وضعیت کنونی دریاچه ارومیه و بازتاب دیدگاه پژوهشگر آلمانی
به گزارش تیم آرشیو کامل، بررسیهای میدانی و گفتوگو با دکتر مهدی معتق، استاد مرکز علوم تحقیقات زمین در دانشگاه لایبنیتز هانوفر آلمان، نشان میدهد که جریان ورودی آب به دریاچه ارومیه همچنان با چالشهای جدی روبهرو است و وضعیت این دریاچه به شدت به تغییرات آبی و مدیریتی وابسته است. در روزهای پایانی دولتهای پیشین ایران و همچنین در دورههای بعدی، تبلیغات رسانهای درباره احیای دریاچه مطرح شده است، اما گزارشهای میدانی و تحلیلهای علمی از وجود فاصله قابل توجه بین ادعاها و واقعیتهای زیست محیطی خبر میدهند. معتق توضیح میدهد که این فرآیند احیا، نه تنها کار سادهای نیست، بلکه به برنامهریزی منظم و ارزیابی دقیق منابع آبی و سازوکارهای مدیریتی نیاز دارد که تاکنون به شکل گسترده وجود نداشته است. او تأکید میکند که نتیجه این بیم sniff نکردن دقیق منابع آب و کنترل ورودی به دریاچه منجر به افت روزافزون سطح آب، کاهش اکوسیستمهای مرتبط و تشدید بحرانهای زیست محیطی شده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، او با اشاره به نقدهایی که درباره انتشار اخبار احیای دریاچه مطرح میشود، خاطرنشان میکند که تبلیغات کوتاهمدت و بهرهبرداری سیاسی از این موضوع تنها به بازههای زمانی محدود اختصاص دارد و نمیتواند جایگزین برنامهریزی منسجم و پایدار باشد. معتق معتقد است که دریاچه ارومیه به دلیل نبود حقابه کافی از سدها و نبود سازوکارهای اجرایی کارآمد، به وضعیت فعلی رسیده است و تلاشهای مداوم برای احیا باید با توجه به واقعیتهای زیستی، آبی و اقلیمی منطقه انجام گیرد، نه با شعارهای تبلیغاتی. چطور انتظار داریم دریاچه ارومیه احیاست؟ این پرسش، از نگاه او، باید فارغ از تبلیغات و با رویکرد علمی-اجرایی پیگیری شود. با این حال، او هم با این نکته ابراز امیدواری میکند که ممکن است تفسیری که از او میشود، با واقعیتهای آینده تطابق یابد، هرچند تجربههای امروز نشان میدهد که ظرفیت کارشناسی و اجرایی در ایران به اندازه لازم برای حل چنین چالشهایی وجود ندارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، آنچه در این گفتوگو بیان شده است، نشان میدهد که با وجود تبلیغات گسترده و بهروزهای مختلف، مداخلههای جدی برای حفظ و احیای روند آبی دریاچه همچنان ضروری است و برنامهریزی علمی در این حوزه میتواند در کنار مدیریت منابع آب و اصلاح سازوکارهای سدسازی و ورودی آب به دریاچه قرار بگیرد.
در این گفتوگو، دکتر معتق اشاره میکند که جریان ورودی آب به دریایچه ارومیه با وضعیت آبی مشابه اکنون روبهرو است؛ او اشاره میکند که در روزهای پایانی دولت روحانی، یکی از معاونانش ادعا کرد که دریاچه را احیا کردهاند و در دولت رئیسی نیز رئیس سازمان محیطزیست اشاره به احیای دریاچه داشت، اما واقعیتها نشان میدهد که این ادعاها با موقعیت فعلی تفاوت زیادی دارد. او میافزاید که این گزارهها تنها بازههای کوتاه تبلیغاتی است و بهرهبرداری سیاسی از این موضوع از منظر علمی پذیرش ندارد. او توضیح میدهد که احیای دریاچه ارومیه کار راحتی نیست و نیازمند برنامهریزی منظم و قوی است که تا به حال به طور کامل انجام نشده است. نتیجه چنین کمتوجهی به ورودیها و مدیریت منابع آبی منجر به وضعیت اسفناک فعلی دریاچه شده است؛ هنوز هم تلاشها برای تأمین حقابه از طریق سدهای ورودی به دریاچه ناکام مانده و این تنها یکی از مشکلاتی است که باید به آن پرداخته شود. چطور انتظار داریم دریاچه ارومیه احیا شود؟ این سوالی است که معتق با صداقت مطرح میکند و خطر کاهش بیش از حد اکوسیستمهای محلی را گوشزد میکند. او با بیان اینکه ممکن است اشتباه کرده و بدبین نباشد، اما تجربهای که از بازدیدها و بررسیهایش در دریاچه ارومیه دارد، حاکی از وجود یک نقص اساسی است: نبود توان علمی و اجرایی کافی در ایران برای حل چنین مسائل پیچیدهای. این سخنان نشان میدهد که سطح تصمیمگیریهای عملیاتی در ایران با چالشهای بنیادینی روبهروست و توجه به ظرفیتهای علمی و اجرایی، بهویژه در زمینه منابع آبی و مدیریت زیست محیطی، ضروری است. در کنار این نکتهها، باید به نقش فرایندهای علمی و ارتباط بین دانشگاهها، دستگاههای اجرایی و جامعه محلی توجه کرد تا سیاستهای آبی و محیط زیستی بتوانند با واقعیتهای محلی هماهنگ شوند. این مجموعه از اطلاعات و روایتها، تصویری از وضعیتی را ارائه میدهد که از دل تاریخچههای مختلف برخوردار است و نشان میدهد که برای تغییر مسیر، نیاز به راهبردهای بلندمدت و پایدار وجود دارد. در حالی که برخی مقامات ادعای احیا کردهاند، واقعیت ارزیابی علمی از وضعیت دریاچه نشان میدهد که هنوز فاصله زیادی با تعادل آبی و بهبود اکوسیستمهای پیرامونی وجود دارد و این تفاوت، نمایانگر چالشهای اجرایی در سطح ملی است که باید به صورت عمیق و با مشارکت تخصصی مورد بررسی قرار گیرد.
تحلیل اجرایی-اجتماعی از وضعیت دریاچه ارومیه
این تحلیل یکپارگرافه و در آن به الزامات عملیاتی و مدیریتی توجه میشود: بدون تقویت ظرفیت کارشناسی-اجرایی، بهکارگیری تنها شعارها یا گزارشهای تبلیغی درباره احیای دریاچه ارومیه نمیتواند به نتیجه ملموسی منجر شود؛ اصلاح سیاستهای آبی، بهبود مدیریت منابع آب، شفافسازی در فرآیند تخصیص و پایش ورودی آب به دریاچه، و همکاری دقیق میان دانشگاهها، سازمانهای محیط زیست و نهادهای اجرایی از جمله ضروریات هستند. در کنار این موارد، باید از هر گونه راهبرد کوتاهمدت که تنها به کاهش یا افزایش سطح آب بهطور موقت میاندیشد پرهیز کرد و به طرحهایی با افق بلندمدت و پایدار اعتماد کرد. همچنین، توجه به اصول قانونی جمهوری اسلامی ایران و حفظ امنیت زیست محیطی و بهداشت عمومی در قالب سیاستهای مشارکتی و آمایش سرزمین، میتواند به بهبود وضعیت کمک کند. در نهایت، آینده حفاظت از دریاچه ارومیه به تقویت ساختارهای علمی-اجرایی و نظارت دقیق بر عملیات آبرسانی و اکوسیستمهای حاشیهای بستگی دارد و تنها با عمل به این اصول میتوان به نتیجهای که جامعه محلی و محیط زیست انتظارش را دارند، دست یافت.
