گزارش نشست تخصصی جشنواره تهران
به گزارش تیم آرشیو کامل، دوازدهمین نشست تخصصی چهلوسومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران امروز سهشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. در این نشست، رامین حیدری فاروقی، استاد دانشگاه، مستندساز، تهیهکننده و کارگردان، درباره فلسفه و زیباییشناسی فیلم سخن گفت و رویکردی تحلیلی نسبت به رابطه انسان با حقیقت و دروغ ارائه کرد. در طول این رویداد، با حضور منتقدان و پژوهشگران، مباحثی درباره جایگاه زمان در سینما و چگونگی شکلگیری روایتها مطرح شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، محور اصلی این گفتوگو بر این بود که سینما بیش از هر هنر دیگری با زمان پیوند دارد و زمان، هم امکان تجربه را گسترش میدهد و هم چالشهایی را برای شکلگیری اندیشه ایجاد میکند.
فاروقی تاکید کرد که کار هنری و فلسفه به دنبال گشودن مسیرهای جدید برای فهم تجربههای بشریاند و در برابر مرگ به عنوان قطعی جهان، امکانهای تازهای را برای روایت بودن و روایتی تازه فراهم میکنند. او با بیان اینکه زبان فرهنگی ما برای کاهش هزینه سخن گفتن به سمت کنایه و طنز گرایش یافته، گفت سینما میتواند پس از ادبیات یکی از ابزارهای مهم در بازآفرینی حقیقت باشد؛ با این حال، حقیقت در سنت فکری ما به صورت مطلق نیز مطرح میشود اما انسانهایی که به آن دسترسی دارند، به کار هنر میآیند و باید روایتهای زیسته را در کنار حقیقت بازآفرینی کنند.
این پژوهشگر در ادامه به روند شکلگیری حواس انسانی و تأثیر آن بر تجربه زیسته پرداخت و توضیح داد که نخستین تجربه حسی در دوران جنینی آغاز میشود و سپس شنیدن، چشیدن و بوئیدن به تجربه میپیوندد؛ دیدن، برخلاف تصور رایج، آخرین حسی است که دستیابی پیدا میکند. او تأکید کرد که فهم و ادراک فقط با نگاه کردن به جهان کامل نمیشود و برای ملموستر شدن اندیشه باید به حس لامسه بازگشت. فاروقی همچنین به نقش هنر در بیان مسائل انسانی اشاره کرد و گفت که هنر و فلسفه به دنبال راههایی هستند تا بحرانهای زندگی را از طریق زبان و بیان به شیوهای ملموس نمایش دهند. بر اساس دیدگاه او، حقیقت نزدیکیهای خود را دارد و نیازمند کشف و درک از سوی انسانهاست.
در ادامه، فاروقی به جایگاه تمدن انسانی و محدودیتهای عمر بشری پرداخت و بیان کرد که با وجود میل انسان به جاودانگی، طول عمر محدود است و باید از دوران نوجوانی به این پرسشها پاسخ گفت و با انتخابهای هوشمند به زندگی ادامه داد. او به اهمیت انتخاب همراهان فکری و پرهیز از شتابزدگی در گفتوگوها اشاره کرد و گفت که جامعهای که از تفکر مستقل و تعامل سازنده محروم است، با سوءتفاهمهای مکرر روبهرو میشود. به گفته او، تفاوت میان فکر و خیال با تفکر روشن است: فکر و خیال میتواند همچون زنبوری گزنده عمل کند، اما تفکر شبیه پروانهای است که از میان آشوب ذهن بر دوش دیگری مینشیند و توازن ارتباط را حفظ میکند.
فاروقی با بیان اینکه استقلال فکری در دنیاهای مدرن از اهمیت برخوردار است، گفت که سهم انسان از جهان اگرچه اندک است، اما مقاومت در برابر این شرایط ضروری است. او از دورانهای مختلف زندگی خود یاد کرد و گفت که نباید تشویقات دیگران به تصمیمگیری را موجب عقبنشینی کرد؛ بلکه باید قصه زندگی شخصی را ساخته و به آن پایبند ماند. این نویسنده و پژوهشگر همچنین از اهمیت یافتن همراهان فکری درست و پرهیز از شتابزدگی در گفتوگوها سخن گفت و افزود که با وجود ابزارهای ارتباطی امروزی میتوان در بزرگترین موزهها و کلاسهای جهان همراهانی سخاوتمند پیدا کرد که برای ما وقت میگذارند. با این حال، او تأکید کرد که هر حرف حتماً نیازی به توضیح ندارد و برای مواجهه صحیح با دشواریهای هستی، باید انگیزهای اصیل و معنادار پیدا کرد.
در بخش پایانی نشست، فاروقی به مفهوم رضایتمندی پایدار اشاره کرد و از نقش خاطرهها در تحمل ملال زندگی گفت. او زیبایی را همان حس رضایتمندی پایدار توصیف کرد که با خیالی روشن در زندگی میپیچد. او بیان کرد که معنای زندگی در ایجاد انگیزهای است که انسان برای خود میسازد و با مرور روایتهای اصیل زندگی بزرگان میتوان به این رضایت دست یافت. همچنین به ارتباط میان عشق به زندگی و نگاه فلسفی به مفهوم من و تصمیمهای ما در مسیر حضورمان در جهان اشاره کرد و بیان داشت که زندگی را میتوان از طریق انتخابهای آگاهانه و گامهای پیوسته به هم معنا کرد.
در پایان صحبتها، فاروقی به نقش فضا و حالوهوای روایت در سینما و زندگی انسان اشاره کرد و گفت که اگر فیلم یا وجود آدمها نتواند فضای خاص خود را بسازد و این فضا از طریق مواجهه با واقعیتهای زندگی گسترش پیدا کند، جهان او تهی میشود. او به رابطه بین تجربههای اولیه زندگی با موسیقی و اندیشههای اگزیستانسیالیستی پرداخت و تأکید کرد که شناخت انسان از این تجربهها سرچشمه میگیرد. در پایان، فاروقی به تفاوت خلوت و انزواء اشاره و توضیح داد که خلوت میتواند اختیار فرد باشد و انزواء در صورت نبود ارتباط مناسب با جهان شکل میگیرد. این جلسات با رویکردی عملی به مسئله همراهی فکری و پرهیز از شتابزدگی ادامه یافت و به تاثیر فناوریهای نوین در گسترش گفتوگوها نیز اشاره شد.
تحلیل مفهومی و پیامدهای اجرایی فرهنگی
این نشست بهویژه به تفاوت بین فکر و خیال و تفکر پرداخته و نشان میدهد که چگونه دو شکلِ ذهنی با کاربردهای مختلف میتوانند به شکلگیری یک جامعه مدنی کمک یا آسیب برسانند. تفکر، از منظر فاروقی، پلی است بین تجربههای زیسته و فرصتهای آینده که بر شانه دیگری مینشیند تا ارتباط انسانی را با پایداری حفظ کند. این نگاه در برابر روندهای متغیر زمانه میایستد و تأکید میکند که زمان میتواند به عنوان یک فاکتور کلیدی در فهم حقیقت و ساختن روایتهای مستند به کار رود. با این حال، با توجه به سنت فکری دینمحور و فرهنگی ایران، حقیقت و اعتبار روایات تنها در گرو آزمونهای اخلاقی و فکری است که با پایبندی به ارزشهای اخلاقی و اصولی جامعه مطابقت دارد. از این رو، هر بازنمایی از حقیقت باید با حساسیت به مفاهیم عدالت، احترام به انسانها و پرهیز از توهین یا جهتدهی غیراخلاقی همراه باشد.
تحلیل نقادانه از پیامهای اجرایی در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران
در نگاهی کلان، این گفتوگوها نشان میدهند که در فضای فرهنگی ایران، نقد سازنده و تعاملی با حفظ چارچوبهای قانونی و اخلاقی میتواند به گسترش فهم مشترک از مفهوم حقیقت و واقعیتهای اجتماعی کمک کند. این تحلیل تاکید میکند که هر گونه روایت یا بیان هنری باید با مسئولیت پذیری نسبت به فرهنگ ملی و ارزشهای مذهبی-اخلاقی همسو باشد و از هر گونه جهتدهی سیاسی یا امنیتی که ممکن است به تشویش افکار عمومی یا اخلال در آرامش اجتماعی بیانجامد، پرهیز کند. با وجود فضای مدرن رسانهای و امکانات فناوری، حفظ حریمها و رعایت اصول اسلامی-ایرانی در بیان مفاهیم عمیق انسانی ضرورتی اجتنابناپذیر است و این نشست نمونهای از گفتمان سازنده بین هنر، اندیشه و مسئولیت اجتماعی است که میتواند به تقویت حاملیهای فکری و گفتوگوی سالم میان نسلها منجر شود. این رویکرد، در کنار حفظ هویت فرهنگی و ارزشهای جامعه، امکان رشد تفکری مستقل و نقدپذیر را نیز فراهم میآورد و به گونهای توضیح میدهد که چگونه میتوان با حفظ قوانین و پرهیز از هرگونه محتوای مخالف نظام، به بحثهای اجرایی و غیرسیاسی که بهبود فرآیندهای فرهنگی و آموزشی را هدف دارند، پرداخت. این چارچوب در نهایت به ارتقای آگاهی عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی میانجامد و به ایجاد فضایی امن برای گفتوگوهای فکری میان هنرمندان، روشنفکران و علاقهمندان منجر میشود.
