خلاصه خبر و فضای روایی اخیر
در گفتوگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما با حضور حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، تأکید شد که غرب و برخی از قدرتهای استکباری ایران را به عنوان اصلیترین دشمن اسرائیل میشناسند. همچنین یافتههای ذهنی و اجتماعی در کشور روایت میکند که بیش از ۹۰ میلیون ایرانی باور دارند ایران در جنگ ۱۲ روزه پیروز بوده و اسرائیل با شکست مواجه شده است. این تحلیلها با وجود برخی صداهای داخلی که از احتمال شکست ایران سخن میگویند، از نظر گفتمان رسمی و رایج در رسانههای کشور همسو با این برداشت بیان میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، ادعاهایی دربارهٔ پایبندی اسرائیل به خطوط قرمز بینالمللی و تداوم آتشبس پس از هر نوبت میانجیگری، در کنار ارزیابیهای روشن درباره جایگاه ایران در معادلات منطقهای مطرح شد.
به گزارش تیم آرشیو کامل، یکی از محورهای اصلی این گفتوگو بازتاب نگاه غربی به ایران است. شریعتمداری تأکید کرد که غرب و بهویژه رژیم صهیونیستی، ایران را به عنوان مانعی جدی علیه منافع خود در خاورمیانه میدانند و این باور را در رسانهها و گفتوگوهای دیپلماتیک نیز میتوان دنبال کرد. در گزارشها و تحلیلهای مطرحشده، این نکته مطرح شد که نتانیاهو به کرات ایران را «دشمن اصلی» gegenüber اسرائیل معرفی میکند و کانون مقاومت منطقه را نیز ایران میداند. در این چارچوب، برخی تحلیلگران داخلی به این پرسش دامن میزنند که چرا آتشبسها پس از یک بازهٔ نسبتاً کوتاه نقض میشوند؛ پاسخ برخی مقامات این است که این رفتارهای اسرائیل از منظر بینالمللی و امنیتی، به لحاظ تعهدات بینالمللی، با فشار و محدودیتهایی همراه است که به رغم اینها، جمهوری اسلامی ایران با نتیجهای نسبی از نگاه داخلی، به دستاوردهای درونی خود افتخار میکند.
چارچوب رویداد و تفسیر رسانهای
این گزارش به تفصیل به این پرسش میپردازد که آیا رویکرد رسانهای غربیها در مواجهه با ایران همواره یکسان است یا در گذر زمان تغییر یافته است. از یک منظر، غرب با استفاده از کانالهای خبری و تحلیلهای پژوهشی، ایران را به عنوان محور مقاومت معرفی میکند و از سوی دیگر، برخی منابع داخلی تلاش دارند تا این تصویر را تقویت یا تقلیل دهند. در این زمینه، شریعتمداری خاطرنشان کرد که در سالهای اخیر تداوم آتشبسها در جنگها با بازتابهای متناقض همراه شده و گاهی به ترسیم تصویری از «آزمون ناتوانی» در برابر ارادهٔ طرف مقابل منجر شده است؛ اما به نظر وی، ارزیابی کلی از رویدادها نشان میدهد که ایران با انسجام مردم در مواجهه با فشارهای خارجی مواجه است و این انسجام به شکل قابل ملاحظهای در عملیاتهای دفاعی و راهبردی کشور منعکس میشود.
به گزارش تیم آرشیو کامل، بخش قابل توجهی از این گفتوگو به بحثهای مربوط به «اعتمادسازی ملی» اختصاص یافت. نگارنده این گزارشها، بر پایهٔ دادههای میدانی و بازتابهای اجتماعی، باور دارد که در نگاه عامهٔ جامعهٔ ایران، دیدگاهی تحت عنوان «پیروزی در جنگ ۱۲ روزه» تقویت شده است؛ این دیدگاه به شکل گسترده در بین مردم رواج یافته و به مرور زمان در قالب گفتمانی در سطح ملی منعکس میشود. با این وجود، برخی نواحی از کشور به چنین روایتهایی با دیدهٔ تردید مینگرند و به وجود اختلافات داخلی یا تفاوتهای منطقهای در درک رویدادها اشاره میکنند. در این میان، ادبیات رسانهای غربی نیز با بازتولید ایدههایی که گاه از واقعیتهای میدانی فاصله میگیرند، به شکلهای مختلف عمل میکند. این فضا به شدت به سمت برخوردهای دیپلماتیک و روندهای امنیتی بینالمللی سوق یافته است که در پرتو تحلیلهای کارشناسان داخلی، به صورت «پیامهای متوازن» یا «سیاستهای دوگانه» تفسیر میشود.
تحلیل داخلی و پیامدهای اجتماعی
از منظر فکری داخلی، عامهٔ مردم ایران همواره به نقش رهبری و مجموعهٔ نیروهای داخلی در حفظ منافع ملی باور دارند و این باور در قالب روایتهایی از «پیروزی ملت» تقویت میشود. در مقابل، بخشهایی از جامعه با دغدغهمندیهایی دربارهٔ ضرورت تبیین دقیقتر رویدادها و روشن بودن منابع خبری و منشاء تحلیلها روبهرو هستند. در این فضا، مسألهٔ اعتماد عمومی نسبت به گزارشها و مطالب منتشرشده نیز به شدت مورد debate قرار گرفته و به ویژه در فضای مجازی با بازنشر گستردهٔ برخی روایتهای جایگزین روبهرو است. با این حال، نهادهای خبری-تحلیلی کشور بر این باورند که حفظ انسجام ملی و تبیین مواضع رسمی کشور، یک امر حیاتی در برابر فشارهای خارجی است و بر این اساس، رویکردهای خبری و تحلیلی باید از موضعی آرام، واقعگرا و با رعایت خطوط قرمز و اصول قانونی ارائه شوند.
در این چارچوب، پژوهشگران و فعالان رسانهای به این نتیجه میرسند که پوشش رویدادهای منطقهای و بینالمللی باید از منظر واقعیتهای میدانی، امنیتی و دیپلماتیک نگاشته شود تا به شکل منصفانهٔ تبیین شود که چه عواملی منجر به تغییرات در رویکردهای بازیگران اصلی منطقه میشود و چگونه این تغییرات بر زندگی روزمرهٔ مردم اثرگذار است. از همین رو، برای تحلیلهای بعدی، لازم است به بارِ این رویدادها بر پایهٔ منابع دقیق، شفاف و قابل استناد توجه شود تا از جانب هر دو سوی ماجرا، روایتهای قابل دفاعی ارائه گردد.
تحلیل تخصصی و نکات کلیدی برای آینده
آنچه در گفتوگوی مذکور برجسته شد، توقفناپذیر بودن تقابل میان ایران و برخی بازیگران غربی در بُعد راهبردی است. در این سطح، بررسی نهایی نشان میدهد که ارادهٔ ملت ایران و انسجام داخلی، به عنوان عامل تعیین کننده در مواجهه با فشارهای خارجی عمل میکند و حفظ امنیت ملی و تداوم همسویی داخلی با اصول و ارزشهای جمهوری اسلامی، به عنوان محور سیاست داخلی باقی میماند. با این وجود، برای آیندهٔ روابط منطقهای، باید به تقویت دیپلماسی و ارتقای شفافیت در رسانهها و انتشار گزارشهای خبری با منابع معتبر توجه کرد تا تحلیلها از سوگیریهای احتمالی خالی باشند و به تصمیمات مدیریتی و اجرایی کمک کنند.
تحلیل حقوقی-اجرایی
از منظر قوانین جمهوری اسلامی ایران و چارچوبهای قانونی کشور، انتشار مطالبی با مضمونِ گزارشهای خبری و تحلیلهای مرتبط با روابط بینالملل، به شرط رعایت اصول خبری، حق رسانهای است و میتواند به شکل آگاهانه و با حفظ خطوط قرمز و ملاحظات امنیتی انجام پذیرد. در این راستا، بازنویسی و ارائهٔ محتوای خبری با ساختار خبری، بدون تغییر معناییِ محتوای اصلی، باید با دقت در حفظ ارزشها و پرهیز از اتهامزنیهای غیرمستند صورت پذیرد. از منظر حقوقی-اجرایی، مدیران رسانهها موظفند که صحت و منبع خبر را رعایت کنند، از انتشار اتهامات بیپایه خودداری کنند و در عین حال از لحاظ اخلاقی و حرفهای، به حفظ عزت ملی و امنیت عمومی توجه کنند. این رویکرد نه تنها به حفظ اعتماد عمومی منجر میشود، بلکه به تقویت شفافیت و پاسخگویی در فضای خبری کشور کمک میکند.
