مقدمه و بازتعریف موضوع
در نشست تخصصی اخیر و نمایشگاهی با محوریت ذخیره خوارزمشاهی — که با همکاری معاونت پژوهشی و فناوری مدرسه عالی و دانشگاه شهید مطهری و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد — نکات مهمی درباره جایگاه این کتاب در تاریخ پزشکی ایران مطرح شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویداد دوشنبه دهم آذرماه ۱۴۰۴ با حضور پژوهشگران تاریخ پزشکی از جمله محمد صدر و محمدابراهیم ذاکر برگزار شد و محور اصلی گفتوگوها، جنبههای تاریخی و زبانشناختی ذخیره خوارزمشاهی بود. این نشست، با هدف نزدیکی به متنهای تاریخی و تبیین نقش این اثر در فرایند آموزش پزشکی در ایران انجام شد.
پرده نخست: پیشینه علمی و زبانشناختی طب در ایران
صدر، پژوهشگر تاریخ پزشکی، توضیح داد که تا قرن دوم و سوم هجری، آثاری که در حوزه پزشکی وجود داشتند عمدتاً به زبان سریانی تألیف میشدند و کار علمی در ایران و شبهجزیره عربستان در دست مسیحیان و پزشکان یهودی بود. کانونهای علمی آن دوران از جمله مدرسه جندیشاپور، که به شکل همزمان مدرسه، عبادتگاه و بیمارستان بود، نمودهای بارزی از مرکزیت علم در دوره تاریخی ایران بود. از سوی دیگر، ترجمه کتابهای یونانی، سریانی، پهلوی و سانسکریت به عربی آغاز شد تا منابع پزشکی در دست مسلمانان قرار گیرد؛ این گام، مقدمهای بود بر نوشتن کتب تخصصی پزشکی به زبان عربی و در ادامه به زبان فارسی.
ذخیره خوارزمشاهی و جایگاه زبان فارسی در طب
کتاب «ذخیره خوارزمشاهی» اثر سیداسماعیل جرجانی است که به وضوح نشان میدهد چگونه زبان فارسی بهعنوان زبان آموزشی پزشکی از انحصار زبان عربی خارج شد. صدر تأکید کرد که این کتاب بهطور خاص برای پزشکان نوشته شد تا از مراجعه به کتب متعدد بینیاز باشند و بتوانند با استفاده از یک منبع جامع، مسلط به مباحث پزشکی شوند. وی همچنین گفت که جرجانی در مقدمه کتاب، توضیح میدهد که هدفش استفاده از واژگان فارسی تا حد امکان به جای واژگان عربی است؛ مگر اینکه واژهای در زبان فارسی بهطور گسترده جاافتاده باشد. در این رویکرد، ذخیره خوارزمشاهی نه تنها کتابی پزشکی بلکه متنی مهم در زبان و ادبیات فارسی بهشمار میآید. به گزارش تیم آرشیو کامل، این کتاب با هدف عمومیسازی دانش پزشکی نوشته شد تا زبان علمی در میان پزشکان فارسیزبان گسترش یابد و از زبانهای دیگر جدا شود.
ساختار فکری و تاریخی کتاب: از جندیشاپور تا زبانهای مختلف
صدر همچنین به این نکته اشاره میکند که در قرون چهارم و پنجم هجری، برخی نویسندگان آثار پزشکی تصمیم گرفتند کتابهای خود را به دو زبان عربی و فارسی بنویسند. نمونهای از این روند، اثر التنویر است که ابتدا به عربی نوشته شد و سپس به فارسی بازنویسی شد تا واژگان و تعابیر اصیل فارسی در متن حضور یابد. این گامها نشان میدهد که ذخیره خوارزمشاهی بخشی از جنبش واژگانی-زبانی در طب اسلامی-ایرانی است که به گسترش زبان علمی به زبان محلی کمک کرده است.
ذخیره خوارزمشاهی به عنوان منبع آموزشی: نسخهها و بازنویسیها
در حال حاضر حدود صد نسخه از ذخیره خوارزمشاهی در داخل ایران وجود دارد و شمار نسخههای خارج از کشور نیز قابل توجه است. نسخههای رونویسیشده از این کتاب نشان میدهد که متن به عنوان منبع آموزشیِ پزشکیِ فارسیزبانان همواره مورد توجه بوده است. با این حال، به دلیل تفاوتهای خطی و گوناگونی نسخهها، تصحیح دقیق این اثر کار سادهای نیست. برخی پژوهشگران پیش از این کارهای تصحیحی انجام دادهاند، اما به دلیل وجود تعاریف مختلف اصطلاحات پزشکی و تفاوتهای محلی در نسخههای مختلف، ادامه تصحیح با دشواریهایی روبهرو بوده است. نسخههایی در کتابخانههای ملی و دانشگاهی موجود است و گاه تفاوتهای قابلتوجهی در زبان و تعبیرهای پزشکی مشاهده میشود. به این نکته نیز باید توجه داشت که ترجمههایی از این کتاب به زبانهای دیگر مانند ترکی عثمانی و عبری نیز وجود دارد که نشاندهنده تأثیرگذاری گسترده این اثر در سطح جهان است.
تأثیر ذخیره خوارزمشاهی بر زبان و آموزش پزشکی در دورههای بعدی
مطالعههای اولیه جرجانی نشان میدهد که او با هدف گشودن درهای علم برای عموم پزشکان، سعی کرده است از واژگان فارسی استفاده کند تا فهم متن برای خوانندگان فارسیزبان سادهتر باشد. بهطور مشخص، او در ابتدای کتاب تاکید میکند که در هر واژه عربی باید معادل فارسی مناسبی پیشنهاد شود؛ مگر اینکه واژهای در ذهن مخاطبان از پیش جا افتاده باشد. این رویکرد باعث میشود ذخیره خوارزمشاهی بهعنوان الگوی نگارش زبان فارسی در طب شناخته شود و به عنوان متنی که به درک عمومی از دانش پزشکی کمک میکند، مورد احترام باشد. همچنین، کتابهای دیگر جرجانی نیز به زبان فارسی منتشر شدند، اما به عنوان الگویی واحد برای نگارش فارسی در پزشکی به شکل ویژه در ذخیره خوارزمشاهی حضور دارد. منابع قدیمی و موزهای نشان میدهند که نام کتاب و زبان با هم همسویی یافته و این اثر به عنوان کتاب درسی برای پزشکان به کار گرفته شده است. این امر نشان میدهد که تحول زبان علمی ایرانی تا چه اندازه به وجود چنین متونی همسو با زبان مادری انجامیده است.
نسخههای ایرانی و جهانی: موقعیت پژوهشی و جمعآوری منابع
صدر به نقش نسخههای مختلف از ذخیره خوارزمشاهی در کتابخانههای ملی و پژوهشهای تصحیحی اشاره میکند. او اظهار داشت که نسخههای کرمان، یزد و کرمانشاه در مقطعهای مختلف تاریخی رونویسی شدهاند و هر نسخه به نوعی بازتابدهنده گویش و اصطلاحات محلی است. به گفته او، نسخهای از ذخیره خوارزمشاهی در کتابخانه ملی شماره ۱۱۸۹۰ وجود دارد که از آغاز کتاب تا بخشهای پایانی را دربرمیگیرد و بهعنوان یکی از صحیحترین نسخهها شناخته میشود؛ اگرچه نسخههای قرن هشتمی نیز وجود دارد که به گمان برخی محققان، دقیقترین تعبیرات را منتقل میکند. در کل، تفاوتهای خطی و ترجمهای در نسخههای مختلف به کثرت رسیده و پژوهشگران را وادار کرده است که با دقت و نسخهشناسی دقیق به نقد و تصحیح متن بپردازند. ضمن این نکته، ترجمههای عثمانی و عبری از این اثر نیز وجود دارد و نشان میدهد که دانش پزشکی این کتاب فراتر از مرزهای منطقهای بود و در دورههای تاریخی مختلف به زبانهای گوناگون منتقل شد.
خلاصه و نتیجهگیری تاریخی
ذخیره خوارزمشاهی نه فقط یک کتاب پزشکی بلکه یک اثر زبانشناسی-ادبی است که نشان میدهد چگونه محتوای علمی با زبان مادری پیوند میخورد و به گفتمان عمومی دانش پزشکی در ایران و مناطق همجوار کمک میکند. از این منظر، این کتاب به عنوان منبعی است که با رویکرد زبان فارسی، جامعیت علم پزشکی را برای مخاطبان فارسیزبان فراهم میکند و در کنار آن، ساختارهای زبانشناختی و اصطلاحات پزشکی را به زبان مادری منتقل میکند. با وجود تغییرات نسخهای، نقش این اثر در تاریخ پزشکی ایران و گسترش فهم پزشکی به زبان فارسی همچنان پررنگ است و به عنوان منبعی برای پژوهشهای تاریخی-پزشکی و زبانشناسی پزشکی شناخته میشود. این رویکرد نشان میدهد که چگونه زبان فارسی به عنوان زبان علمی در طب در دورههای مختلف تاریخی با ارتقاء متنهای کلاسیک همراه بوده و این امر میتواند به عنوان راهنمایی برای بازبینی و تصحیح نسخههای قدیمی و تبدیل آنها به منابع درسی مدرن مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل نهایی: جایگاه اجرایی و فرهنگی ذخیره خوارزمشاهی در عصر حاضر
اگرچه ذخیره خوارزمشاهی در دوران باستانی و میانی دورههای اسلامی بهعنوان کتابی تخصصی شناخته میشد، اکنون به عنوان گواهی تاریخی-زبانی از فرایند عمومیسازی علم پزشکی به زبان فارسی مطرح میشود. از منظر اجرایی، پژوهشهای تازه درباره نسخهها و ترجمههای مختلف میتواند به ساماندهی بهتر منابع، تصحیح اصطلاحات پزشکی و بهبود مدیریت موزههای کتابخانهای کمک کند. از منظر فرهنگی، این کتاب نشان میدهد چگونه زبان علمی در ایران از قالب عربی و یونانی به زبان مادری تغییر یافت و چگونه این انتقال به تقویت هویت علمی ایرانی کمک کرده است. با وجود محدودیتهای نسخهای و چالشهای ترجمه، ذخیره خوارزمشاهی به عنوان نمونهای تاریخی-تعلیمی، میتواند برای پژوهشگران و دانشجویان تاریخ پزشکی ایران الهامبخش باشد و به درک عمیقتری از تعامل میان زبان، علم و فرهنگ کمک کند.
