بازگشت به دیپلماسی خاورمیانه و کنار گذاشتن توهم تغییر رژیم: گوردون و چک سفید امضای اسرائیل
به گزارش تیم آرشیو کامل، فیلیپ گوردون پژوهشگر ارشد بروکینگز و مشاور امنیت ملی معاون رئیسجمهور در دولت بایدن در یادداشت تفصیلی برای فارن افرز توضیح میدهد که هر چه از منظر تاریخی درباره خاورمیانه نگاه میکنیم، این منطقه همواره موضوعی بوده است که تصمیمگیرندگان آمریکایی را به سمت رویکردهای متفاوت هدایت کرده است. او با ارجاع به نمونههای دورههای گذشته از دولتهای مختلف آمریکا میکوشد بیندیشد که آیا ترکیبی از دیپلماسی قویتر و بازدارندگی هوشمند میتواند جایگزین رویکردهای نظامی گسترده شود یا خیر. در نگاه گوردون، تداوم حضور آمریکا با هزینههای هنگفت، پیامدهای انسانی گسترده و نامشخص بودن نتایج آن، دیگر براساس منطق قدیمی پاسخگو نیست اما این به معنای کنار کشیدن کامل از حوزه امنیتی منطقه نیست؛ منافع ایالات متحده همچنان در منطقه پابرجاست و راهبردها باید از شکلگیری درگیریهای بزرگ جلوگیری کنند. این تحلیل با مرور سابقه تصمیمگیریهای مختلف در دهههای اخیر نشان میدهد که نمیتوان از خاورمیانه خارج شد، اما میتوان و باید با رویکردی دقیقتر، با کاهش نقش حضور نظامی ثابت و افزایش ابزارهای دیپلماسی و بازدارندگی پایدار به منافع پاسخ داد.
در بستر این بحث تاریخی، گوردون به برآوردهای اقتصادی و انسانی حضورهای طولانیمدت اشاره میکند که در هزینههای فراوان اقتصادی و جانهای از دست رفته نمود پیدا میکند. او با اشاره به هزینههای آشکار و پنهان چنین مداخلههایی توضیح میدهد که پاسخها نباید به هر قیمتی به حفظ و گسترش پایگاههای سنتی منتهی شود؛ زیرا پایگاههای بزرگ نظامی امروز دیگر بازدارنده نیستند، بلکه هدفهایی آسیبپذیر شدهاند و میتوانند به دامان خسارتهای شدید اقتصادی و امنیتی برای آمریکا و شرکایش بیفتند. همچنین به رویکردی اشاره میکند که با وجود تردیدهای داخلی در آمریکا، حفظ پایگاههای بزرگ در کنار تعهد به اسرائیل، زمینهساز کارکردهای ناخواستهای است که به تشدید درگیریها و ناآرامیهای منطقه میانجامد. در این چارچوب، او استدلال میکند که مسیر فعلی با وجود شعارهای مخالف خود، بازاریابی برای حفظ جایگاه آمریکا در منطقه را صرفاً از طریق ابزارهای غیرمسئولانه یا پرهزینه تقویت میکند و بنابراین نیازمند بازنگری عمیق است.
گوردون در نکته محوری خود بر این نکته پافشاری میکند که منافع کلان آمریکا در خاورمیانه نمیتواند به سادگی با گشودن درهای جنگهای طولانی یا فرار از مسئولیت به دست فراموشی سپرده شود؛ بلکه باید با رویکردی دوشاخه که هم اصلاح ساختارهای حضور نظامی را میپذیرد و هم با دیپلماسی و ابزارهای اقتصادی به دنبال تضمین امنیت و ثبات منطقه برود، دنبال شود. او بر این باور است که ابر چالشهایی مانند فقدان ثبات در تنگهها، چشمانداز هستهای منطقه و حضور بازیگران غیرمتمرکز، به هیچ عنوان از طریق تداوم رویکردهای جنگافروزی پاسخ نمیگیرند. به گزارش تیم آرشیو کامل، در نتیجه یک مدل راهبردی جدید که بر بازدارندگی هوشمند و کاهش ریسکهای پرهزینه تمرکز دارد، بیش از هر زمان دیگری میتواند در پاسخدهی به منافع ملی آمریکا کارآمد باشد.
در ادامه، گوردون پنج ستون کلیدی برای این رویکرد را توضیح میدهد که میتواند به بازتعریف حضور آمریکا در خاورمیانه منجر شود. این ستونها عبارتند از کنار گذاشتن توهم تغییر رژیم با زور، بازتعریـف آرایش نظامی با تمرکز بر بازدارندگی و کاهش حضور ثابت، بازگشت به دیپلماسی به عنوان ابزار مهار اتمی با بازرسیهای راستیآزمایی و مشوقهای اقتصادی، کاهش آسیبپذیری تنگه هرمز از طریق پروژههای انرژی جایگزین و خطوط لوله دورزننده، و باطل کردن چک سفید امضا به اسرائیل با شرطگذاری دقیق بر حقوق بشر و نحوه ارائه کمکهای تسلیحاتی. هدف از این رویکرد، حفظ امنیت ملی آمریکا، کاهش هزینههای بیپایان و کاهش آسیبهای انسانی است و با در نظر داشتن اصول و ملاحظات حقوقی و اخلاقی قابل اجرا است. این نقشه راه به نویسنده اجازه میدهد تا با در نظر گرفتن ملاحظات منطقهای و بینالمللی و با تقویت مشارکتهای با ثبات، منافع منطقهای و ملی را همزمان تامین کند.
- کنار گذاشتن توهم تغییر رژیم با زور بازگشت به واقعیتهای قابل حصول و پرهیز از طرحهای تغییر رژیم به شیوهای که به انواع درگیریها و شکستهای فاجعهبار منتهی شود. هدف، بازگرداندن چارچوب بازدارندگی با استفاده از ابزارهای نرمتر و هوشمندتر است.
- اصلاح آرایش نظامی با تمرکز بر بازدارندگی و کاهش حضور ثابت به جای دفاع از پایگاههای عظیم، تمرکز به سمت مراکز کوچکتر، پراکنده و محافظتشده و انتقال برخی از سامانههای فرماندهی به آمریکا یا اروپا تا نیاز به استقرار ثابت کاهش یابد.
- بازگشت به دیپلماسی به عنوان ابزار مهار اتمی بازرسیهای روشن و راستیآزمایی بهعنوان محور مذاکرات و اجرای مشوقهای اقتصادی برای ایجاد فرصتهای همکاری پایدار در منطقه مطرح میشود.
- کاهش آسیبپذیری تنگه هرمز با استفاده از خطوط لوله جایگزین و مسیرهای ترانزیت امن، همچنین بازسازی زیرساختهای منطقهای برای حفظ امنیت انرژی و کاهش وابستگی به حضور نظامی گسترده در تنگه پرمخاطره.
- باطل کردن چک سفید امضا به اسرائیل با شرطگذاری دقیق بر رعایت حقوق بشر و چارچوب امدادرسانی، تا از بهرهبرداری از فروش تسلیحات در راستای ماجراجویی یا تشدید بحرانها جلوگیری شود.
این پنج ستون با حفظ توازن میان امنیت منطقه و منافع ملی آمریکا، میتواند به چارچوبی منسجم برای تصمیمگیریهای آینده منجر شود. گوردون تأکید میکند که این رویکرد در درازمدت میتواند از طرفی به کاهش فشارهای اقتصادی و از طرفی به کاهش تردیدهای داخلی در آمریکا کمک کند و از طرف دیگر به ایجاد یک رویکرد دیپلماتیک با کارآمدی بالا منجر شود. با وجود رقابتهای ژئوپلیتیک و تغییرات داخلی در کشورهای تمتعاتی منطقه، این چارچوب میتواند به تصمیمگیران نشان دهد که چگونه میتوان از طریق همسویی با قوانین بینالملل و تعهد به انصاف انسانی، به نتایج ملموسی دست یافت. به گزارش تیم آرشیو کامل، در پایان این گزارش بر اهمیت هماهنگی با شرکای منطقهای و بینالمللی تأکید میشود تا سیاستهای اجرایی بتواند هم امنیت ملی را حفظ کند و هم به بهبود شرایط اقتصادی و انسانی منطقه کمک کند.
تحلیل اجرایی: نگاهی واحده به چالشها و فرصتها
این تحلیل کوتاه تنها به جنبههای غیرسیاسی و امنیتی میپردازد و با تمرکز بر بهبود کارآمدی ابزارهای دفاعی، مدیریت مالی و هماهنگی با شرکای اروپایی و منطقهای پیشنهادهایی برای کاهش مخاطرات غیرنظامی و حفاظت از زیرساختها ارائه میدهد. بر این پایه، بودجه دفاعی به گونهای بازبینی میشود که تمرکز بر نیروهای با تخصص بالا، سامانههای پدافندی بهروز و بهبود هماهنگی فرماندهی و کنترل را در اولویت قرار دهد و از گسیل گسترده نیروها کاسته شود. همچنین، به کارگیری فناوریهای نوین و افزایش همکاری میان واحدهای نظامی و بخشهای غیرنظامی میتواند هزینهها را کاهش داده و کارایی را افزایش دهد. این تحلیل امیدوار است با رعایت خطوط قرمز حقوقی و اخلاقی، راهبردی کارآمد برای کاهش خطرات امنیتی منطقه ارائه دهد و از طریق مدیریت ریسک و انسجام داخلی، پشتیبانی لازم را از تصمیمگیریهای آینده فراهم آورد.
