فلسفه در آستانه جهان نوین: آیا پرسش‌های قدیمی هنوز کارآمدند؟

جهان نوین و پرسش‌های کهنه: چگونه فلسفه می‌تواند به زمانه ما پاسخ دهد؟

در گفت‌وگویی که به تازگی با مجموعه HowTheLightGetsIn انجام شده، فیلسوف اسلوونیایی ژیژک به بحرانی مشترک در تفکر جهان امروز می‌پردازد: آیا مفاهیم قدیمیِ آزادی، اخلاق و حقیقت می‌تواند در برابر تغییرات سریع فناوری و تحولات سیاسی-اقتصادی پاسخگو باشند؟ این بحث، که با ترجمه‌ای از مطالبی در باره اندیشه‌های ژیژک مطرح شده، نشان می‌دهد که جهان در حال تغییر است و برخی از مفاهیم بنیادین دیگر به سادگی قابل توضیح نیستند. به گزارش تیم آرشیو کامل، فیلسوفان بیش از هر زمان دیگری لازم‌اند تا با پرسش‌های درست و متناسب با زمانه، به تقویت فهم ما از زمانه کمک کنند.

این گفت‌وگو با تأکید بر این نکته آغاز می‌شود که فلسفه همیشه نسبت به آینده دیر می‌رسد؛ اما این دیر رسیدن به معنای بی‌فایده بودن نیست. ژیژک با استناد به افق‌های هگلی و تقابل آن با مارکس و انگلس، توضیح می‌دهد که تاریخ برخلاف خطوط مستقیم پیشرفت، همیشه با فراز و فرود و بحران‌های پیاپی روبه‌رو است و این بحران‌ها به خودی خود می‌تواند کهنه‌نگری‌ها را به چالش بکشد. از منظر او، با ظهور فناوری‌های دیجیتال، علوم مغز و شکل‌گیری ساختارهای قدرتِ نو، زبان‌های رایج برای توصیف واقعیت در حال تغییر هستند و مفاهیم قدیمی ممکن است از کارکرد بیفتند.

از نظر ژیژک، فهم جهان نوین نیازمند بازتعریفی عمیق از آزادی و کرامت انسانی است و این بازتعریف از طریق مواجهه با پرسش‌های اجراییِ جدید می‌گردد؛ پرسش‌هایی که غالباً از طریق همان واژگان قدیمی پاسخ داده می‌شوند. به گزارش تیم آرشیو کامل، او با اشاره به ظهور نئوفئودالیسم و اقتدارگرایی شرکتی، می‌گوید: شیوه‌های تازه قدرت از اقتصاد تا فناوری، دیگر به راحتی در قالب الگوهای کلاسیک سرمایه‌داری لیبرال نمی‌گنجند. به عبارتی، «چیز جدیدی در حال ظهور است» و ما هنوز نمی‌دانیم با چه چیزی روبه‌رو هستیم. سرمایه‌داری به شکل تازه‌ای عرضه می‌شود که می‌تواند رابطه بین بازار، دولت و فناوری را بازتعریف کند و این امر، گفت‌وگوهای فلسفی را به متن زندگی عملی و اجتماعی برمی‌گرداند.

ژیژک در این گفتگو تاکید می‌کند که فلسفه وظیفه‌ای دوگانه دارد: از یک‌سو به理解 منطق زمانه کمک کند تا به جای پیش‌بینی، سازوکارهای پنهان در شکل‌گیری بحران‌ها را روشن کند و از سوی دیگر باید از قالب‌های سهل‌انگارانه دوری گزیند و به دنبال طرح پرسش‌های درست در برابر پدیده‌های نو و غیرقابلِ پیش‌بینی باشد. این نکته، برای ایران و جهان ما، به معنای پرهیز از پاسخ‌های کلانِ ساده و تمرکز بر فهم عمیق‌تر از یافته‌های علمی و سیاسیِ روزگار است؛ امری که می‌تواند به تقویت رویکردهای علمی و فکری عمومی بینجامد. به گزارش تیم آرشیو کامل، فیلسوفان باید ما را وادارند تا درباره چگونگی مواجهه با مسائل نو بیندیشیم و از طریق این پرسش‌ها، به تعمیق فهم از آزادی، عدالت و اخلاق کمک کنند.

  • فلسفه به‌دنبال فهم منطق زمانه است، نه پیشگویی آینده‌ها.
  • نئوفئودالیسم و اقتدارگرایی شرکتی به عنوان نشانه‌های تغییر در ساختارهای قدرت مطرح می‌شوند.
  • واژگان قدیمی برای پدیده‌های فناوری و اقتصادی جدید کارایی ندارند و بازتعریف آنها ضروری است.
  • بحران‌های معاصر، پرسش‌های اخلاقی و آزادی را به سطح زندگی روزمره بازمی‌گردانند.
  • فلسفه باید خطای استفاده از مفاهیم قدیمی را به ما نشان دهد تا بتوان دوباره به پرسش‌های بزرگ پاسخ داد.

در پایان این گفت‌وگو، نکته‌ای کلیدی مطرح می‌شود: جهان تازه در حال شکل‌گیری است، اما زبان فهم آن هنوز کامل نیست. این همان نکته‌ای است که ژیژک آن را با اشاره به هگل و رابطه‌اش با مارکس و انگلس روشن می‌کند: آینده تضمین‌شده نیست و هیچ نظامی از سوراخ بودن در برابر بحران‌ها مصون نیست. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته می‌تواند ما را به سوی رویکردی واقع‌گرایانه‌تر در مواجهه با رویدادهای جهان سوق دهد؛ رویکردی که با توجه به تجربه‌ی کرونا، فناوری‌های نوین و اقتصاد پسا-دورانی، به صورت جدی از اهمیت آزادی و کرامت انسانی دفاع می‌کند.

به گزارش تیم آرشیو کامل، در قالب یک گفت‌وگو، این بحث نشان می‌دهد که فلسفه به عنوان مبنای تفکر انتقادی باید از تکیه بر قراردادهای قدیمی دست کشیده و با استفاده از زبان روزگار، به بازتعریف مفاهیم حیاتی بپردازد تا بتواند در عمل به کارگیری بهتری در عرصه‌های علمی، آموزشی و فرهنگی ارائه دهد.

تحلیل: جهان نوین و نقش فلسفه در محاوره عمومی

این تبیین از سویی به ما می‌آموزد که سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در سطح کلان نیازمند فهم دقیق از مفاهیم اخلاقی و انسانی است و از سوی دیگر، فهم فلسفی از پدیده‌های فناوری و اقتصادی می‌تواند به همراهی روشنفکران و تصمیم‌گیران در مسیر انطباق با تغییرات کمک کند. با وجود اینکه مباحث مطرح‌شده در این گفت‌وگو موضوعی علمی-فلسفی است، اما پیامدهای آن برای حوزه‌های اجرایی و روزمره نیز قابل توجه است؛ از چگونگی مواجهه با فناوری‌های نو تا نحوه‌ی برخورد با بحران‌های اجتماعی. این تحلیل می‌تواند برای مخاطبان ایرانی، که در حال تجربهٔ پیچیدگی‌های یک جهان پرفشار و دیجیتال هستند، راهنمایی برای گفت‌وگوهای عمومی باشد. با این حال، این نوع بحث‌ها باید با رعایت خطوط قرمز قانونی و امنیتی کشور صورت گیرد و از ورود به مباحث سیاسی یا موضوعات حساس که می‌تواند تنش‌آفرین باشد، پرهیز شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا