بی‌نظمی مدیریتی فدراسیون و حاشیه‌های دربی ۱۰۶

نگاهی به فاجعه مدیریتی در ترکیب برنامه‌ریزی دربی ۱۰۶

نزدیک شدن به دربی ۱۰۶ و بازتاب‌های آن در رسانه‌ها، دوباره به ما یادآوری می‌کند که ناهماهنگی در سطح مدیریت فدراسیون فوتبال چگونه می‌تواند اثرات منفی جدی بر ساختار حرفه‌ای تیم‌ها و تجربه هواداران بگذارد. در این گزارش تلاش می‌شود با رویکردی خبری-تحلیلی، از منظر اصول حرفه‌ای و با حفظ واقعیت‌های مطرح‌شده، تصویر روشن‌تری از چرایی فاجعه مدیریتی و پیامدهای اجرای تصمیم‌ها ارائه شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، تصمیم درباره میزبانی دربی بزرگ در استادیوم اراک با ظرفیت محدود ۱۰ هزار نفر، تنها یکی از نقاط ضعف بزرگ در فرایند تصمیم‌گیری است که از سال‌های گذشته تا کنون تکرار شده است.

پرسشی که در آغاز هر بحث مدیریت ورزشی اهمیت دارد این است که تصمیم‌گیری‌ها تا چه اندازه با نیازهای اقتصادی باشگاه‌ها و حقوق هواداران همسو هستند. در فوتبال ایران، مدیریت بدون نگاه اقتصادی منجر به کاهش ظرفیت سود و افزایش هزینه‌های غیرمستدل برای باشگاه‌ها می‌شود. در نتیجه، سود اصلی به جیب دلالان و گروه‌های فشار می‌رود تا به جیب باشگاه‌ها و هواداران واقعی که به حضور سراسری در ورزشگاه‌ها امید دارند. این وضع زمانی پررنگ‌تر می‌شود که ظرفیت ورزشگاه به حدی محدود شود که نتوان از ظرفیت بازار واقعی پوشش درآمدی لازم را فراهم کرد.

این تصمیمات نه تنها به لحاظ اقتصادی، بلکه از منظر عدالت اجتماعی نیز پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند. هواداران کم‌درآمد و خانواده‌های علاقه‌مند به تماشای مسابقه در سایه قیمت‌های بالا و ظرفیت کم، از حق حضور در رویداد بزرگ تیم‌شان باز می‌مانند یا با سهمیه‌های غیرمنصفانه روبه‌رو می‌شوند. در استان‌هایی که امکانات ورزشی مناسب‌تری وجود دارد، انتخاب استادیومی کوچک و غیرمتناسب با مسابقه‌ای با این سطح از حساسیت، به پرسش‌های بدون پاسخ دامن می‌زند. این مسأله می‌تواند به تدریج مشروعیت بازار ورزشگاه‌محور را کاهش دهد و اعتماد عمومی را به فرایند مدیریتی از دست بدهد.

در حقیقت، این روند نه فقط به دلیل محدودیت مکان یا ظرفیت، بلکه به دلیل نبود برنامه‌ریزی صحیح است. به‌نظر برخی ناظران، فاصله میان آنچه در شعارهای مدیریت ورزشی وعده داده می‌شود و آنچه در عمل اجرا می‌شود، فاصله‌ای است که با شفافیت و پاسخگویی قابل تقلیل نیست. در گفت‌وگوهای تحلیلی و نقدهای مطرح‌شده، بسیاری از منتقدان بر این باورند که بدون تغییر بنیادی در رویکرد مدیریتی، ما دوباره با پیامدهای مشابه روبه‌رو خواهیم بود: بازی‌ها در شهرهای با ظرفیت بالاتر برگزار شوند، اما با چشم‌انداز درآمدی کمتر، یا با فشار بر جمعیت‌های خاص که توان پرداخت بالاتر را دارند.

این پرسش کلیدی همچنان پابرجاست: چه راهی برای تبدیل این تصمیم‌ها از یک رفتار «آگاهانه یا حداقلی» به یک فرایند شفاف، کارآمد و پاسخگو وجود دارد؟ در این راستا، وظیفه رسانه‌ها و نهادهای ناظر آن است که با پیگیری دقیق و گزارش‌های بی‌طرفانه، فرایند تصمیم‌گیری را روشن کرده و از فرایندهای غیرشفاف جلوگیری کنند. در گزارش‌های بعدی، به مرور به بررسی اینکه چگونه می‌توان از ظرفیت‌های موجود به شیوه‌ای بهینه استفاده کرد و چه معیارهایی برای انتخاب استادیوم‌های مناسب وجود دارد و چگونه می‌توان از ظرفیت استادیوم‌های بزرگ برای بازی‌های حساس به نحو عادلانه استفاده کرد، پرداخته می‌شود. همچنین لازم است که دستگاه‌های اجرایی در کنار تیم‌های باشگاهی و فدراسیون، به بحث‌های مربوط به مدیریت درآمد، قیمت‌گذاری بلیت و حمایت از هواداران کم‌درآمد توجه بیشتری نشان دهند.

به گزارش تیم آرشیو کامل، یکی از محورهای اصلی این نقدها به بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌ها بازمی‌گردد؛ به‌خصوص وقتی که تصمیم‌ها بدون تحلیل دقیق از ظرفیت ورودی‌ها، هزینه‌ها و تأثیرات اجتماعی و اقتصادی اتخاذ می‌شوند. در نتیجه، تقابل منافع کوتاه‌مدت با منافع بلندمدت فوتبال ایران، به ضرر سرمایه‌گذاری‌های پایدار، توسعه زیرساخت‌ها و جلب اعتماد هواداران خواهد شد. این وضعیت، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و جذب اسپانسرهای باکیفیت را نیز تحت‌ الشعاع قرار می‌دهد و امکان تحقق استانداردهای حرفه‌ای را کاهش می‌دهد. از این منظر، بازنگری در ساختار تصمیم‌گیری و افزایش شفافیت در فرایندها به عنوان گام‌های ضروری پیشنهاد می‌شود.

در پایان این مقدمه، یادآوری این نکته ضروری است که فوتبال ایران برای عبور از این بحران به تغییر رویکردی جامع نیاز دارد تا هم از نظر فنی-تیمی و هم از نظر مدیریتی بتواند به استانداردهای حرفه‌ای نزدیک شود. اگر چه درخت تغییرات در حوزه مدیریتی بلندمدت و چندلایه است، اما با آغاز اصلاحات کوچک اما مستمر در راستای شفافیت، پاسخگویی و بازنگری در مدل‌های درآمدی و بودجه‌بندی، می‌توان گام‌های ملموسی به سوی بازسازی اعتماد و بازتوانی فوتبال برداشت. این مسیر اما به همکاری، هم‌فکری و همسویی سه ضلع اصلی فوتبال ایران نیاز دارد: فدراسیون، باشگاه‌ها و هواداران. در ادامه مقاله، به برخی از عناصر کلیدی که نیازمند بازنگری و اصلاح هستند، پرداخته می‌شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا