نکات کلیدی
زمانی که شرکتها وبسایتهای خود را بازطراحی میکنند، ناهماهنگیهای برندینگ حلنشده به وضوح قابل مشاهده میشوند. این فرآیند به همه چیزهایی که شرکت از آنها گذشته است، وضوح میبخشد. یک بازنگری برند مبتنی بر وبسایت منطقیتر از یک بازنگری سنتی است. این یک روش عملی، منطقی و مقرون به صرفه برای تعیین آنچه که یک بازنگری باید به آن بپردازد، است.
چرا بازنگری برند مبتنی بر وبسایت منطقیتر است؟
یک بازطراحی وبسایت نیاز به ساختار دارد و نظم را به کل برند میآورد. این فرآیند همراستایی را مجبور میکند و ابهام را از بین میبرد. من شاهد بودهام که شرکتها به دلیل احساسات، سالها بازنگری برند را به تعویق میاندازند. انتظارات مخاطبان در حال تغییر است، روندها در حال تکامل هستند و خدمات و محصولات در حال تغییر هستند.
چرا وبسایت اولین جایی است که ناهماهنگیها را نشان میدهد؟
بسیاری از شرکتها متوجه نمیشوند که برند آنها چقدر از مسیر خود منحرف شده است تا زمانی که شروع به بازسازی وبسایت خود میکنند. وبسایت تمام هویت را در یک فضای یکپارچه فشرده میکند. در مواد چاپی، کمپینهای یکباره یا ارائههای داخلی، ناهماهنگیها میتوانند پنهان بمانند. اما در وبسایت، آنها با هم برخورد میکنند.
چرا بازنگری برند ضروری است؟
یک بازطراحی وبسایت ناشی از یک انگیزه خلاقانه نیست. این معمولاً زمانی اتفاق میافتد که برند دیگر از جهتگیری سازمان حمایت نمیکند. وبسایت به یک تقاطع تبدیل میشود که در آن تیمها با آنچه دیگر مناسب نیست، مواجه میشوند. پیامهایی که قبلاً شرکت را به جلو میبردند اکنون احساس قدیمی بودن میکنند.
چگونه یک بازطراحی وبسایت برند را تقویت میکند؟
یکی از مزایای غیرمنتظره یک بازنگری مبتنی بر وبسایت این است که چگونه به طور طبیعی نظم را به کل برند میآورد. بازسازی یک سایت نیاز به ساختار دارد. این فرآیند تصمیماتی درباره تایپوگرافی، استفاده از رنگ، چارچوبهای پیامرسانی و رفتار مؤلفهها را میطلبد.
تصمیمگیری برای بازنگری
زمانی که یک بازطراحی وبسایت شروع به احساس فشار میکند — زمانی که بحثها به این میرسد که آیا یک رنگ هنوز مناسب است یا خیر، آیا یک پیام به درستی نمایانگر شرکت است یا خیر — این نشانهای نیست که پروژه در حال انحراف است. این نشانهای است که برند آماده تکامل است.
