انتخاب‌های تلویزیون بر پایه رابطه، نه ضابطه: بازنگری در اعتبارسنجی مجریان

در ماه‌های اخیر بحث درباره نحوه گزینش مجریان تلویزیون به یکی از محورهای جدی گفتگو در رسانه ملی تبدیل شده است. گزارش‌ها از گفت‌وگوهای منتشر شده با چهره‌های اجرایی با سابقه نشان می‌دهد که برخی از عوامل غیر فنی همچون روابط و آشنایی‌های حرفه‌ای جایگزین برای چارچوب‌های روشنِ انتخاب شده است. این موضوع، اگرچه با جست‌وجو برای بازتعریف کیفیت اجرا همراه بوده، از منظر تحلیلگران رسانه‌ای به پرسش‌های عمیق درباره آینده و اعتبار حرفه‌ای اجرا در تلویزیون ایران منجر شده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، بررسی‌های اخیر به بررسی اینکه چرا سطوح اجرایی در قاب تلویزیون به سرعت نزول یافته و چه عواملی در این روند نقش ایفا می‌کند می‌پردازد.

این نوشته بازنویسی و ساختارمند از پژوهش‌های انجام شده و گفت‌وگوهای انجام یافته با مجریان قدیمی است تا تصویری روشن از منطق حاکم بر گزینش‌ها ارائه کند و بدانیم که آیا واقعاً چارچوب‌های حرفه‌ای جایگزین ارتباط‌ها شده است یا نه. در این مسیر، پدیده سلیقه‌گرایی که به گفته یکی از مجریان باسابقه در گزارش‌های رسانه‌ای مطرح می‌شود به عنوان یک عامل کلیدی معرفی می‌شود. در ادامه با نگاه دقیق‌تر به این موضوع، به نقش آموزش و مسیرهای حرفه‌ای در بهبود سطح اجرا پرداخته می‌شود تا روشن شود چگونه می‌توان در چارچوبی قانونی و اخلاقی به ارتقای کیفیت اجرای تلویزیون امیدوار بود.

زمینه تاریخی و بازنمایی عملکرد اجرایی در تلویزیون ایران

برای فهم بهتر اینکه چگونه این روند شکل گرفت، لازم است به سابقه اخیر و تغییرات سیستمی که از دهه‌های گذشته در رسانه ملی مشاهده شده است نگاه کنیم. در دوره‌های گذشته، مسیر ورود به اجرای تلویزیون با یک زنجیره کارآمد آغاز می‌شد: تجربه گویی در رادیو، تمرین‌های فنی، برخورد با زبان رسانه‌ای رسمی و در نهایت حضور در قاب تلویزیون. این مسیر، به گفته برخی از مجریان قدیمی، با وجود فراتان، بازتولید شد تا خروجی‌ها بتواند همزمان با پایداری و نوآوری به سطحی قابل قبول برسد. اما در سال‌های اخیر برخی شاهدان عینی از تفاوتی سخن می‌گویند: چتر انتخاب‌ها دیگر تنها به مهارت و تجربه گره نمی‌خورد و الگویی که به جای ضابطه، به رابطه‌ها و آشنایی‌های حرفه‌ای تکیه می‌کند، به شکل قابل توجهی نمود پیدا کرده است.

به گزارش تیم آرشیو کامل، در گفتگوهای مختلف با مجریان با سابقه، تأکید بر نبود ضابطه واحد در فرآیند گزینش و اتکا به روابط، به عنوان یکی از عوامل نزولی بودن کیفیت اجرا مطرح شده است. این تحلیل به ما می‌گوید که درک عمومی از کیفیت اجرا با از بین رفتن چارچوب‌های فنی و آموزشی قوی کاهش یافته و در نتیجه خروجی‌ها از منظر مخاطبان، با افت سطحی روبه‌رو می‌شوند. در این چارچوب، تجربه‌های رادیویی به عنوان فیلتر سنتی ورود به اجرای تلویزیون همچنان به عنوان یکی از زیربنایی‌ترین مراحل شناخته می‌شود؛ اما به دلیل تغییرات ساختاری، این فیلتر هم به صورت کامل کارآمد نیست.

پیامدها و بازتاب‌های حرفه‌ای و اجتماعی

کاهش کیفیت اجرا، از نظر کارشناسان، می‌تواند به زنجیره‌های ارتباطی در صدا و سیما آسیب بزند و اعتماد مخاطب را نسبت به محتوای صدا و سیما کاهش دهد. برخی از متخصصان معتقدند که وقتی گزینش‌ها به جای معیارهای اجرایی، به روابط و مناسبات نزدیک با مدیران یا گویندگان بانفوذ متکی می‌شود، مخاطب احساس می‌کند که فرصت‌های رقابتی و فرصت‌های آموزشی برای نیروهای با استعدادی که از راه‌های معمول عبور نکرده‌اند، محدود می‌شود. این موضوع نه تنها بر حرفه‌ای بودن مجریان تاثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند بر تنوع و کارکرد نمایش‌های تلویزیونی اثر منفی بگذارد. در رسانه‌های اجتماعی نیز واکنش‌ها به این رویکرد به شکل‌های مختلفی نمایان می‌شود؛ از گلایه‌های مخاطبان درباره سطح اجرا تا تحلیل‌هایی از ضرورت بازنگری در شیوه‌های گزینش.

در گفت‌وگوهای منتشرشده، یکی از مجریان باسابقه با بیان روشن این نکته را مطرح کرده است که «بدون ضابطه‌های روشن در انتخاب‌ها، خروجی به مرور زمان تحت تأثیر رابطه‌ها قرار می‌گیرد» و این موضوع را به عنوان عامل اصلی کاهش کیفیت اجرایی دانسته است. همچنین در این گفتگوها بر این نکته تأکید شده است که تفاوت نسل‌ها در تجربه اجرایی، به ویژه از طریق آغاز کار از رادیو و پشتوانه آموزشی دقیق تر، می‌تواند منجر به باروری بهتر خروجی‌های صحنه اجرا شود. این دیدگاه‌ها، به رغم تفاوت‌های فنی، نشان می‌دهد که کار حرفه‌ای در تلویزیون ایران به شدت به ترکیبی از آموزش، تجربه و سازوکارهای عادلانه انتخاب وابسته است.

در کنار این تحلیل‌ها، به یک تفاوت مهم اشاره می‌شود: هرچه صدا و سیما از رویکردهای بازنگری در فرایند انتخاب فاصله بگیرد، احتمال تکرار این روند وجود دارد و ممکن است که فضا برای توسعه‌های جدید در عرصه اجرا کمتر فراهم شود. با وجود این، برخی در مقابل، بر ضرورت ایجاد معیارهای مشخص و شفاف برای گزینش تأکید دارند تا از پایداری سطح اجرا و ارتقای کیفیت محتوا اطمینان حاصل شود. این بحث‌ها در کنار برنامه‌های آموزشی برای مجریان جوان شکل می‌گیرد تا مسیر ورود به اجرا، از طریق تجربه‌های آموزشی گسترده تر و فشرده تر، به صورت عادلانه تدارک دیده شود.

راهکارهای پیشنهادی برای بهبود فرایند گزینش

برای بازگشت به سطحی از رویکرد حرفه‌ای در گزینش مجریان، چند راهکار اصلی پیشنهاد می‌شود: نخست، بازتعریف چارچوب ارزیابی مجریان با استفاده از معیارهای آموزشی، کارکردی و اخلاقی که به صورت شفاف منتشر می‌شود و از تمامی نامزدها به طور برابر ارزیابی می‌کند. دوم، ایجاد دوره‌های آموزشی تخصصی برای کسانی که می‌خواهند در رادیو و تلویزیون فعالیت کنند؛ این دوره‌ها باید شامل تمرین‌های اجرایی، تعمیر زبان گویش، مدیریت زمان صحنه و نحوه برقراری ارتباط با مخاطب باشند. سوم، تقویت سیستم‌های بازخورد و ارزیابی مداوم پس از اجرای هر برنامه تا بتوان از طریق داده‌های کیفی و کمی، نقاط ضعف و قوت هر فرد را به شکل دقیق مشخص کرد. چهارم، حفظ استقلال خبر و خبررسانی: تضمین اینکه نویسندگان و گزارشگران بتوانند بدون فشارهای جانبی درباره کیفیت اجرا و فرایند گزینش صحبت کنند و فضای امنی برای نقد وجود داشته باشد. پنجم، تقویت استفاده از فیلترهای تخصصی برای ورود به اجرای صحنه‌ای و توجه به تجربه‌های محیطی مانند کار در رادیوها و کارگاه‌های آموزشی. این اقدام‌ها می‌تواند به ایجاد تعادل میان تجربه، آموزش و فرصت‌های برابر برای همه داوطلبان منجر شود.

به گزارش تیم آرشیو کامل، اجرای یک رویکرد جامع که هم به بهبود فنی و هم به شفافیت در فرایند انتخاب می‌انجامد، می‌تواند در کوتاه مدت و بلندمدت اثرات مثبتی بر کیفیت محتوا و اعتبار رسانه ملی داشته باشد. این رویکرد باید با هماهنگی میان نهادهای مرتبط، بخش‌های آموزش و سمن‌های حرفه‌ای انجام شود تا با حفظ استقلال حرفه‌ای و رعایت چارچوب‌های قانونی، به ارتقای سطح اجرا کمک کند.

تحلیل نقادانه از رویکردهای انتخاب مجریان

در کل، بررسی‌های موجود نشان می‌دهد که بهبود فرایند گزینش مجریان در تلویزیون ایران مستلزم تعبیه ساختارهای آموزشی و معیارهای ارزیابی شفاف است و نباید از اصول قانونی و اخلاقی خارج شد. اما باید توجه داشت که این نقدها نمی‌تواند به صورت تخریبی یا سیاسی مطرح شود بلکه هدف از آن بهبود کارایی و کیفیت مطرود است. اجرای رویکردهای آموزشی، اصلاح فرایند ارزیابی و حفظ استقلال حرفه‌ای می‌تواند به بازسازی اعتماد مخاطب و ارتقای سطح کیفی برنامه‌ها منجر شود و با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران، استقلال رسانه‌ای و امنیت اجتماعی را تقویت کند. این تحلیل تنها به مسائل اجرایی غیرسیاسی و امنیتی اشاره دارد و از هرگونه نقد مغایر با قوانین یا جهت‌گیری‌های سیاسی خودداری می‌کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این بازنگری و تحلیل‌ها می‌تواند مقدمه‌ای برای گفت‌وگوهای گسترده‌تر در حوزه رسانه باشد تا به شیوه‌ای منصفانه و تخصصی به بررسی権 انتخاب‌ها بپردازد و از نظر مخاطبان با ایجاد شفافیت بیشتر، حس اعتماد را تقویت کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا