مقدمه و زمینه خبری
در گفتوگوی تازهای که همچنان با کمی فاصله رسانهای منتشر میشود، یک استاد دانشگاه اورگون دربارۀ پیامدهای حفظ توافق هستهای سال ۲۰۱۵ و اثر آن بر روابط ایران و ایالات متحده سخن گفته است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحث با محوریت این پرسش شکل گرفته است که آیا تداوم برجام میتوانست تنشها را در برابر رویاروییهای احتمالی کاهش دهد و چه گزینههایی اکنون در میز دیپلماسی امریکا وجود دارد. هر چند گفتوگو به شکل تحلیلی به مسائل دیپلماسی میپردازد، اما به گونهای نوشته شده است که روایت خبری و پژوهشی را همزمان ارائه دهد. این تحلیل با نگاهی به تجربههای گذشته و بررسی واقعیتهای جاری، سعی میکند خطوط اصلی اختلافات را روشن کند و مسیرهای ممکن را برای آینده بررسی نماید.
به گزارش تیم آرشیو کامل، بررسیها نشان میدهد که بینالمللی بودن پرونده هستهای ایران و حضور ایالات متحده در آن، نقشی کلیدی در کاهش یا تشدید تنشها ایفا میکند. این کارشناس همچنین بر این نکته تأکید میکند که در حال حاضر، نگاه روشن به دیپلماسی و اجتناب از راهبردهای نظامی، میتواند به کاهش هزینهها برای هر دو کشور منجر شود. این نکته به ویژه در روزگار پس از خروج آمریکا از برجام، اهمیت دوچندان پیدا کرده است. در ادامه با مرور جزئیات گفتوگو و تحلیلهای موجود، به آنچه در آینده ممکن است رخ دهد، میپردازیم.
برجام و دورههای پیشین: تحلیل یک استاد دانشگاه
این استاد دانشگاه اورگون در بررسی زمانهای که برجام برجا بود، به مزایا و چالشهای آن دوران اشاره میکند. او میگوید با وجود اینکه مذاکرات طولانی و دشوار بود، نتیجه نهایی نشان میدهد که دیپلماسی میتواند دستاوردهای معینی به همراه آورد. بر اساس روایتهای منتشرشده، توافق هستهای ۲۰۱۵ پس از حدود ۲۰ ماه مذاکره و بیش از ۱۲ دور گفتوگو به نتیجه رسید و گزارشهای مختلف سازمان انرژی اتمی و نهادهای امنیتی نشان میدهد که ایران تا پیش از خروج آمریکا از برجام، به تعهدات خود پایبند بوده است. با این حال، خارج شدن واشنگتن از این توافق، به طور قابل توجهی آیندهٔ این چارچوب را دستخوش تردیدهای بزرگ کرد. در این تحلیل، تأکید میشود که اگر آمریکا و سایر شرکا به اصول و چارچوبهای توافقی پایبند میماندند، احتمال شکلگیری درگیریهای گسترده به مراتب کمتر بود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته از آنجا تقویت میشود که گزارشات رسمی شرکتکنندگان در مذاکرات نشان میدهد که حفظ برجام به سود امنیت ملی اکثر طرفها بود و شواهد عملی آن در کاهش تورم و افزایش صادرات نفت نیز وجود داشت.
پیامدهای خروج آمریکا از برجام و پیامدهای اقتصادی-اجتماعی آن
در دوران پس از خروج آمریکا، تحلیلگران به مرور اثراتِ اجراییِ انکار نشدهای اشاره میکنند. این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه «برجام شروع خوبی بود و شواهدی عینی از رفتار دیپلماتیک نشان میدهد که تلاش دیپلماسی از طریق گفتگو و توافق، گزینهای بجای جنگ است»، توضیح میدهد که ترم اقتصادیِ این توافق میتواند برای کشورها و شرکتهای منطقهای و فرامنطقهای پیامدهای مشخصی به همراه داشته باشد. به گزارش منابع خبری، در سالهای حضور این توافق، برخی شاخصهای اقتصادی از جمله نرخ تورم و صادرات نفت دستخوش تغییراتی شد که برخی از آنها به شدت مثبت ارزیابی میشود و در مقابل تغییرات دیگر به لحاظ ساختاری قابل بررسی است. میتوان نتیجه گرفت که حفظ توافق، تا حدودی به لحاظ روانی و سیاسی نیز به نفع ثبات منطقۀ حساس خاورمیانه بوده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت با استناد به دادههای رسمی و مقایسه با دورههای قبل و بعد از امضای برجام ارائه میشود و نشان میدهد که هیچیک از راهبردهای تهاجمی، مزیت پایداری برای اقتصاد و امنیت منطقه به همراه ندارد.
نگاه به افق دیپلماسی و گزینههای روز ترامپ
در ادامه بحث، به بررسی گزینههای دیپلماسیِ جایگزین و مسیرهایی که ترامپ یا تیم سیاست خارجی او میتوانند برای عبور از بنبست کنونی برگزینند، پرداخته میشود. این بخش، با تمرکز بر دیدگاههای پژوهشگران و نهادهای بینالمللی، توضیح میدهد که بسیاری از تحلیلگران عقیده دارند که مسیرهای خلاقانهتر—که از همکاری منطقهای و چندجانبهای بهره میگیرند—میتوانند از طریق کاهش تنش و ایجاد فشارهای مثبت برای پایبندی به توافق، به نتیجه برسند. در این راستا، گزارشهای اخیر از گفتمانهای مختلف در منابع تخصصی نشان میدهد که برخی طرحها به ایجاد آتشبس یا کاهش تنش در تنگه هرمز و به تصویب پیمانهای منطقهای میانجامد. همچنین، برخی از پژوهشگران تأکید میکنند که به جای تمرکز صرف بر موضوع هستهای، باید به ابعاد امنیتی منطقهای و اقتصادی-اجتماعی نیز توجه کرد تا از سرزنشهای سیاسی و بنبستهای اجرایی جلوگیری شود. گفتوگوها در بخشهایی از منطقه نشان میدهد که برخی کشورها به دنبال گامهایی برای عبور از وضعیت کنونی هستند، و این گامها میتواند شامل کاهش محدودیتها یا ایجاد سازوکارهای بازرسی و نظارت باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیلها نشان میدهد که هرچند کشورها به دنبال خروج از وضعیت کنونیاند، اما هنوز مسیرهای دیپلماسی فعال و با قابلیت اجرایی وجود دارد که میتواند به تفاهمی پایدار منجر شود.
پیشنهادات و ارزیابیٔ گزینههای دیپلماسی از منظر اندیشکدگان
در این بخش به مرور برخی از رویکردهای مطرح از سوی اندیشکدهها و پژوهشگران بینالمللی اشاره میشود. از جمله این نظریهها، فراهم کردن شرایط برای کاهش سطح تنش، پذیرش بازرسیهای دقیقتر توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و ایجاد چارچوبی مشروع برای بازنگری در تحریمها و ارزیابیهای مربوط به آن است. برخی پژوهشگران پیشنهاد میدهند که با باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی و افزایش شفافیت در بازرسیها، میتوان به بازگشت نخستین گامهای اعتمادسازی کمک کرد. دیگران بر وجود یک طرح موقت برای عبور کشتیها از تنگه هرمز با همکاری ایران و عمان و بدون دریافت عوارض یا هزینه تأکید دارند تا در این مسیر به کاهش چشمگیر تنشها دست یافت. بسیاری از این پیشنهادها به این نکته اشاره دارند که در صورت برداشتن گامهای خاص، شاید بتوان به نخستین گامهای توافقی دست یافت که به مرور به بستهای جامع تبدیل شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفتمانهای فشرده و چندجانبه میتواند به ایجاد فضا برای مذاکرات آتی کمک کند که در نهایت به حفظ ثبات منطقه منجر شود.
پرسشهای کلیدی و ملاحظات حقوقی-اجرایی
در ادامه، پرسشهایی مطرح میشود که به نظر میرسد بیش از هر چیز، تعیین مسیر مذاکراتِ پس از بنبست کنونی را تعیین میکند. برخی از این پرسشها عبارتند از: چه رویکردی میتواند مذاکرات را از بنبست بیرون آورد؟ آیا سازمان ملل، اروپا، عمان و کشورهای منطقه میتوانند نقش مؤثری در این میان ایفا کنند؟ آیا میتوان انتظار داشت که خروجی مذاکرات، به جای حرکت به سمت جنگ، به سمت یک چارچوب حقوقی-انحصاری برای مدیریت بحرانهای منطقهای هدایت شود؟ در اینجا توجه به اصول پذیرفتهشده بینالمللی و رعایت قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران از اهمیت برخوردار است. در کنار مباحث حقوقی، مهم است که به جنبههای اجرایی و عملیاتی توجه شود تا از بروز مشکلاتی که به شکل گیری بیثباتیهای شدید منجر میشود، پرهیز گردد. این مسیری نیست که با بازتابهای سیاسی کوتاهمدت یا فشارهای تبلیغاتی، بلکه با اصول روشن دیپلماسی و احترام به قواعد و چارچوبهای بینالمللی و داخلی پیش برود. به گزارش تیم آرشیو کامل، توجه به این اصول میتواند باعث شود که ایران و دیگر بازیگران منطقهای به سمت راههای پایدارتر گام بردارند که هم به منافع مردم ایران و هم به امنیت منطقه کمک میکند.
تحلیل حقوقی-اجرایی از وضعیت موجود
در پایان، با وجود تفاوتهای دیدگاههای سیاسی و رسانهای، آنچه روشن است این است که حفظ انسجام گفتوگوها و اجتناب از رویارویی فزاینده، برای رسیدن به راهحلهای عملی ضروری است. در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، دیپلماسی و همکاریهای منطقهای میتواند مسیری برای کاهش تنشها باشد، اما این مسیر نیازمند وجود اراده سیاسی، شفافیت در بازرسیها و حفظ منافع ملی است. تصمیمگیری در خصوص تحریمها، امنیت کشتیرانی و تنگهها نیز باید به شکل حقوقی و با مشارکت بازیگران ذینفع انجام شود تا از هرگونه سوءتفاهم یا سوءاستفاده جلوگیری شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، مهم این است که دیپلماسی بهعنوان ابزار اصلی حفظ ثبات و امنیت کشور به کار گرفته شود و هر گونه اقدام نظامی یا تحریکآمیز، به رغم فشارهای داخلی و بینالمللی، باید بهدرستی بررسی شود تا پیامدهای غیرقابل جبرانی برای اقتصاد و امنیت ملی در پی نداشته باشد.
