بدین ترتیب، معیارهای ثابت اخلاقی در معرض تغییرات سریع قرار میگیرند. به گزارش تیم آرشیو کامل، در این میان نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی پررنگ است؛ کمپینهای رسانهای که با گزینشی عمل کردن روایتها و برجستهسازی برخی رنجها، افکار عمومی را به سوی داوریهای نامتوازن سوق میدهند. این وضعیت، از منظر نویسنده، نیازمند بازتعریف دقیق معیارهای اخلاقی است تا بتوان از موجهای هیجانی فاصله گرفت و به اصولی پایدارتر دست یافت. در نهایت، نویسنده به چند سنت اخلاقی اشاره میکند؛ اخلاق وظیفهگرا، اخلاق نتیجهگرا و اصولی مربوط به جنگ عادلانه، که بر اصولی چون تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان و نسبتِ تناسب با آسیبهای انسانی تأکید دارند. این اصول، با وجود تفاوتهای سنتی در فرهنگهای مختلف اخلاقی، میتواند به یک چارچوب حداقلی مشترک منجر شود که در مباحث اجرایی غیرسیاسی و غیرامنیتی، قابل کاربرد باشد. در ادامه از این منظر، برخلاف تلقیهای سطحی، تحلیلهای عمیقتری درباره ماهیت روایتگریهای عمومی ارائه میشود.
چارچوب مفهومی ماکیاولیسم عوامانه
ماکیاولیسم عوامانه به زبان ساده به شیوهای از سیاست اشاره میکند که در آن هدف، توجیه وسیله میشود و رویکردی اخلاقزدا یا بیثبات را برای رسیدن به اهداف سیاسی مشروع میداند. در متن حاضر، این مفهوم به عنوان نقدی بر رفتارهای رسانهای و دیالوگهای سیاسی به کار میرود که از منظر اخلاقی گزینشی عمل میکنند و با برجسته سازی برخی رویدادها یا نادیده گرفتن برخی واقعیتها، تصویر کلی از حقایق را مخدوش مینمایند. این نگاه با تأکید بر سودمندیهای کوتاهمدت برای یک گروه، از مفهوم حقیقت فاصله میگیرد و به جای آن در پی حفظ یا گسترش قدرت از طریق روایتهای انتخابی است. برای فهم کاملتر، به یادداشت اشاره میشود که تلاش میکند با تحلیل رویکردهای رسانهای و اعمال روشهای داوری در قضاوت عمومی، امکان بازسازی و بهبود داوری اخلاقی را نشان دهد.
نمونههای کنونی در ایران و نقش رسانهها
- در تحلیل یادداشت، به مسائلی از جمله اخلاق گرایی گزینشی اشاره میشود که حق گفتن و درست گفتن را به نفع یک منبع یا جناح منحصر میکند و این دیدگاه در رسانههای داخلی و خارجی تشدید میشود.
- مثالهایی مانند پوششها درباره کشتهشدن بیش از ۱۶۰ نفر در دبستان میناب و واکنشهای مختلف نسبت به این رویداد، از جمله نمونههای مطرحشده در بحث داوری اخلاقی هستند.
- بررسی مواضع گوناگون درباره موشکزدن به مدارس، واکنشهای مختلف نسبت به این رویدادها و تفاوت روایتها با نتایج گزارشهای راستیآزمایی، با اشاره به گزارش الجزیره و چند نهاد آمریکایی، بخش دیگری از تحلیل است.
- اعلام نظر و مواضع پس از رویدادهای سیاست خارجی مانند ادعاهای ترامپ که ایران را به انجام حمله متهم میکند و بازتاب گسترده این ادعا در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، نمونهای دیگر از این بحث است.
- همچنین به این نکته اشاره میشود که برخی گروهها در آغاز یک جنگ یا درگیری، با انتظار فروپاشی سریع یا به دست آوردن نفوذ، با شادی یا بیانیههای عمومی از اقدامات خارجی حمایت میکنند و با گسترش درگیری، مواضع خود را تغییر میدهند؛ این پدیده نیز در چارچوب نقد ماکیاولیسم عوامانه بررسی میشود.
در این میان، نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی پررنگ است. نسبت به تبلیغات و کمپینهای رسانهای که با بازنمایی گزینشی روایتها، مخاطبان را به داوریهای نامتوازن هدایت میکند، تأکید میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین سازوکارهایی میتواند باعث تقویت احساسات جمعی شود و فرصت تأمل اخلاقی را کاهش دهد. این نکته جایی اهمیت مییابد که مؤلفان و تحلیلگران معتقدند باید به معیارهای ثابت اخلاقی پایبند بود تا بتوان از خطوط قرمز اخلاقی خارج نشد و واقعیتهای مهم را از طریق گزارش عادلانه و بیطرفانه منتشر کرد.
معیارهای اخلاقی برای داوری عمومی
متن به شاخصهای حداقلیای اشاره میکند که در سنتهای مختلف اخلاقی تا حدی مورد توافق هستند و در قالب یک چارچوب قابل استفاده برای ارزیابی رویدادهای خبر و تحلیل قرار میگیرند. این معیارها به شرح زیر است: اگر عملی به عنوان هدف برای تضعیف یک حکومت یا پیروزی یک جناح به کار رود، همان ابزار بهطور جدی باید درباره آن سنجیده شود؛ به هر حال، اصول اخلاقی پایه همچنان باید حفظ شوند. در کارایی اخلاقی، باید به کاهش رنج انسانها توجه کرد و از به کارگیری رویکردهای خشونتآمیز یا غیرانسانی پرهیز کرد. نظریههای جنگ عادلانه نیز به تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان و نسبت مناسب میان هزینهها و منافع اشاره دارند. این سه ستون میتواند به یک چارچوب مشترک منجر شود که در تحلیلهای اجرایی غیرسیاسی و غیرامنیتی نیز قابل استفاده است. علاوه بر این، تأکید بر شفافیت در روایت خبر، پاسخگویی رسانهای و اجتناب از تبلیغات غیرواقعی یا اغراقآمیز میتواند به بهبود قضاوت عمومی کمک کند. در عمل، این معیارها باید با رعایت دقت، بیان دقیق منابع و اجتناب از بزرگنمایی یا تحریف روبهرو شوند.
نیاز به بازنگری در روایتها و نقش پژوهش
یکی از نتیجهگیریهای کلیدی این تحلیل، نیاز به بازنگری در روایتهای عمومی است تا به یک گزارش جامع و بیطرفانه دست پیدا کند. پژوهشهای رسانهای، رصد حقیقت و راستیآزمایی دقیق میتواند به سمت کاهش تأثیر اخبار کاذب و روایتهای جانبدارانه هدایت کند. در نهایت، تجربههای گذشته نشان میدهد که همان گونه که منابع مختلف، روایتهای متفاوتی ارائه میدهند، قضاوت عمومی نیز به شدت تحت تأثیر این روایتها قرار میگیرد. بنابراین، افزایش سطح آگاهی مخاطبان نسبت به منابع اخبار و افزایش فضای نقد و پاسخگویی، میتواند به ایجاد فضایی امنتر برای داوری اخلاقی کمک کند و از بروز رفتارهای ماکیاولیسمی در فضای عمومی جلوگیری نماید.
نتیجهگیری عملی برای مخاطبان رسانهای
در پایان، این تحلیل بر اهمیت پرهیز از دو رویکرد عمده تأکید میکند: نخست، اجتناب از اخلاق گرایی گزینشی به جای پذیرش چندطرفه بودن واقعیتها؛ دوم، تقویت چارچوبهای اخلاقی قابل پذیرش در برخورد با رویدادهای سیاسی و اجتماعی. رسانهها و خبرنگاران باید با حفظ استقلال، صحت خبر را اولویت دهند و از بهرهبرداری از احساسات یا منافع گروهی برای شکل دادن به داوری عمومی خودداری کنند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این کار نه تنها به تقویت اعتماد عمومی کمک میکند بلکه به توسعه گفتمان سالمتری در جامعه منجر میشود.
تحلیل نهایی از خبر
در مواجهه با پدیده ماکیاولیسم عوامانه در ایران، مهم آن است که رسانهها و مخاطبان با حفظ اصول اخلاقی پایدار، نسبت به روایتهای متنوع از رویدادها نقد و تفکر را حفظ کنند. توجه به قوانین و ارکان جمهوری اسلامی ایران، رعایت حقوق عمومی و پرهیز از تشویشهای سیاسی غیرمستند میتواند به استحکام روایتهای خبری منجر شود. با این رویکرد، میتوان از تسری رویکردهای فشارزا و تبلیغاتی به سمت یک فضیلت تبلیغی امن و شفاف حرکت کرد و در نهایت بهداشتیتر از نظر داوری عمومی بود.
