پیشدرآمد و چارچوب مذاکرات اخیر
در گفتوگویی که در گزارشهای اخیر منتشر شد، نصرتالله تاجیک، دیپلمات پیشین کشورمان در اردن، به ارزیابی تازهای از تحولات سوریه و جایگاه بازیگران منطقهای پرداخت. او با اشاره به روند کنونی_regionی گفت که هرچند برخی گمانهزنیها از ثبات نسبی سخن میگویند، اما به باور او بیثباتی میتواند با شدت گرفتن تعاملات داخلی و بینالمللی دوباره بالا بگیرد. تاجیک در قالب یک تحلیل نسبتاً تلویحی به این نکته اشاره میکند که بیثباتی سوریه به شدت به واکنشهای بازیگران فرامنطقهای بستگی دارد و در صورتی که این بازیگران با انگیزههای گسترده و گاه متضاد وارد عمل شوند، آتش زیر خاکستر دوباره زبانه میکشد. این بخش از گفتوگو به گزارش تیم آرشیو کامل گواه صریحی بر این نکته دارد که زمینههای بیثباتی همچنان زنده است و تنها مرزهای ثبات میتواند با تغییر در رفتار بازیگران تغییر یابد.
زمینههای سوریه و حضور بازیگران منطقهای و بینالمللی
تاجیک خاطرنشان کرد که وضعیت کنونی سوریه در مقایسه با سال گذشته به سمت ثبات یا بیثباتی مزمن گرایش مییابد و این گرایش به شدت به رفتار و تصمیمگیری بازیگران منطقهای و فرامنطقهای وابسته است. او توضیح میدهد که فعال بودن برخی گروهها و نیروهای فرامحلی مثل داعش و درگیریهای میان نیروهای جولانی، کردها، علویون و دروزیها میتواند زمینهای برای گسترش بیثباتی باشد و احتمال تشدید تنشها همچنان وجود دارد. در این چارچوب، تاجیک تأکید میکند که پیشبینی دقیق آینده سوریه به میزان دخالت و جهتگیری این بازیگران بستگی دارد و هر تغییر کوچک در استراتژیهای آنان میتواند نقطه عطفی در مسیر آتی تحولات باشد. در صحبتهای او همچنین تأکید میشود که بیثباتی داخلی Syria نیازمند تحلیل عمیقتر درباره نقش ایالات متحده، اسرائیل، و متحدان منطقهای است و این عاملها میتوانند با استفاده از ابزارهای مختلفی چون حمایتهای مالی، نظامی یا دیپلماتیک بر تعادلهای داخلی تاثیر بگذارند. به گزارش تیم آرشیو کامل، یکی از نکات کلیدی این بحث، ارزیابی از این است که اگر تنشها به سطحی بالاتر از اکنون برسد، فرصتهای تغییر موازنه قدرت در درون سوریه و همسایگان آن به سرعت تغییر میکند.
نقش آفرینان منطقهای و بینالمللی در برابر سوریه
در متن گفتوگو، تاجیک به نقشآفرینی ترکیه، ایران و اسرائیل اشاره میکند و توضیح میدهد که این بازیگران ممکن است با ترکیبی از فشار، میانجیگری و گاه تهدید، سیاستهای سوریه را به سمت منافع خود سوق دهند. او با اشاره به این نکته که وضعیت هرچه جلوتر برود ممکن است شدت بیثباتی افزایش یابد، تأکید میکند که عوامل بیرونی همچنان مرکز ثقل تحولات سوریه هستند و هرگونه نوسان در سیاستهای آمریکا، اسرائیل و همپیمانانشان میتواند به سرعت دچار تغییراتی در صحنه سوریه شود. همچنین اشاره میکند که در این میان، بازنماییهای داخلی همچون جایگاه کردها در شرق سوریه، علویون در غرب و دروزیها در جنوب به عنوان منابع تنش یا فرصتهای احتمالی، در کانون کشمکشهای منطقهای باقی میمانند. این تحلیل نشان میدهد که گسلهای تاریخی-جمعی حول اقلیتهای مذهبی و نژادی همچنان میتواند نقشی تعیینکننده در آینده سوریه ایفا کند و با توجه به پیوندشان با کشورهای همسایه از جمله ترکیه و لبنان، بر پیچیدگی صحنه سیاسی منطقه میافزاید.
لبنان، روابط ایران و سیاستهای آمریکا در نگاه تاجیک
یکی از محورهای کلیدی گفتوگو این است که در سالهای آینده، آمریکا به دنبال چارچوبهایی است که امنیت و ثبات را در منطقه فراهم کند، اما در گام دوم ممکن است اقداماتی برای قطع ارتباط ایران با لبنان را در نظر بگیرد. تاجیک توضیح میدهد که این دومین هدف کلان آمریکا در منطقه است و در کنار آن، منافع اقتصادی و منابع طبیعی در سوریه نیز به لحاظ استراتژیک اهمیت دارد. او تحلیل میکند که این رویکرد میتواند تا اندازهای به تغییر جغرافیای نفوذ طرفهای مختلف منجر شود و اثرات آن به لبنان، اسرائیل و ایران محدود نمیشود بلکه کل منطقه را تحتتأثیر قرار میدهد. علاوه بر این، تاجیک به نقش امریکا در بهرهبرداری از کردها در شرق سوریه به عنوان نیرویی برای حفظ امنیـت در شرق این کشور و محافظت از تأمین منابع نفتی اشاره میکند و میگوید که این استفاده از نیروی قومی میتواند به تنشهای آتی دامن بزند و به ویژه در مواجهه با ترکیه یا متحدان ایران، میتواند به شکل غیرمستقیم بر لبنان و فلسطین نیز اثر بگذارد. در این راستا، او به نقش اسرائیل و درگیریهای منطقهای اشاره میکند و میگوید که تحولات لبنان و اسرائیل میتواند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر سوریه و منطقه تاثیر گذار باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیل از انسجام منطقهای برخوردار است و نشان میدهد که چگونه منافع و رویکردهای آمریکا میتواند مسیرهای مختلفی را پیش روی سوریه و لبنان بگذارد و این مسیرها در نهایت به نفع یا ضرر اقتصاد و امنیت منطقه تمام شود.
نگاه به آینده: فرصتها و محدودیتهای اجرایی برای ایران
در ادامه بحث، تاجیک به چالشهایی اشاره میکند که ایران در مواجهه با این سناریوها باید از آنها عبور کند. او بر اهمیت حفظ رابطه با همسایهها و جلوگیری از گسسته شدن تعاملها تأکید میکند و میگوید که قطع یا تضعیف روابط با لبنان از منظر اجرایی و امنیتی میتواند به طور جدی چرخه امنیتی-اقتصادی منطقه را مختل کند. وی همچنین به این نکته اشاره میکند که هرگونه اقدامی که به شکل تحریکآمیز یا خلاف منافع ملی باشد، به شدت از سوی کشورها و نهادهای بینالمللی زیر نظر قوانین داخلی و چارچوبهای امنیتی ایران قرار میگیرد. Tajik تأکید میکند که باید از طریق کانالهای دیپلماتیک و ابزارهای قانونی داخلی با این موضوع برخورد شود و هرگونه گام خلاف اصول و منافع ملی میتواند به پیامدهای غیرقابل جبران منجر شود. در این راستا، او تأکید میکند که به رغم وجود فشارهای منطقهای، ایران باید با هوشیاری از هزینههای هرگونه تقابل اضافی پرهیز کند و به تقویت همکاریهای موجود با همسایگان و سایر بازیگران منطقهای بیندیشد. گامهای محتاطانه و مبتنی بر دیپلماسی و حفظ امنیت ملی از نگاه تاجیک، مسیر امنتری برای ایران به نظر میرسد تا اقدامات تند یا غیرمتعارف که میتواند به تشدید بیثباتی منجر شود.
فرصتها و خطرات آینده برای ایران و منطقه
بر اساس محتوای گفتوگو، میتوان چنین نتیجه گرفت که آینده منطقه به شدت به سیاستهای بازیگران اصلی بستگی دارد: آمریکا، ایران، اسرائیل و کشورهای همسایه که هر کدام با ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی به دنبال تعریف نقشی در سوریه و لبنان هستند. اگر بازیگران اصلی با رویکردی مبتنی بر منافع ملی، دیپلماسی فعال و همکاری با رویکردهای چندجانبه عمل کنند، میتوان انتظار داشت که فضا به مرور به سمت ثبات نسبی و کاهش تنشها متمایل شود. در مقابل، هر گونه گشایش در مسیر منافع سیاسی و اقتصادی به قیمت تضعیف امنیت منطقه یا نقض حاکمیت ملی خواهد بود و میتواند به تشدید بیثباتی و پیامدهای غیرقابل پیشبینی منجر شود. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که تصمیمگیریهای آینده باید با اتکا به اصول قانونی، احترام به حاکمیت ملی و حفظ انسجام اجتماعی اتخاذ شود تا از هر گونه کشمکش بزرگتری که میتواند اقتصاد و امنیت کل منطقه را با خطر جدی مواجه کند، جلوگیری به عمل آورد. با توجه به این چارچوب، ایران میکوشد با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و همکاریهای منطقهای، ثباتی را که برای اقتصاد و امنیت ملی ضروری است تثبیت کند و از هر گونه حرکتی که ممکن است به گسست روابط با لبنان یا دیگر همسایگان منجر شود، پرهیز نماید. این رویکرد نه تنها به منافع ملی ایران پاسخ میدهد بلکه میتواند به عنوان الگویی برای مدیریت بحرانهای منطقهای نیز در نظر گرفته شود.
تحلیل حقوقی-اجرایی و اثرگذاری بر چارچوبهای جمهوری اسلامی ایران
این تحلیل میکوشد با رعایت اصول قانونی و چارچوبهای امنیت ملی، توضیح دهد که هر گونه اقدام راهبردی در روابط با لبنان و همسایگان، باید از طریق مراجع رسمی و دیپلماسی رسمی انجام شود و هر گونه تلاش برای انحراف از این مسیر میتواند نقض قوانین داخلی و مصالح امنیتی محسوب شود. در نهایت، حفظ و تقویت روابط با همسایگان و کاربران منطقهای و اجتناب از اقداماتی که منجر به بیثباتی گسترده شود، میتواند به ثبات بلندمدت و حفاظت از منافع ملی کمک کند. چنین رویکردی باید با در نظر گرفتن شرایط اجرایی کشور، سازوکارهای قانونی داخلی و هماهنگی با سیاستهای کلان امنیتی و اقتصادی دنبال شود تا از طریق مسیرهای قانونی و دیپلماتیک، منافع ملی به روال طبیعی تامین گردد.
