صدای بی‌همتا در معرض خطر تقلید: بررسی نشست ضدتقلید در آواز ایرانی

زمینه و هدف نشست آیین آواز زنجان

در چهارمین نشست تخصصی-آموزشی با محوریت “ضدآموزش تقلید در آواز ایرانی”، روشن شد که کمتر از هر زمان دیگری، صداهای اصیل و ویژگی‌های فردی هر خواننده نیازمند حفاظت و پرورش است. این رویداد با رویکردی فنی و تحلیلی به بررسی تفاوت بین تقلید محض و ظهور صدای شخصی در آوازهای ایرانی پرداخت و نشان داد که آموزش صرفاً مبتنی بر تقلید می‌تواند به کاهش خلاقیت و کاهش کیفیت صداها منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نشست به اهتمام مجموعه‌ای از پژوهشگران و استادان موسیقی برگزار شد تا جایگاه صدای فردی را در برابر فرایند فراگیری ردیف‌ها و نحوۀ استفاده از تکنیک‌های آوازی روشن سازد.

گزاره‌های کلیدی نشست و روایت مبحث فنی

در این نشست، محمدتقی ارغوانی‌فرد (سنتورنواز)، جاوید عباسی‌فلاح (مدرس آواز) و علی شیرازی (آوازپژوه) به بررسی مبحث کلیدی پرداختند. یکی از محورهای اصلی این گفت‌وگو، نقد «ضدآموزش تقلید» بود که هدف آن پرهیز از تقلید کورکورانه و تلاش برای شکل‌دهی صدای منحصربه‌فرد است. به گفته یکی از سخنرانان، گذشته‌های آواز ایران نشان می‌دهد که آموزش آواز در دهه‌های اخیر به سمت الگوبرداری‌های یکسویه رفته است و این روند منجر به کاهش خلاقیت و کاهش کیفیت صوتی شده است. وی افزود که شنونده باید بتواند صدای خواننده را بدون دیدن چهره او تشخیص دهد و ویژگی‌های صوتی او را به روشنی درک کند. با این حال، اکنون شرایط عکس است: تعداد معدودی از خوانندگان با شهرت بالا همچنان به دلیل صدای خام یا نادرست، با شدت بیشتری قابل شناسایی‌اند. این وضعیت به مرور زمان به رکود هنر آواز و گرایش مخاطبان به صداهای تقلیدی انجامیده است.

به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد فنی به وضوح به مسیری اشاره می‌کند که هر شاگرد آواز ایرانی باید در آن به سمت توسعه صدای منحصر به فرد خود حرکت کند. به عبارتی، هدف اصلی از پرداختن به این بحث، پرهیز از تقلید بی‌ضابطه و تلاش برای رسیدن به صدای متمایز است. در توضیحات دیگر، نمونه‌هایی از تفاوت‌های فنی در شیوه‌های اجرای سنتی و نوین با هدف ایجاد تمایز صوتی در هر آواز به بحث گذاشته شد. همچنین تأکید شد که هر هنرجو باید با درک دقیق از ویژگی‌های صوتی خود، تفاوت‌های بین ردیف‌های آوازی و توان صوتی شخصی را بیابد و از نظر پژوهشی، در جهت تقویت این تفاوت‌ها گام بردارد. برای تبیین بهتر، نمونه‌هایی از آثار خوانندگان دوره‌های قبل و بعد از انقلاب به عنوان مقایسه‌های تاریخی مطرح شد که نشان می‌دهد چگونه برخی از چهره‌های برجسته با داشتن صدای ویژه و ویژگی‌های صوتی متمایز، به عنوان شاخص‌های کیفی در دوران خود شناخته شده‌اند. این بخش‌ها با هدف توضیح تاریخی و جلوگیری از سوءبرداشت‌های آموزشی ارائه شدند تا مخاطبان به درک دقیق‌تری از اختلاف بین تقلید و اصالت صوتی دست یابند.

ارائه‌های همراه با توضیحات فنی به همراه اجراهای موسیقی از سنتورنوازی محمدتقی ارغوانی‌فرد و تمبک خلیل بیات و دیگر اجراهای گروه موسیقی، بخشی از برنامه‌های مراسم را تشکیل داد. در این راستا، قاسم رفعتی، آوازخوان پیشکسوت، به عنوان میهمان ویژه با حضور در کنار اعضای گروه، لحظاتی را به شنوندگان ارائه کرد که با تسلطی بالا در مرزهای دهه‌های گذشته و حال، نشان از پیوستگی میان نسل‌ها داشت. ارائۀ دیگر، با حضور رحیم حسین‌خانی و همچنین تیمی از نوازندگان نی و سازهای همراه، از جنبه‌های اجرایی این نشست را تقویت کرد و نشان داد که چگونه ترکیب سنتی و اجرای فعال می‌تواند به ایجاد تجربه‌ای با عمق معنایی برسد. این فرازها نشان می‌دهد که تعامل میان نسل‌های موسیقی ایرانی، همچنان می‌تواند به گفتمان پیرامون صدای منحصربه‌فرد کمک کند و از طریق گفت‌وگوهای فنی، درک بهتری از مسیرهای توسعه صدای آواز را فراهم آورد. در پایان این بخش، تأکید بر این بود که تقویت آموزش‌های پژوهشی و آموزشی در زمینه آواز ایرانی می‌تواند به حفظ این میراث اصیل کمک کند و همچنین در پاسخ به چالش‌های جاری، راهکارهایی برای تقویت خلاقیت و ابتکار در آموزش ارائه دهد.

از نکات مهم نشست، مرور تحلیل‌گرانه‌ای بود که به مرور زمان به عنوان یکی از مباحث اصلی مطرح شد. بررسی فهرستِ نام‌های شاخص موسیقی ایرانی قبل از انقلاب و بعد از آن نشان داد که فضای موسیقی کشور در دهه‌های گذشته با تغییراتی همراه بوده است. به نقل از پژوهشگران حاضر، برخی از چهره‌های فعال پیش از انقلاب همچنان به‌عنوان نمادهای صوتی در دوران پس از انقلاب باقی مانده‌اند، هرچند تفاوت‌های ظریف صوتی و تمایزهای هنری در دوره‌های مختلف وجود دارد. این نکته، به‌وضوح نشان می‌دهد که حفظ و تقویت صدای فردی و بهبود فرآیند آموزشی برای رسیدن به صدای اصیل، نه فقط یک هدف هنری، بلکه یک مسئله فرهنگی-اجتماعی است که در آموزش‌های موسیقی ایران باید جدی گرفته شود. در کنار این رویکرد، وجود مافیا و انحصار در موسیقی، محدودیت‌ها، و دیدگاه‌های شخصی مدرس‌ها از جمله موضوعاتی بود که به عنوان موانع احتمالی مطرح شد و از سوی حاضرین به عنوان چالش‌های اجرایی آموزش آواز در ایران مطرح گردید. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته‌ها به‌گونه‌ای جمع‌بندی شدند تا نشان دهند که چه سازوکارهایی باید برای ترویج دانش تمرین، پژوهش و تفکر نقادانۀ موسیقی ایرانی شکل گیرد تا از تقلیدِ نابجا جلوگیری شود و صدای منحصر به فرد هر هنرمند به شکل پایدار حفظ گردد.

در ادامه، با اجراهایی دیگر و بیان نظرهای حاضر، ترکیبی از تجربه‌های اجرایی و تحلیل‌های آکادمیک در کنار گفت‌وگوهایی درباره آیندهٔ آواز ایرانی ارائه شد. با وجود تفاوت‌های زمانی و شیوه‌های اجرایی، این نشست سعی کرد تا چارچوبی برای برخورد با تقلید غیرکارشناسی فراهم آورد تا در کنار حفظ ریشه‌های تاریخی و ردیف‌های آوازی، به خلق صدای نو و خلاقانه در قالب صدای خاص هر هنرمند نیز توجه شود. این روند از منظر اجرایی، می‌تواند به وسیلهٔ آموزش‌های دقیق‌تر، پژوهش‌های میدانی و پرداختن به مباحث فنیِ صوت‌شناسی، به تعادل میان سنت و نوآوری بینجامد و از طرفی به پرهیز از تقلید نابجا کمک کند. در پایان این بخش، به صورت مشخص برای مخاطبان روشن شد که آیا می‌توان با ایجاد معیارها و راهنماهای آموزشی، به حفظ کیفیت صدای ایرانی و کاهش سطح تقلیدهای ناپایدار دست یافت و آیا می‌توان از طریق آموزش‌های تخصصی در مدارس موسیقی و مراکز پژوهشی، به تقویت صدای فردی هر هنرجو کمک کرد.

توضیحات تاریخی و نقش فاکتورهای فرهنگی در موسیقی ایرانی

یکی از بخش‌های مهم این نشست، مرور تاریخچه‌ای از آوازهای ایرانی بود که با مثال‌هایی از هنرمندان معتبر در دو بازهٔ زمانی قبل و بعد از انقلاب ارائه شد. برای مثال، فهرستی از شاخص‌ترین خوانندگان قبل از سال ۱۳۶۰ شامل اقبـال آذر، ظلی، طاهرزاده، طاهرپور، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، علی‌خان نایب‌السلطنه، سید رحیم، بنان، ایرج، گلپا، جمال وفایی، محمودی خوانساری، شجریان، دردشتی، نادر گلچین، قاسم رفعتی، حسین فاخته‌ای و منتشری بوده است. در مقابل، پس از سال ۱۳۶۰ تنها نام‌هایی مانند زنده‌یاد بسطامی، شهرام ناظری، افتخاری و البته شجریان با فعالیت‌های گسترده باقی مانده‌اند. این مقایسه نشان می‌دهد که هیچ‌یک از این خوانندگانِ پیشین به جز برخی آواها از شجریان، شباهتی به هم‌دوره‌ایان خود ندارند و در آغاز فعالیت خود نیز تمایزی قابل توجه را به نمایش گذاشته‌اند. این نکته می‌تواند به درک بهتری از شیوه‌های آموزش و حفظِ صدای فردی کمک کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، ریشه‌های فرهنگی و تاریخی موسیقی ایران همواره با چالش‌ها و تغییرات روبه‌رو بوده‌اند و از این رو، سیاست‌های آموزشی و شیوه‌های پژوهشی در مراکز آموزشی، باید به حفظ این میراث اشاره کنند و در عین حال به ارتقای فهم و دانش هنرجویان در رابطه با تقلیدِ آگاهانه و مسئله‌دار بپردازند. همچنین بررسی‌های پژوهشی نشان می‌دهد که نقش مدرس و دیدگاه‌های آموزشی می‌تواند به شدت در نتیجه‌های صدایی هنرجو تاثیر بگذارد و بنابراین، توجه به مدل‌های آموزشی چندبعدی و تقویت تفکر نقادانه میان مربیان و دانش‌آموزان، از اهمیت بالایی برخوردار است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته‌ها باید به عنوان جدی‌ترین دغدغه‌های اجرایی در آیندهٔ آموزش آواز ایرانی مطرح باشند تا مسیر توسعه صدای اصیل را هموارتر سازند.

در این راستا، یکی از محورهای بحث، وجود مافیای موسیقی و انحصار در برخی از حوزه‌های اجرایی بود که به گفتهٔ حاضرین، می‌تواند مانعی برای خلاقیت و پیشرفت هنر آباء و اجدادی موسیقی ایرانی باشد. از منظر اجرایی، پیشنهاد شد تا با شناسایی و بازنگری درفرآیندهای آموزشی، تربیت مربیانی با دیدگاه پژوهشی و تمایز صوتی ایجاد شود تا فرآیند آموزش آواز، به‌جای تقلید کورکورانه، به پروراندن صداهای متنوع و قابل لمس برای مخاطبان منتهی شود. این بحث‌ها نشان می‌دهد که چه نقاط ضعف اجرایی در مراکز آموزشی موسیقی وجود دارد و چگونه می‌توان با استفاده از سیاست‌های آموزشی مدرن، به حفظِ صدای اصیل و تشویق به نوآوری پرداخت. به گزارش تیم آرشیو کامل، تلاش برای فراهم کردن محیطی آموزشی که از تقلید بی‌ضابطه دور باشد، باید به‌عنوان اولویت بلندمدت در بخش موسیقی فرهنگ و هنر کشور قرار گیرد.

تحلیل اجرایی-قانونی پیرامون تقلید در آواز ایرانی

با وجود تمامی نکات اجرایی و پژوهشی مطرح‌شده در نشست، نکته کلیدی آن است که هرگونه حرکت به سمت تقویت صدای فردی در آواز ایرانی، به فرایندهای قانونی و آموزشی متکی باشد تا از هرگونه سوءِ تعبیر یا تعبیر ناعادلانه جلوگیری شود. در این راستا، توسعهٔ برنامه‌های تربیت مربی با رویکرد پژوهشی، ایجاد سیستم‌های ارزشی و معیارهای کیفی برای آموزشِ آواز، و همچنین گنجاندن مباحث حقوقی مربوط به مالکیت صوتی و حفظ میراث فرهنگی موسیقی، می‌تواند به توازن میان سنت و نوآوری بیانجامد. اجرای برنامه‌های آموزشیِ مبتنی بر پژوهش‌های میدانی و تقویتِ پروژه‌های آموزشیِ چند‌رشته‌ای در کنار ردیف‌های آوازی سنتی، به بازتعریف نقش استاد و هنرجو منجر شده و به تدریج از تقلید بی‌ضابطه می‌کاهد. از دید حقوقی-اجرایی، ضروری است که مراکز آموزشی موسیقی برای هر هنرجو، راهنمایی‌های روشنِ فنی و اصولی ارائه دهند تا صدای فردی با حفظ ساختارهای تاریخی و ریشه‌های فرهنگی شکل بگیرد. همچنین، توجه به قوانین فرهنگی-هنری کشور در تنظیم برنامه‌های آموزشی و دوره‌های تخصصی آواز می‌تواند به حفظ تعادل بین سنت و نوآوری کمک کند. این تحلیل همچنین به این نتیجه رسید که تقویت پژوهش‌های آموزشی، ایجاد کانال‌های ارتباطی مؤثر بین مدارس، دانشگاه‌ها و انجمن‌های موسیقی، و ایجاد ابزارهای ارزیابیِ منسجم برای صدای خواننده، از جمله راهکارهای عملی برای دستیابی به صدای اصیل و جلوگیری از تقلید نابجا است. به گزارش تیم آرشیو کامل، آیندهٔ آواز ایرانی با چنین رویکردهای اجرایی و قانونی، می‌تواند به متوازن‌سازی میان حفظ میراث و پذیرش نوآوری منجر شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا