گزارش خبری: افزایش فشار بر منابع آب و بازتاب یک اظهار نظر سیاسی
در روزهای اخیر و همزمان با تشدید بحران کمآبی در ایران، نماینده خدابنده از وجود تفاوت فاحش بین مصرف آب شرب و سایر مصارف سخن گفت و خواستار بازنگری جدی در الگوی مصرف شد. این موضوع در قالب گفتوگویی با رسانههای محلی و بازنشر توسط برخی خبرگزاریها مطرح شد و با واکنشهای مختلفی از سوی مسئولان و کارشناسان روبهرو شده است. به گزارش منابع خبری محلی، این اظهار نظر تنها به نقل از یک نماینده نیست، بلکه بازتابی است از نگرانیهای عمومی درباره مدیریت منابع آبی کشور و نحوه تخصیص آب به بخشهای مختلف، بهویژه کشاورزی و صنعت.
در متن گفتوگو با خبرگزاری «خبرآنلاین» و با استناد به روایتهای منتشر شده در رویداد24، آقای احمد بیگدلی، نماینده خدابنده، بر این نکته تأکید کرد که سهم مصرف آب شرب از کل منابع کشور بسیار پایین است—«کمتر از 10 درصد منابع آب کشور برای شرب مصرف میشود»—اما با وجود این واقعیت، به دلیل تماس مستقیم مردم با آب شرب تصور میشود که مشکل اصلی آب کشور همین مصرف است. او توضیح داد که بخش عمده مصرف در کشاورزی و صنعت صورت میگیرد و بخش قابل توجهی از مردم آن بخش را نمیبینند. این تحلیل به طور خاص به مدیریت نادرست مصرف در سالهای گذشته اشاره دارد که منجر به مصرف آب تصفیهشده برای کارهای روزمره مانند استحمام، ظرفشویی، شستوشوی خودرو و آبیاری باغچه شده است.
بیگدلی در ادامه با انتقاد از الگوی ناهمسان مصرف آب گفت: «سالهاست منابع عظیم را صرف تصفیه آب پشت سدها میکنیم و همین آب گران را برای استحمام و آبیاری باغچه مصرف میکنیم.» او تصریح کرد که تفکیک آب شرب از آب مصرفی روزمره میتواند به بهبود مدیریت منابع کمک کند و با این رویکرد، رفتارهای پرمصرف در روستاها و شهرها اصلاح شود. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این نکته کلیدی به شکل استدلالی مطرح شد که اگر آب شرب را به صورت مستقیم به عنوان مصرفی جدا کنیم، میتواند بخش مهمی از فشار را از منابع آب کمفشار کم کند.
پیامدها و بازتابهای سیاستگذاری
این اظهار نظر همچنین به شکل گیری بحثهای همسو با رویکردهای سیاستی ملی منجر شده است. در گفتوگو با برخی تحلیلگران، گزینههایی مانند تجمیع اقدامات مدیریت مصرف، تفکیک خطهای آبرسانی و بهبود نظارت بر مصارف آبی به کشاورزی و صنعتی یاد میشود. برخی کارشناسان معتقدند که اصلاح الگوی مصرف باید در کنار تقویت ساختارهای نظارتی و افزایش دسترسی به اطلاعات مصرف آب صورت بگیرد تا امکان مدیریت دقیقتر بر منابع فراهم شود. به طور مشخص، بیگدلی از عملکرد وزارت جهادکشاورزی دفاع کرده و ضمن اشاره به نقاط قوتی مانند بارانی کردن زمینهای کشاورزی، نصب پمپهای دیجیتال و کنترل برداشت از چاههای مجاز، تأکید کرد که بررسی چاههای غیرمجاز میتواند به بهبود بهتر منابع آب کمک کند و ارتباط موضوعی با وزارت نیرو ندارد.
در بخش دیگری از گفتوگو، نماینده خدابنده به نقشی که کشاورزی در مصرف آب ایفا میکند اشاره کرد و گفت که با وجود سهم بالای کشاورزی در مصرف، «عملکرد وزارت جهادکشاورزی در سالهای اخیر قابل قبول بوده است» و اصلاح روالهای مانند کنترل برداشت از چاههای مجاز، در مسیر بهبود مدیریت آب گامهای مثبتی برداشته است. به این ترتیب، رویکردی دوطرفه پیشنهاد میشود: از یک سو به مدیریت بهینهتر مصرف آب برای شرب و روزمره توجه شود و از سوی دیگر، بهبود کارایی در بخش کشاورزی و مدیریت منابع آبی غیرمجاز اولویت پیدا کند.
با وجود اختلاف نظرها، همه طرفها بر این نکته تأکید دارند که بحران کمآبی نیازمند هماهنگی و تصمیمات حاکمیتی هماهنگ است. برخی از منتقدان و فعالان اجتماعی نیز تأکید میکنند که فاصله بین سیاستگذاری و اجرای واقعی در میادین میتواند به کاهش فشارهای مضاعف بر منابع آب منجر شود. به عبارت دیگر، نباید تنها به شعارها و آمارهای کلان تکیه کرد؛ بلکه اجرای پروژههای کوچک و متوسط مانند بهبود خطوط انتقال، توزیع بهینه و آموزش عمومی در مصرف آب، میتواند تفاوتهای ملموسی ایجاد کند.
نگاههای جهانی و مقایسههای تاریخی
در نگاه مقایسهای، گفته میشود که برخی کشورها با جمعیتهای مشابه یا بیش از تهران، آب شرب لولهکشی را به طور گسترده در دسترس ندارند و مردم آب آشامیدنی را عمدتاً از طریق بطری تهیه میکنند. این تجربه جهانی—که به گفته برخی تحلیلگران میتواند به سیاستها و رفتارهای مصرفی در ایران الهام بدهد—نشان میدهد که مدیریت منابع آب با سیاستگذاریهای دقیق، نظارت مستمر و فرهنگسازی مصرف میتواند به بهبود شاخصهای مصرف منجر شود. این نقطهنظرها تنها در چارچوب بحثهای نظری باقی نمیمانند، بلکه اغلب به طرحهای اجرایی در کشورهای دیگر نیز مربوط میشوند.
چارچوب عملیاتی و توصیهها
در محور عملیاتی، تحلیلگران پیشنهاد میکنند که تفکیک آب شرب از مصارف روزمره، تقویت سیستمهای اندازهگیری دقیق مصرف، و ایجاد سازوکارهای پاسخ سریع به نقایص در شبکه آبی از جمله گامهای کلیدی هستند. بیگدلی همچنین تأکید دارد که اصلاح رفتارهای مصرفی به تصمیمات حاکمیتی نیاز دارد؛ به همین دلیل، هرگونه اصلاح عملی باید با همکاری دستگاههای اجرایی و بخشهای مربوطه صورت گیرد تا از تکرار مجدد مشکلات جلوگیری شود. در این راستا، برخی از پیشنهادها به شرح زیر است:
- تفکیک خطوط آب شرب از آب مصرفی روزمره: برای کاهش مصرف بیرویه در حوزههای غیر شرب و تمرکز منابع روی شرب مطمئن و پایدار.
- نظارت دقیقتر بر چاههای مجاز و غیرمجاز: بنیادین برای جلوگیری از فرسایش منابع آب زیرزمینی و مدیریت منابع در روستاها و شهرها.
- استفاده بهینه از فناوریهای نوین: مانند پمپهای دیجیتال، حسگرهای اندازهگیری و سیستمهای مدیریت داده مصرف آب برای بهبود کارایی.
- آموزش عمومی و فرهنگسازی مصرف: ایجاد کمپینهای آموزشی برای کاهش مصرف در خانگی، به ویژه در فصول بحران و خشکسالی.
- همافزایی میان وزارت نیرو و جهاد کشاورزی: هماهنگی بیشتر در پروژههای آبی، بازنگری در سهمیهبندیها و حمایت از کشاورزان با هدف حفظ تولید و پایداری منابع آب.
در نهایت، به باور بسیاری از فعالان حوزه آب و مدیران اجرایی، موفقیت در مدیریت منابع آب به ترکیبی از سیاستهای هوشمندانه، اجرای دقیق و مشارکت عمومی بستگی دارد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، مسیر پیش رو نیازمند شفافسازی، پاسخگویی و بازخورد مستمر از سوی تمام ذینفعان است تا بتوان در مواجهه با بحرانهای اخیر، ثبات و امنیت آبی را برای روستاها و شهرهای کشور تامین کرد.
