زمینه قانونی و ماهیت اقدام
در بیانیهای که از سوی یکی از سیاستمداران بلندپایه آمریکایی منتشر شد، دو قاضی دیوان کیفری بینالمللی (ICC) بهواسطه فرمان اجرایی ۱۴۲۰۳ تحت تحریمهای تازه قرار گرفتهاند. این اقدام با هدف محدود کردن دسترسی افراد مذکور به منابع مالی و توان اجرایی آنان انجام شده است و بخشی از تلاشهای ایالات متحده برای واکنش به برخی اقدامات دیوان در حوزههای قضایی بینالمللی محسوب میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، درج شدن نام این دو قاضی در فهرست تحریمها با اشاره به نقش آنها در آرای مرتبط با پروندههای حساس بینالمللی مطرح شده است. در این زمینه، تأکید مقامات آمریکایی آن است که این تحریمها صرفاً ابزارهایی اجرایی برای محدودسازی دسترسی عملی این افراد به داراییها و منابع مالی است و ربطی به دیوان کیفری بینالمللی بهعنوان یک نهاد قضایی ندارد، هرچند که پیامدهای حقوقی و دیپلماتیک گستردهای میتواند از آن نشأت بگیرد.
این تحریمها به صورت کاملاً کتبی و مبتنی بر الزامات قانونی داخلی ایالات متحده اعلام شدهاند و طبق گفته مسئولان مربوطه، هر دو قاضی ICC، Gocha Lordkipanidze از گرجستان و Erdenebalsuren Damdin از مغولستان، به دلیل شرکت در فرآیندهای قضایی یا تصمیمگیریهایی که به گفته مقامات واشنگتن با منافع ایالات متحده در تقابل بودهاند، مشمول این اقدام شدهاند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این افراد در راستای آرای اقلیتی یا اکثریت در پروندههایی که علیه حمایت از برخی کشورها یا گروههای خاص در ICC مطرح شد، نقشآفرینی کردهاند و همین امر موجب تصمیمگیریهای اجرایی علیه آنان شده است. بخشهای مرتبط با این موضوع اخیراً با توضیحاتی در رسانهها پخش شده است تا ابعاد حقوقی و اجرایی ماجرا روشنتر شود.
جزئیات اقدام و واکنشهای موجود
بر اساس اعلام رسمی، فرمان اجرایی ۱۴۲۰۳ که به عنوان چارچوب حقوقی برای اعمال محدودیتهای اقتصادی و مالی علیه افراد مشخص در نظام بینالملل صادر میشود، برای دو قاضی ICC معیارهایی را تعریف کرده است که به موجب آن اموال، داراییها و تراکنشهای مربوط به این اشخاص در قلمرو آمریکا قابل پیگیری یا مسدود میشوند. در بیانیه منتشرشده، مقامات آمریکایی ادعا کردهاند که این اقدامات براساس بررسیهای داخلی و ارزیابیهای حقوقی انجام شده انجام شده و هدف از آن تصدیق اصول قانونی داخلی و حفظ منافع امنیتی-اقتصادی کشور است. در حالی که خبرنگاران و تحلیلگران حوزه حقوق بینالملل بهطور گسترده در حال کاوش درباره تبعات این اقدام هستند، به گزارش تیم آرشیو کامل، نکته کلیدی این است که این تحریمها لزوماً به معنای ابطال صلاحیت ICC یا نقض ساختارهای بینالمللی نیست، بلکه به عنوان ابزار اجرایی در چارچوب قوانین ملی ایالات متحده دیده میشود.
در گزارشهای رسانهای، اشاره شده است که دو قاضی مذکور در برخی تصمیمات دیوان کیفری بینالمللی، از جمله رأیی که علیه درخواست تجدیدنظر در پروندهای مرتبط با اسرائیل مطرح شد در تاریخ ۱۵ دسامبر مشارکت داشتهاند. این نکته از منظر مقامات آمریکایی به عنوان دلیل قانونی برای اعمال تحریمها بیان شده است. با این وجود، گروههای حقوقی بینالمللی و نهادهای مدنی بر این باورند که اجرای اینگونه تحریمها میتواند روابط بینالمللی را تحتتأثیر قرار دهد و توازن قدرت قضایی بینالملل و سطح پذیرش دیوان کیفری بینالمللی را دچار چالش کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این دسته از مباحث همواره با حساسیتهای حقوقی و سیاسی همراه است و تحلیلهای تخصصی درباره امکانات اجرایی وLimitations آن میتواند به فهم بهتری از روندهای بینالمللی کمک کند.
پیامدها و مباحث حقوقی موجود
بخشهای حقوقی این موضوع به مباحثی مانند توازن بین حاکمیت ملی و کارکرد دیوان کیفری بینالمللی، نقض احتمالی اصول بینالملل بشردوستانه و تأثیر آن بر روابط دیپلماتیک بین کشورها میپردازد. برخی کارشناسان معتقدند که چنین اقدامات اجرایی میتواند سطح همکاری بینالمللی با ICC را تحتتأثیر قرار دهد و در برخی موارد به ایجاد برداشتهایی مبنی بر تضاد منافع بین اصول حقوقی محلی و بینالمللی منجر شود. در هر صورت، این رویداد میتواند به تفسیرهای متفاوتی از عملکرد دیوان در حوزههای قضایی بینالمللی منجر شود و تلاشهای دیوان برای انجام تحقیقات مستقل را با چالشهای جدیدی مواجه سازد. به گزارش تیم آرشیو کامل، رویکردهای مختلفی نسبت به تعارضهای قانونی و اجرایی در این زمینه مطرح است که نشان میدهد هر اقدام از این دست به همان اندازه که اجرای قانون را تقویت میکند، میتواند زمینهساز طرح سوالاتی درباره کارکرد و زیرساختهای بینالمللی شود.
جمعبندی و نگاه آینده
در نهایت، اقدام آمریکا در اعمال تحریمهای اجرایی علیه دو قاضی ICC به عنوان یکی از شاخصهای تنشهای حقوقی-اجرایی در روابط بینالمللی قابل تحلیل است. این رویداد به وضوح نشان میدهد که کاربرد ابزارهای ملی برای پاسخ به معیارهای نهادی بینالمللی همچنان یکی از موضوعات حساس در سیاستهای خارجی کشورهای مختلف است و احتمالاً در آینده نیز به بحثبرانگیز بودن این نوع اقدامات افزوده میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، تداوم واکاویها و تحلیلهای حقوقی میتواند به روشنسازی ابعاد قانونی، اجرایی و عملی این اقدام کمک کند تا افکار عمومی و نهادهای حقوقی بتوانند با دیدی جامعتر به ارزیابی اثرات آن بپردازند.
تحلیل اجرایی درباره این اقدام
این تحلیل اجرایی نشان میدهد که اقدامات محدودکننده ملی علیه افراد مربوط به پروندههای بینالمللی میتواند پیامدهای عملی در حوزههای مالی و حقوقی داشته باشد، اما باید از لحاظ قانونی و با توجه به ساختارهای بینالمللی نیز ارزیابی شود. از منظر اجرایی، چنین گامهایی میتواند به تقویت ابزارهای حفاظت از منافع ملی منجر شده و در عین حال با خطر ایجاد تنشهای دیپلماتیک یا کاهش سطح همکاریهای قضایی-بینالمللی همراه باشد. ضمن اینکه اجرای این نوع محدودیتها باید با دقت بالا و مطابق اصول حقوقی داخلی هر کشور انجام شود تا از هرگونه تفسیر نادرست نسبت به استقلال و کارکرد دیوان کیفری بینالمللی جلوگیری گردد. این موضوع بهویژه در شرایطی که دیوان با پروندههای حساس روبهروست، اهمیت دوچندانی پیدا میکند و میتواند بهبود یا تضعیف اعتماد نسبت به جایگاه قانونی ICC در آینده منجر شود.
