هوش مصنوعی و آینده کار: تحلیل هشدار استوارت راسل
در فضایی که فناوری هوش مصنوعی به سرعت در حال گسترش است، پژوهشگران و مدیران فناوری به طور فزایندهای به تبعات سوق دادن این فناوری به سمت کاربردهای وسیعتر میاندیشند. استوارت راسل، استاد برجسته دانشگاه برکلی و یکی از پژوهشگران شاخص در زمینه هوش مصنوعی، پس از بیش از چهار دهه کار پژوهشی، اکنون با شدت بیشتری درباره آینده بازار کار هشدار میدهد. او که به کتاب مرجع «هوش مصنوعی: یک رویکرد مدرن» شهرت دارد، در گفتوگوی اخیر خود تأکید میکند که راهبردهای فعلی مدیران و دولتها باید با جدیت به مسئلهٔ تغییر گستردهٔ کارها واکنش نشان دهند، زیرا برخی پیشبینیها نشان میدهد که آستانهٔ از کار افتادن مشاغل میتواند با نرخهای بالا شکل بگیرد. این دغدغهها با توجه به تجربههای عملی و مدلسازیهای گوناگون، به ویژه در زمینههایی مانند لجستیک، مراقبتهای بهداشتی و بخشهای تخصصی مهندسی، بازتاب یافته است. به گزارش تیم آرشیو کامل، راسل توضیح میدهد که سناریوهایی همچون ۸۰ درصد بیکاری تنها یک احتمال علمی نیستند و میتواند از طریق ترکیبی از اتوماسیون و بهکارگیریٔ هوش مصنوعی در تصمیمگیریهای اجرایی، شکل واقعی به خود بگیرند.
راسـل با بیان اینکه سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند مجموعهای از کارهای امروز انسانمحور را به انجام برسانند، نمونههایی را مطرح میکند که تا سالهای اخیر تصورشان دشوار بود. او به مثالی اشاره میکند که در حوزهٔ پزشکی ممکن است رباتها با سرعت و با دقتی فراتر از دستهای انسانی عمل کنند؛ به طوری که جراحیهای پیچیده با کمترین مداخلهٔ انسانی و با بازهٔ زمانیِ کوتاه انجام پذیرند. چنین سناریویی احتمالاً تنها به معنای حذف یک دستهاز مشاغل نیست، بلکه میتواند برای گروهی از شاغلان بهمعنای تغییر ماهیت وظایف باشد. در این راستا، او تأکید میکند که فناوری بهتنهایی نمیتواند جامعه را هدایت کند، بلکه نیازمند چارچوبهای مدیریتی و آموزشی مناسب است تا از تکیهٔ بیش از حد بر فناوری کاسته شود و ارزشهای انسانی همچنان محور باقی بمانند.
این دیدگاه بهراستی با دیدگاههای دیگر پژوهشگران و مدیران فناوری همسو است. پژوهشگرانی مانند Andrew Yang یا داریو آمودی (مدیرعامل Anthropic) و همچنین سایر محققان دربارهٔ آیندهٔ کار به نتایجی اشاره کردهاند که ممکن است با گردش مالیِ کار و نوآوری همراه باشد. برخی از این تحلیلگران بر این باورند که تغییر قابلتوجه در ماهیت کار و بازتعریف نقش انسان در فعالیتهای حرفهای، بهجای نابودی کاملٔ مشاغل، به شکلدهی مجدد مهارتها و ایجاد فرصتهای جدید منجر میشود. با این وجود، راسل و همفکران او بر این نکته پافشاری میکنند که تقاضا برای بازآموزی، بهویژه در سطح مدیران میانی و اجرایی، بهویژه در صنایع حساس، میتواند از اکنون آغاز شود تا شکاف میان فناوری و بازار کار به آرامی کنترل شود.
در بخش اجرایی این بحث، برخی مدیران ارشد نیز به نگرانیهای مشابه اشاره کردهاند. به زبان ساده، هفتههای اخیر نشان داده است که برخی شرکتها با اعلامِ کاهش نیروی کار در کنار استفاده از هوش مصنوعی خواستار بهکارگیریٔ هوش مصنوعی در فرآیند تصمیمگیری شدهاند. در این میان، برخی نقادان تأکید میکنند که اتوماسیون میتواند به افزایش بهرهوری کمک کند و همزمان نیازمند حفظ تعادل بین نوآوری و امنیت شغلی باشد. راسل در این زمینه میگوید مدیرانی که تصمیمات کلیدی را بهوسیلهٔ هوش مصنوعی واگذار میکنند، باید از پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این گام آگاه باشند و در کنار فناوری بهعنوان ابزار، بهعنوان عاملِ تغییر جهتدهی در سازمان عمل کنند.
نکتهٔ دیگری که در گفتوگوهای اخیر مطرح شده، به نقش «معنای زندگی» انسانها برمیگردد. استوارت راسل اشاره میکند که انسانها از طریق تلاش، حل مسئله و احساس مفید بودن هویت میگیرند و اگر روزی همهٔ کارهای تولیدی و فکری توسط ماشینها انجام شود، احتمالاً جامعه به سمت مصرفکنندگی منفعلِ سرگرمیها سوق پیدا میکند. این نتیجهگیری از منظر برخی پژوهشگران میتواند با سیاستها و برنامههای آموزشیِ هدفمند بهطور گستردهای به چالش کشیده شود تا انسانها همچنان در مسیر رشد فردی و اجتماعی باقی بمانند. همچنین برخی تحلیلگران اشاره میکنند که این تغییرات میتواند فرصتهایی را نیز ایجاد کند: تمرکز بر تخصصهای استراتژیک، مدیریت دادهها و طراحی سیستمهای هوشمند با محوریت ارزشهای انسانی.
علاوه بر این، تحلیلهای رسانهای و سیاستی نشان میدهند که دیدگاههای مخالف دربارهٔ آیندهٔ کار وجود دارد. برخی معتقدند که آیندهٔ کار بهزودی با تغییرات بنیادین در شیوهٔ تولید و خدمات همراه خواهد بود و در نتیجه، ضرورتِ بازتعریفِ مسیرهای شغلی و آموزشهای تطبیقی بیش از پیش محسوس میشود. در کنار این بحثها، برخی از رئوس کاربردیِ فناوری در زمینههای سلامت، حملونقل و صنایع دیگر نیز بهسرعت در حال تحول است و این موضوع میتواند به شکل گستردهای بازار کار ایران و جهان را تحتتأثیر قرار دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته نشان میدهد که هر گونه تصمیمگیری دربارهٔ آیندهٔ کار باید با درنظر گرفتن یک چارچوبِ چندجانبهٔ سیاستی و اقتصادی انجام شود تا از تأثیرات منفیٔ احتمالی بر طبقات کمدرآمد و کارکنانِ با مهارتهای متوسط کاسته گردد.
در نهایت، باید به این نکته اشاره کرد که بحرانِ فعلیِ فناوری اطلاعات، با وجود جنبههای تهدیدآمیزِ خود، میتواند «زمانی برای بازتعریفِ شایستگیها و تقویتِ ظرفیتهای انسانی» محسوب شود، به شرط آنکه رویکردهای اجرایی و آموزشی با آیندهٔ کار همگام شوند. وجود دیدگاههای چندجانبه از محققان، مدیران و کارشناسان، نشان میدهد که پاسخِ درست به این پدیده، ترکیبی از بازآموزیِ هدفمند، سیاستگذاریِ هوشمندانه و سرمایهگذاری در حوزههای فناورانه است تا هم از پدیدآمدنِ نابرابریهای شدید جلوگیری شود و هم از ظرفیتهای انسانی برای خلق ارزشهای نوین محافظت به عمل آید.
به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکردِ چندلایه میتواند با همکاریِ بخشهای دولتی و خصوصی و با درنظر داشتن الزاماتِ قانونی و امنیتی، چارچوبی را فراهم آورد که در آن تغییرِ فناوری بهعنوان یک فرصتِ رشد و توسعهٔ پایدار برای جامعه تعریف شود نه تهدیدیِ منحصربهفرد برای وجود و هویت انسانی. در چنین چشماندازی، رسانهها، سیاستگذاران و کسبوکارها میتوانند با بهکارگیریِ ابزارهای آموزشی، برنامههای انتقال سریع مهارت و مسیرهای شغلی جایگزین، بهسوی آیندهای با ثبات و با ارزشهای انسانی پایدار گام بردارند.
تحلیل حقوقی-اجرایی از پیامدهای هوش مصنوعی در ایران
در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، این بحث Chalked همانند سایر موضوعات فناوریمحور نیازمند چارچوبهای حمایتی است که به بازآموزیِ همگانی، حفظ امنیت شغلی کارکنان و تبیین نقش دولت و بخش خصوصی در هدایت این تغییرات میانجامد. ایجاد طرحهای آموزشیِ رسمی و پایدار، این امکان را میدهد تا افراد با مهارتهای دقیقتری وارد بازار کار شوند و از تبعات منفیِ اتوماسیون جلوگیری گردد. همچنین، رویکردهای مدیریتیِ شرکتها باید از شفافیت و عدالت در فرایندهای تغییر کاربری برخوردار باشند تا اعتماد کارکنان حفظ شود. این تحلیل با توجه به قوانین و چارچوبهای اجرایی کشور، بر ضرورتِ ایجاد سازوکارهایی برای آموزش مداوم، حمایت از کارگران در فرآیـند تغییر و تضمینِ دسترسیِ برابر به فرصتهای آموزشی تأکید دارد و میتواند بهعنوان چارچوبی برای سیاستگذاریهای آینده در حوزهٔ فناوری و کار در ایران مطرح شود.
