اصلاح‌طلبان از غیر اصلاح‌طلب بودن دولت پزشکیان می‌گویند؟ بررسی روایت‌های درون جبهه اصلاحات

پیامدها و بازتاب‌های داخلی درباره دولت پزشکیان

در فضای سیاسی ایران و به‌ویژه میان جریان اصلاح‌طلبی، بحث در مورد هویت یا سمت‌وسوی دولت تحت رهبری پزشکیان به یکی از موضوعات داغ تبدیل شده است. مطابق گزارش‌ها، فعالیت‌ها و مواضع برخی چهره‌های اصلاح‌طلب با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحث‌ها از حمایت‌های اولیه اصولی تا نقدهای صریح در مراحل پس از پیروزی در انتخابات به شکل چرخه‌ای تکرار می‌شود و نشان‌دهنده فاصله میان انتظارهای اصلاح‌طلبان و واقعیت‌های اجرایی دولت است.

در گزارشی که از منابع نزدیک به جریان‌های اصلاح‌طلب منتشر شده است، فضای مجازی و نشریات داخلی به‌طور گسترده به دو نکته متمرکز شده‌اند: نخست اینکه برخی از اعضای ارشد حزب‌ها و جبهه اصلاحات تأکید دارند که دولت چهاردهم، با وجود حمایت‌های پیشین، اصلاح‌طلب بودن خود را به شکل صریح ندارد یا دست‌کم نمی‌توان گفت که این دولت کاملاً اصلاح‌طلب است. دوم اینکه برخی از فعالان این جریان اذعان می‌کنند که فاصله بین شعارهای انتخاباتی و عملکرد اجرایی دولت به شکل ملموسی احساس می‌شود. این دیدگاه‌ها با نقل قول‌های منتشر شده از کواکبیان، دبیرکل حزب مردم‌سالاری، آغاز می‌شود و با اشاره به اینکه «هیچ‌کسی نمی‌تواند بگوید دولت چهاردهم اصلاح‌طلب است» همراه است؛ عبارتی که نشان می‌دهد تعیین هویت سیاسی برای دولت به‌وضوح با بحث درباره مفاهیم وفاق و ترجیحات اجرایی گره خورده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، همچنین اشاره شده که «یک وزیر نیست که صراحتاً بگوید اصلاح‌طلب است» و این نکته به عنوان نشانه‌ای از وجود خلاء و تفسیرهای مختلف از مفهوم اصلاح‌طلبی تلقی می‌شود.

در کنار این دیدگاه‌ها، آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات که به مدت سه سال با توجیهاتی که به‌نظر برخی غیرقانونی توصیف شده است بر کرسی ریاست این جبهه تکیه دارد، با لحن تندی درباره دولت و تصویر آن صحبت کرده است. وی با بیان این نکته که «از نگاه مردم، عملاً چیزی به نام دولت دیگر نداریم»، به‌خصوص در زمینه مسائلی مانند فیلترینگ یا نقش‌آفرینی در سیاست خارجی، نقدهایی را مطرح کرده است. این اظهارات بازتاب‌دهندهٔ الگویی است که برخی آن را به عنوان بازسازی‌ای از دوران‌های قبلی می‌خوانند؛ الگویی که از حمایت‌های آغازین به سمت انتقاد و ناتوانی اجرایی می‌گراید.

این روند، به‌ویژه با اشاره به چرخه‌ای از «حمایت-انتقاد-عقب‌نشینی» توصیف می‌شود که برخی منتقدان آن را به عنوان ابزار بقای حزبی در فضای سیاسی محدود ایران می‌دانند. تحلیل‌گران یادآور می‌شوند که اصلاح‌طلبان برای حفظ پایگاه اجتماعی خود در ایام انتخابات به سمت کاندیداهای خود نزدیک می‌شوند و با شعارهای جذاب رأی می‌گیرند، اما هنگامی که با چالش‌های اجرایی مواجه می‌شوند، فاصله‌ها کم‌کم پدیدار می‌شود. این رویکرد را می‌توان از منظر نقد اعتماد عمومی و کارکرد کار حزبی در یک نظام کم‌نظیر در تجربیات دموکراتیک مقایسه کرد.

بخش دیگری از گفت‌وگوهای داخلی به مقایسه با مدل‌های حزبی در کشورهای دارای دموکراسی‌های سنتی می‌پردازد. در کشورهای توسعه‌یافته، احزاب پس از پیروزی معمولاً مسئولیت کامل عملکرد دولت تحت حمایت‌شان را می‌پذیرند و با پذیرش نقدها مسیر را برای اصلاح هموار می‌کنند. در ایران، برخی از اصلاح‌طلبان از این الگو فاصله می‌گیرند و به جای ایستادگی در برابر نقدها، به شرح و تفسیرهایی می‌پردازند که به باور برخی باعث «کاهش فهم و ظرفیت پاسخگویی به مطالبات عمومی» می‌شود. این مسأله نه تنها به اعتبار جریان اصلاح‌طلبی صدمه می‌زند، بلکه بر اعتماد عمومی نسبت به فرآیندهای حزبی و دولت‌سازی در کشور اثر می‌گذارد.

در طول این گفت‌وگوها، برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب با اشاره به نقش حمایتی خود در انتخابات، سعی می‌کنند که تفاوت بین «حمایت از نامزدهای نزدیک به جناح» و «تعهد اجرایی به یک دولت» را روشن کنند. این توضیحات، اگرچه از سوی برخی طرفداران اصلاح‌طلبی به عنوان بیان صریح شدن شفافیت تعبیر می‌شود، اما از منظر دیگران — به‌ویژه در پاره‌ای موارد — به عنوان پوششی برای تعیین ننگین بودن یا نبودن جناحی در دولت تلقی می‌شود. به هر حال، این بحث‌ها نشان می‌دهد که آیا می‌شود به طور مطمئن گفت که دولت پزشکیان اصلاح‌طلب است یا خیر، فقط با بررسی بیانات و مواضع رسانه‌ای و اجرایی امکان‌پذیر است.

گزارش‌های موجود حاکی از این است که نگاه‌های مختلف درون جبهه اصلاحات حول محور «وفاق» و «تعهد» وجود دارد و برخی از اعضای این جبهه با اشاره به اینکه وفاق در عمل به برنامه‌های اجرایی منتهی می‌شود و نه در بیانیه‌های حزب، به دنبال تبیین چشم‌اندازی هستند که بتواند از نظر اجرایی پاسخگوی مطالبات مردم باشد. با این وجود، همان‌طور که پهنه‌های سیاسی ایران بارها تجربه کرده است، اختلاف میان شعارها و عملکردهای اجرایی می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود و در نتیجه ارزیابی‌ها را به سوی تفسیرها و روایت‌های گوناگون سوق دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحث‌ها همچنان ادامه دارد و در آینده نزدیک می‌تواند به صورت روشن‌تری مشخص شود که آیا دولت پزشکیان به طور کامل در چارچوب اصلاح‌طلبی جای می‌گیرد یا نه.

تحلیل حقوقی-اجرایی

در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، تعیین نسبت احزاب با دولت و پاسخگویی اجرایی آن‌ها از منظر حقوقی و سیاسی دارای قواعد مشخصی است. اما نقدهای مطرح‌شده درباره دولت پزشکیان بیشتر به حوزه کارکرد حزبی و پاسخگویی به مطالبات عمومی مربوط می‌شود تا به ناظرهای حقوقی صرف. اگرچه احزاب در ایران نقش‌های سیاسی-اجتماعی ایفا می‌کنند، اما ساختار شکننده و محدودِ فضای سیاسی کشور، امکان گزارش‌دهی دقیق و پاسخگویی کامل را با موانعی روبه‌رو می‌سازد. تحلیل هرگونه ادعا درباره «اصلاح‌طلب بودن» یا «اصلاح‌طلب نبودن» دولت نیازمند ارزیابی ملاک‌هایی است که از طریق شفافیت منابع بودجه، گزارش‌های اجرایی، و نقدهای منظم رسانه‌ای قابل اندازه‌گیری است. همچنین، رویکردهای حزبی به جای تقلیل به «تملک قدرت» باید با پذیرش نقد عمومی و پاسخگویی در سطح سیاست‌گذاری، بهبود یابد تا اعتماد عمومی تقویت شود. در نهایت، مسئولیت‌پذیری اجرایی و پاسخگویی به مطالبات ملی از طریق سازوکارهای قانونی و شفاف، می‌تواند به ایجاد توازن بهتر بین اصول حزبی و الزامات اجرایی کمک کند تا از تداوم وضعیت «حمایت-انتقاد-عقب‌نشینی» کاسته شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا