نگاهی نو به تحریم از منظر محمد فاضلی
در گفتوگویی که اخیراً در قالب تحلیلهای پژوهشی منتشر شده است، محمد فاضلی به بررسی اثرات تحریمها بر روان جمعی میپردازد و تأکید میکند که این فشارهای اقتصادی—اجتماعی به شکل عمیقتری بر رویکردها، باورها و رفتارهای گروههای مختلف جامعه تأثیر میگذارد تا آنجا که میتوان گفت تحریم روان جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد نه صرفاً روان حاکمان را. این پاسخ تحلیلی از منظر فکری وی، با رویکردی توسعهگرایانه به مسائل اجتماعی مینگرد و به این سؤال پاسخ میدهد که چگونه استرسهای اقتصادی میتوانند با فرایندهای هویتساز مردم درهم ریزد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تأکید بر تفاوت میان اثرات تحریم بر روان جمعی و روان مدیران کشور، نکتهای کلیدی در فهم پویاییهای اجتماعی است که در فضای رسانهای امروز کمتر به آن توجه شده است.
تحریم و روان جامعه: یک ساختار تفسیری
برای درک دقیق تر، فاضلی با روایتی چندلایه توضیح میدهد که تحریم نه تنها فشارهای اقتصادی را تشدید میکند، بلکه با شکلدهی نقشههای ذهنی و الگوهای رفتار جمعی، به تغییر شکل روابط خانوادگی، اعتماد اجتماعی و تعاملات روزمره منجر میشود. او از یکپارچهسازی عوامل اقتصادی با عناصر فرهنگی و اجتماعی سخن میگوید تا نشان دهد چگونه ناامنی مالی میتواند به کاهش اعتماد نسبت به دستاوردها، بهویژه در نسلهای جوان، منجر شود. از منظر وی، این تغییرات روانی بهمرور با تضعیف پیشفرضهای امید به آینده و حس کنترل فردی در جامعه همراه است. این رخدادها میتوانند به شکل تدریجی زمینهساز بازنماییهای منفی از آینده و افت انگیزش در سطح عمومی شوند. در عین حال، فاضلی بر تفاوت میان تاثیرات بر مردم و روان حاکمان تأکید میکند و بیان میدارد که فشارها و بحرانهای خارجی ممکن است به تقویت نگرشهای دفاعی و گفتمانهای سیاسی منطبق با امنیت ملی بیانجامند، اما این روند باید با رویکردی واقعگرا و مسئولانه در برابر مسائل اجرایی مواجه شود تا از تشدید بیاعتمادی پرهیز گردد. به گزارش تیم آرشیو کامل، پژوهشگر همچنین خاطرنشان میکند که این پدیدهها از منظر اجتماعی-فرهنگی، ممکن است به بازتولید نقشهای سنتی و بازتفسیر هویت گروهی منجر شود که در برخی مواقع به شکلگیری روایتهای جمعی مقاومت یا انفعال دیده میشود.
پیامدهای روانی و اجتماعی تحریم در ایران
فاضلی با استناد به مطالعات تجربی و تحلیلهای جامعهشناسانه، بیان میکند که فشارهای ناشی از تحریم میتواند به شیوههای گوناگون در روان جمعی اثر بگذارد. برخی از این اثرات عبارتند از افزایش اضطراب گروهی، تشدید استرس اجتماعی و کاهش اعتماد به آینده اقتصادی خانوادهها. این عوامل میتواند به شکلهای غیرمستقیم روی رفتارهای روزمره اثر بگذارند؛ از مصرف کمتر درآمدهای خانوار تا افزایش تفاوتهای طبقاتی و ایجاد شکافهای اجتماعی. او همچنین نسبت به سوءتعبیرها و استفادههای دوپهلو از چنین پدیدههایی در قالب روایتهای سیاسی هشدار میدهد و میگوید که باید از هرگونه تعمیم سریع پرهیز کرد تا از اغراق و تولید فرافکنی جلوگیری شود. در طول بحثهای تحلیلی، به طور مکرر به این نکته اشاره میشود که تحریم اثرات روانی را بیش از فشارهای اقتصادی مستقیم میکند و همین امر اهمیت توجه به سیاستهای حمایتی و محتوای آموزشی اجتماعی را روشن میکند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد نشان میدهد که توجه به بخشهای غیرسیاسی و غیرامنیتی از مسائل اجرایی میتواند به کاهش اثرات منفی و حفظ انسجام اجتماعی کمک کند و در عین حال امکان بازسازی امیدواری را فراهم آورد.
چارچوبی عملی برای مواجهه با تبعات روانی تحریم
در جمعبندیهای پژوهشی، فاضلی به ارائه مجموعهای از پیشنهادات برای سیاستگذاران و نهادهای مدنی میپردازد تا بتوانند به شکلی کارآمد با تبعات روانی تحریم مواجه شوند. این چارچوب به تقویت اعتماد عمومی، ارتقای شفافیت در مدیریت بحران اقتصادی و ایجاد فضای گفتوگو درباره چشماندازهای آینده میپردازد. از دید او، گسترش آگاهی عمومی درباره سازوکار تحریم و تفهیم پیامدهای آن برای گروههای مختلف اجتماعی میتواند به کاهش سوءبرداشتها و جلوگیری از تبدیل فشار اقتصادی به تنشهای روانی کمک کند. همچنین، قابلیتهای اجرایی در سطح خانوارها و جامعه مدنی برای مقابله با فشارهای روانی-اجتماعی از اهمیت ویژهای برخوردار است که با برنامههای آموزشی و حمایتی میتواند تقویت شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، اجرای این رویکردها بهویژه در مناطق با سطح دسترسی محدود به منابع میتواند به افزایش تابآوری اجتماعی منجر گردد.
تحلیل کارشناسی
این تحلیل با رعایت چارچوبهای قانونی جمهوری اسلامی ایران ارائه میشود و تمرکز آن بر جنبههای غیرسیاسی و غیرامنیتیِ اجرایی است. از منظر حقوقی-اجتماعی، تحریم به عنوان یک پدیده اقتصاد-اجتماعی باید با توجه به حقوق شهروندی و حفظ کرامت انسانی مدیریت شود و ارائه اطلاعات درست و شفاف به مردم امری ضروری است تا از گسترش نگرشهای مخدوش و اخلال در اعتماد عمومی جلوگیری گردد. در کنار این موارد، پیگیری سیاستهای حمایتی هدفمند و بهبود زیرساختهای اجتماعی میتواند به کاهش فشارهای روانی و حفظ انسجام گروهی کمک کند. این تحلیل، به دور از جستوجو برای بهرهبرداری سیاسی یا امنیتی، بر اصول حرفهای پژوهش و حفظ منافع عمومی متمرکز است.
در نهایت، آنچه از دیدگاه فاضلی برجسته میشود، این است که تحریم به نوعی «موریانه روان جامعه» است که اگر به درستی مدیریت نشود، میتواند پایههای اجتماعی را سست کند. با این حال، با رویکردهای هوشمندانه و اجرای سیاستهای شفاف و حمایتی، امکان کاهش اثرات منفی و حفظ نشاط اجتماعی وجود دارد. این موضوع از منظر عمومی نشانهای است از ضرورت بالاتر بودن رویکردهای اجتماعی و فرهنگی نسبت به رویکردهای صرفاً اقتصادی در مواجهه با چالشهای روزگار ما.
