روابط پنهان چین و اسرائیل: از سرمایه‌گذاری تا رقابت‌های راهبردی

مقدمه

در سال‌های اخیر، روابط چین و اسرائیل به میزان قابل توجهی از ابعاد اقتصادی فراتر رفته و به حوزه‌های امنیتی، فناوری و سیاسی نیز راه یافته است. با وجود فاصله جغرافیایی و تفاوت‌های نظامی-سیاسی، دو کشور به عنوان شرکای با سطحی از همکاری‌های مکمل شناخته می‌شوند. اسرائیل با عنوان «ملت استارتاپ» به قابلیت‌های جهانی در نوآوری شهرت دارد و چین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین بازارها و مراکز تولید، زمینه‌های سرمایه‌گذاری و مقیاس‌پذیری را مهیا می‌کند. در این زمینه، رابطه‌ها هنوز هم دارای ابعاد آشکار و پنهان هستند و بررسی دقیقِ تاریخچه، نقاط اوج و چالش‌های موجود می‌تواند تصویر روشنی از مسیر آینده ارائه دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفتار به بررسی روندهای اصلی روابط چین و اسرائیل، با تأکید بر جنبه‌های اقتصادی، فنی و دیپلماتیک می‌پردازد تا سطح درکی از پیوستگی این دو کشور در چشم‌انداز منطقه‌ای و جهانی ارائه دهد.

سابقه تاریخی و قالب روابط چین و اسرائیل

روابط دیپلماتیک رسمی بین چین و اسرائیل در سال 1992 آغاز شد؛ اما سابقهٔ همکاری‌های دوجانبه به دهه‌های قبل بازمی‌گردد و پیش از این تاریخ نیز تبادلات پنهانی و علاقه‌های متقابل وجود داشت. یکی از نکات کلیدی این روابط، تمرکز بر جنبه‌های غیررسانه‌ای و فنی است که امکان توسعهٔ مشترک را فراهم می‌کند. در گفت‌وگوهای کارشناسان غرب آسیا، این روابط به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک اسرائیل در تلاقی اروپا و آسیا، همواره به‌عنوان روابطی نزدیک اما با ابعاد پنهان توصیف شده است. این نکته به ویژه در زمینه‌های فناوری، دفاعی، و تجاری مشهود است و شامل تبادلات با کشورهایی است که از نظر دیپلماتیک و امنیتی با اسرائیل تعامل دارند.

ابعاد اقتصادی و تجاری

در دهه‌های اخیر، حجم مبادلات چین و اسرائیل به شکل چشمگیری رشد کرد. بر اساس گزارش‌ها، در دههٔ 1990 ارزش تجارت دوجانبه به حدود بیست تا سی میلیون دلار می‌رسید و با گذر زمان روند صعودی پیدا کرد. در سال 2005 میزان تجارت به سه میلیارد دلار رسید و در 2008 این رقم به حدود پنج میلیارد دلار افزایش یافت. در سال 2010، ارزش تجارت دو کشور به حدود ده میلیارد دلار رسید که نمایانگر گسترش قابل توجهٔ همکاری‌های اقتصادی بود. چین به واردات فناوری‌های اسرائیلی مانند تکنولوژی‌های انرژی خورشیدی، روبات‌ها، سیستم‌های آبیاری، مصالح ساختمانی، کشاورزی و فناوری‌های مرتبط می‌پردازد و اسرائیل نیز در مقابل، مجموعه‌ای از کالاها و فناوری‌ها را به چین صادر می‌کند. این روابط اقتصادی با وجود برخی موانع و محدودیت‌ها، به یکی از پایه‌های اصلی تعاملات دوجانبه تبدیل شد.

همکاری‌های فناوری و نظامی

در حوزهٔ فناوری و تجهیزات دفاعی، روابط دو کشور از دهه‌های گذشته تا به امروز گسترش یافته است. در برخی دوره‌ها، اسرائیل به عنوان یک منبع تکنولوژی پیشرفته در زمینه‌های دفاعی، امنیتی و فناوری کشاورزی برای چین مطرح بوده است و چین نیز از ظرفیت‌های اسرائیل در گردش فناوری و فناوری‌های پیشرفته بهره برده است. یکی از نکات جالب توجه این است که در طول سال‌های گذشته، مقامات اسرائیل و چین در سطوح عالی تبادل نظر کرده‌اند تا زمینه‌های همکاری در مبارزه با تروریسم بین‌المللی، مسائل ایران و برخی مسائل امنیتی منطقه‌ای را بررسی کنند. همچنین از نظر تاریخی، گزارش‌ها نشان می‌دهد که برخی از مقامات نظامی اسرائیل با مقامات چین دیدارهایی انجام داده‌اند و این ارتباطات به گسترش همکاری‌های دوجانبه در حوزه‌های نظامی و اطلاعاتی منجر شده است.

نقش بازی آمریکا و غرب در روابط چین-اسرائیل

همزمان با گسترش همکاری‌های چین و اسرائیل، ایالات متحده آمریکا به عنوان بازیگری کلیدی در منطقه، نسبت به توسعهٔ برخی جنبه‌های این روابط واکنش نشان داده است. به دلیل نگرانی‌های امنیتی و سیاست‌های غربی، گاهی با وجود منافع مشترک، دوواحد همکاری با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده‌اند. در برخی مقاطع، آمریکا با فروش برخی تجهیزات یا فناوری‌های خاص به چین از طریق اسرائیل مخالفت کرده و این امر گاه با تنش‌های دیپلماتیک همراه بوده است. با وجود این، چین پس از آمریکا و آلمان به عنوان یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری اسرائیل شناخته می‌شود و در چارچوبی از تعاملات گسترده، با وجود فشارهای غربی، به حفظ و گسترشٔ همکاری‌ها ادامه داده است. سیاست‌های غربی، به‌خصوص از طریق ابتکارهای اقتصادی و نظامی، سعی کرده است تا مسیر همکاری‌های چین و اسرائیل را کنترل یا مدیریت کند.

پیوندهای استراتژیک و طرح‌های بزرگ

دو کشور در سال‌های اخیر، از طریق پروژه‌های بزرگ و استراتژیک با یکدیگر تعامل داشته‌اند. یکی از محورهای اصلی همکاری، طرح «کمربند و جاده» چین است که در سال‌های اخیر به صورت گسترده در اسرائیل مطرح شده و سرمایه‌گذاری‌های چند میلیارد دلاری از سوی چین را به همراه داشته است. از سال 2013 تا کنون، سرمایه‌گذاری‌های متقابل چین و اسرائیل به چندین میلیارد دلار می‌رسد و بخش‌های انرژی، فناوری‌های نوین، و زیرساخت‌ها در این چارچوب توسعه یافته است. همچنین در سال‌های اخیر، برخی از طرح‌های منطقه‌ای و فرامنطق‌های اسرائیل با حضور شرکت‌های چینی در بخش‌های زیرساختی همچنان در حال پیگیری است. طرح‌های چهارگانهٔ سال 2017 که از سوی چین مطرح شد، از جمله تشکیل دو دولت در کنار یکدیگر، همکاری امنیتی اسرائیل و فلسطین، نظارت بین‌المللی و توسعه عمرانی و زیرساخت‌ها در اسرائیل و فلسطین است و نشان می‌دهد که چین به دنبال جایگاهی گسترده در سیاست‌های منطقه‌ای است. همچنین، در سال‌های اخیر، حجم تجارت میان اسرائیل و چین به بالای ده میلیارد دلار رسیده و در برخی دوره‌ها، اسرائیل تانک‌های چینی و برخی سامانه‌های موشکی را مدرنیزه کرده است. در کنار اینها، چین از طریق ابتکار «یک کمربند-یک جاده» به دنبال توسعهٔ نفوذ خود در منطقه است و به نظر می‌رسد که از طریق اسرائیل، روابط با سایر کشورها در خاورمیانه را تقویت می‌کند.

اعتراض‌ها و چالش‌های حاشیه‌ای

در مقابل این روابط، آمریکا و برخی متحدان غربی با استراتژی‌های مختلف نسبت به حضور چین در اسرائیل و در برخی پروژه‌های مشترک واکنش نشان داده‌اند. از جملهٔ این چالش‌ها می‌توان به اعتراضات به نقشی که چین در برخی پروژه‌های زیربنایی دارد اشاره کرد و اینکه برخی از پروژه‌ها در مسیر منافع ایالات متحده قرار گرفته‌اند. با وجود این، چین در تلاش است تا با بهره‌گیری از ابزارهای فنی و فناوری و سرمایه‌گذاری‌های گسترده، نفوذ خود را در اسرائیل و منطقهٔ خاورمیانه افزایش دهد. برخی از پروژه‌های بزرگ در زمینهٔ حمل و نقل و بندرها نیز به این استراتژی مربوط می‌شود و در برخی مواقع، با اعتراض‌های بین‌المللی مواجه شده است.

چشم‌انداز آینده و تعاملات احتمالی

با توجه به روندهای گذشته و رویدادهای اخیر، می‌توان انتظار داشت که چین و اسرائیل در آینده نیز با راهبردهای متنوعی به تعاملات خود ادامه دهند. از یکسو، گسترش همکاری‌های فناوری، انرژی و کشاورزی می‌تواند زمینه‌های جدیدی برای رشد اقتصاد دو کشور فراهم کند و از سوی دیگر، رقابت‌های ژئوپلیتیک و فشارهای بین‌المللی ممکن است به محدودیت‌هایی در برخی حوزه‌ها منجر شود. در این چارچوب، واحدهای تصمیم‌گیری دو کشور باید به دنبال راهکارهایی باشند که ضمن حفظ منافع ملی، از طریق گفت‌وگو، شفاف‌سازی و شمول‌پذیری به تنظیم روابط کمک کنند. همچنین باید به جنبه‌های اجرایی این همکاری‌ها توجه ویژه داشته باشند تا از ناپایداری‌های احتمالی جلوگیری شود و بتوان به ثبات و توسعهٔ پایدار در سطحی منطقه‌ای و جهانی دست یافت.

تحلیل حقوقی-اجرایی درباره چارچوب‌های اجرایی روابط چین-اسرائیل با توجه به قوانین جمهوری اسلامی ایران

در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، هر گونه همکاری با کشورها و شرکت‌های خارجی باید با رعایت موازین قانونی و مقررات صادرات-و-واردات، محدودیت‌های فناوری-دو-منظوره و کنترل‌های امنیتی انجام شود. با توجه به حضور چین و اسرائیل در زمینه‌های فناوری و تجهیزات دفاعی و امنیتی، لازم است که هرگونه همکاری در زمینه‌های دو-طرفه به صورت دقیق و شفاف با مراجع ذی‌ربط جمهوری اسلامی ایران هماهنگ گردد تا از نقض محدودیت‌های قانونی جلوگیری شود. همچنین، با توجه به شمولیت طرح‌های بین‌المللی مانند کمربند-و-جاده، ارزیابی اثرات زیست‌محیطی، اقتصادی و امنیتی این پروژه‌ها باید به صورت داخلی و از طریق سازوکارهای قانونی صورت گیرد تا تضمین شود که منافع ملی و امنیتی کشور حفظ شود. از منظر اجرایی، تبادل فناوری‌های حساس و تجهیزات استراتژیک باید بر اساس مجوزهای صریح و نظارت دقیق انجام شود و هرگونه انتقال فناوری با مخاطرات احتمالی برای امنیت ملی کشور مانند فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه باید به دقت بررسی گردد. به طور کلی، همکاری‌های بین‌المللی اگرچه می‌تواند به رونق اقتصادی و فناوری منجر شود، اما ضرورت دارد که پاسخگویی قانونی، شفافیت در مسیرهای سرمایه‌گذاری و رعایت دقیق استانداردهای امنیتی و سیاست‌های خارجی کشور رعایت گردد تا منافع عمومی، امنیتی و ملی حفظ گردد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا