استیضاح میدری از منظر خضریان: اقتصاد هلدینگ‌ها در کانون توجه مجلس

گرایش خبر و روایت اولیه

در مسیر انتشار این گزارش، رویکردی تازه نسبت به دلایل استیضاح احمد میدری، وزیر کار و رفاه اجتماعی دنبال می‌شود. علی خضریان، نماینده مجلس، در نوشته‌ای که به صورت ویراستی منتشر شده است، دلایل اصلی استیضاح را با تمرکز بر مدیریت بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه هلدینگ‌ها تشریح می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، او درباره عملکرد هلدینگ آتیه صبا و نقش آن در سازوکارهای اقتصادی کشور توضیحاتی ارائه داده و با تأکید بر بحران‌های مدیریتی در مجموعه‌های زیرپوشش، زوایای مختلف این موضوع را بازگو می‌کند. این گزارش با هدف ارائه تصویر روشن از اتفاقات مطرح‌شده، به زبان مالی-اجرایی نگارش شده و به یادداشت‌های میدری توجه دارد تا از دیدگاه حقوقی و اجرایی به مسئله نگاه شود، بدون اینکه معنای اصلی تغییر یابد و با حفظ واقعیت‌های مطرح‌شده تنظیم می‌شود.

ساختار هلدینگ‌ها و نقش زیرمجموعه‌های اقتصادی

خضریان در توصیف خود به وجود هلدینگ آتیه صبا اشاره می‌کند، هلدینگی که بنا بر ادعای او مدتی بدون سرپرست باقی مانده است. این وضعیت از منظر او از بحران‌های مدیریتی خبر می‌دهد که می‌تواند در عملیات کلان اقتصادی کشور تأثیرگذار باشد. او به نمونه‌هایی اشاره می‌کند که در کنار این هلدینگ، شرکت‌هایی همچون هواپیمایی آسمان و کفش ملی به عنوان زیرمجموعه‌های این ساختار بزرگ اقتصادی شناخته می‌شوند. به گفته او، این عدم توصیف مناسب و تصمیم‌گیری‌های بدون چشم‌انداز در بنگاه‌های بزرگ می‌تواند سرمایه بازنشستگان و کارگران را در معرض خطر قرار دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته به عنوان یکی از محورهای اصلی بحث مطرح می‌شود و از منظر نگارنده، نشان‌دهنده نیاز به بازنگری در شیوه‌های اداره و نظارت مستقیم بر این مجموعه‌ها است.

تحرکات مدیریتی و استعلام‌های لازم

در ادامه، خضریان به تغییراتی اشاره می‌کند که نشان از بی‌ثباتی‌های مدیریتی در برخی بخش‌ها دارد. وی اظهار می‌کند که برخی افراد به کار گرفته شده‌اند اما بدون انجام استعلام‌های لازم و با فرایندهای ناقص، و سپس مجبور به استعفا یا بازنگری در مدت زمان کوتاه شده‌اند. نمونه‌ای که به عنوان نمونه‌ای از این وضعیت مطرح می‌شود، مربوط به شرکت «آتیه‌سبک» است؛ جایی که در عرض چند روز فرد منصوب‌شده به ناچار از کار کنار گذاشته شد. این گونه رویدادهای مدیریتی، به گفته او، می‌تواند غیرقابل قبول باشد وقتی که هلدینگ‌های اقتصادی کشور، به‌ویژه در صندوق‌های بازنشستگی، بدون سامان و نظارت کافی رها می‌شوند. از دید خضریان، این نوع اقدامات نشان می‌دهد که موضوع اقتصاد در هلدینگ‌های زیرمجموعه میدری به شکلی جدی و اضطراری نیازمند بازنگری و پاسخگویی است. او اضافه می‌کند که تا جایی که مطلع است، برای برخی از بخش‌های مربوطه سرپرست مشخصی تعیین نشده و هنوز به حال خود واگذار شده‌اند. به نظر او، چنین وضعیتی تضاد آشکاری با اصول شفافیت و پاسخگویی دارد که باید به سرعت اصلاح شود. این بخش از سخنان نشان می‌دهد که اختلاف نظرها پیرامون شیوه‌های مدیریت و ارزیابی عملکرد به سرعت به مجلس راه یافته و می‌تواند به ابزاری برای بررسی عمیق‌تر تبدیل شود. در این راستا، ادعای او درباره این است که اقتصاد را می‌توان در قالب هلدینگ‌ها مدیریت کرد اما بدون وجود یک چارچوب تخصصی و نظارت مستمر، این کار به بی‌نظمی‌های بزرگ منجر می‌شود. تغییرات مدیریتی و ارتباط آن با استعلامات قانونی، از جمله مسائلی است که در فرآیند استیضاح به شدت مورد بحث قرار گرفته است و در این گزارش به‌طور دقیق بررسی می‌شود.

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی برای بازنشستگان و کارگران

از منظر خضریان، بی‌توجهی به نکات مدیریتی و فقدان نظارت بر بنگاه‌های زیرمجموعه هلدینگ‌ها می‌تواند سرمایه بازنشستگان و کارگران را در معرض خطر جدی قرار دهد. او توضیح می‌دهد که صندوق‌های بازنشستگی و سرمایه‌های مرتبط با کارگران در تعادلی حساس قرار دارند و هرگونه بی‌تدبیری در سطوح مدیریتی این ساختارها می‌تواند موجبات فشار اقتصادی بر روی جمعیت‌های هدف را فراهم کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این هشدارها به‌گونه‌ای مطرح می‌شود که از جنبه‌های اجرایی و حقوقی قابل بررسی باشد و از منظر عمومی نیز به شکل یک خطر بالقوه برای ثبات اقتصادی خانوارها و جامعه تعبیر گردد. در این بخش، گزارش به اهمیت شفافیت در گزارش‌های مالی، استعلام‌های لازم برای انتصاب مدیران، و ثبت دقیق تصمیمات مدیریتی اشاره دارد تا درک بهتری از مسیرهای اصلاحی ارائه شود. همچنین به این نکته اشاره می‌شود که وجود ناظران مستقل و تقویت سازوکارهای پاسخگویی در صندوق‌های بازنشستگی می‌تواند تا حد زیادی از آسیب‌های احتمالی جلوگیری کند. در این راستا، تحلیل حاضر بر این نکته تأکید می‌کند که تقویت شفافیت و سازوکارهای حقوقی-اجرایی می‌تواند به حفظ سرمایه‌های مردم منجر شود و از گسیختگی‌های احتمالی جلوگیری کند.

نگاه اجرایی و راهبردی به رویه‌های نظارتی

این گزارش، با تمرکز بر جنبه‌های اجرایی و حقوقی، به بررسی سازوکارهای نظارتی موجود و نقش آنها در بهبود وضعیت بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه هلدینگ‌ها می‌پردازد. خضریان به‌طور روشن یادآور می‌شود که نبود سرپرست یا وجود نداشتن استعلام‌های لازم در برخی واحدها، می‌تواند نشان‌دهنده ضعف در ساختار مدیریتی و اجرایی باشد که در نهایت به بی‌ثباتی سرمایه‌های مشترک منجر می‌شود. همچنین او به اهمیت وجود یک چارچوب مشخص برای انتصاب مدیران، به‌ویژه در بخش‌های حساس از دید اقتصاد کلان، اشاره می‌کند تا هر تصمیم اجرایی به صورت مستند و با توجیه قانونی انجام شود. در این بخش از گزارش، به شکل جامع به این سوال پاسخ داده می‌شود که چگونه می‌توان با تقویت سازوکارهای نظارتی، شفافیت اقتصادی را بهبود بخشید و از تکرار چنین وضعیتی جلوگیری کرد؟ پاسخ این سوال نه تنها به بهبود وضعیت فعلی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند به عنوان معیار ارزیابی عملکرد در دوره‌های آتی مجلس و دولت نیز مطرح شود. در ادامه، نکات کلیدی و پیشنهادهای اجرایی ارائه می‌شود که هدف آن کاهش ریسک‌های مالی و حفظ منافع کارگران و بازنشستگان است.

تحلیل حقوقی-اجرایی

در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، نظارت بر شرکت‌های زیرمجموعه صندوق‌های بازنشستگی و هلدینگ‌های اقتصادی معمولاً از طریق سه سطح اصلی صورت می‌گیرد: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ سازمان امور مالیاتی و سازمان بورس و اوراق بهادار در برخی موارد؛ و همچنین نهادهای نظارتی داخلی شرکت‌ها. با این وجود، تجربه‌های اخیر نشان داده است که نیاز مبرم به ایجاد و تقویت سازوکارهای شفافیت، استعلام‌های قانونی دقیق برای انتصاب مدیران، و نظارت مستمر بر عملکرد واحدهای زیرمجموعه احساس می‌شود. وجود سرپرستان مشخص برای بنگاه‌ها و رعایت کامل فرایندهای قراردادی و مالی، به شدت برای جلوگیری از ترک فعل‌های احتمالی لازم است. همچنین، در چارچوب اقتصاد دولتی یا شبه‌دولتی، شفافیت در گزارش‌دهی مالی و امکان بررسی مستقل از طریق بازرسان و حسابرسان داخلی و خارجی باید تقویت شود تا از هرگونه برداشت غیرشفاف یا سوءاستفاده احتمالی جلوگیری شود. هدف از این تحلیل، ارائه یک چارچوب اجرایی است تا از طریق آن بتوان به صورت عملی، مدیریت بهبود یافته و از سرمایه‌های عمومی محافظت کرد. باید توجه داشت که این تحلیل تنها جنبه اجرایی–حقوقی دارد و به هیچ عنوان جنبه سیاسی ندارد; هدف آن تقویت سازوکارهای حقوقی و مدیریتی است تا ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی حفظ شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا