بیآبی ایران با بیش از ۶۰۰ سد: از تهران تا پرند و پردیس
به گزارش تیم آرشیو کامل، بحران آب در ایران به نقطهای رسیده است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک چالش اقلیمی دانست؛ این بحران اکنون به موضوعی حیاتی برای ساکنان تهران و سایر مناطق تبدیل شده است. سدهایی که روزگاری ستونهای تأمین آب پایتخت بودند، با افت ظرفیت به کمتر از نیمی از توان اولیه، با فرسودگی شبکههای توزیع روبهرو هستند. در این میان، فرونشست زمین و کاهش شدید سفرههای زیرزمینی، همراه با رشد بیرویه شهرها و اتکا به کشاورزی پرمصرف، تصویری گسترده از بحران را ترسیم میکند. گزارش حاضر تلاش میکند تا ابعاد مختلف این بحران را در قالب ساختاری خبری بررسی کند و به دادههای موجود دربارهٔ تهرانیها و شهرهای تازه مانند پرند و پردیس بپردازد.
بستر بحران: سدسازی و مدیریت منابع آب
بررسیهای رسمی نشان میدهد که ایران در سه دههٔ اخیر بیش از ششصد سد ساخته و به کارگیری گستردهٔ این منابع آبی برای آبیاری و برقآبی را در اولویت قرار داده است. نتیجهٔ این سیاستها آن است که برخی رودخانهها مانند زایندهرود به دلیل کاهش شدید ورودیها خشک شدهاند و مخازن بزرگ در آبوهوای گرم تبخیر زیادی دارند. این وضعیت به فرسایش منابع آبی زیرزمینی انجامیده و سفرههای آب به سرعت افت کردهاند. پژوهشها تأکید میکنند که یارانههای دولتی موجب توسعهٔ کشت محصولات پرمصرفی مانند گندم، چغندر و یونجه در مناطق بیابانی شده و سهم کشاورزی از کل مصرف آب، همچنان فراتر از ۹۰ درصد است. در این میان، شمار چاههای قانونی و غیرقانونی از قبل از انقلاب اسلامی تا سالهای اخیر به تقریبا یک میلیون حلقه رسیده که اثرات منفی بر پایداری سفرههای آب دارد.
فرونشست زمین و تبعات آن برای سفرههای آب زیرزمینی
یکی از پیامدهای کلیدی بحران، فرونشست زمین است که با کاهش سطح آبِ زیرزمینی، ظرفیت ذخیرهٔ آبی آینده را کاهش میدهد و به مشکلات فراوان برای زمینهای کشاورزی و ساختمانسازی میانجامد. گزارشها نشان میدهد که در تهران و حومه، کاهش منابع آب و فرسودگی شبکههای لولهکشی، آب را در ساعات پیک مصرف به میزان قابل توجهی از دست میدهد و در نتیجه با کمبود فشار یا قطعیهای طولانی مواجه میشود. این چالشها در کنار رشد جمعیت و مهاجرت از روستا به شهر، تقاضا را در مناطق کمآب به شدت افزایش داده است.
آب و کشاورزی: الگوی مصرف و اصلاحپذیری
در ایران، اغلب منابع آب به کشاورزی اختصاص مییابد و استفاده از روشهای آبیاری سنتی و غرقابی، کارایی مصرف را کاهش داده است. با وجود پیشرفتهای فناوری در زمینهٔ آبیاری قطرهای، همچنان بسیاری از مزارع رو به ایمنی پایین و بازدهٔ آبی پایین هستند. این موضوع باعث میشود که کمبود آب با شدت بیشتری به مصرفکنندگان خانگی و صنایع منتقل شود. با توجه به وضعیت کنونی، بهبود کارایی مصرف و اصلاح الگوی کشت از جمله مسیرهای کلیدی برای کاهش فشار بر منابع آب محسوب میشود.
پرند و پردیس: آبِ پایدار در شهرکهای تازه
در محوطهٔ پیرامون تهران، شهرهای جدیدی مانند پرند و پردیس با چالشهای ویژهای در تأمین آب روبهرو هستند. در مورد پرند، بخشی از آب از هفت چاه زیرزمینی و یک خط لولهٔ اصلی (خط غدیر) از شمال تهران تأمین میشود. این شهر به دلیل ذخایر زیرزمینی محدود، بلافاصله پس از ساخت به منابع آبی خارج از محدودهٔ خود وابسته میشود. در پردیس نیز در ساختمانهای بلندمرتبه، نبود پمپ آب یا کمبود آب در طبقات بالا میتواند به عدم دسترسی مطمئن به آب منجر شود. شبکهٔ آب در این شهرها با رشد جمعیت تحت فشار است و با برخی از ابزارهای مدیریتی مانند کنتورهای هوشمند، عملیات استخراج از چاهها را مدیریت میکند. این وضعیت نشان میدهد که توسعهٔ شهری بدون توجه به تأمین آب پایدار میتواند به بحرانهای تازهتری منجر شود.
تحلیل اجرایی و چالشهای آتی
در حال حاضر، مواجهه با بحران آب در ایران مستلزم بازنگری جدی در سیاستهای آبی، بهبود کارایی سیستمها و مدیریت یکپارچهٔ منابع است. اگرچه تغییرات اقلیمی نقش غیرقابلانکار خود را دارد، اما بخش عمدهٔ بحران به سوءمدیریت و ناهماهنگی در سیاستگذاریها برمیگردد. رفع خامفشار از سفرههای آب زیرزمینی و کاهشِ بیرویهٔ برداشت از این منابع، نیازمند همسویی میان سیاستهای آب، کشاورزی و صنعت است. به ویژه در رابطه با شهرهای تازه مانند پرند و پردیس، ضروری است تا طرحهای آبی با معیارهای پایدار طراحی و تأمین شوند تا از وابستگی طولانیمدت به منابع خارج از محدودهٔ شهری کاسته شود. یکی از مؤلفههای کلیدی در مسیر آینده، استفادهٔ هوشمندانه از فناوریهای صرفهجویی در مصرف آب، بهویژه در حوزهٔ کشاورزی و مدیریت شبکههای توزیع است تا فشار بر منابع محدود کشور کاهش یابد. همچنین لازم است تا با تقویت هماهنگی بین دستگاههای مسئول، نظارت دقیقتر بر استخراج از چاهها و اجرای طرحهای آبیاری بهینه، پایداری رفتار مصرف آب تقویت شود. این رویکرد باید با رعایت قوانین و اصول کشور و در چارچوبی اجرایی باشد که به حفظ امنیت اقتصادی و عمومی همزمان با حفظ شأن و حقوق تمامی شهروندان منجر شود.
تحلیل یکپارچه از خبر
این گزارش نشان میدهد که بحران آب ایران با وجود عوامل اقلیمی، شمار قابلتوجهی سد و توسعهٔ شهری، و الگوی مصرف در بخش کشاورزی، بهویژه در مناطق کمآب و شهرهای تازه مانند پرند و پردیس، نیازمند بازنگری و هماهنگی جدی است. هرچند تغییرات اقلیمی میتواند بحران را تشدید کند، اما نقش کلیدیِ سوءمدیریت منابع آب و نبودِ سیاستگذاریِ یکپارچه در کشور بیش از هر عامل دیگری بر tô فشار میآورد. به عنوان نتیجه، باید تأکید کرد که اصلاحات اجرایی در مدیریت منابع آب و بهبود کارایی مصرف، با حفظ چارچوب قانونی و امنیت عمومی، میتواند به ثبات آبی نزدیکتر شود و از ایجاد بحرانهای تازه در آینده جلوگیری کند. این نکتهها با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران و توجه به جنبههای اجرایی غیرسیاسی و امنیتی قابل تحلیل و پیگیری هستند.
