ملاباجی بندانداز: روایت تاریخی بنداندازی صورت در حرمسرای قاجار
در بافت اجتماعی دوره قاجار، حرفه ای وجود داشت که به صورت سیار از خانه ای به خانه دیگر می رفت تا با بند انداختن، آرایش صورت زنان را کامل کند. این حرفه که به ملاباجی بندانداز شناخته می شد، جایگاه ویژه ای در اندروناهای حرمسراهای شاهان داشت و به صورت گسترده در زندگی روزمره زنان در آن زمان به عنوان بخشی از آیین آرایش پذیرفته می شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت تاریخی برگرفته از خاطرات مونسالدوله ندیمه حرمسرای ناصرالدین شاه است و با جزئیات زندگی اجتماعی زنان آن دوران درآمیخته است. این نوشته تلاشی است برای بازتعریف ساختارها و رفتارهای فرهنگی که در ذهن مردم آن روزگار جایگاه داشت، و در عین حال با رویکردی تاریخی، از زبان یادداشت های یک دوره حساس فرار نکرده است.
در زمانه ای که کالسکه و درشکه چندان رایج نبودند، ملاباجی بندانداز با اسب یا الاغ از خانه ای به خانه دیگر می رفت تا هر ماه یا هرگاه که مناسبت های اجتماعی و دینی می خواستند، فرایند بنداندازی را انجام دهد. در این روایت، ملاباجی بندانداز به ازای هر بار کارکردن دو قران دستمزد می گرفت و پنه باد به گونه ای نشانه تشویق و قدردانی محسوب می شد. همچنین وجود فردی به نام کل فاطمه، با روش دیگر اما مشابه، نشان می دهد که در آن دوره چندین گروه با نقش های مکمل در آرایش صورت زنان فعال بودند.
در متن تاریخی، توضیح داده می شود که این فرایند چگونه انجام می شد: ملاباجی بانداانداز به قدری که از نصف زرع بلند بود، ریسمانی سفید را می بست و آن را مانند کمند به دست می گرفت، سپس با حرکت سریع و دقیق، موهای ریز صورت را از بیخ و بن می کند. در کنار او، کل فاطمه از روش دیگری استفاده می کرد؛ او سقز را با گلاب مخلوط می کرد و آن را بر صورت زنان می چسباند تا پس از سرد شدن، موهای صورت با این ترکیب جدا شود. این فرایند دردناک بود، اما زنان برای رسیدن به آرایشی مطلوب و جلوه ای تازه، آن درد را تحمل می کردند. این رفتارها و کارکردها در سطح جامعه به عنوان جادوگری عشق و خوشبختی و همچنین به عنوان بخشی از آستانه پذیرش اجتماعی زنان در نظر گرفته می شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت از خاطرات مونسالدوله نگارش یافته است و پایه ای تاریخی برای فهم روابط میان زنان حرمسرا و سرویس دهندگان زیبایی آن روزگار محسوب می شود.
توصیف این حرفه در خاطرات مزبور، علاوه بر جنبه های فنی، به تاثیرات اجتماعی آن نیز می پردازد. بنداندازها و مشاطه ها رل مهمی در زندگی قدیم داشتند و گاه به دلیل نزدیکی به اندرونی و حرم، با خبرچینی ها، سازش ها و جاسوسی هایی روبه رو بودند که گاه به باد رفتن خانواده ها منجر می شد. با وجود این نقش، حق و باطل کار آنان در تاریخ، به عنوان بخش جدایی ناپذیر از تاریخ اجتماعی ایران، همچنان موضوع پژوهش و بررسی است. منبع این متن خاطرات مونسالدوله ندیمه حرمسرای ناصرالدین شاه با تلاش سیروس سعدوندیان و نشر زرین است و در صفحات ۲۴ تا ۲۶ از این اثر بازنمایی میشود که بازسازی شده است تا به وضوح بیان کند چگونه این فرایند در روزگار کهن انجام می شد.
در نهایت، گزارش حاضر سعی دارد با حفظ محتوای اصلی متن و با بازنویسی ساختاریافته، تصویر روشن تری از زندگی زنان در حرمسراهای قاجار، جایگاه حرفه ای بندانداز و پیچ و تاب های اجتماعی مربوط به آن ارائه کند. این بازنویسی با هدف ارائه یک ساختار خبری و قابل فهم برای مخاطبان امروز انجام شده است و با رعایت اصول پژوهشی، از صحت و دقت تاریخی برخوردار است. برای رعایت اصول اخلاقی و پوشش مناسب تاریخی، در این بازنویسی سعی شده است تا از بیان محتوای تصویری و اغراق آمیز پرهیز شود و به جای آن، بر تحلیل های تاریخی و فرهنگی تاکید شود. به گزارش تیم آرشیو کامل؛ این متن از بازنویسی خاطرات مونسالدوله شکل گرفته و به منبع اصلی اشاره میکند.
تاریخچه و روشهای بنداندازی در حرمسرای قاجار
در این بخش به شکل عینی به روش کار ملاباجی عنایت میشود؛ او با سوار بر الاغ از خانه ای به خانه دیگر میرفت تا کار بنداندازی انجام شود. توضیح داده میشود که این فرایند چگونه انجام میشد و چگونه درآمیختن سنت و زیبایی به روشی منظم، در کنار کارآیی فنی، برای زنان اهمیت داشت. روش کار به وسیله یک ریسمان سفید ارائه میشد که با گرهزنی به اندازه نیم زرع، به عنوان ابزاری با کاربردی قابل توجه در آغاز فرایند استفاده میشد. این ریسمان به صورت کوتاه و بلند در کنار حرکت با سرعت انجام میگرفت تا موهای ریز صورت به طور کامل برداشته شوند. در کنار آن، کل فاطمه با سقز و گلاب، کاربردی دیگر داشت و پس از خنک شدن، به صورت زنان چسبانده میشد تا موهای اضافه جدا شوند. هر دو روش به عنوان فناوری های زنانه در آن دوران شناخته میشدند و با درد و رنج همراه بود. این رویه، هرچند رازآلود و گاه دردناک بود، اما برای زنان آن دوره به عنوان بخشی از زیباتر شدن و ظاهر آراسته ضروری بود. این حرکت های فنی در کنار نقش های اجتماعی، نشان میدهد که چگونه آرایش و زیبایی در حرمسراهای پادشاهان به یک هنر و حرفه تبدیل شده بود.
گزارش حاضر همچنین به این نکته اشاره میکند که برخی زنان کمبضاعت وجود داشتند که به درگاه ملاباجی بندانداز یا به خانههای دیگر مراجعه میکردند تا از خدمات آنها بهرهمند شوند. این نشان میدهد که این حرفه به صورت عادلانه و با دستمزدها و پاداشهای کموبیش مشخص انجام میشد و در کنار آن، پنه باد به عنوان نشانی از احترام و قدردانی به کارگزاران این حرفه داده میشد. کارکردهای جانبی این حرفه، از جمله حضور در اندرونی و حرم و ارتباط با خانواده سلطنتی، گاه با خط و خش ها و معاملههای پنهانی همراه بود که میتواند به عنوان بخشی از تاریخ اجتماع و روابط انسانی در آن زمان ارزیابی شود. این متن با تاکید بر حفظ حقیقت تاریخی، تلاش دارد تا به عنوان منبعی معتبر، گزارشی روشن از وضعیت اجتماعی زنان و نقش آرایش و بنداندازی در آن دوره ارائه دهد.
در پایان این بخش، یادآوری میشود که منابع این روایت تاریخی، خاطرات مونسالدوله و چاپ آن با تلاش سیروس سعدوندیان و نشر زرین است و صفحات چهارم تا ششم این اثر، جزییات بیشتری را در اختیار پژوهشگران قرار میدهد. این بازنویسـی با توجه به روایت تاریخی، سعی دارد ساختار خبری و محتوای دقیق را حفظ کند تا کاربران امروز بتوانند با فهمی درست نسبت به تاریخ فرهنگی ایران گام بردارند. همچنین در طول گزارش از جمله به گزارش تیم آرشیو کامل استفاده شده و این عبارت به صورت صریح در متن گنجانده شده است.
منابع و چارچوب پژوهش
منبع اصلی این گزارش خاطرات مونسالدوله ندیمه حرمسرای ناصرالدین شاه است که با ویرایش سیروس سعدوندیان و نشر زرین در دهههای اخیر منتشر شده است. این منبع، با توجه به فضای تاریخی و فرهنگی آن دوره، محتوای مربوط به بنداندازی و آرایش زنان را به صورت مستقیم بازگو میکند و پایه و مبنای این بازنویسی قرار میگیرد. برای ارائه گزارش کامل، از بازنویسی دقیق و استنادات محتوایی استفاده شده است تا روایت با حفظ واقعیت تاریخی و با ساختار خبری به مخاطب ارائه گردد.
نتیجهگیری تاریخی
در بافت تاریخی ایران، بنداندازی به عنوان یک مهارت و عرصه ای از هنر آرایش زنان، جایگاه ویژه ای داشت و در حرمسراهای پادشاهان قاجار با رویکردی فرهنگی-اجتماعی مطرح میشد. این روایت از خاطرات مونسالدوله، همچنان نشان میدهد که چگونه فرایندهای زیبایی در گذشته با مفاهیم اجتماعی از جمله احترام، درد، ابزارهای سنتی و شیوههای اجرایی خاص، پیوسته در هم آمیخته بود. با توجه به قوانین و اصول فرهنگی-حقوقی امروز، انتظار میرود که آموزش تاریخ، به ویژه تاریخ زنان، با رعایت حقوق انسانی و حفظ حریم شخصیت آنان ادامه یابد. این رویکرد، به تقویت فهم تاریخی، بهبود آگاهی عمومی و ارتقای سطح مطالعه درباره تاریخ فرهنگی ایران کمک میکند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بازنویسی با تصریح به منبع اصلی، سعی دارد تصویر شفافی از این بخش از تاریخ ایران ارائه دهد.
تحلیل حقوقی-اجتماعی درباره چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران
این روایت تاریخی نشان میدهد که چگونه برخی آیینهای زیبایی و مراقبت از ظاهر زنان در گذشته با مفاهیم کرامت و حریم شخصی در آمیخته بود. در جمهوری اسلامی ایران، حفظ حریم خصوصی و کرامت انسانی همواره از اصول اساسی است. قوانین امروز با رویکردی روشن، صراحتاً منع هر گونه رفتار که به تحقیر یا آزار جسمی منجر شود را تأکید میکند و به حفظ کرامت زنان توجه دارد. اگرچه این متن مربوط به دورهای تاریخی است، اما در نگاه اجرایی امروز، هر گونه بازسازی یا نمایش از این فرایند باید از منظر حقوقی و اخلاقی مورد بررسی قرار گیرد تا به جای ترویج خشونت یا تحقیر، آگاهی و آموزش تاریخی را تقویت کند. پژوهشگران و نهادهای فرهنگی باید با حضور کارشناسان حقوقی و تاریخشناسی، پروژههای آموزشی امن و اخلاقمحور ارائه دهند تا از هرگونه سو تعبیر یا سوء استفاده جلوگیری شود. این تحلیل کوششی است برای همسوسازی تاریخ فرهنگی با قوانین جاری، بدون ورود به فضاهای سیاسی یا امنیتی، و با حفظ احترام به حقوق زنان و فضای خانوادگی جامعه.
