تئاتر ایران در آستانه بازنگری: روایت ترمیم‌ناپذیر مشکلات ساختاری و امید به تحول

تئاتر ایران در آستانه بازنگری: روایت هنرمندان از مشکلات و راه‌های بهبود

به گزارش تیم آرشیو کامل، کاظم هژیرآزاد، بازیگر برجسته و پیشکسوت تئاتر و سینما، که از سال 1348 در هنرکده آناهیتا زیر نظر مصطفی اسکویی به آموزش دیده است، با سابقه‌ای طولانی در اجراهای صحنه‌ای و تلوتئاتر با گروه‌های تهرانی همکاری کرده است. وی پس از سال 1361 از گروه جدا شد و به‌طور آزاد با گروه‌های مختلف در تهران فعال ماند و این همکاری‌ها تا کنون ادامه یافته است. هژیرآزاد همچنین در زمینه نویسندگی تجربه دارد و تک‌پرده‌هایی مانند «سوسنگرد» و یک تک‌پرده درباره پشت صحنه تئاتر و همچنین مجموعه داستانی به نام «کیف» را منتشر کرده است. وی در فیلم‌های سینمایی آبادانی‌ها، نیش و تکیه بر باد نیز به ایفای نقش پرداخته است. دلیل گفت‌وگو با او، اجرای اخیرش در نمایش «خندیدن زیر مشت و لگد» است که به نویسندگی و کارگردانی الناز ملک و تهیه‌کنندگی سیدسام بهشتی، از هفتم آبان در تماشاخانه ملک به صحنه رفته و به‌صورت اجتماعی به مشکلات زنان می‌پردازد.

سوابق و مسیر حرفه‌ای

هژیرآزاد درباره مسیر حرفه‌ای خود می‌گوید که این سال‌ها با وجود فراز و فرودهای متوالی، به‌ویژه در فضای تئاتر کشور، همچنان به فعالیت‌های مختلفی در صحنه و پشت صحنه پرداخت. او تأکید می‌کند که در کنار بازیگری، به نگارش نیز علاقه داشته و اثرهایی از او در قالب تک‌پرده و مجموعه داستان منتشر شده است. بخش بزرگی از کارنامه او حتی عرصه سینما را نیز دربرمی‌گیرد و این ترکیب باعث شده تا تجربه‌هایش از منظر کارگردانی، بازیگری و نویسندگی گسترده‌تر شود. ضمن این مسائل، همکاری با گروه‌های مختلف تهرانی همواره به‌عنوان یک رکن مهم در استمرار کار او مطرح بوده است.

وی درباره نقش‌آفرینی در این متن توضیح می‌دهد که نشانه‌های تداوم در کار هنری، به‌رغم تغییرات، همچنان وجود دارد؛ به‌خصوص در پروژه‌هایی که مخاطب را درگیر مفاهیم اجتماعی می‌کند. نمایش اخیر او با تمرکز بر موضوعات زنان در جامعه، نمونه‌ای از این تعهد است و از طرفی، تجربیات شخصی مانند از دست دادن همسر در دوره اجرای نمایش، بر عمق حضور او در صحنه و تعهدش به مخاطبان تأثیر گذاشته است. این رویدادها نشان می‌دهد که تئاتر در ایران همواره با چالش‌های زندگی هنرمندان گره خورده و همچنان به‌عنوان عرصه‌ای برای گفت‌وگوهای اجتماعی، باقی مانده است.

نمایش اخیر و تجربه‌های اجرایی

نمایش «خندیدن زیر مشت و لگد» با رویکردی تعاملی به روی صحنه می‌رود و در آن بازیگر با مخاطبان در تعامل مستقیم قرار می‌گیرد. اجرای این اثر از هفتم آبان در تماشاخانه ملک آغاز شده و سه اجرای پیاپی در شب‌های مختلف را شامل می‌شود: ساعت‌های شش، هفت و نیم و نه عصر. با وجود محدودیت‌های فضا، سازندگان سعی کردند تا با به‌کارگیری المان‌های صحنه‌ای و جاذبه‌های تصویری، تجربه‌ای جذاب بسازند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این اثر با رویکردی اجتماعی به مشکلات زنان می‌پردازد و از حوادث زندگی شخصیت‌ها برای بازگو کردن دغدغه‌های اجتماعی استفاده می‌کند.

این نمایش با غم از دست دادن همسر در زمان اجرا همراه است؛ به‌این‌ترتیب کارگردان و بازیگران وظیفه حرفه‌ای خود را در ادامه کار با وجود چنین رخدادی می‌دانند تا مخاطبان بدون داغ تعطیل نکردن بلیت‌ها بتوانند از نمایش بهره‌مند شوند. از منظر فنی، این تجربه نشان می‌دهد که تئاتر می‌تواند با وجود بحران‌ها همچنان به روایت‌ها و شکل‌های تازه‌ای از تعامل با تماشاگران دست یابد و گاه به صورت تعاملی، مخاطبان را به‌طور فعال در فرایند اجرا شرکت دهد. این تجربه همچنین نشان می‌دهد که حتی در شرایط محدود سالن، امکان ارائه نمایش‌های نوآورانه وجود دارد و می‌تواند به‌عنوان نمونه‌ای از پایداری هنری در برابر فشارهای اقتصادی و ساختاری عمل کند.

چالش‌های آموزشی و ساختاری

هژیرآزاد از نبود شاکله منسجم برای تئاتر سخن می‌گوید و معتقد است که نبود استادان با جایگاه شناخته‌شده، به فشارهای آموزشی و کمبود مربیان با تجربه منجر شده است. او بر این باور است که با وجود استعدادهای فراوان، فرصت مناسب برای آموزش، پرورش و حضور در پروژه‌های نمایشی فراهم نیست. همچنین، وضعیت کمبود سالن‌های نمایش و فضاهای تمرین، به‌ویژه در تهران، به دولت و بخش خصوصی فشار می‌آورد تا با ظرفیت‌های محدود، سه نمایش در تماشاخانه ملک را مدیریت کنند. کاهش سالن‌های نمایش و محدودیت امکانات، منجر به کاهش جذابیت صحنه و کاهش سطح کیفی اجراها شده است. این مسائل، از جمله دغدغه‌های اصلی فعالان تئاتر است که خواهان توجه بیشتر به آموزش، توسعه زیرساخت‌ها و بازتعریف مدل‌های حمایتی هستند.

برای روشن‌تر شدن این وضعیت، او به برخی از نکات کلیدی اشاره می‌کند: نبود سازوکار مشخص برای تامین بودجه و پشتیبانی از تیم‌های نمایشی، کمبود روش‌های پرداخت منصفانه به نیروهای اجرایی و نبود فرصت‌های آموزشی پایدار در دانشگاه‌ها. همچنین، به کمبود تجهیزات و امکانات لازم برای طراحی صحنه‌های پیشرفته اشاره می‌کند که باعث می‌شود نمایش‌ها در شرایط موجود به‌رغم تلاش‌های هنرمندان، از لحاظ بصری و اجرایی با محدودیت مواجه شوند. در نتیجه، نبود شاکله تئاتر به‌طور گسترده‌ای باعث می‌شود که هنرمندان برای حفظ زندگی روزمره‌شان به کارهای متنوع روی بیاورند و این ترکیب می‌تواند به کاهش تمرکز و کیفیت صحنه منجر شود.

  • کمبود سالن‌های نمایش و فضای تمرین مناسب
  • فشار اقتصادی بر هنرمندان و نیاز به انجام چند کار هم‌زمان
  • نبود استادان شاخص و نبود جایگزین‌های قدرتمند
  • کاهش حمایت‌های آموزشی در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی
  • محدودیت‌های بودجه و امکانات لازم برای تجهیزات صحنه

پیشنهادها و چشم‌انداز

با وجود این چالش‌ها، هنرمندان بر ضرورت ایجاد یک شبکه منسجم برای پشتیبانی از تئاتر تأکید می‌کنند. این شبکه می‌تواند شامل بودجه پایداری برای ساخت و توسعه سالن‌های نمایش، ایجاد کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی منظم، و قراردادن ساختارهای حمایتی با شفافیت باشد. در این راستا، توسعه فضاهای تمرین مجهز، توجه به نمایش‌های تعاملی و نوآورانه به‌عنوان بخشی از تجربه تئاتر مدرن، و همکاری بین دانشگاه‌ها، نهادهای فرهنگی و بازیگران عرصه نمایش از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین، ارائه مدل‌های اقتصادی باثبات برای پروژه‌های گروهی و تثبیت قراردادهای کاری می‌تواند از فشارهای اقتصادی بکاهد و به پویایی بیشتر تئاتر کمک کند. این مسیر، اگرچه نیازمند همکاری‌های چندجانبه است، اما با توجه به ظرفیت‌های موجود، می‌تواند به بهبود عملکرد و ارتقای سطح کیفی نمایش‌ها منجر شود.

نتیجه‌گیری

در نهایت، تئاتر ایران با وجود چالش‌های ساختاری، آموزشی و اقتصادی، قابلیت ارائه آثار تأثیرگذار را حفظ کرده است. تجربیات طولانی هنرمندان و تعهد آن‌ها به روایت‌های اجتماعی می‌تواند به شکل‌گیری نسل‌های آینده کمک کند تا با آموزش‌های دقیق و زیرساخت‌های مناسب و نیز حمایت‌های قانونی و مالی، تئاتر کشور به جایگاهی درخور دست یابد. مسیر پیش رو نیازمند هماهنگی و همکاری میان هنرمندان، دانشگاه‌ها، مراکز فرهنگی و مسئولان است تا از ظرفیت‌های فرهنگی کشور به صورت پایدار استفاده شود.

تحلیل اجرایی-حقوقی: چارچوب قانونی و مسیر پیش رو

در ایران، هنرهای نمایشی تحت پوشش قوانین و مقررات کشور هستند و این چارچوب‌ها به هدف حفظ امنیت عمومی و ارزش‌های فرهنگی وضع می‌شود. با وجود این، برای بهبود وضعیت تئاتر، لازم است بین نهادهای آموزشی، صنفی و مدیریتی هماهنگی و همکاری افزایش یابد تا اطمینان حاصل شود هنرمندان از حمایت‌های آموزشی، فضایی نمایش پایدار، و بودجه کافی برخوردار شوند. همچنین، بازنگری در مدل‌های پرداخت، گسترش قراردادهای منصفانه و بهبود زیرساخت‌های آموزشی و اجرایی از جمله اقداماتی است که می‌تواند به ارتقای کیفیت نمایش‌ها کمک کند. این تحلیل تأکید می‌کند که بهبود شرایط تئاتر ایران به سیاست‌های پایدار در حوزه آموزش، زیرساخت‌ها و حمایت مالی نیاز دارد تا بتوان از ظرفیت‌های هنری کشور به‌طور مؤثر استفاده کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا