مروری جامع بر وضعیت فعلی برنج ایرانی
برنج ایرانی که روزگاری به عنوان محصولی با ظرفیت صادراتی مطرح میشد، با توجه به دادههای اخیر از بازار داخلی و واردات، به شکل قابل توجهی با چالشهایی مواجه است. برخلاف انتظارها، برخی از تحلیلها حاکی از این است که این کالا به طور گسترده به عنوان یک کالای صادراتی سودآور در خارج از مرزها مطرح نیست و در واقع تقاضای خارجی چندان قابل توجه نیست. در گزارشهای میدانی و صحبتهای فعالان صنفی، مشخص شده که تقاضای خارجی برای برنج ایرانی در عمل وجود ندارد و صادرات محدود آن عمدتاً برای ایرانیان مقیم خارج از کشور اختصاص دارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این وضعیت با توجه به قیمتهای داخلی و سیاستهای ارزی اخیر، ابعاد تازهای به خود میگیرد. در ادامه به تشریح عوامل موثر، روند قیمتها و تاثیرات آن بر تولیدکنندگان، واردکنندگان و مصرفکنندگان داخلی میپردازیم.
تحلیل قیمتها: از داخلی تا بازارهای وارداتی
براساس دادههای میدانی، قیمت هر کیلو برنج ایرانی از حدود 125 هزار تومان به بالای 332 هزار تومان رسیده است؛ افزایشی معادل بیش از 2.6 برابر که پیامدهای پایداری برотовقیمتها و قدرت خرید خانوار دارد. این افزایش، تنها محدود به برنج داخلی نیست؛ قیمت برنجهای وارداتی نیز در سالهای اخیر به شکل قابل توجهی صعودی بوده است. به گزارش میدانی، قیمت هر کیلو برنج خارجی در بنکداریها از 69 هزار تومان به حدود 113 هزار تومان رسیده است. این تغییرات قیمت در کنار کاهش یا حذف برخی از یارانهها و ارز ترجیحی، فضای بازار را برای مصرفکننده نهایی با افزایش هزینههای روزمره همراه ساخته است.
در جدولی که از تحلیلگران بازار نقل میشود، برنج پاکستانی در بنکداریها حدود 220 هزار تومان ارزشگذاری میشود و برنج هندی بین 145 تا 148 هزار تومان قیمتگذاری میشود؛ با احتساب هزینههای سود خردهفروشی، مصرفکنندگان با سطح قیمت بالاتری روبهرو خواهند شد. این نرخهای جدید باعث میشود که تفاوت بین قیمت برنج داخلی و وارداتی در نگاه مصرفکننده کمتر یا بیشتر شود و به تبع آن رفتارهای خرید تغییر کند. با وجود افزایشهای محسوس، برخی از فعالان بازار تأکید میکنند که عرضه طبیعی برنج وارداتی محدود شده و این امر به تشدید التهاب قیمتی منجر شده است.
واردات، ارز ترجیحی و اثرات آن بر بازار
یکی از محورهای کلیدی در بحث برنج، ارز ترجیحی و معضلهای ناشی از آن است. با حذف ارز ترجیحی، قیمتهای برنجهای وارداتی به نحو قابل توجهی افزایش یافته است. برخی از تحلیلگران صنعتی معتقدند که این تبدیل ارزی منجر به افزایش سه تا سهونیم برابری قیمتها شده است. به گفته پژوهشگران و نمایندگان انجمنهای مربوطه، واردکنندگان برنج که پیشتر با ارز ترجیحی تامین میکردند، اکنون با نرخ آزاد باید خرید کنند؛ این تغییر، فشار قیمتی مضاعفی را بر مصرفکننده و همچنین بر بازار عرضه داخل ایجاد میکند. همچنین گفته میشود که محمولههای وارداتی مدتها در بنادر و در فرآیندهای گمرکی معطل میمانند و اقدامات اجرایی برای تسهیل ورود کالا به بازار ناکافی بوده است. این وضعیت موجب میشود که قیمتها با وجود کاهش تقاضا، باز هم پایین نیامده و فروش به تدریج ادامه یابد، اما با نرخهای بالا تداوم یابد.
صادرات برنج ایرانی: آیا تقاضای خارجی وجود دارد؟
در صحبتهای متعددی از سوی رئیس انجمن تولیدکنندگان برنج، اشاره شده است که میزان تقاضای خارجی برای برنج ایرانی در خارج از کشور چندان قابل توجه نیست و بخش عمده صادرات محدود به ایرانیان خارج از کشور است. از دیدگاه فرهنگی و ذائقهای، برنج ایرانی برای برخی بازارهای خارجی جذابیتی شاید کمتر از انتظار ایجاد میکند؛ بنابراین، توضیح اینکه کاهش مصرف داخلی به عنوان عامل افزایش صادرات مطرح شود، شکل متقاعدکنندهای ندارد. با این وجود، تحلیلگران بازار بر این باورند که تأمین تعادل بین عرضه و تقاضا در داخل، به ویژه در دورههای التهاب بازار، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
آسیبها و موانع اجرایی در مسیر بازار برنج
یکی از چالشهای اصلی در بازار برنج، کارآمد نبودن سازوکارهای وارداتی و عرضه مناسب در کنار موانع اجرایی است. به عنوان نمونه، هنگامی که عرضه طبیعی برای ورود برنج وارداتی وجود ندارد، price épic و التهاب قیمتها ادامه مییابد. برخی از مقامات و فعالان صنعتی بر این باورند که وزارت جهاد کشاورزی و سایر نهادهای اجرایی باید گشایشهای لازم را در پروژههای توزیعی و وارداتی اعمال کنند تا بازار از دامنه التهابات خارج شود. همچنین، انتظار میرود که دولت با تصویب و اجرای سیاستهای روشن و قابل پیگیری در واردات، از نوسانات شدید قیمتها کاسته و به ثبات بازار کمک کند.
تحلیل حقوقی-اجرایی درباره وضعیت برنج ایرانی در بازار داخلی و خارجی
قوانین و مقررات مرتبط با واردات و توزیع کالاهای اساسی، از جمله برنج، نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به قیمتها و دسترسی مصرفکنندگان دارند. در این تحلیل، به وجود دو محور اصلی اشاره میکنیم: نخست، نبود یا ناکافی بودن سازوکارهای فعال برای گشایش سریع عرضه وارداتی در بنادر و گمرکات که منجر به تأخیر در ورود کالا و ایجاد فشار قیمتی میشود؛ دوم، ساختار قیمتگذاری و سیستم توزیع که میتواند با شفافسازی و سهولت دسترسی به ارز و تأمین بودجه، از التهاب قیمتها بکاهد. علاوه بر این، سیاستهای ارزی و نرخهای آزاد ارز نیز باید به گونهای تنظیم شوند که ثبات بازار را تضمین کنند و از ایجاد سودهای غیرمنصفانه و فشار به سفره خانوار جلوگیری کنند. به طور کلان، اصلاحات اجرایی در حوزه واردات و توزیع، با حفظ اصول بازار آزاد و حمایت از تولید داخلی، میتواند به تعادل بازار برنج کمک کند و از افزایش قیمتهای بیرویه جلوگیری کند.
