چرخ سه‌ضلعی گاری در روایت احمد زیدآبادی: مسئله اصلی کشور چیست؟

چرخ سه‌ضلعی گاری و نقد رویکرد تصمیم‌گیری در کشور

در یادداشتی که از سوی احمد زیدآبادی منتشر شد و به صورت گسترده در رسانه‌های کشور بازنشر شد، نویسنده به نقد یک الگوی معمول در تصمیم‌سازی‌های کلان پرداخته است. این نوشته با عنوان «چرخ سه‌ضلعی» از سه نگاه هم‌سنخ اما گاهی متناقض درباره چرخه تصمیم‌گیری در سطوح مختلف حکمرانی سخن می‌گوید و سعی دارد معنای جایگاه تجربه، منطق و واقعیت را در کنار نظریه‌پردازی‌های انتزاعی روشن کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت به طور خاص بر این نکته تأکید می‌کند که مسئله اصلی کشور، یا دست‌کم یکی از مسئله‌های بنیادین آن، به جای پذیرش تجربه‌های آزموده‌شده و درس‌گرفته از گذشته، در مقاومت در برابر تغییرات و اصرار بر یکپارچگی با یک مدل نامتوازن نهفته است.

نویسنده با استفاده از استعاره‌ای روشن، دو دسته از بازیگران را تفکیک می‌کند. دسته اول کسانی هستند که چرخ را دوباره و با شیوه‌های مختلف می‌سازند تا راه‌حل‌های تازه‌ای برای مشکلات قدیمی بیابند. این دسته با آزمون و خطا، به تدریج و به میزان محدود یا گسترده‌ای از خطاهای پیشین درس می‌گیرد و به مرور گام‌های تازه‌ای به سمت پیشرفت برمی‌دارد. اما دسته دوم کسانی‌اند که به رغم شواهد و تجربه‌های عینی، باور دارند که گاری صرفاً باید به شکل مثلث و سه‌ضلعی ساخته شود؛ آنها حتی در مواجهه با شواهد که نشان می‌دهد چرخ سه‌ضلعی به لحاظ فنی و عملکردی کارآمد نیست، از ذهنیت خود عقب‌نشینی نمی‌کنند. این دسته از نظر او به جای پذیرش واقعیت‌ها و بازنگری در روش‌ها، به سمت انکار واقعیت‌های عملی سوق پیدا می‌کنند و این رفتار، به تعبیر نویسنده، مانعی جدی بر سر راه حرکت، اصلاح و پیشرفت کشور است.

در متن، به طور مشخص مطرح می‌شود که مشکل واقعی نه با افرادی است که برای یافتن راه‌حل‌های جدید به آزمون و خطا می‌پردازند، بلکه با کسانی است که درک مبهم از مفهوم چرخ، دایره و مثلث را به عنوان اصولی ماندگار و تغییرناپذیر می‌پندارند. این نگاه از منظر نویسنده، در سطح نظری گاهی به کارگیری تئوری‌های نامشخص و در سطح اجرایی به مخالفت با تجربه‌های موفق و دستاوردهای گذشته منجر می‌شود. بنابراین، رویکردی که به نظر می‌رسد با تجربه‌های آزموده‌شده و نتایج عملی بی‌تفاوت است، عملاً از مسیر اصلاح و حرکت واقعی کشور جلوگیری می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نقد نه تنها به عنوان یک نقد نظری مطرح می‌شود، بلکه در قالب نمونه‌های تاریخی تصمیم‌گیری، ممکن است به عنوان راهنمایی برای سیاستگذاران و صاحب‌نظران حوزه عمومی عمل کند.

برای فهم دقیق‌تر از این مفهوم، باید به مفهوم چرخ به عنوان استعاره‌ای اجتماعی-سیاسی نگاه کرد: چرخ، به عنوان یک ابزار برای حرکت و پیشرفت، به تجربه‌گرایی و بازنگری منجر می‌شود یا تنها به حفظ رشته‌ای از باورها کهنه و ثابت در برابر آزمایش‌های نو می‌ایستد؟ نویسنده با تأکید بر این پرسش، به نقد این که آیا تجربه‌های آزموده‌شده می‌تواند برای همه شرایط به طور یکسان پاسخگو باشد یا خیر، می‌پردازد. در این چارچوب، تغییر رویکرد از صرفاً حفظ یک نسخه از گاری به کارگیری نسخه‌های متنوع و بهبودپذیر از ابزارهای تصمیم‌گیری، به عنوان یک مسیر توسعه‌ای مطرح می‌شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این دلیل‌تراشی‌ها با هدف روشن‌سازی مسیرهای آینده و جلوگیری از تکرار اشتباه‌های گذشته انجام می‌شود و می‌تواند به بهبود کارایی تصمیم‌گیری‌ها در سطح کلان کمک کند.

اگر بخواهیم این بحث را با مثال‌های روشن‌تر توضیح دهیم، باید به تقابل میان دو فضای تصمیم‌سازی توجه کنیم: از یک سو، هدف‌گذاری برای حرکت به سمت واقعیت‌های جدید و پذیرش ضعف‌ها و نقاط قوت تصمیمات پیشین؛ از سوی دیگر، پافشاری بر یک قالب قدیمی که گویی همه مشکلات کشور در قالب همان قالب حل می‌شود. این تقابل، به طور مشخص در حوزه‌های اجرایی و مدیریتی نمود پیدا می‌کند؛ جایی که انتخاب بین یک رویکرد باز و آزموده و رویکردی بسته و تئوریک، می‌تواند بر سرنوشت پروژه‌های جاری و آینده اثرگذار باشد. نویسنده با استناد به تجربه‌های عملی و داده‌های دیده‌شده، تاکید می‌کند که پذیرش واقعیت‌های محدود یا تغییرات در محیط کار، می‌تواند از منظر توسعه‌ای دارای مزایای قابل توجهی باشد و اگر به درستی مدیریت شود، منجر به بهبود کارآیی، افزایش شفافیت و کاهش هزینه‌های تصمیم‌گیری‌های ناکارآمد می‌شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته‌ای است که هم‌اکنون در فضاهای پژوهشی و اجرایی کشور نیز به شکل گسترده‌تری مطرح شده و می‌تواند به عنوان نقطه‌ی تمرکز برای گفت‌وگوهای تخصصی در دوره‌های آتی مطرح گردد.

در طول این یادداشت، نویسنده به صراحت بیان می‌کند که مقاومت در برابر تغییر و مخالفت با تجربه‌های آزموده، به ویژه در سطح تصمیم‌گیری‌های کلان، می‌تواند به توقف مسیر توسعه کشور منجر شود. این نکته، به شکلی صریح در متن بیان می‌شود که عملکرد مناطق مختلف کشور و همچنین فرآیندهای تصمیم‌گیری در دولت و بخش‌های غیر دولتی را در نظر گرفته است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نقد نه تنها به عنوان یک نقد نظری، بلکه به عنوان یک هشدار عملی برای مدیران اجرایی و سیاست‌گذاران مطرح می‌شود که در مواجهه با مشکلات روزمره، از بازنگری در روش‌های قدیمی و یا پذیرش ضرورت تغییر هراسی نداشته باشند. به طور ویژه، اشاره می‌شود که هر گونه پافشاری بر یک رویکرد واحد، بدون توجه به داده‌های واقعی و بازخوردهای میدانی، می‌تواند به عقب‌گردهای قابل‌ملاحظه‌ای منجر شود و در نهایت منجر به کاهش کارایی، کاهش اعتماد اجتماعی و کاهش ظرفیت پاسخ‌گویی به تغییرات محیطی گردد.

با توجه به این چارچوب، اهمیت پژوهش‌های میدانی و استفاده از تجربه‌های جهانی در روش‌های تصمیم‌گیری کشور روشن‌تر می‌شود. گشایش در چارچوب‌های قانونی و مدیریتی برای پذیرش انعطاف‌پذیری در مدیریت پروژه‌ها و همچنین ارتقای شفافیت در فرایندهای تصمیم‌گیری، می‌تواند به عنوان راهکاری عملی برای کاهش هزینه‌های تصمیم‌گیری‌های ناموثر و افزایش ثبات اقتصادی و اجتماعی تلقی شود. در این زمینه، گفت‌وگوهای سازنده بین بخش‌های مختلف جامعه و به‌ویژه میان تصمیم‌گیران و پژوهشگران می‌تواند به ایجاد یک فضای روشن‌تر برای ارزیابی گزینه‌های مختلف منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این فضا می‌تواند از طریق انتشار گزارش‌های فصلی، گزارش‌های فنی از پروژه‌های اجرایی و مدل‌های تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد، بهبود یابد. همچنین، رویکردی که به جای تأکید صرف بر اصول مجرد، به ترکیب اصول با داده‌های تجربی و بازخوردهای میدانی توجه می‌کند، می‌تواند به بهبود کیفیت تصمیم‌گیری‌ها کمک کند و امنیت و پایداری پروژه‌های ملی را افزایش دهد.

در پایان این بحث، این نکته روشن می‌شود که مسئله اصلی کشور تنها در منطق یا چرخش‌های نظری نیست، بلکه در نحوه استفاده از تجربه‌های گذشته و کُنش‌پذیری نسبت به واقعیت‌های روزآمد نهفته است. اگر راهی برای تعادل بین نوآوری و تجربه‌گرایی پیدا شود، می‌تواند به بازتعریف مدل‌های تصمیم‌گیری منجر شده و در نهایت به حرکت رو به جلو در سطح ملی کمک کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این چالش نه تنها یک بحث فلسفی-نظری است، بلکه یک سوال عملی درباره چگونگی اداره کشور در مواجهه با پیچیدگی‌های روزمره است که نیازمند گفت‌وگو، شفافیت و تعهد به بهبود مداوم است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا