یاران مهدی (عج) ایرانی‌اند یا غیرایرانی؟ بررسی روایات و تحلیل معاصر

مقدمه‌ای بر پرسشِ ملیّتِ یاران عصر ظهور

بحث درباره ملیت یا قومیتِ یاران امام زمان (عج) همواره از موضوعات پرمباحثِ فرهیختگان شیعی است. گزارش‌های تاریخی و روایی مختلف نشان می‌دهد که گروهی از اصحاب و انصار در منظر روایات از هویت‌های گوناگون سخن می‌گویند و گاه به عجم بودن برخی از یاران اشاره می‌شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت‌ها تنها به بیانِ ویژگی‌های اخلاقی و فداکاریِ آنان می‌پردازند و به چیستیِ ملیّتِ آنان اذعان نمی‌کنند. هدف این گزارش، بررسیِ دقیقِ این روایات و توضیحِ تفاوت میان تعبیرهای مربوط به یاران در منابع گوناگون است تا تصویری مسئولانه از عصر ظهور ارائه شود، بدون آن‌که معنای اصلیِ روایات خدشه‌دار شود. در ادامه، با مرور منابع و جغرافیایِ ذکرشده در روایات، پرسش دربارهِ اینکه آیا اکثرِ یاران مهدی ایرانی‌اند یا خیر، بررسی می‌شود.

بررسیِ منابع روایی و دسته‌بندی‌های یارانی

در منابع حدیثی، گروهی از اصحاب که افراد برجسته‌اند و گروهی از انصار که به یاری امام می‌پیوندند، از نظر ساختارِ روایت با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. برخی روایات به وجودِ یاران از عجم‌ها اشاره می‌کند و این اشاره‌ها در کنار آیات و احادیثِ دیگر، بر تقدیسِ فضایلِ یاران و اخلاصِ آنان تأکید می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، از نگاه برخی راویان، وزیرانِ مهدی (عج) از عجم‌ها هستند و عربی در میانِ آنان نیست، اما با عربی سخن می‌گویند تا با دیگران ارتباط برقرار کنند. این تعبیر به معنای قطعِ ارتباطِ قومی با مهدی نیست، بلکه روایات بر فضایلِ اخلاقی و پایبندیِ دینیِ آنان تأکید می‌کند.

نمونه‌های روایی و توضیحِ مفهومِ یاران

  • امیرالمؤمنین (ع) در این‌باره به وجودِ یارانی از عجم اشاره کرده‌اند؛ از منظر این روایات، عربی‌بودنِ آنان صرفاً فرامینِ عملیِ گفت‌وگو با دیگران است و نه نشانِ هویتِ اصلی آنان.
  • امام باقر (ع) نیز فرمودند که یارانِ حضرت قائم (عج) سیصد و سی‌سازه نفرند و از فرزندانِ عجم‌اند. این بیان نشان می‌دهد که قومیتِ آنان می‌تواند غیرعرب باشد اما نقشِ آنان در یاریِ امام، فضیلت و پایبندیِ اخلاقی است.
  • در روایاتی که به شهر طالقان و گنج‌های آن اشاره دارد، مردانی توصیف می‌شوند که خدا را به درستی می‌شناسند و اینان در آخرِ زمانیارانِ مهدی‌اند؛ این تعبیر، بیش‌تر بر شخصیتِ عملی و فداکاریِ آنان تأکید دارد تا به قومیتِ آنان پرداخته شود.
  • بحارالانوار نیز روایت می‌کند که گنج‌ها و نیروهایی با پرچم‌ها و شعارهای خاص وجود دارند که از اهلِ طالقان هستند و در راهِ امامِ حق به دفاع می‌پردازند و شهادت را دوست دارند.
  • فضیل بن یسار از امام صادق (ع) نقل می‌کند که گنجی در طالقان است و پرچمی که از روزِ نخستِ شکل‌گیریِ آن، بازنشده است؛ اینان مردانی‌اند که با ایمانِ آهنین عمل می‌کنند و در میدانِ جهاد، با اراده‌ای قوی حضور دارند.
  • روایاتِ مربوط به خراسان نیز به وجودِ نیروهایی با پرچم‌های سیاه اشاره می‌کند که با ظهورِ مهدی (عج) به سوی کوفه می‌آیند و با او بیعت می‌کنند؛ این تعبیر نشان‌دهندهِ حضورِ گستردهِ قومیت‌های مختلف در فرآیندِ ظهور است.
  • قم نیز به‌ عنوانِ شهری که گروهی از یارانِ امام در آن سیستمِ قیام را پایه‌ریزی می‌کنند، مطرح است؛ امام صادق (ع) دربارهٔ قم و اهلِ آن چنین فرمودند که قم به دلیل حضورِ اهلش همراهِ قائم آل محمد قیام می‌کند و در این فرایند، نقشِ آنان پررنگ است.

مناطقِ جغرافیاییِ مطرح‌شده در روایات و معناهایِ تاریخیِ آن‌ها

روایاتِ مختلف از مناطقِ خاصی نام می‌برد که به‌نوعی نقشِ محوری در عصرِ ظهور ایفا می‌کنند. منطقهِ خراسان با تعابیرِ «پرچم‌های سیاه» و حضورِ نیروهایی که با وجودِ فاصلهِ جغرافیایی به سویِ ظهور حرکت می‌کنند، یکی از پرکاربردترین این حوزه‌هاست. این تعبیر نشان می‌دهد که فرهماییِ ظهور تنها محدود به یک منطقه نیست و از گسترهٔ کشورهای هم‌جوار نیز حمایت می‌شود. با این حال، روایات همچنین به شهرِ طالقان و قم اشاره می‌کند: طالقان به‌خاطرِ گنجِ الهی، و قم به‌خاطرِ تجمعِ اهلِ آن در کنارِ مهدی (عج) برای انجامِ مأموریتِ دینی، جایگاه ویژه‌ای دارد. این ترکیبِ جغرافیایی نشان می‌دهد که گرایش‌های دینی از چندین نقطهٔ جغرافیایی به سمتِ ظهور می‌آیند و در این مسیر، هویتِ قومیِ آنان، در اولویتِ عملیِ دین قرار نمی‌گیرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایات با دسته‌بندیِ «اصحاب» و «انصار» تفاوت‌هایی تفصیلی دارند: اصحاب به عنوانِ افرادِ برجسته و صاحبِ سمتِ علمی و مدیریتی و انصار به عنوانِ همراهانِ عملیِ رفتارِ ظهور شناخته می‌شوند.

تحلیلِ متنی و تطبیقی با واقعیت‌های تاریخی و سلسله‌های روایی

از منظر پژوهشِ حدیثی، جایگاهِ ایران در عصرِ مهدی(عج) به شکلِ گسترده و چندلایه مطرح است. وجودِ مناطقی مانند خراسان، قم و طالقان در روایات نشان می‌دهد که مباحثِ ظهور، از گسترهٔ جغرافیای ایران فراتر می‌رود و به مناطقِ وسیع‌تری اشاره دارد. با وجودِ این، مرورِ منابعِ تاریخی و حدیثی تأکید می‌کند که هدفِ اصلیِ این روایات، حفظِ ارزش‌های اخلاقی، جهادِ امر به معروف و نهی از منکر و پیوستگیِ مسلمانان به امام زمان است، نه تأکیدِ صرفِ ملیّت. به تعبیرِ برخی محققان، روایاتِ ظهور بر وحدتِ امتِ اسلامی و وجودِ کارگزارانی با اخلاص و ایمانِ راسخ تأکید دارند و این امر کارِ عملیِ اجرایِ وظایفِ دینی را در هر منطقه‌ای از جهان هموار می‌کند. از این منظر، برداشتی که تنها به جمعیتِ ایرانیِ یاران اشاره کند، ممکن است از نورِ راهبردیِ روایت فاصله بگیرد. به گزارشِ دقیقِ منابع، مهم‌ترین نکته این است که هر روایت در مسیرِ بیانِ فضیلت‌ها و اخلاقِ یاران است و در کنارِ آن، چارچوبِ اجتماعیِ عصرِ ظهور را ترسیم می‌کند تا باورمندان بتوانند با رویکردی جامع نسبت به امور دینی و اجرایی بنگرند.

جمع‌بندی و تحلیلِ اجرایی-ادبی دربارهٔ نقشِ مناطق مختلف در ظهور

روایت‌های موجود، با عناصرِ مختلفِ قومی-جغرافیایی برخورد می‌کنند تا نشان دهند که مقصودِ یارانِ مهدی تنها به یک گروهِ محدد محدود نمی‌شود. این روایات، به‌ویژه در مناطقِ خراسان، قم و طالقان، بر حضورِ شخصیت‌های بااخلاص و آمادهٔ فداکاری تأکید می‌کنند که با پرچمِ «یا لثاراتِ الحسین» در میدان‌ها ظاهر می‌شوند و از آنها برای پیروزیِ امامِ حق استفاده می‌شود.این روایات، اگرچه به صورتِ نمادینِ پرچم‌ها و گنج‌ها از آن‌ها سخن می‌گویند، اما به‌خوبی نشان می‌دهند که هدفِ نهاییِ ظهور، هدایتِ انسان‌ها به سوی عدالت و تقوای الهی است و نه تقابلِ قومی یا ملیت‌محور. از منظرِ جمهوری اسلامی ایران، این روایات در راستای تبیینِ وحدتِ امتِ اسلامی، پایبندیِ به اصولِ دینی و تلاشِ اجرایی برای تقویتِ اعتمادِ اجتماعی و امنیتِ فرهنگی است؛ با این وجود، هر گونه تحلیلِ اجرایی باید از راهِ نهادهای قانونی و با توجه به اصولِ قانونی و امنیتیِ کشور انجام شود تا مطالبِ قدسیِ روایت‌ها به چارچوبِ عملیِ کشور پای‌بند بماند. به این ترتیب، می‌توان گفت که ایران به‌عنوانِ یکی از حوزه‌های فرادستِ جغرافیاییِ روایت‌ها، نقشِ ویژه‌ای در بافتِ فرهنگی و فکریِ عصرِ ظهور ایفا می‌کند، اما تعمیمِ آن به عنوانِ تنها محورِ ظهور، بدون توجه به منابعِ رواییِ دیگر و بدون نگاهِ جامعِ تاریخی، می‌تواند باعثِ ساده‌سازیِ بیش از حدِ موضوع گردد.

تحلیل حقوقی-اجتماعی پیرامون روایاتِ یارانِ مهدی

در کنار تحلیل‌های تاریخی و فکری، نکته‌ای که همواره حائز اهمیت است، تطبیقِ این روایات با چارچوب‌های قانونی و امنیتیِ جمهوری اسلامی است. روایاتِ ظهور، به هیچ عنوان نباید به نقضِ قوانین یا امنیتِ عمومی منجر شوند و هرگونه برداشتِ اجرایی از آن باید با رعایتِ اصولِ حقوقی، اخلاقی و امنیتی انجام پذیرد. بنابراین، هر گونه مطالعهٔ دقیقِ این روایات باید با رعایتِ چارچوب‌های قانونی کشور و با اجتناب از هرگونه تعبیرِ سیاسی یا تبلیغیِ غیرضروری صورت بگیرد. این تحلیلِ نقادانه نشان می‌دهد که تمرکزِ اصلیِ این روایات بر اخلاقِ انسانی، وفاداریِ دینی و همدلیِ اجتماعی است و برخوردِ مسئولانه با این روایات می‌تواند به تقویتِ انسجامِ دینی و اجتماعی کمک کند، بدونِ خدشه‌دار کردنِ اصولِ قانونیِ کشور.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا