مقدمه و چارچوب نظری نشست
در نشست «زیست ارتباطی در جهان معاصر»، دکتر محمدمهدی فرقانی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، به بررسی رابطه میان ارتباطات سنتی و شبکههای مدرن ارتباطی در ایران پرداخت. محور سخن او بر نیاز به پیوندی واقعی میان این دو بُخش از نظامهای ارتباطی بود تا توسعه ملی از راهی پایدار و با اتکا به چهار مولفه اصلی ارتباطات سنتی ممکن شود: ارتباطگران سنتی، پیامها، شیوههای انتقال و پایگاههای ارتباطی. به گزارش تیم آرشیو کامل، فرقانی بر فقر نظری عمیق در سطوح مختلف مدیریتی و حرفهای تأکید کرد و تأکید داشت که بدون پشتوانه نظری منسجم، امکان تحلیل درست واقعیت وجود ندارد و این امر میتواند به گمراهی در تصمیمگیری منجر شود.
چار مولفه ارتباطات سنتی و کارکرد آنها
به گفته فرقانی، ارتباطات سنتی به شکل چهرهبهچهره، بیواسطه و انسانیتر عمل میکند و شامل چهار مولفه اصلی است: ۱) ارتباطگران سنتی مانند سخنوران و واعظان، ۲) پیامهای فرهنگی و اجتماعی، ۳) شیوههای انتقال مانند منبرها و روایات شفاهی، ۴) پایگاههای ارتباطی همچون مساجد، بازارها و قهوهخانهها. این چارچوب، اگر با شبکههای مدرن پیوند بخورد، میتواند کارایی و اعتبار نظام اطلاعرسانی را افزایش دهد و توسعه را تسهیل نماید. این نکته برای ایران که تجربههای تاریخی خاصی دارد، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
رابطه بین سنتی و مدرن در ساختار رسانهای امروز
فرقانی تأکید دارد که هیچ نظام ارتباطی جدیدی نظام قبلی را منسوخ نمیکند. در کشورهای توسعهیافته نیز تجربه شده است که نتیجه «تلفیق» است نه حذف. در ایران نیز مدرنیته باید با فهم عمیق از گذشته پیوند بخورد تا بتوان از فناوریهای نوین از جمله هوش مصنوعی به صورت سازنده استفاده کرد. با وجود این، موانعی از جمله غلبه نگاه دوقطبی «خودی/غیرخودی» در رسانههای رسمی ایجاد میشود که میتواند گفتوگو، تفاهم و پذیرش تفاوت نظر را کمرنگ کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، فرقانی بارها تصریح کرد که پیوند بین سنتی و مدرن باید با درک عمیق از کارکردهای هر دو فضا و با استفاده از رویکردهای پژوهشی معتبر دنبال شود تا از محتوای طولانی و زبان خشک که در برخی از رسانههای تصویری وجود دارد، کاسته شود و به ویژه برای نسل جوان جذابیت ایجاد کند.
پس از انقلاب و چالشهای تلفیق نهادهای سنتی با رسانههای نوین
وی به چالشهای فراروی تلفیق پس از انقلاب اشاره میکند؛ نهادهای سنتی دینی مانند نماز جمعه و هیئتها احیا شدند، اما تلفیق آن با رسانهای مانند تلویزیون که تصویری و پویا است، چالشهایی پدید آورد. تمرکز صرف بر سخنرانیهای طولانی و نادیده گرفتن قواعد رسانهای تلویزیون میتواند جذابیت را کاهش دهد، به ویژه برای نسل جوان. همچنین برخی روایتها که در منابع معتبر دینی سندیت محکمی ندارند، میتواند موجب کاهش اعتماد مخاطبان شود. با وجود این، پخش برخی مراسم از طریق تلویزیون دو اثر متناقض دارد: از یک سو مشارکت مستقیم فیزیکی را کاهش میدهد و از سوی دیگر میراث فرهنگی را ثبت و ماندگار میکند. گزارشهای میدانی حاکی است که کمرنگ شدن مباحثه و مناظره فکری در فضای تلویزیونی و مجازی از طریق این فرایند تقویت یا تضعیف میشود و این وضعیت، نیازمند بازنگری است.
تکاملهای نظری و تاریخچه بینالمللی در مواجهه با سنت و مدرن
در بخشهای مختلف متن، به مرور نظریههای ژورنالیستی و ارتباطی جهانی اشاره میشود. اما نکته کلیدی این است که اعتقاد بر پایه «اعتبار منبع» همچنان در هر دو فضای سنتی و مدرن اهمیت دارد. اگر منبع دارای اعتبار نباشد، پیام به آسانی از دست میرود. در این راستا، نظریههای مکلوهان، اینیس و دیگر پژوهشگران، هر کدام به شیوهای بر لزوم تلفیق سنتی و مدرن تأکید کردهاند. در ایران، پژوهشگران همچون فتحی و معتمدنژاد بر پایههای نظری منبر و کارکرد رسانههای سنتی در جامعه اسلامی پژوهش کردهاند. این رویکردها نشان میدهند که فهم دقیق از گذشته و فرهنگ، میتواند به تدوین رویکردهای کارآمد در عصر دیجیتال کمک کند. اما همانطور که پدیدارهای امروز—بهویژه با ظهور هوش مصنوعی—جهان را دگرگون کردهاند، ضروری است که در این تحول، میراث فرهنگی و معنویت اجتماعی حفظ و تقویت شود تا از بحرانهای هویت مدرن جلوگیری شود.
هوش مصنوعی، رسانهها و الزامات اجرایی
فقر نظری که از سوی فرقانی مطرح میشود، در کنار پیشرفتهای فناوری، بهخصوص هوش مصنوعی، به معنای نیاز به چارچوبهای نظری پایدار برای تحلیل و تصمیمگیریهای رسانهای است. فناوری تنها ابزار است و کارآمدی آن به روش استفاده از آن بستگی دارد. امروز فضاهای مجازی امکان تولیدکننده بودن مخاطب را افزایش دادهاند؛ از این رو تغییر رویکرد از مخاطب تنها به شریک تولید محتوا یکی از الزامات عملی است تا بتوان بهطور همزمان هم اعتبار پیام و هم مشارکت را حفظ کرد. در این راستا، رسانههای رسمی باید به سمت گفتوگو، مناظره و نقد سازنده با حفظ خطوط قرمز شرعی و قانونی گام بردارند تا اعتماد عمومی تقویت شود و از نوعی سکوت یا یکنواختی همسو با سیاستهای ریشهداری که محدودیتهایی دارد، پرهیز شود.
پیشنهادهای عملی برای اصلاح رویکردهای رسانهای رسمی
بر اساس تحلیلی که از سخنرانی فرقانی میشود، میتوان پیشنهادهای زیر را مدنظر قرار داد: ۱) تقویت پدیدارشناسانه و پژوهشی مبانی نظری در مدارس و دانشگاهها و همچنین در سازمانهای حرفهای ارتباطات، ۲) ایجاد سازوکارهای گفتوگوی دوطرفه در قالب برنامههای تلویزیونی و رادیویی که به مناظره، پرسش و پاسخ و نقد منصفانه اجازه بدهد، ۳) استفاده از روایتهای متکثر و منابع معتبر برای ایجاد اعتبار محتوا و جلوگیری از پرداختن به روایتهای حاشیهای، ۴) طراحی محتوای جذاب برای نسلهای جوان با حفظ دقت و صحت، ۵) تقویت شبکههای سنتی در کنار شبکههای دیجیتال بهعنوان مکملهای همپوشان برای توسعه ملی. این رویکردها میتواند به بهبود اعتماد، شفافیت و کارایی رسانههای رسمی کمک کند و از تکرار الگوی دوقطبی جلوگیری نماید.
تحلیل و چشمانداز اجرایی
در این تحلیل، با در نظر گرفتن چارچوبهای جمهوری اسلامی ایران، توجه به تلفیق سنتی و مدرن باید به سمت ایجاد میدان گفتوگو و آموزش نظری گسترده حرکت کند تا از بروز اختلافهای بیپایان و سوءبرداشتهای گفتمانی جلوگیری شود. اجرای سیاستهای ارتباطی که به وضوح منابع را معرفی و اعتبار آنها را تضمین کند، میتواند اعتماد عمومی را بهبود بخشد. همچنین، به کارگیری چارچوبهای آموزشی برای روزنامهنگاران و افراد فعال در روابط عمومی، با رویکردهای پژوهشی معتبر و مطابق با قوانین و ملاحظات جمهوری اسلامی، میتواند به ایجاد درکی واحد از واقعیتهای جامعه کمک کند و از خطر سوگیری و تقاطعگری محافظت نماید. این رویکرد اجرایی، بهویژه در فضاهای غیررسمی و سایبری، میتواند به توسعه ملی با حفظ ثبات اجتماعی و امنیتی کمک کند بدون اینکه ماهیت غیرسیاسی و غیرامنیتی مسائل اجرایی زیر سؤال برود.
